پرش به محتوا

قوم کُرد: تفاوت میان نسخه‌ها

از ویکی ایران
Samei (بحث | مشارکت‌ها)
صفحه‌ای تازه حاوی «'''كُرد،''' از اقوام ايراني پراكنده در ايران، عراق، تركيه و چند كشور ديگر. '''معاني و وجه تسميه،''' فرهنگ‌هاي فارسي واژة كُرد را بيابانگرد، چوپان، گوسفندچران و چادرنشين و بدوي معنا كرده‌اند.<sup>1</sup> برخي واژة كُرد را مأخوذ از واژة گُرد فارسي و به م...» ایجاد کرد
 
Samei (بحث | مشارکت‌ها)
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۱: خط ۱:
'''كُرد،''' از اقوام ايراني پراكنده در ايران، عراق، تركيه و چند كشور ديگر.
'''کُرد،''' از اقوام ایرانی پراکنده در ایران، عراق، ترکیه و چند کشور دیگر.


'''معاني و وجه تسميه،''' فرهنگ‌هاي فارسي واژة كُرد را بيابانگرد، چوپان، گوسفندچران و چادرنشين و بدوي معنا كرده‌اند.<sup>1</sup> برخي واژة كُرد را مأخوذ از واژة گُرد فارسي و به معناي دلير و پهلوان آورده‌اند. بر اساس داستان‌هاي شاهنانه 400 جواني كه از بيم كشته شدن، از دست ضحاك گريخته و به كوهستان‌ها و بيابان پناه برده بودند، كٌرد (= فراري و كوه‌نشين) ناميده شدند.<sup>2</sup>  
'''معانی و وجه تسمیه،''' فرهنگ‌های فارسی واژة کُرد را بیابانگرد، چوپان، گوسفندچران و چادرنشین و بدوی معنا کرده‌اند.<sup>1</sup> برخی واژة کُرد را مأخوذ از واژة گُرد فارسی و به معنای دلیر و پهلوان آورده‌اند. بر اساس داستان‌های شاهنانه 400 جوانی که از بیم کشته شدن، از دست ضحاک گریخته و به کوهستان‌ها و بیابان پناه برده بودند، کٌرد (= فراری و کوه‌نشین) نامیده شدند.<sup>2</sup>  


'''اصل و نسب و خاستگاه،''' برخي اصل و نسب كردها را همان 400 جوان ايراني كه از دست ضحاك به كوهستان گريخته بودند، دانسته‌اند.<sup>3</sup> منابع تاريخي دورة اسلامي نيز كردها را ايراني‌الاصل و از نسل كُرد بن اسفنديار بن منوچهر دانسته‌اند.<sup>4</sup> در اين باره نظرات ديگري هم وجود دارد: مثلاً برخي كردها را اصلاً عرب مي‌دانند و ادعاي خود را با روايت داستان‌هايي بر مبناي فقه‌اللغة عاميانه توجيه مي‌كنند.<sup>5</sup>
'''اصل و نسب و خاستگاه،''' برخی اصل و نسب کردها را همان 400 جوان ایرانی که از دست ضحاک به کوهستان گریخته بودند، دانسته‌اند.<sup>3</sup> منابع تاریخی دورة اسلامی نیز کردها را ایرانی‌الاصل و از نسل کُرد بن اسفندیار بن منوچهر دانسته‌اند.<sup>4</sup> در این باره نظرات دیگری هم وجود دارد: مثلاً برخی کردها را اصلاً عرب می‌دانند و ادعای خود را با روایت داستان‌هایی بر مبنای فقه‌اللغة عامیانه توجیه می‌کنند.<sup>5</sup>


تقريباً همة منابعي كه به شناسايي تاريخ كهن كردها پرداخته‌اند، كوهستان‌هاي زاگرس و سرزمين‌هاي اطراف آن را از نخستين خاستگاه كردها عنوان كرده‌اند. بنابراين پژوهشگران براي شناسايي خاستگاه نخستين كردها به توصيف تاريخ حكومت‌هاي باستاني سده‌هاي پيش از ميلاد مانند سومر، اكد، آشور و بابل و... مي‌پردازند كه مناطق مختلف و مردم بومي سرزمين‌هاي زاگرس را زير سلطة خود داشتند. مثلاً چون در كتيبة سومري كه قدمتي در حدود 2000 سال قبل از ميلاد دارد از اقوامي به نام كَرْدَكَ يا قَرْدَكَ، ساكن سرزمين‌هاي جنوب درياچة وان، نام برده شده است، پژوهشگران اين اقوام را اصل و نسب كردها و سرزمين آن‌ها را خاستگاه نخستينشان دانسته‌اند.<sup>6</sup> همچنين استرابو، به نواحي اطراف دجله كه محل سكونت گروه‌هايي موسوم به كردوئن (گردوئن) كرد وفي بود، اشاره مي‌كند. برخي پژوهشگران كردشناس كردوئن (گردوئن) يا كرد وفي‌ها را همان كردها دانسته‌اند.<sup>7</sup> رشيد ياسمي‌بارد همة نظراتي كه دربارة اصل و منشاء كردها وجود دارد، خود نظر تازه‌اي ارائه مي‌كند. همو مي‌نويسد: در زمان‌هاي كهن در ناحية «جزيرة ابن عمر» كنوني منطقه‌اي به نام «قِرْدو» وجود داشت. طوايف ماد و پارس به آن منطقه مهاجرت كردند و آن‌جا را تحت تصرف خود درآوردند و بوميان منطقه زير نفوذ آن‌ها قرار گرفتند. از اين‌رو طوايف ماد و پارس به نام آن محل قِردو (كِردو) يا كٌرد ناميده‌ شدند.<sup>8</sup>  
تقریباً همة منابعی که به شناسایی تاریخ کهن کردها پرداخته‌اند، کوهستان‌های زاگرس و سرزمین‌های اطراف آن را از نخستین خاستگاه کردها عنوان کرده‌اند. بنابراین پژوهشگران برای شناسایی خاستگاه نخستین کردها به توصیف تاریخ حکومت‌های باستانی سده‌های پیش از میلاد مانند سومر، اکد، آشور و بابل و... می‌پردازند که مناطق مختلف و مردم بومی سرزمین‌های زاگرس را زیر سلطة خود داشتند. مثلاً چون در کتیبة سومری که قدمتی در حدود 2000 سال قبل از میلاد دارد از اقوامی به نام کَرْدَکَ یا قَرْدَکَ، ساکن سرزمین‌های جنوب دریاچة وان، نام برده شده است، پژوهشگران این اقوام را اصل و نسب کردها و سرزمین آن‌ها را خاستگاه نخستینشان دانسته‌اند.<sup>6</sup> همچنین استرابو، به نواحی اطراف دجله که محل سکونت گروه‌هایی موسوم به کردوئن (گردوئن) کرد وفی بود، اشاره می‌کند. برخی پژوهشگران کردشناس کردوئن (گردوئن) یا کرد وفی‌ها را همان کردها دانسته‌اند.<sup>7</sup> رشید یاسمی‌بارد همة نظراتی که دربارة اصل و منشاء کردها وجود دارد، خود نظر تازه‌ای ارائه می‌کند. همو می‌نویسد: در زمان‌های کهن در ناحیة «جزیرة ابن عمر» کنونی منطقه‌ای به نام «قِرْدو» وجود داشت. طوایف ماد و پارس به آن منطقه مهاجرت کردند و آن‌جا را تحت تصرف خود درآوردند و بومیان منطقه زیر نفوذ آن‌ها قرار گرفتند. از این‌رو طوایف ماد و پارس به نام آن محل قِردو (کِردو) یا کٌرد نامیده‌ شدند.<sup>8</sup>  


