متعه: تفاوت میان نسخهها
ظاهر
بدون خلاصۀ ویرایش |
|||
| (یک نسخهٔ میانیِ ایجادشده توسط همین کاربر نشان داده نشد) | |||
| خط ۱: | خط ۱: | ||
'''متعه،''' عقد زناشویی برای مدت معیّن. | '''متعه،''' عقد زناشویی برای مدت معیّن. | ||
متعه، در لغت، به معنی توشه اندک است<ref>یزدی، سیدمحمدکاظم. '''''عروه الوثقی'''''. ج2، ص655.</ref> و در معانی مختلف استفاده میشود: | متعه، در لغت، به معنی توشه اندک است<ref>یزدی، سیدمحمدکاظم. '''''عروه الوثقی'''''. ج2، ص655.</ref> و در معانی مختلف استفاده میشود: | ||
# [[نکاح]] منقطع، عقد زناشویی است که مدت آن معین<ref>ماده 1075 و 1076 قانون مدنی.</ref> و متصل به تاریخ عقد است و باید همراه با ذکر صداق باشد<ref>ماده 1087 قانون مدنی.</ref>، در غیر این صورت، عقد، باطل است. در صورت عدم تعیین مدت، عقد، دائمی محسوب میشود؛ | |||
# متعه [[نکاح|النکاح]] یا متعه النساء، همان [[نکاح]] منقطع است که نزد عوام، صیغه نامیده میشود<ref>'''''تفسیر قرطبی'''''. ج5، ص30- 35؛ ج1، ص321/ 13.</ref> <ref>'''''مجمعالبحرین'''''. ص. 42 و ص. 333.</ref>و در برابر متعه الحج استفاده میشود<ref name=":0">'''''فرهنگنامه حج'''''.</ref>؛ | |||
# متعه الحج، زمانی است میان عمره و حج که برای حج گذار محل میشود و التذاز و انتفاعی که به سبب احرام بر او ممنوع شده، خصوصاً لذت جنسی، برای او جایز میگردد<ref name=":0" /><ref>'''''تفسیر قرطبی'''''. ج2، ص387- ج7، ص397.</ref><ref>'''''تهذیب اللغه.''''' 2/85/2.</ref><ref>ابناثیر. '''''نهایه'''''. ج4، ص292.</ref><ref>'''''مجمعالبحرین'''''. ص333.</ref><ref>شهید ثانی. '''''الروضه البهیه فی شرح المعه''''' '''''الدمشقیه'''''. قم: انتشارات حوزه علمیه، ج2، ص204.</ref>؛ | |||
# متعه [[طلاق|الطلاق]] یا مهرالمتعه، مالی است که مستحب است، زوج، موقع [[طلاق]] به زوجه هبه کند<ref>ابناثیر. '''''نهایه'''''. جلد 4، ص. 292.</ref><ref>'''''مجمعالبحرین'''''. ص333.</ref>. | |||
''' | مهرالمتعه در نزد علمای اهل سنت به دو گونه است: مهر المتعه واجب، که به زنی تعلق میگیرد که تعیین [[مهر پرستی|مهر]] را تفویض کرده و پیش از نزدیکی، [[طلاق]] داده شده و مهرالمتعه مستحب، برای زنی که بعد از نزدیکی، [[طلاق]] داده شده است<ref>الجزیری'''''. الفقه علی المذاهب الخمسه'''''. ج4، ص118 و 119.</ref>. مهرالمتعه در فقه امامیه، حق زنی است که [[مهریه|مهر]] او در هنگام عقد، ذکر نشده و پیش از نزدیکی و تعیین [[مهریه|مهر]]، [[طلاق]] داده شده است<ref>نجفی، محمدحسن. '''''جواهر الکلام'''''. ج31، ص58.</ref><ref>محقق حلی. '''''شرایع الاسلام'''''. ج2، ص547 و 548.</ref>. ملاک اصلی در تعیین مهر المتعه، بنا بر رأی مشهور فقهای شیعه امامیه، وضعیت مالی زوج است<ref>'''''جواهرالکلام'''''. ج31، ص54 و 55.</ref>. | ||
== نیز نگاه کنید به == | |||
* [[نکاح]] | |||
* [[طلاق]] | |||
* [[نفقه]] | |||
* [[مهریه]] | |||
== مآخذ == | |||
<references /> | |||
== منبع اصلی == | |||
[https://icro.ir/ سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، مرکز مطالعات راهبردی روابط فرهنگی] (1398). دانشنامه ایران. تهران: [https://alhoda.ir/ موسسه فرهنگی هنری و انتشارات بین المللی الهدی]، | |||
== نویسنده مقاله == | |||
اسدالله معظمی گودرزی | اسدالله معظمی گودرزی | ||
[[رده:علوم اسلامی و حقوق فقهی]] | |||
نسخهٔ کنونی تا ۷ مهٔ ۲۰۲۵، ساعت ۱۵:۲۵
متعه، عقد زناشویی برای مدت معیّن.
