پرش به محتوا

یقین: تفاوت میان نسخه‌ها

از ویکی ایران
Samei (بحث | مشارکت‌ها)
صفحه‌ای تازه حاوی «'''يقين،''' علمي است كه با آن هيچ شك نباشد و در اصطلاح تصوّف و عرفان واپسين حال از احوال دهگانة سالكان راه حق [← حال]  و آخرين مرحلة دانشي است كه نه با حجت و برهان؛ بلكه با محبت و ايمان به دست مي‌آيد و دارندة اين دانش به حقيقتي ناب مي‌رسد و با چشم د...» ایجاد کرد
 
Samei (بحث | مشارکت‌ها)
بدون خلاصۀ ویرایش
 
(۱۲ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۲ کاربر نشان داده نشد)
خط ۱: خط ۱:
'''يقين،''' علمي است كه با آن هيچ شك نباشد و در اصطلاح تصوّف و عرفان واپسين حال از احوال دهگانة سالكان راه حق [← حال]  و آخرين مرحلة دانشي است كه نه با حجت و برهان؛ بلكه با محبت و ايمان به دست مي‌آيد و دارندة اين دانش به حقيقتي ناب مي‌رسد و با چشم دل صافي ناديدني را مي‌بيند.<sup>1</sup> يقين داراي درجه و سه مرتبه است:
'''[[یقین]]،''' علمی است که به آن هیچ شک نباشد و در اصطلح [[تصوف|تصوّف]] و عرفان وزپسین حل ز حول ده گانه سلوک راه [[حق]] [← حل]  و آخرین مرحله دانشی است که نه با حجت و [[برهان]]؛ بلکه با محبت و [[یقین]] به دست می آید و دارنده این دانش به حقیقتی ناب می رسد و به چشم دل صفای نادیدنی را می بیند<ref> جرجانی. '''''التعریفات'''''. بیروت: 1990م، ص37- 38، 249.</ref>. یقین دریک درجه و سه مرتبه است:


'''1) علم‌اليقين،''' و آن دانشي است كه در پرتو دليل و عقل و استدلال حاصل مي‌شود، چنان‌كه اگر في‌المثل كسي در باب مستي مي مطلبي بشنود و خود در باب آن بينديشد و به حقيقت مستي علم حاصل كند، علم او را علم‌اليقين مي‌نامند.   ''' '''
=== 1) علم‌الیقین ===
و آن دانشی است که در پرتو دلیل و عقل و استدلال حاصل می شود، چنین‌که اگر فیل مثل کسی در باب مستی می مطلبی بشنود و خود در باب آن بیندیشد و به حقیقت مستی علم حصل کند، علم و در علم‌الیقین می نماند.''' '''


'''2) عين‌اليقين،''' و آن دانشي است كه با گونه‌اي مشاهده و كشف و شهود حاصل مي‌شود، چنان‌كه اگر كسي مي را ببيند و شاهد باده‌گساري مستان گردد، دانش او را به مي و مستي، عين‌اليقين مي‌گويند.
=== 2) عین‌الیقین ===
و آن دانشی است که به گونه‌ای مشاهده و کشف و شهود حاصل می شود، چنان‌که گر کسی می را ببیند و شهد باده‌گسری مست نگردد، دانش و راه به می و مستی، عین‌الیقین می گویند.


'''3) حق‌اليقين،''' و آن دانشي است كه تجربة شخصي و ادراك مستقيم به بار آيد چنان‌كه اگر كسي خود باده نوشد و حقيقت مي و مستي را تجربه كند، از دانش او به مي و مستي به حق‌اليقين تعبير مي‌شود. '''مثال ديگر:''' اگر كسي بشنود كه كسي عاشق شده، و بدين ترتيب نسبت به عشق آگاهي يابد علم او به عشق، علم‌اليقين است و چون حكايت عشق و عاشقي، عاشقي را خود ببيند و از عشق آگاهي به دست آورد نسبت به عشق به عين‌اليقين رسيده و چون خود عاشق شود و با همة وجود حكايت عشق را دريابد نسبت به عشق به حق‌اليقين دست يافته است.<sup>2</sup>  
=== 3) حق‌الیقین ===
و آن دانشی است که تجربه شخصی و درک مستقیم به بر آید چنانکه گر کسی خود بده نوشد و حقیقت می و مستی را تجربه کند، ز دانش و به می و مستی به حق‌الیقین تعبیر می شود. '''مثل دیگر:''' گر کسی بشنود که کسی عاشق شده، و بدین ترتیب نسبت به [[عشق]] آگاهی یابد علم و به [[عشق]]، علم‌الیقین است و چون حکایت [[عشق]] و عاشقی، عشقی راه خود ببیند و از [[عشق]] آگاهی به دست آورد نسبت به عاشق به عین‌الیقین رسیده و چون خود عاشق شود و با همه وجود حکایت [[عشق]] را دریابد نسبت به [[عشق]] به حق‌الیقین دست یافته است<ref>سراج نیشابوری. '''''اللّمع فی التّصوف'''''. به کوشش نیکلسن، لیدن: 1914م، ص70- 73.</ref><ref>قطب‌الدین ابوالمظفر . '''''صوفی‌نامه'''''. به کوشش دکتر غلامحسین یوسفی، تهران: 1368، ص 198- 199.</ref><ref>لاهیجی. '''''مفاتیح لعجز'''''. چاپ زوار، تهران: 1371، ص201'''.'''</ref>.


