پرش به محتوا

ادیب الممالک: تفاوت میان نسخه‌ها

از ویکی ایران
Samei (بحث | مشارکت‌ها)
صفحه‌ای تازه حاوی «'''اديب الممالك'''، محمد صادق (1277-1336ق / 1860-1918م)، متخلص به «اميري»، شاعر، اديب و روزنامه‌نگار در دوران مشروطيت. نام پدرش حسين، زادگاهش گازران، از روستاهاي اراك، و نياي بزرگش ميرزا بزرگ قائم مقام فراهاني بود. او در اوائل كار شاعري با حسنعلي خان گر...» ایجاد کرد
 
Samei (بحث | مشارکت‌ها)
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۱: خط ۱:
'''اديب الممالك'''، محمد صادق (1277-1336ق / 1860-1918م)، متخلص به «اميري»، شاعر، اديب و روزنامه‌نگار در دوران مشروطيت.  
'''ادیب الممالک'''، محمد صادق (1277-1336ق / 1860-1918م)، متخلص به «امیری»، شاعر، ادیب و روزنامه‌نگار در [[نهضت مشروطه|دوران مشروطیت]].  


نام پدرش حسين، زادگاهش گازران، از روستاهاي اراك، و نياي بزرگش ميرزا بزرگ قائم مقام فراهاني بود. او در اوائل كار شاعري با حسنعلي خان گروسي اميرنظام كه از رجال فرهيخته و شعرشناس عهد قاجاري بود آشنا شد و در خدمت وي به نواحي مختلف ايران سفر كرد.<sup>(1و2و3)</sup>
نام پدرش حسین، زادگاهش گازران، از روستاهای اراک، و نیای بزرگش میرزا بزرگ قائم مقام فراهانی بود. او در اوائل کار شاعری با حسنعلی خان گروسی امیرنظام که از رجال فرهیخته و شعرشناس عهد قاجاری بود آشنا شد و در خدمت وی به نواحی مختلف ایران سفر کرد.<sup>(1و2و3)</sup>


اديب الممالك در سال‌هاي 1312-1313ش در تهران در دارالترجمة دولتي به كار مشغول بود،<sup>(1و2)</sup> و در 1314ق همراه اميرنظام به آذربايجان رفت و در 1316ق مدرسة لقمانيه را در تبريز بنيان نهاد. در همين سال نشرية هفتگي ''ادب'' را در اين شهر به راه انداخت. پس از چندي به مشهد، و سرانجام در 1321ق به تهران بازگشت و علاوه بر ادامة انتشار ''ادب'' سردبيري يا مديري روزنامه‌هاي ''ايران سلطاني''، ''مجلس''، ''عراق عجم'' و ''آفتاب'' را متوالياً به عهده گرفت.<sup>(1و4)</sup> در 1329ق، وارد عدليه شد و تا پايان عمر رياست چند شعبة اين وزارتخانه را در نقاط مختلف كشور عهده‌دار بود. سرانجام در 58 سالگي در 1335 يا 1336ش<sup>(4)</sup> در گذشت.
ادیب الممالک در سال‌های 1312-1313ش در تهران در دارالترجمة دولتی به کار مشغول بود،<sup>(1و2)</sup> و در 1314ق همراه امیرنظام به آذربایجان رفت و در 1316ق مدرسة لقمانیه را در تبریز بنیان نهاد. در همین سال نشریة هفتگی ''ادب'' را در این شهر به راه انداخت. پس از چندی به مشهد، و سرانجام در 1321ق به تهران بازگشت و علاوه بر ادامة انتشار ''ادب'' سردبیری یا مدیری روزنامه‌های ''ایران سلطانی''، ''مجلس''، ''عراق عجم'' و ''آفتاب'' را متوالیاً به عهده گرفت.<sup>(1و4)</sup> در 1329ق، وارد عدلیه شد و تا پایان عمر ریاست چند شعبة این وزارتخانه را در نقاط مختلف کشور عهده‌دار بود. سرانجام در 58 سالگی در 1335 یا 1336ش<sup>(4)</sup> در گذشت.