متعه، در لغت، به معنی توشه اندک است[۱] و در معانی مختلف استفاده میشود:
- نکاح منقطع، عقد زناشویی است که مدت آن معین[۲] و متصل به تاریخ عقد است و باید همراه با ذکر صداق باشد[۳]، در غیر این صورت، عقد، باطل است. در صورت عدم تعیین مدت، عقد، دائمی محسوب میشود؛
- متعه النکاح یا متعه النساء، همان نکاح منقطع است که نزد عوام، صیغه نامیده میشود[۴] [۵]و در برابر متعه الحج استفاده میشود[۶]؛
- متعه الحج، زمانی است میان عمره و حج که برای حج گذار محل میشود و التذاز و انتفاعی که به سبب احرام بر او ممنوع شده، خصوصاً لذت جنسی، برای او جایز میگردد[۶][۷][۸][۹][۱۰][۱۱]؛
- متعه الطلاق یا مهرالمتعه، مالی است که مستحب است، زوج، موقع طلاق به زوجه هبه کند[۱۲][۱۳].
مهرالمتعه در نزد علمای اهل سنت به دو گونه است: مهر المتعه واجب، که به زنی تعلق میگیرد که تعیین مهر را تفویض کرده و پیش از نزدیکی، طلاق داده شده و مهرالمتعه مستحب، برای زنی که بعد از نزدیکی، طلاق داده شده است[۱۴]. مهرالمتعه در فقه امامیه، حق زنی است که مهر او در هنگام عقد، ذکر نشده و پیش از نزدیکی و تعیین مهر، طلاق داده شده است[۱۵][۱۶]. ملاک اصلی در تعیین مهر المتعه، بنا بر رأی مشهور فقهای شیعه امامیه، وضعیت مالی زوج است[۱۷].
نیز نگاه کنید به
مآخذ
- ↑ یزدی، سیدمحمدکاظم. عروه الوثقی. ج2، ص655.
- ↑ ماده 1075 و 1076 قانون مدنی.
- ↑ ماده 1087 قانون مدنی.
- ↑ تفسیر قرطبی. ج5، ص30- 35؛ ج1، ص321/ 13.
- ↑ مجمعالبحرین. ص. 42 و ص. 333.
- ↑ ۶٫۰ ۶٫۱ فرهنگنامه حج.
- ↑ تفسیر قرطبی. ج2، ص387- ج7، ص397.
- ↑ تهذیب اللغه. 2/85/2.
- ↑ ابناثیر. نهایه. ج4، ص292.
- ↑ مجمعالبحرین. ص333.
- ↑ شهید ثانی. الروضه البهیه فی شرح المعه الدمشقیه. قم: انتشارات حوزه علمیه، ج2، ص204.
- ↑ ابناثیر. نهایه. جلد 4، ص. 292.
- ↑ مجمعالبحرین. ص333.
- ↑ الجزیری. الفقه علی المذاهب الخمسه. ج4، ص118 و 119.
- ↑ نجفی، محمدحسن. جواهر الکلام. ج31، ص58.
- ↑ محقق حلی. شرایع الاسلام. ج2، ص547 و 548.
- ↑ جواهرالکلام. ج31، ص54 و 55.
منبع اصلی
سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، مرکز مطالعات راهبردی روابط فرهنگی (1398). دانشنامه ایران. تهران: موسسه فرهنگی هنری و انتشارات بین المللی الهدی،
نویسنده مقاله
اسدالله معظمی گودرزی