'''پيشينة تاريخي،''' آن‌چه دربارة پيشينة تاريخي كردها در دورة پيش از ورود اسلام به ايران وجود دارد، نظراتي است كه به خاستگاه و اصل و نسب آن‌ها اشاره مي‌كند، كه قسمت‌هايي از آن‌ آورده شد. بنابراين مي‌توان پيشينة تاريخي كردها را از زماني كه نامشان به صورت «اكراد» در متون تاريخي دورة اسلامي ذكر شد، دانست.
'''پیشینة تاریخی،''' آن‌چه دربارة پیشینة تاریخی کردها در دورة پیش از ورود اسلام به ایران وجود دارد، نظراتی است که به خاستگاه و اصل و نسب آن‌ها اشاره می‌کند، که قسمت‌هایی از آن‌ آورده شد. بنابراین می‌توان پیشینة تاریخی کردها را از زمانی که نامشان به صورت «اکراد» در متون تاریخی دورة اسلامی ذکر شد، دانست.


براساس متون تاريخي اعراب در 16ق/637م با فتح تكريت و حلوان به سرزمين كردها دست يافتند.<sup>9</sup> كردها در سال‌هاي نخست فتوحات اسلامي بارها بر اعراب شوريدند و خواهان تشكيل حكومت مستقل كرد بودند. شورش‌هاي استقلال‌ طلبانة كردها غالباً سركوب مي‌شد. كردها در زمان‌هاي منصور و المعتصم عباسي شورش‌هاي زيادي به پاكردند. همچنين آن‌ها در زمان قيام يعقوب‌ ليث صفاري وي را در لشكركشي به بغداد ياري رساندند.<sup>10</sup> نهايتاً كردها توانستند در 348ق به سركردگي حسنويه بن حسين و به ياري آل‌بويه در سر ماج بيستون حكومتي مستقل بنا نهند. حكومت كردان حسنويه با كشته شدن بدر بن حسنويه در 405ق از ميان رفت. در زمان زمامداري سلجوقيان سرزمين‌هاي كردنشين جزء قلمرو سلجوقيان شد و تمام امارت‌هاي كرد كه در دوره‌هاي پيشين اندك استقلالي به دست آورده بودند از ميان رفتند. در زمان سلجوقيان استان كردستان به مركزيت بهار به رسميت شناخته شد.<sup>11</sup> چون صلاح‌الدين ايوبي مؤسس و فرمانرواي سلسة ايوبيان از كردان طايفة روادي بود، در دروة حكومت ايوبيان كردها باز هم به امارت رسيدند و در امور حكومت دخالت داده شدند.<sup>12</sup>  
براساس متون تاریخی اعراب در 16ق/637م با فتح تکریت و حلوان به سرزمین کردها دست یافتند.<sup>9</sup> کردها در سال‌های نخست فتوحات اسلامی بارها بر اعراب شوریدند و خواهان تشکیل حکومت مستقل کرد بودند. شورش‌های استقلال‌ طلبانة کردها غالباً سرکوب می‌شد. کردها در زمان‌های منصور و المعتصم عباسی شورش‌های زیادی به پاکردند. همچنین آن‌ها در زمان قیام یعقوب‌ لیث صفاری وی را در لشکرکشی به بغداد یاری رساندند.<sup>10</sup> نهایتاً کردها توانستند در 348ق به سرکردگی حسنویه بن حسین و به یاری آل‌بویه در سر ماج بیستون حکومتی مستقل بنا نهند. حکومت کردان حسنویه با کشته شدن بدر بن حسنویه در 405ق از میان رفت. در زمان زمامداری سلجوقیان سرزمین‌های کردنشین جزء قلمرو سلجوقیان شد و تمام امارت‌های کرد که در دوره‌های پیشین اندک استقلالی به دست آورده بودند از میان رفتند. در زمان سلجوقیان استان کردستان به مرکزیت بهار به رسمیت شناخته شد.<sup>11</sup> چون صلاح‌الدین ایوبی مؤسس و فرمانروای سلسة ایوبیان از کردان طایفة روادی بود، در دروة حکومت ایوبیان کردها باز هم به امارت رسیدند و در امور حکومت دخالت داده شدند.<sup>12</sup>  


در دوره‌هاي حكومت خوارزمشاهيان و ايلخانيان كردستان عرصة تاخت و تاز مغول‌ها بود. چون كردها از اين حكومت‌ها تبعيت نكردند، شمار زيادي از آن‌ها در سال‌هاي مختلف كشته شدند. در زمان حكومت صفويان، كردستان تا 3 قرن عرصة تاخت و تاز و جنگ ميان پادشاهان صفوي و سلاطين عثماني بود. كردها در زمان نادرشاه افشار زماني به ياري او مي‌شتافتند و زماني از فرمان او سر مي‌تافتند. از اين‌رو بسياري از گروه‌هاي كرد مانند كردهاي چَمُشْگِزَكْ (كه بعدها به زعفرانلو معروف شدند) به نواحي شمالِ شرق و خراسان كوچانده شدند.<sup>13</sup>
در دوره‌های حکومت خوارزمشاهیان و ایلخانیان کردستان عرصة تاخت و تاز مغول‌ها بود. چون کردها از این حکومت‌ها تبعیت نکردند، شمار زیادی از آن‌ها در سال‌های مختلف کشته شدند. در زمان حکومت صفویان، کردستان تا 3 قرن عرصة تاخت و تاز و جنگ میان پادشاهان صفوی و سلاطین عثمانی بود. کردها در زمان نادرشاه افشار زمانی به یاری او می‌شتافتند و زمانی از فرمان او سر می‌تافتند. از این‌رو بسیاری از گروه‌های کرد مانند کردهای چَمُشْگِزَکْ (که بعدها به زعفرانلو معروف شدند) به نواحی شمالِ شرق و خراسان کوچانده شدند.<sup>13</sup>