اديب‌الممالك شاعري را به شيوة سنتي شعر فارسي آغاز كرد، اما با دگرگون شدن اوضاع سياسي و اجتماعي ايران تا حدي تغيير كرد و درونماية شعري وي از مدح صرف و مطالب متعارف به مسائل اجتماعي، فرهنگي و سياسي متمايل گرديد. او شعر و ادب كلاسيك فارسي را نيك مي‌شناخت و به تاريخ و ادب عرب احاطه‌اي شگرف داشت. چرخش در سبك و سياق شاعريِ اديب‌‌الممالك با اوج‌گيري جنبش مشروطيت شروع شد. او خود در مبارزات ضد استبدادي عملاً شركت كرد و با سروده‌هاي مهيّج مردم رنجديده را بر ضد خودكامگي شاهان قاجار، فساد اجتماعي ومداخلات دولت‌هاي بيگانه و رجال وطن‌فروش برمي‌انگيخت.  
ادیب‌الممالک شاعری را به شیوة سنتی شعر فارسی آغاز کرد، اما با دگرگون شدن اوضاع سیاسی و اجتماعی ایران تا حدی تغییر کرد و درونمایة شعری وی از مدح صرف و مطالب متعارف به مسائل اجتماعی، فرهنگی و سیاسی متمایل گردید. او شعر و ادب کلاسیک فارسی را نیک می‌شناخت و به تاریخ و ادب عرب احاطه‌ای شگرف داشت. چرخش در سبک و سیاق شاعریِ ادیب‌‌الممالک با اوج‌گیری جنبش مشروطیت شروع شد. او خود در مبارزات ضد استبدادی عملاً شرکت کرد و با سروده‌های مهیّج مردم رنجدیده را بر ضد خودکامگی شاهان قاجار، فساد اجتماعی ومداخلات دولت‌های بیگانه و رجال وطن‌فروش برمی‌انگیخت.  


با اينكه اديب الممالك در همة انواع قالب‌هاي شعري طبع آزمايي كرده، اما مهارت وي بيشتر در قصيده، قطعه و مثنوي نمايان است. اكثر ديوان نسبتاً حجيم او را نيز قصيده تشكيل مي‌دهد. سروده‌هاي اديب عموماً محكم، فاخر، پرطنطنه و غالباً سرشار از آرايه‌هاي لفظي و تلميحات تاريخي و ديني، و مضامين فلسفي، نجومي و تقريباً همة علومي است كه اديب الممالك با آنها آشنايي داشته است. به سبب وفور كلمات و تركيبات نامأنوس عربي و اسم‌هاي ناآشناي تاريخي و عبارات قرآني، شعر اديب الممالك كلاّ آن رواج و رونقي را كه شايستة آن است پيدا نكرده است، گرچه پاره‌اي از سروده‌هاي ميهني و انتقادي او در زمان حيات شاعر و پس از وي بر سر زبان‌ها افتاده است. شاعر در بعضي از شعرهايش به وفور از لغات و تركيبات عاميانه، حتي مبتذل، استفاده مي‌كند. به علاوه او به واژه‌هاي سَرَه، يا آنچه به گمان او پارسي ناب بود، علاقة خاصي نشان مي‌داد و مقدار زيادي از اين دست كلمات را در پاره‌اي از سروده‌هاي خود به كار برده، و حتي فرهنگي از اين قبيل واژه پرداخته است. علاوه بر ديوان اشعار، اديب الممالك رساله‌هايي هم، از جمله «صيقل المرآت» در جغرافيا، «اسماءالدنيا» در هيأت جديد، «تحفة الوالي» در عروض و رسالات ديگر نوشته كه ظاهراً مفقود شده است.<sup>(5)</sup> نثر اديب الممالك دست كمي از لحاظ پختگي و انسجام، از شعر او ندارد. نمونة آن نوشته‌هاي وي در جريدة ''ادب''، مقدمة ''شاهنامة فردوسي''، چاپ اميربهادر، و مقالات ديگر اوست.  
با اینکه ادیب الممالک در همة انواع قالب‌های شعری طبع آزمایی کرده، اما مهارت وی بیشتر در قصیده، قطعه و مثنوی نمایان است. اکثر دیوان نسبتاً حجیم او را نیز قصیده تشکیل می‌دهد. سروده‌های ادیب عموماً محکم، فاخر، پرطنطنه و غالباً سرشار از آرایه‌های لفظی و تلمیحات تاریخی و دینی، و مضامین فلسفی، نجومی و تقریباً همة علومی است که ادیب الممالک با آنها آشنایی داشته است. به سبب وفور کلمات و ترکیبات نامأنوس عربی و اسم‌های ناآشنای تاریخی و عبارات قرآنی، شعر ادیب الممالک کلاّ آن رواج و رونقی را که شایستة آن است پیدا نکرده است، گرچه پاره‌ای از سروده‌های میهنی و انتقادی او در زمان حیات شاعر و پس از وی بر سر زبان‌ها افتاده است. شاعر در بعضی از شعرهایش به وفور از لغات و ترکیبات عامیانه، حتی مبتذل، استفاده می‌کند. به علاوه او به واژه‌های سَرَه، یا آنچه به گمان او پارسی ناب بود، علاقة خاصی نشان می‌داد و مقدار زیادی از این دست کلمات را در پاره‌ای از سروده‌های خود به کار برده، و حتی فرهنگی از این قبیل واژه پرداخته است. علاوه بر دیوان اشعار، ادیب الممالک رساله‌هایی هم، از جمله «صیقل المرآت» در جغرافیا، «اسماءالدنیا» در هیأت جدید، «تحفة الوالی» در عروض و رسالات دیگر نوشته که ظاهراً مفقود شده است.<sup>(5)</sup> نثر ادیب الممالک دست کمی از لحاظ پختگی و انسجام، از شعر او ندارد. نمونة آن نوشته‌های وی در جریدة ''ادب''، مقدمة ''شاهنامة فردوسی''، چاپ امیربهادر، و مقالات دیگر اوست.  