== نیز نگاه کنید به ==


'''مآخذ:'''
* [[تصوف]]
* [[حق]]<br />
== مآخذ ==
<references />
== منبع اصلی ==


'''1.    '''جرجاني. '''''تعريفات'''''.
[https://icro.ir/ سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، مرکز مطالعات راهبردی روابط فرهنگی] (1398). دانشنامه ایران. تهران: [https://alhoda.ir/ موسسه فرهنگی هنری و انتشارات بین المللی الهدی]،
 
'''2.    '''سراج نيشابوري. '''''اللمع''''' '''''في''''' '''''التصوف'''''. به كوشش نيكلسن، ليدن: 1914م، ص70- 73؛ ابوالمظفر. '''''صوفي‌نامه'''''. به كوشش دكتر غلامحسين يوسفي، تهران: 1368، ص 198- 199؛ لاهيجي. '''''مفاتيح الاعجاز'''''. چاپ زوار، تهران: 1371، ص201'''.'''


== نویسنده مقاله ==
اصغر دادبه
اصغر دادبه
[[رده:عرفان، فلسفه و کلام]]

نسخهٔ کنونی تا ‏۱ مهٔ ۲۰۲۵، ساعت ۱۶:۰۷

یقین، علمی است که به آن هیچ شک نباشد و در اصطلح تصوّف و عرفان وزپسین حل ز حول ده گانه سلوک راه حق [← حل]  و آخرین مرحله دانشی است که نه با حجت و برهان؛ بلکه با محبت و یقین به دست می آید و دارنده این دانش به حقیقتی ناب می رسد و به چشم دل صفای نادیدنی را می بیند[۱]. یقین دریک درجه و سه مرتبه است:

1) علم‌الیقین

و آن دانشی است که در پرتو دلیل و عقل و استدلال حاصل می شود، چنین‌که اگر فیل مثل کسی در باب مستی می مطلبی بشنود و خود در باب آن بیندیشد و به حقیقت مستی علم حصل کند، علم و در علم‌الیقین می نماند. 

2) عین‌الیقین

و آن دانشی است که به گونه‌ای مشاهده و کشف و شهود حاصل می شود، چنان‌که گر کسی می را ببیند و شهد باده‌گسری مست نگردد، دانش و راه به می و مستی، عین‌الیقین می گویند.

3) حق‌الیقین

و آن دانشی است که تجربه شخصی و درک مستقیم به بر آید چنانکه گر کسی خود بده نوشد و حقیقت می و مستی را تجربه کند، ز دانش و به می و مستی به حق‌الیقین تعبیر می شود. مثل دیگر: گر کسی بشنود که کسی عاشق شده، و بدین ترتیب نسبت به عشق آگاهی یابد علم و به عشق، علم‌الیقین است و چون حکایت عشق و عاشقی، عشقی راه خود ببیند و از عشق آگاهی به دست آورد نسبت به عاشق به عین‌الیقین رسیده و چون خود عاشق شود و با همه وجود حکایت عشق را دریابد نسبت به عشق به حق‌الیقین دست یافته است[۲][۳][۴].

نیز نگاه کنید به

مآخذ

  1. جرجانی. التعریفات. بیروت: 1990م، ص37- 38، 249.
  2. سراج نیشابوری. اللّمع فی التّصوف. به کوشش نیکلسن، لیدن: 1914م، ص70- 73.
  3. قطب‌الدین ابوالمظفر . صوفی‌نامه. به کوشش دکتر غلامحسین یوسفی، تهران: 1368، ص 198- 199.
  4. لاهیجی. مفاتیح لعجز. چاپ زوار، تهران: 1371، ص201.

منبع اصلی

سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، مرکز مطالعات راهبردی روابط فرهنگی (1398). دانشنامه ایران. تهران: موسسه فرهنگی هنری و انتشارات بین المللی الهدی،

نویسنده مقاله

اصغر دادبه