زند را يكي از طايفه‌هاي مهم كرد به شمار آورده‌اند. كريم‌خان زند با پشتيباني چند طايفة كرد حكومت زنديه را تأسيس كرد. در زمان كريم‌خان زند چند طايفة كرد به شيراز مهاجرت كردند.<sup>14</sup>
زند را یکی از طایفه‌های مهم کرد به شمار آورده‌اند. کریم‌خان زند با پشتیبانی چند طایفة کرد حکومت زندیه را تأسیس کرد. در زمان [[کریم خان زند|کریم‌خان زند]] چند طایفة کرد به شیراز مهاجرت کردند.<sup>14</sup>


در دورة قاجار معاهدة 1346ق/1847م موسوم به ارزروم، ذهاب كردستان به دو قسمت ايراني و عثماني تقسيم شد و سليمانيه به ترك‌ها رسيد.
در دورة قاجار معاهدة 1346ق/1847م موسوم به ارزروم، ذهاب کردستان به دو قسمت ایرانی و عثمانی تقسیم شد و سلیمانیه به ترک‌ها رسید.


با آغاز قرن بيستم بحث تحديد مرزها بين دولت‌هاي تركيه، عراق و ايران مطرح شد. از اين‌رو در 1925م موصل به عراق واگذار شد و طي كنفرانس‌هاي سور و لوزان، صاحب منصبان كُرد متصدي پست‌هاي فرمانداري و رياست دادگستري شدند و در سراسر سرزمين كردستان  زبان رسمي تمام ادارات كردي شد.
با آغاز قرن بیستم بحث تحدید مرزها بین دولت‌های ترکیه، عراق و ایران مطرح شد. از این‌رو در 1925م موصل به عراق واگذار شد و طی کنفرانس‌های سور و لوزان، صاحب منصبان کُرد متصدی پست‌های فرمانداری و ریاست دادگستری شدند و در سراسر سرزمین کردستان  زبان رسمی تمام ادارات کردی شد.


در دورة حكومت پهلوي كشورهاي سوريه، لبنان، فلسطين، اردن و عراق از داخل امپراتوري عثماني تأسيس شدند و نظام سلطنتي امپراتوري عثماني برچيده شد و از بقاياي آن كشور تركيه به وجود آمد. از اين جهت كردها درسرزمين‌هاي قطعه قطعه شده و زير سلطة چندين دولت كوچك و بزرگ قرار گرفتند. در اين دوره كردهاي زيادي در جنبش‌هاي استقلال‌طلبانه شركت كردند. كردها اتحاديه‌هاي بومي كُرد را در اين دوره تشكيل دادند. در 1927م كردها اتحادية ملي «خوي‌بون= استقلال) را به فرماندهي احسان نوري پاشا تأسيس كردند. تلاش براي استقلال نهايتاً در 1946م/1325ش نتيجه داد. جمهوري خودمختار كرد به رهبري قاضي محمد در مهاباد تشكيل شد. اين دولت مستقل كرد به وسيلة كمك‌هاي دولت‌هاي خارجي از جمله اتحاد جماهير شوروي سابق تأسيس شد. حكومت‌ پهلوي براي مقابله با اين جمهوري خودمختار با تأسيس شركت توليد نفت توسط روس‌ها در ايران، منافع دولت شوروي را تأمين كرد. از اين‌رو حمايت شوروي از جمهوري مهاباد سلب شد و دولت كرد خودمختار در همان سال سقوط كرد.<sup>16</sup>
در دورة حکومت پهلوی کشورهای سوریه، لبنان، فلسطین، اردن و عراق از داخل امپراتوری عثمانی تأسیس شدند و نظام سلطنتی امپراتوری عثمانی برچیده شد و از بقایای آن کشور ترکیه به وجود آمد. از این جهت کردها درسرزمین‌های قطعه قطعه شده و زیر سلطة چندین دولت کوچک و بزرگ قرار گرفتند. در این دوره کردهای زیادی در جنبش‌های استقلال‌طلبانه شرکت کردند. کردها اتحادیه‌های بومی کُرد را در این دوره تشکیل دادند. در 1927م کردها اتحادیة ملی «خوی‌بون= استقلال) را به فرماندهی احسان نوری پاشا تأسیس کردند. تلاش برای استقلال نهایتاً در 1946م/1325ش نتیجه داد. جمهوری خودمختار کرد به رهبری قاضی محمد در مهاباد تشکیل شد. این دولت مستقل کرد به وسیلة کمک‌های دولت‌های خارجی از جمله اتحاد جماهیر شوروی سابق تأسیس شد. حکومت‌ پهلوی برای مقابله با این جمهوری خودمختار با تأسیس شرکت تولید نفت توسط روس‌ها در ایران، منافع دولت شوروی را تأمین کرد. از این‌رو حمایت شوروی از جمهوری مهاباد سلب شد و دولت کرد خودمختار در همان سال سقوط کرد.<sup>16</sup>


پس از سقوط جمهوري خودمختار كرد تا وقوع انقلاب اسلامي و برچيده‌ شدن حكومت پهلوي كردستان تقريباً در آرامش نسبي بود. با شروع انقلاب اسلامي و شروع جنگ ايران و عراق، احزاب خودمختار فراواني در كردستان تشكيل شد. مانند حزب دموكرات كردستان عراق به رهبري بارزاني كه عليه دولت بغداد مبارزه مي‌كرد و احزات دموكرات كردستان ايران، كومله، اتحادية ميهني كردستان كه مبارزات خود را در جهت ايجاد دولت مستقل از سرگرفتند. از اين‌رو كردستان عرصة جنگ و درگيري‌ ميان ايران و عراق و احزاب كرد موافق و مخالف اين دولت‌ها شد. از وقايع مهم ديگري كه مي‌توان به آن اشاره كرد، كشتار روستائيان كرد حلبچه است. در روزهاي پاياني جنگ ايران و عراق دولت عراق براي سركوب كردهاي روستايي شمال كشورش با بمباران شيميايي قتل عام كرد.
پس از سقوط جمهوری خودمختار کرد تا وقوع انقلاب اسلامی و برچیده‌ شدن حکومت پهلوی کردستان تقریباً در آرامش نسبی بود. با شروع انقلاب اسلامی و شروع جنگ ایران و عراق، احزاب خودمختار فراوانی در کردستان تشکیل شد. مانند حزب دموکرات کردستان عراق به رهبری بارزانی که علیه دولت بغداد مبارزه می‌کرد و احزات دموکرات کردستان ایران، کومله، اتحادیة میهنی کردستان که مبارزات خود را در جهت ایجاد دولت مستقل از سرگرفتند. از این‌رو کردستان عرصة جنگ و درگیری‌ میان ایران و عراق و احزاب کرد موافق و مخالف این دولت‌ها شد. از وقایع مهم دیگری که می‌توان به آن اشاره کرد، کشتار روستائیان کرد حلبچه است. در روزهای پایانی جنگ ایران و عراق دولت عراق برای سرکوب کردهای روستایی شمال کشورش با بمباران شیمیایی قتل عام کرد.