''ديوان كامل'' اديب الممالك نخستين بار در 1312ش به كوشش وجيد دستگردي و بار دوم در 1378ش به كوشش مجتبي برزآبادي فراهاني در تهران به چاپ رسيد.  
''دیوان کامل'' ادیب الممالک نخستین بار در 1312ش به کوشش وجید دستگردی و بار دوم در 1378ش به کوشش مجتبی برزآبادی فراهانی در تهران به چاپ رسید.  


تلخيص از مقالة «اديب الممالك»، ''دايرةالمعارف بزرگ اسلامي''، ج 7، ص 374-379.  
تلخیص از مقالة «ادیب الممالک»، ''دایرةالمعارف بزرگ اسلامی''، ج 7، ص 374-379.  


'''مآخذ:'''  
'''مآخذ:'''  


1-    اديب الممالك. '''''ديوان كامل'''''. به كوشش وحيد دستگردي، تهران: 1312، ديباچه، ص يا، يط.
1-    ادیب الممالک. '''''دیوان کامل'''''. به کوشش وحید دستگردی، تهران: 1312، دیباچه، ص یا، یط.


2-    عبرت، محمدعلي مصاحبي نائيني. '''''مدينة الادب'''''. (نسخة خطيِ مؤلف، كتابخانة مجلس، به شمارة 4182)، 1360ق، ص 104.
2-    عبرت، محمدعلی مصاحبی نائینی. '''''مدینة الادب'''''. (نسخة خطیِ مؤلف، کتابخانة مجلس، به شمارة 4182)، 1360ق، ص 104.


3-    بامداد، مهدي. '''''تاريخ رجال ايران'''''. تهران: 1347، ص 1/364.
3-    بامداد، مهدی. '''''تاریخ رجال ایران'''''. تهران: 1347، ص 1/364.


4-    قزويني، محمد. «يادداشت‌هاي تاريخي»، '''''يادگار'''''. ش 3، 1325، ص 34.
4-    قزوینی، محمد. «یادداشت‌های تاریخی»، '''''یادگار'''''. ش 3، 1325، ص 34.


5-    دانش، ميرزا محمدتقي خان. «شرح حال اديب‌الممالك»، '''''ارمغان'''''. ش 8-9، 1308، ص 486-487.  
5-    دانش، میرزا محمدتقی خان. «شرح حال ادیب‌الممالک»، '''''ارمغان'''''. ش 8-9، 1308، ص 486-487.  


مجد الدین کیوانی
مجد الدین کیوانی

نسخهٔ ‏۵ مهٔ ۲۰۲۵، ساعت ۱۳:۱۲

ادیب الممالک، محمد صادق (1277-1336ق / 1860-1918م)، متخلص به «امیری»، شاعر، ادیب و روزنامه‌نگار در دوران مشروطیت.

نام پدرش حسین، زادگاهش گازران، از روستاهای اراک، و نیای بزرگش میرزا بزرگ قائم مقام فراهانی بود. او در اوائل کار شاعری با حسنعلی خان گروسی امیرنظام که از رجال فرهیخته و شعرشناس عهد قاجاری بود آشنا شد و در خدمت وی به نواحی مختلف ایران سفر کرد.(1و2و3)

ادیب الممالک در سال‌های 1312-1313ش در تهران در دارالترجمة دولتی به کار مشغول بود،(1و2) و در 1314ق همراه امیرنظام به آذربایجان رفت و در 1316ق مدرسة لقمانیه را در تبریز بنیان نهاد. در همین سال نشریة هفتگی ادب را در این شهر به راه انداخت. پس از چندی به مشهد، و سرانجام در 1321ق به تهران بازگشت و علاوه بر ادامة انتشار ادب سردبیری یا مدیری روزنامه‌های ایران سلطانی، مجلس، عراق عجم و آفتاب را متوالیاً به عهده گرفت.(1و4) در 1329ق، وارد عدلیه شد و تا پایان عمر ریاست چند شعبة این وزارتخانه را در نقاط مختلف کشور عهده‌دار بود. سرانجام در 58 سالگی در 1335 یا 1336ش(4) در گذشت.

