پرش به محتوا

تلوین و تمکین: تفاوت میان نسخه‌ها

از ویکی ایران
Maedeh (بحث | مشارکت‌ها)
بدون خلاصۀ ویرایش
Samei (بحث | مشارکت‌ها)
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۱: خط ۱:
'''[[تلوین و تمکین]]:''' از اصطلاحات عرفانی. تلوین در لغت به معنای رنگ کردن، از حالی به حالی گشتن و دگرگونی در حالات مختلف است. تمکین به معنای جای گرفتن و پا بر جا شدن است<ref>بیهقی، احمد بن علی. '''''تاج''''' '''''المصادر'''''. چاپ هادی عالم‌زاده، تهران: 1366- 1375ش، 2/584، 605.</ref>. احتمالاً حلاج نخستین صوفی‌ای است که از این دو اصطلاح سخن گفته است<ref>روزبهان، بقلی. '''''شرح''''' '''''شطحیات'''''. به تصحیح و مقدمه هانری کربن، تهران: 1344، ص619- 620.</ref> تلوین صفت ارباب احوال و تمکین از اوصاف اهل حقایق است. تا ان زمان که صوفی در سلوک است تلوین بر او غالب است، یعنی. از حالی به حالی و از منزلی به منزل دیگر متبدل می‌شود و هنگامی که به مقصد برسد و به حقیقت دست یابد، تمکین می‌یابد<ref>قشیری، عبدالکریم بن هوازن. ترجمه رساله قشیریه، چاپ بدیع‌الزمان فروزانفر، تهران: 1361ش، 121- 122.</ref>. سالک تا در مرحله تلوین باشد، گاه قبض بر او چیره می‌شود و گاه بسط<ref>'''''همان'''''، 41، 121- 122.</ref> اما صاحب تمکین به وصل رسیده و از هستی وی چیزی نمانده است. هستی او بر صفاتش غالب شده است. پس به هر صفتی که بخواهد، متصف می‌شود<ref>غزالی، احمد بن محمد. '''''سوانح'''''. چاپ نصرالله پورجوادی، 1359ش، 52.</ref>. اصحاب تلوین محکوم و مجبور اوامر الهی‌اند در حالی که صاحبان تمکین مختار‌اند و سختی‌ای در انجام فرمان الهی و ان‌چه از ایشان طلب می‌شود، احساس نمی‌کنند. امر خداوند با اراده و خواست ایشان منطبق است و نیز از سوی دیگر، خواسته و طلب انان در دنیا، نزد خداوند پذیرفته و مقبول است. از همین رو توانایی تصرف در امور عالم دارند و خواست و اراده‌شان محقق می‌شود<ref>  عبادی، منصور بن اردشیر. '''''صوفی‌نامه'''''. '''''التصفیه''''' '''''فی''''' '''''احوال''''' '''''المتصوفه'''''. چاپ غلامحسین یوسفی، تهران: 1368ش، 177- 178.</ref>.
'''[[تلوین و تمکین]]،''' از اصطلاحات عرفانی. تلوین در لغت به معنای رنگ کردن، از حالی به حالی گشتن و دگرگونی در حالات مختلف است. تمکین به معنای جای گرفتن و پا بر جا شدن است<ref>بیهقی، احمد بن علی. '''''تاج''''' '''''المصادر'''''. چاپ هادی عالم‌زاده، تهران: 1366- 1375ش، 2/584، 605.</ref>. احتمالاً حلاج نخستین صوفی‌ای است که از این دو اصطلاح سخن گفته است<ref>روزبهان، بقلی. '''''شرح''''' '''''شطحیات'''''. به تصحیح و مقدمه هانری کربن، تهران: 1344، ص619- 620.</ref> تلوین صفت ارباب احوال و تمکین از اوصاف اهل حقایق است. تا آن زمان که صوفی در سلوک است تلوین بر او غالب است، یعنی. از حالی به حالی و از منزلی به منزل دیگر متبدل می‌شود و هنگامی که به مقصد برسد و به [[حقیقت]] دست یابد، تمکین می‌یابد<ref>قشیری، عبدالکریم بن هوازن. '''''ترجمه رساله قشیریه'''''، چاپ بدیع‌الزمان فروزانفر، تهران: 1361ش، ص. 121- 122.</ref>. سالک تا در مرحله تلوین باشد، گاه قبض بر او چیره می‌شود و گاه بسط<ref>قشیری، عبدالکریم بن هوازن. '''''ترجمه رساله قشیریه'''''، چاپ بدیع‌الزمان فروزانفر، تهران: 1361ش،ص. 41، 121- 122.</ref> اما صاحب تمکین به وصل رسیده و از هستی وی چیزی نمانده است. هستی او بر صفاتش غالب شده است. پس به هر صفتی که بخواهد، متصف می‌شود<ref>غزالی، احمد بن محمد. '''''سوانح'''''. چاپ نصرالله پورجوادی، 1359ش، 52.</ref>. اصحاب تلوین محکوم و مجبور اوامر الهی‌اند در حالی که صاحبان تمکین مختار‌اند و سختی‌ای در انجام فرمان الهی و آن‌چه از ایشان طلب می‌شود، احساس نمی‌کنند. امر خداوند با اراده و خواست ایشان منطبق است و نیز از سوی دیگر، خواسته و طلب آنان در دنیا، نزد خداوند پذیرفته و مقبول است. از همین رو توانایی تصرف در امور عالم دارند و خواست و اراده‌شان محقق می‌شود<ref>  عبادی، منصور بن اردشیر. '''''صوفی‌نامه'''''. '''''التصفیه''''' '''''فی''''' '''''احوال''''' '''''المتصوفه'''''. چاپ غلامحسین یوسفی، تهران: 1368ش، 177- 178.</ref>.