در 1997م ارتش تركيه به كردهاي خاك خود و حمله و آن‌ها را سركوب كرد. در 1998-1997م اختلاف آمريكا و عراق به اوج خود رسيد و دولت عراق با كارشكني در فعاليت‌هاي كميتة نظارت سازمان ملل بر خلع سلاح عراق كارشكني كرد. از اين‌رو آمريكا و برخي دولت‌هاي اروپايي براي از ميان برداشتن رژيم صدام حسين در عراق مصمم شدند. آمريكا با اجراي قانون «آزادسازي عراق» كه در اكتبر 1998م به تصويب سناي آمريكا رسيد كمك‌هاي مالي و نظامي فراواني در اختيار احزاب كٌرد مخالف دولت عراق قرار داد. رهبران دو گروه كُرد عراق يعني اتحادية ميهني كردستان و حزب دموكرات كردستان به آمريكا دعوت شدند و براي ادارة شمال عراق به دست كردها با آمريكا به توافق رسيدند.<sup>17</sup>
در 1997م ارتش ترکیه به کردهای خاک خود و حمله و آن‌ها را سرکوب کرد. در 1998-1997م اختلاف آمریکا و عراق به اوج خود رسید و دولت عراق با کارشکنی در فعالیت‌های کمیتة نظارت سازمان ملل بر خلع سلاح عراق کارشکنی کرد. از این‌رو آمریکا و برخی دولت‌های اروپایی برای از میان برداشتن رژیم صدام حسین در عراق مصمم شدند. آمریکا با اجرای قانون «آزادسازی عراق» که در اکتبر 1998م به تصویب سنای آمریکا رسید کمک‌های مالی و نظامی فراوانی در اختیار احزاب کٌرد مخالف دولت عراق قرار داد. رهبران دو گروه کُرد عراق یعنی اتحادیة میهنی کردستان و حزب دموکرات کردستان به آمریکا دعوت شدند و برای ادارة شمال عراق به دست کردها با آمریکا به توافق رسیدند.<sup>17</sup>


'''پراكندگي و تقسيم‌بندي قومي،''' كردها امروزه ميان سرزمين‌هاي چند كشور مانند ايران، تركيه، عراق، ارمنستان، سوريه، اردن، لبنان و... پراكنده هستند. كردهاي ايران اكثراً در مناطق غرب كشور در استان‌هاي كردستان آذربايجان غربي، كرمانشاه و نيز خراسان در شرق ايران سكونت دارند. كردهاي خراسان از زمان شاه تهماسب صفوي و نادرشاه افشار از كردستان به اين نواحي كوچانده شدند.<sup>18</sup>
'''پراکندگی و تقسیم‌بندی قومی،''' کردها امروزه میان سرزمین‌های چند کشور مانند ایران، ترکیه، عراق، ارمنستان، سوریه، اردن، لبنان و... پراکنده هستند. کردهای ایران اکثراً در مناطق غرب کشور در استان‌های کردستان آذربایجان غربی، کرمانشاه و نیز خراسان در شرق ایران سکونت دارند. کردهای خراسان از زمان شاه تهماسب صفوی و نادرشاه افشار از کردستان به این نواحی کوچانده شدند.<sup>18</sup>


كردها به چندين گروه و شاخه تقسيم مي‌شوند. ''شرفنامه'' كردها را به چهار شاخة بزرگ كرمانج، لر، كلهر، گوران تقسيم مي‌كند. كه در نواحي درياچة وان، ولايت، اردلان، شمال غربي و جنوبي كرمانشاه به سر مي‌برند.<sup>19</sup>
کردها به چندین گروه و شاخه تقسیم می‌شوند. ''شرفنامه'' کردها را به چهار شاخة بزرگ کرمانج، لر، کلهر، گوران تقسیم می‌کند. که در نواحی دریاچة وان، ولایت، اردلان، شمال غربی و جنوبی کرمانشاه به سر می‌برند.<sup>19</sup>


سون[1] نيز كردها را به گروه‌هاي عشاير كردستان مركزي يا تركيه (شامل هكاري، بتليس و عشاير كرد ارمنستان)، عشاير كردستان جنوبي يا عراق (شامل بابان و همه‌وند) و عشاير كردستان ايران (شامل مُكري، بني‌اردلان، جاف و كلهر) تقسيم مي‌كند. هر كدام از اين گروه‌ها به شاخه‌ها و تيره و طوايف متعددي تقسيم مي‌شوند كه نهايتاً قوم كرد را تشكيل مي‌دهند.<sup>20</sup>  
سون[1] نیز کردها را به گروه‌های عشایر کردستان مرکزی یا ترکیه (شامل هکاری، بتلیس و عشایر کرد ارمنستان)، عشایر کردستان جنوبی یا عراق (شامل بابان و همه‌وند) و عشایر کردستان ایران (شامل مُکری، بنی‌اردلان، جاف و کلهر) تقسیم می‌کند. هر کدام از این گروه‌ها به شاخه‌ها و تیره و طوایف متعددی تقسیم می‌شوند که نهایتاً قوم کرد را تشکیل می‌دهند.<sup>20</sup>  