ادیب‌الممالک شاعری را به شیوة سنتی شعر فارسی آغاز کرد، اما با دگرگون شدن اوضاع سیاسی و اجتماعی ایران تا حدی تغییر کرد و درونمایة شعری وی از مدح صرف و مطالب متعارف به مسائل اجتماعی، فرهنگی و سیاسی متمایل گردید. او شعر و ادب کلاسیک فارسی را نیک می‌شناخت و به تاریخ و ادب عرب احاطه‌ای شگرف داشت. چرخش در سبک و سیاق شاعریِ ادیب‌‌الممالک با اوج‌گیری جنبش مشروطیت شروع شد. او خود در مبارزات ضد استبدادی عملاً شرکت کرد و با سروده‌های مهیّج مردم رنجدیده را بر ضد خودکامگی شاهان قاجار، فساد اجتماعی ومداخلات دولت‌های بیگانه و رجال وطن‌فروش برمی‌انگیخت.

با اینکه ادیب الممالک در همة انواع قالب‌های شعری طبع آزمایی کرده، اما مهارت وی بیشتر در قصیده، قطعه و مثنوی نمایان است. اکثر دیوان نسبتاً حجیم او را نیز قصیده تشکیل می‌دهد. سروده‌های ادیب عموماً محکم، فاخر، پرطنطنه و غالباً سرشار از آرایه‌های لفظی و تلمیحات تاریخی و دینی، و مضامین فلسفی، نجومی و تقریباً همة علومی است که ادیب الممالک با آنها آشنایی داشته است. به سبب وفور کلمات و ترکیبات نامأنوس عربی و اسم‌های ناآشنای تاریخی و عبارات قرآنی، شعر ادیب الممالک کلاّ آن رواج و رونقی را که شایستة آن است پیدا نکرده است، گرچه پاره‌ای از سروده‌های میهنی و انتقادی او در زمان حیات شاعر و پس از وی بر سر زبان‌ها افتاده است. شاعر در بعضی از شعرهایش به وفور از لغات و ترکیبات عامیانه، حتی مبتذل، استفاده می‌کند. به علاوه او به واژه‌های سَرَه، یا آنچه به گمان او پارسی ناب بود، علاقة خاصی نشان می‌داد و مقدار زیادی از این دست کلمات را در پاره‌ای از سروده‌های خود به کار برده، و حتی فرهنگی از این قبیل واژه پرداخته است. علاوه بر دیوان اشعار، ادیب الممالک رساله‌هایی هم، از جمله «صیقل المرآت» در جغرافیا، «اسماءالدنیا» در هیأت جدید، «تحفة الوالی» در عروض و رسالات دیگر نوشته که ظاهراً مفقود شده است.(5) نثر ادیب الممالک دست کمی از لحاظ پختگی و انسجام، از شعر او ندارد. نمونة آن نوشته‌های وی در جریدة ادب، مقدمة شاهنامة فردوسی، چاپ امیربهادر، و مقالات دیگر اوست.

دیوان کامل ادیب الممالک نخستین بار در 1312ش به کوشش وجید دستگردی و بار دوم در 1378ش به کوشش مجتبی برزآبادی فراهانی در تهران به چاپ رسید.

تلخیص از مقالة «ادیب الممالک»، دایرةالمعارف بزرگ اسلامی، ج 7، ص 374-379.

مآخذ:

1-    ادیب الممالک. دیوان کامل. به کوشش وحید دستگردی، تهران: 1312، دیباچه، ص یا، یط.

2-    عبرت، محمدعلی مصاحبی نائینی. مدینة الادب. (نسخة خطیِ مؤلف، کتابخانة مجلس، به شمارة 4182)، 1360ق، ص 104.

3-    بامداد، مهدی. تاریخ رجال ایران. تهران: 1347، ص 1/364.

4-    قزوینی، محمد. «یادداشت‌های تاریخی»، یادگار. ش 3، 1325، ص 34.

5-    دانش، میرزا محمدتقی خان. «شرح حال ادیب‌الممالک»، ارمغان. ش 8-9، 1308، ص 486-487.

مجد الدین کیوانی