== نیز نگاه کنید به ==
== نیز نگاه کنید به ==


* [[اسلام]]
* [[حقیقت]]<br />


== ماخذ ==
== مآخذ ==
<references />
<references />


== منبع اصلی ==
== منبع اصلی ==
سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، مرکز مطالعات راهبردی روابط فرهنگی (1398). دانشنامه ایران. تهران: موسسه فرهنگی هنری و انتشارات بین المللی الهدی،
[https://icro.ir/ سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، مرکز مطالعات راهبردی روابط فرهنگی] (1398). دانشنامه ایران. تهران: [https://alhoda.ir/ موسسه فرهنگی هنری و انتشارات بین المللی الهدی]،


== نویسنده مقاله ==
== نویسنده مقاله ==
امیرحسین ساکن اف
امیرحسین ساکن اف

نسخهٔ ‏۱۷ آوریل ۲۰۲۵، ساعت ۱۸:۵۵

تلوین و تمکین، از اصطلاحات عرفانی. تلوین در لغت به معنای رنگ کردن، از حالی به حالی گشتن و دگرگونی در حالات مختلف است. تمکین به معنای جای گرفتن و پا بر جا شدن است[۱]. احتمالاً حلاج نخستین صوفی‌ای است که از این دو اصطلاح سخن گفته است[۲] تلوین صفت ارباب احوال و تمکین از اوصاف اهل حقایق است. تا آن زمان که صوفی در سلوک است تلوین بر او غالب است، یعنی. از حالی به حالی و از منزلی به منزل دیگر متبدل می‌شود و هنگامی که به مقصد برسد و به حقیقت دست یابد، تمکین می‌یابد[۳]. سالک تا در مرحله تلوین باشد، گاه قبض بر او چیره می‌شود و گاه بسط[۴] اما صاحب تمکین به وصل رسیده و از هستی وی چیزی نمانده است. هستی او بر صفاتش غالب شده است. پس به هر صفتی که بخواهد، متصف می‌شود[۵]. اصحاب تلوین محکوم و مجبور اوامر الهی‌اند در حالی که صاحبان تمکین مختار‌اند و سختی‌ای در انجام فرمان الهی و آن‌چه از ایشان طلب می‌شود، احساس نمی‌کنند. امر خداوند با اراده و خواست ایشان منطبق است و نیز از سوی دیگر، خواسته و طلب آنان در دنیا، نزد خداوند پذیرفته و مقبول است. از همین رو توانایی تصرف در امور عالم دارند و خواست و اراده‌شان محقق می‌شود[۶].

نیز نگاه کنید به

مآخذ

  1. بیهقی، احمد بن علی. تاج المصادر. چاپ هادی عالم‌زاده، تهران: 1366- 1375ش، 2/584، 605.
  2. روزبهان، بقلی. شرح شطحیات. به تصحیح و مقدمه هانری کربن، تهران: 1344، ص619- 620.
  3. قشیری، عبدالکریم بن هوازن. ترجمه رساله قشیریه، چاپ بدیع‌الزمان فروزانفر، تهران: 1361ش، ص. 121- 122.
  4. قشیری، عبدالکریم بن هوازن. ترجمه رساله قشیریه، چاپ بدیع‌الزمان فروزانفر، تهران: 1361ش،ص. 41، 121- 122.
  5. غزالی، احمد بن محمد. سوانح. چاپ نصرالله پورجوادی، 1359ش، 52.
  6.   عبادی، منصور بن اردشیر. صوفی‌نامه. التصفیه فی احوال المتصوفه. چاپ غلامحسین یوسفی، تهران: 1368ش، 177- 178.

منبع اصلی

سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، مرکز مطالعات راهبردی روابط فرهنگی (1398). دانشنامه ایران. تهران: موسسه فرهنگی هنری و انتشارات بین المللی الهدی،

نویسنده مقاله

امیرحسین ساکن اف