'''جمعيت،''' از آن‌جا كه در سرشماري نفوس كردها را از ساير اقوام كشورهاي محل سكونتشان جداگانه محاسبه نمي‌كنند، برآورد شمار جمعيت آن‌ها بسيار دشوار است. همچنين شناسايي كردها با ملاك‌ها و ضوابط موجود امري ناقص و سطحي است. يعني نمي‌توانيم فقط مردمي را كه كردي صحبت مي‌كنند يا آن‌هايي كه اصلاً نمي‌توانند تركي صحبت كنند را كرد بدانيم. بنابراين به نظر دانشمندان بايستي تعريف صحيحي از كرد ارائه شود تا بعد شمار جمعيت آن‌ها تخمين زده شود. در هر حال براساس سرشماري نتايج تفصيلي كشورهاي تركيه، عراق و ايران در 1975م، جمعيت كردها به ترتيب 5/6، 5/2، 8/5 ميليون نفر برآورد شده است.<sup>21</sup>
'''جمعیت،''' از آن‌جا که در سرشماری نفوس کردها را از سایر اقوام کشورهای محل سکونتشان جداگانه محاسبه نمی‌کنند، برآورد شمار جمعیت آن‌ها بسیار دشوار است. همچنین شناسایی کردها با ملاک‌ها و ضوابط موجود امری ناقص و سطحی است. یعنی نمی‌توانیم فقط مردمی را که کردی صحبت می‌کنند یا آن‌هایی که اصلاً نمی‌توانند ترکی صحبت کنند را کرد بدانیم. بنابراین به نظر دانشمندان بایستی تعریف صحیحی از کرد ارائه شود تا بعد شمار جمعیت آن‌ها تخمین زده شود. در هر حال براساس سرشماری نتایج تفصیلی کشورهای ترکیه، عراق و ایران در 1975م، جمعیت کردها به ترتیب 5/6، 5/2، 8/5 میلیون نفر برآورد شده است.<sup>21</sup>


سوريه نيز در 1975م 000/600 نفر كرد داشته است. دايرةالمعارف بريتانيكا در 2004م جمعيت كردهاي سه كشور تركيه، عراق و ايران را 15 ميليون نفر گزارش كرده است.<sup>22</sup>
سوریه نیز در 1975م 000/600 نفر کرد داشته است. دایرةالمعارف بریتانیکا در 2004م جمعیت کردهای سه کشور ترکیه، عراق و ایران را 15 میلیون نفر گزارش کرده است.<sup>22</sup>


'''مذهب،''' به گزارش منابع متعدد كردها پيش از اسلام مانند ديگر ايرانيان پيرو آئين زرتشت بودند. پس از ورود اسلام به ايران مسلمان شدند. اكثر كردها سني شافعي هستند. به غير از اسلام طريقت‌هاي صوفيگري بسياري در سرزمين‌ كردستان به وجود آمده است كه پيروان زيادي دارند. اين طريقت‌ها براساس اصولي عامه‌پسند بنا شده‌اند و اكثر پيروان آن‌ها گروه‌هاي صنعتگر، كشاورز و بي‌سواد‌هاي روستايي هستند. برخي پژوهشگران رواج اين طريقت‌ها را در كردستان از سدة 6ق به بعد دانسته‌اند. طريقت‌هاي قادريه<sup>*</sup>، نقشبنديه<sup>*</sup>، اهل حق<sup>*</sup> و يزيدي‌ها<sup>*</sup> از جمله مهم‌ترين فرق مذهبي كردستان است.<sup>23</sup>
'''مذهب،''' به گزارش منابع متعدد کردها پیش از اسلام مانند دیگر ایرانیان پیرو آئین زرتشت بودند. پس از ورود اسلام به ایران مسلمان شدند. اکثر کردها سنی شافعی هستند. به غیر از اسلام طریقت‌های صوفیگری بسیاری در سرزمین‌ کردستان به وجود آمده است که پیروان زیادی دارند. این طریقت‌ها براساس اصولی عامه‌پسند بنا شده‌اند و اکثر پیروان آن‌ها گروه‌های صنعتگر، کشاورز و بی‌سواد‌های روستایی هستند. برخی پژوهشگران رواج این طریقت‌ها را در کردستان از سدة 6ق به بعد دانسته‌اند. طریقت‌های قادریه<sup>*</sup>، نقشبندیه<sup>*</sup>، اهل حق<sup>*</sup> و یزیدی‌ها<sup>*</sup> از جمله مهم‌ترین فرق مذهبی کردستان است.<sup>23</sup>




'''مآخذ:'''
'''مآخذ:'''


1.   معين، محمد. '''''برهان قاطع'''''. 3/1615، فرهنگ معين. 3/2938.
1.   معین، محمد. '''''برهان قاطع'''''. 3/1615، فرهنگ معین. 3/2938.


2.   فردوسي. '''''شاهنامه'''''. به كوشش برتلس، مسكو: 19، ص 1/53.
2.   فردوسی. '''''شاهنامه'''''. به کوشش برتلس، مسکو: 19، ص 1/53.


نيز نك: '''''برهان قاطع.''''' همانجا، نيكيتين، و، '''''كرد و كردستان'''''. ترجمة محمد قاضي، تهران: 1366، ص65.
نیز نک: '''''برهان قاطع.''''' همانجا، نیکیتین، و، '''''کرد و کردستان'''''. ترجمة محمد قاضی، تهران: 1366، ص65.


3.  فردوسي، همانجا؛ دينوري، ابوحنيفه. '''''اخبار الطوال'''''. ترجمة صادق نشأت، تهران: 1346، ص5.
3.  فردوسی، همانجا؛ دینوری، ابوحنیفه. '''''اخبار الطوال'''''. ترجمة صادق نشأت، تهران: 1346، ص5.


4.   مسعودي، علي بن حسين. '''''التنبيه و الاشراف.''''' ترجمة ابوالقاسم پاينده، تهران: 1349، ص84.
4.   مسعودی، علی بن حسین. '''''التنبیه و الاشراف.''''' ترجمة ابوالقاسم پاینده، تهران: 1349، ص84.


5.   مسعودي. '''''همان'''''. ص85، نيز نك: دهخدا، ذيل «كُرد».
5.   مسعودی. '''''همان'''''. ص85، نیز نک: دهخدا، ذیل «کُرد».


6. '''''Encyclopedia of Islam,.''''' New edition, Vol v , "kurd , Kurdistan", p , 447.
6. '''''Encyclopedia of Islam,.''''' New edition, Vol v , "kurd , Kurdistan", p , 447.
خط ۵۸: خط ۵۸:
.همانجا '''''EI<sub>2</sub>''''',  
.همانجا '''''EI<sub>2</sub>''''',  


8.   ياسمي، رشيد. '''''كرد و پيوستگي‌ نژادي و تاريخي او'''''. تهران: 1363، ص94-95.
8.   یاسمی، رشید. '''''کرد و پیوستگی‌ نژادی و تاریخی او'''''. تهران: 1363، ص94-95.


9.   مسعودي. '''''مروج الذهب'''''. ج1/676.
9.   مسعودی. '''''مروج الذهب'''''. ج1/676.


10.                 ابن‌اثير. '''''الكامل'''''. به كوشش  ، مصر:  ، ج7/264.
10.                 ابن‌اثیر. '''''الکامل'''''. به کوشش  ، مصر:  ، ج7/264.


11.                 همو. 10/374، ص377-426.
11.                 همو. 10/374، ص377-426.


12.                 همو. 11/34، بدليسي، شرف‌الدين. '''''شرفنامه'''''. به كوشش محمد عباسي، تهران: 1343.
12.                 همو. 11/34، بدلیسی، شرف‌الدین. '''''شرفنامه'''''. به کوشش محمد عباسی، تهران: 1343.


13. EI<sup>2</sup>, V/ 455- 458.
13. EI<sup>2</sup>, V/ 455- 458.
خط ۷۲: خط ۷۲:
14. EI<sup>2</sup>, V/ 461;
14. EI<sup>2</sup>, V/ 461;


  بدليسي. '''''همان'''''. 424.
  بدلیسی. '''''همان'''''. 424.


15. EI<sup>1</sup> / V / 461.
15. EI<sup>1</sup> / V / 461.


16.  ايگلتون، ويليام جونير. '''''جمهوري 1946 كردستان'''''. ترجمة سيد محمد صمدي، آكسفورد: 1963م، سراسر كتاب، احمدي، حميد. '''''قوميت و قوم‌گرايي در ايران'''''. تهران: 1378، ص339.
16.  ایگلتون، ویلیام جونیر. '''''جمهوری 1946 کردستان'''''. ترجمة سید محمد صمدی، آکسفورد: 1963م، سراسر کتاب، احمدی، حمید. '''''قومیت و قوم‌گرایی در ایران'''''. تهران: 1378، ص339.


17.  همو. ص308-317.
17.  همو. ص308-317.


18.  بدليسي. '''''همان'''''. ص424-425.
18.  بدلیسی. '''''همان'''''. ص424-425.


19.  بدليسي. ص23-24.
19.  بدلیسی. ص23-24.


20.  نيكيتين، واسيلي. '''''كرد و كردستان'''''. ترجمة محمد قاضي، تهران: 1366، ص344-377.
20.  نیکیتین، واسیلی. '''''کرد و کردستان'''''. ترجمة محمد قاضی، تهران: 1366، ص344-377.


21.  برويين‌سن، مارتين‌وان. '''''جامعه‌شناسي مردم كرد'''''. ترجمة ابراهيم يونسي، تهران: 1378، ص25-27.
21.  برویین‌سن، مارتین‌وان. '''''جامعه‌شناسی مردم کرد'''''. ترجمة ابراهیم یونسی، تهران: 1378، ص25-27.


22. Britanica, 2004.
22. Britanica, 2004.


23. ادموندز، سيسيل‌جي. '''''كردها، ترك‌ها، عرب‌ها'''''. ترجمة ابراهيم يونسي، تهران: 1367، ص76.
23. ادموندز، سیسیل‌جی. '''''کردها، ترک‌ها، عرب‌ها'''''. ترجمة ابراهیم یونسی، تهران: 1367، ص76.




فاطمه ابراهیمی
فاطمه ابراهیمی
----[1]. soane
----[1]. soane

نسخهٔ ‏۹ مهٔ ۲۰۲۵، ساعت ۱۶:۲۷

کُرد، از اقوام ایرانی پراکنده در ایران، عراق، ترکیه و چند کشور دیگر.

معانی و وجه تسمیه، فرهنگ‌های فارسی واژة کُرد را بیابانگرد، چوپان، گوسفندچران و چادرنشین و بدوی معنا کرده‌اند.1 برخی واژة کُرد را مأخوذ از واژة گُرد فارسی و به معنای دلیر و پهلوان آورده‌اند. بر اساس داستان‌های شاهنانه 400 جوانی که از بیم کشته شدن، از دست ضحاک گریخته و به کوهستان‌ها و بیابان پناه برده بودند، کٌرد (= فراری و کوه‌نشین) نامیده شدند.2

اصل و نسب و خاستگاه، برخی اصل و نسب کردها را همان 400 جوان ایرانی که از دست ضحاک به کوهستان گریخته بودند، دانسته‌اند.3 منابع تاریخی دورة اسلامی نیز کردها را ایرانی‌الاصل و از نسل کُرد بن اسفندیار بن منوچهر دانسته‌اند.4 در این باره نظرات دیگری هم وجود دارد: مثلاً برخی کردها را اصلاً عرب می‌دانند و ادعای خود را با روایت داستان‌هایی بر مبنای فقه‌اللغة عامیانه توجیه می‌کنند.5

تقریباً همة منابعی که به شناسایی تاریخ کهن کردها پرداخته‌اند، کوهستان‌های زاگرس و سرزمین‌های اطراف آن را از نخستین خاستگاه کردها عنوان کرده‌اند. بنابراین پژوهشگران برای شناسایی خاستگاه نخستین کردها به توصیف تاریخ حکومت‌های باستانی سده‌های پیش از میلاد مانند سومر، اکد، آشور و بابل و... می‌پردازند که مناطق مختلف و مردم بومی سرزمین‌های زاگرس را زیر سلطة خود داشتند. مثلاً چون در کتیبة سومری که قدمتی در حدود 2000 سال قبل از میلاد دارد از اقوامی به نام کَرْدَکَ یا قَرْدَکَ، ساکن سرزمین‌های جنوب دریاچة وان، نام برده شده است، پژوهشگران این اقوام را اصل و نسب کردها و سرزمین آن‌ها را خاستگاه نخستینشان دانسته‌اند.6 همچنین استرابو، به نواحی اطراف دجله که محل سکونت گروه‌هایی موسوم به کردوئن (گردوئن) کرد وفی بود، اشاره می‌کند. برخی پژوهشگران کردشناس کردوئن (گردوئن) یا کرد وفی‌ها را همان کردها دانسته‌اند.7 رشید یاسمی‌بارد همة نظراتی که دربارة اصل و منشاء کردها وجود دارد، خود نظر تازه‌ای ارائه می‌کند. همو می‌نویسد: در زمان‌های کهن در ناحیة «جزیرة ابن عمر» کنونی منطقه‌ای به نام «قِرْدو» وجود داشت. طوایف ماد و پارس به آن منطقه مهاجرت کردند و آن‌جا را تحت تصرف خود درآوردند و بومیان منطقه زیر نفوذ آن‌ها قرار گرفتند. از این‌رو طوایف ماد و پارس به نام آن محل قِردو (کِردو) یا کٌرد نامیده‌ شدند.8

پیشینة تاریخی، آن‌چه دربارة پیشینة تاریخی کردها در دورة پیش از ورود اسلام به ایران وجود دارد، نظراتی است که به خاستگاه و اصل و نسب آن‌ها اشاره می‌کند، که قسمت‌هایی از آن‌ آورده شد. بنابراین می‌توان پیشینة تاریخی کردها را از زمانی که نامشان به صورت «اکراد» در متون تاریخی دورة اسلامی ذکر شد، دانست.

براساس متون تاریخی اعراب در 16ق/637م با فتح تکریت و حلوان به سرزمین کردها دست یافتند.9 کردها در سال‌های نخست فتوحات اسلامی بارها بر اعراب شوریدند و خواهان تشکیل حکومت مستقل کرد بودند. شورش‌های استقلال‌ طلبانة کردها غالباً سرکوب می‌شد. کردها در زمان‌های منصور و المعتصم عباسی شورش‌های زیادی به پاکردند. همچنین آن‌ها در زمان قیام یعقوب‌ لیث صفاری وی را در لشکرکشی به بغداد یاری رساندند.10 نهایتاً کردها توانستند در 348ق به سرکردگی حسنویه بن حسین و به یاری آل‌بویه در سر ماج بیستون حکومتی مستقل بنا نهند. حکومت کردان حسنویه با کشته شدن بدر بن حسنویه در 405ق از میان رفت. در زمان زمامداری سلجوقیان سرزمین‌های کردنشین جزء قلمرو سلجوقیان شد و تمام امارت‌های کرد که در دوره‌های پیشین اندک استقلالی به دست آورده بودند از میان رفتند. در زمان سلجوقیان استان کردستان به مرکزیت بهار به رسمیت شناخته شد.11 چون صلاح‌الدین ایوبی مؤسس و فرمانروای سلسة ایوبیان از کردان طایفة روادی بود، در دروة حکومت ایوبیان کردها باز هم به امارت رسیدند و در امور حکومت دخالت داده شدند.12

در دوره‌های حکومت خوارزمشاهیان و ایلخانیان کردستان عرصة تاخت و تاز مغول‌ها بود. چون کردها از این حکومت‌ها تبعیت نکردند، شمار زیادی از آن‌ها در سال‌های مختلف کشته شدند. در زمان حکومت صفویان، کردستان تا 3 قرن عرصة تاخت و تاز و جنگ میان پادشاهان صفوی و سلاطین عثمانی بود. کردها در زمان نادرشاه افشار زمانی به یاری او می‌شتافتند و زمانی از فرمان او سر می‌تافتند. از این‌رو بسیاری از گروه‌های کرد مانند کردهای چَمُشْگِزَکْ (که بعدها به زعفرانلو معروف شدند) به نواحی شمالِ شرق و خراسان کوچانده شدند.13

زند را یکی از طایفه‌های مهم کرد به شمار آورده‌اند. کریم‌خان زند با پشتیبانی چند طایفة کرد حکومت زندیه را تأسیس کرد. در زمان کریم‌خان زند چند طایفة کرد به شیراز مهاجرت کردند.14

در دورة قاجار معاهدة 1346ق/1847م موسوم به ارزروم، ذهاب کردستان به دو قسمت ایرانی و عثمانی تقسیم شد و سلیمانیه به ترک‌ها رسید.

با آغاز قرن بیستم بحث تحدید مرزها بین دولت‌های ترکیه، عراق و ایران مطرح شد. از این‌رو در 1925م موصل به عراق واگذار شد و طی کنفرانس‌های سور و لوزان، صاحب منصبان کُرد متصدی پست‌های فرمانداری و ریاست دادگستری شدند و در سراسر سرزمین کردستان  زبان رسمی تمام ادارات کردی شد.

در دورة حکومت پهلوی کشورهای سوریه، لبنان، فلسطین، اردن و عراق از داخل امپراتوری عثمانی تأسیس شدند و نظام سلطنتی امپراتوری عثمانی برچیده شد و از بقایای آن کشور ترکیه به وجود آمد. از این جهت کردها درسرزمین‌های قطعه قطعه شده و زیر سلطة چندین دولت کوچک و بزرگ قرار گرفتند. در این دوره کردهای زیادی در جنبش‌های استقلال‌طلبانه شرکت کردند. کردها اتحادیه‌های بومی کُرد را در این دوره تشکیل دادند. در 1927م کردها اتحادیة ملی «خوی‌بون= استقلال) را به فرماندهی احسان نوری پاشا تأسیس کردند. تلاش برای استقلال نهایتاً در 1946م/1325ش نتیجه داد. جمهوری خودمختار کرد به رهبری قاضی محمد در مهاباد تشکیل شد. این دولت مستقل کرد به وسیلة کمک‌های دولت‌های خارجی از جمله اتحاد جماهیر شوروی سابق تأسیس شد. حکومت‌ پهلوی برای مقابله با این جمهوری خودمختار با تأسیس شرکت تولید نفت توسط روس‌ها در ایران، منافع دولت شوروی را تأمین کرد. از این‌رو حمایت شوروی از جمهوری مهاباد سلب شد و دولت کرد خودمختار در همان سال سقوط کرد.16

پس از سقوط جمهوری خودمختار کرد تا وقوع انقلاب اسلامی و برچیده‌ شدن حکومت پهلوی کردستان تقریباً در آرامش نسبی بود. با شروع انقلاب اسلامی و شروع جنگ ایران و عراق، احزاب خودمختار فراوانی در کردستان تشکیل شد. مانند حزب دموکرات کردستان عراق به رهبری بارزانی که علیه دولت بغداد مبارزه می‌کرد و احزات دموکرات کردستان ایران، کومله، اتحادیة میهنی کردستان که مبارزات خود را در جهت ایجاد دولت مستقل از سرگرفتند. از این‌رو کردستان عرصة جنگ و درگیری‌ میان ایران و عراق و احزاب کرد موافق و مخالف این دولت‌ها شد. از وقایع مهم دیگری که می‌توان به آن اشاره کرد، کشتار روستائیان کرد حلبچه است. در روزهای پایانی جنگ ایران و عراق دولت عراق برای سرکوب کردهای روستایی شمال کشورش با بمباران شیمیایی قتل عام کرد.

در 1997م ارتش ترکیه به کردهای خاک خود و حمله و آن‌ها را سرکوب کرد. در 1998-1997م اختلاف آمریکا و عراق به اوج خود رسید و دولت عراق با کارشکنی در فعالیت‌های کمیتة نظارت سازمان ملل بر خلع سلاح عراق کارشکنی کرد. از این‌رو آمریکا و برخی دولت‌های اروپایی برای از میان برداشتن رژیم صدام حسین در عراق مصمم شدند. آمریکا با اجرای قانون «آزادسازی عراق» که در اکتبر 1998م به تصویب سنای آمریکا رسید کمک‌های مالی و نظامی فراوانی در اختیار احزاب کٌرد مخالف دولت عراق قرار داد. رهبران دو گروه کُرد عراق یعنی اتحادیة میهنی کردستان و حزب دموکرات کردستان به آمریکا دعوت شدند و برای ادارة شمال عراق به دست کردها با آمریکا به توافق رسیدند.17

پراکندگی و تقسیم‌بندی قومی، کردها امروزه میان سرزمین‌های چند کشور مانند ایران، ترکیه، عراق، ارمنستان، سوریه، اردن، لبنان و... پراکنده هستند. کردهای ایران اکثراً در مناطق غرب کشور در استان‌های کردستان آذربایجان غربی، کرمانشاه و نیز خراسان در شرق ایران سکونت دارند. کردهای خراسان از زمان شاه تهماسب صفوی و نادرشاه افشار از کردستان به این نواحی کوچانده شدند.18

کردها به چندین گروه و شاخه تقسیم می‌شوند. شرفنامه کردها را به چهار شاخة بزرگ کرمانج، لر، کلهر، گوران تقسیم می‌کند. که در نواحی دریاچة وان، ولایت، اردلان، شمال غربی و جنوبی کرمانشاه به سر می‌برند.19

سون[1] نیز کردها را به گروه‌های عشایر کردستان مرکزی یا ترکیه (شامل هکاری، بتلیس و عشایر کرد ارمنستان)، عشایر کردستان جنوبی یا عراق (شامل بابان و همه‌وند) و عشایر کردستان ایران (شامل مُکری، بنی‌اردلان، جاف و کلهر) تقسیم می‌کند. هر کدام از این گروه‌ها به شاخه‌ها و تیره و طوایف متعددی تقسیم می‌شوند که نهایتاً قوم کرد را تشکیل می‌دهند.20

جمعیت، از آن‌جا که در سرشماری نفوس کردها را از سایر اقوام کشورهای محل سکونتشان جداگانه محاسبه نمی‌کنند، برآورد شمار جمعیت آن‌ها بسیار دشوار است. همچنین شناسایی کردها با ملاک‌ها و ضوابط موجود امری ناقص و سطحی است. یعنی نمی‌توانیم فقط مردمی را که کردی صحبت می‌کنند یا آن‌هایی که اصلاً نمی‌توانند ترکی صحبت کنند را کرد بدانیم. بنابراین به نظر دانشمندان بایستی تعریف صحیحی از کرد ارائه شود تا بعد شمار جمعیت آن‌ها تخمین زده شود. در هر حال براساس سرشماری نتایج تفصیلی کشورهای ترکیه، عراق و ایران در 1975م، جمعیت کردها به ترتیب 5/6، 5/2، 8/5 میلیون نفر برآورد شده است.21

سوریه نیز در 1975م 000/600 نفر کرد داشته است. دایرةالمعارف بریتانیکا در 2004م جمعیت کردهای سه کشور ترکیه، عراق و ایران را 15 میلیون نفر گزارش کرده است.22

مذهب، به گزارش منابع متعدد کردها پیش از اسلام مانند دیگر ایرانیان پیرو آئین زرتشت بودند. پس از ورود اسلام به ایران مسلمان شدند. اکثر کردها سنی شافعی هستند. به غیر از اسلام طریقت‌های صوفیگری بسیاری در سرزمین‌ کردستان به وجود آمده است که پیروان زیادی دارند. این طریقت‌ها براساس اصولی عامه‌پسند بنا شده‌اند و اکثر پیروان آن‌ها گروه‌های صنعتگر، کشاورز و بی‌سواد‌های روستایی هستند. برخی پژوهشگران رواج این طریقت‌ها را در کردستان از سدة 6ق به بعد دانسته‌اند. طریقت‌های قادریه*، نقشبندیه*، اهل حق* و یزیدی‌ها* از جمله مهم‌ترین فرق مذهبی کردستان است.23


مآخذ:

1.   معین، محمد. برهان قاطع. 3/1615، فرهنگ معین. 3/2938.

2.   فردوسی. شاهنامه. به کوشش برتلس، مسکو: 19، ص 1/53.

نیز نک: برهان قاطع. همانجا، نیکیتین، و، کرد و کردستان. ترجمة محمد قاضی، تهران: 1366، ص65.

3.  فردوسی، همانجا؛ دینوری، ابوحنیفه. اخبار الطوال. ترجمة صادق نشأت، تهران: 1346، ص5.

4.   مسعودی، علی بن حسین. التنبیه و الاشراف. ترجمة ابوالقاسم پاینده، تهران: 1349، ص84.

5.   مسعودی. همان. ص85، نیز نک: دهخدا، ذیل «کُرد».

6. Encyclopedia of Islam,. New edition, Vol v , "kurd , Kurdistan", p , 447.

7. Strabo, The Geography of strabo, tr, Horace Leonard Jones, London, 1966, vol, VII, 231;

.همانجا EI2,

8.   یاسمی، رشید. کرد و پیوستگی‌ نژادی و تاریخی او. تهران: 1363، ص94-95.

9.   مسعودی. مروج الذهب. ج1/676.

10.                 ابن‌اثیر. الکامل. به کوشش  ، مصر:  ، ج7/264.

11.                 همو. 10/374، ص377-426.

12.                 همو. 11/34، بدلیسی، شرف‌الدین. شرفنامه. به کوشش محمد عباسی، تهران: 1343.

13. EI2, V/ 455- 458.

14. EI2, V/ 461;

  بدلیسی. همان. 424.

15. EI1 / V / 461.

16.  ایگلتون، ویلیام جونیر. جمهوری 1946 کردستان. ترجمة سید محمد صمدی، آکسفورد: 1963م، سراسر کتاب، احمدی، حمید. قومیت و قوم‌گرایی در ایران. تهران: 1378، ص339.

17.  همو. ص308-317.

18.  بدلیسی. همان. ص424-425.

19.  بدلیسی. ص23-24.

20.  نیکیتین، واسیلی. کرد و کردستان. ترجمة محمد قاضی، تهران: 1366، ص344-377.

21.  برویین‌سن، مارتین‌وان. جامعه‌شناسی مردم کرد. ترجمة ابراهیم یونسی، تهران: 1378، ص25-27.

22. Britanica, 2004.

23. ادموندز، سیسیل‌جی. کردها، ترک‌ها، عرب‌ها. ترجمة ابراهیم یونسی، تهران: 1367، ص76.


فاطمه ابراهیمی


[1]. soane