طایفه خلج: تفاوت میان نسخهها
بدون خلاصۀ ویرایش |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۱: | خط ۱: | ||
'''خلج،''' از | '''خلج،''' از طوایف [[ترک]] زبان پراکنده در [[استان فارس|فارس]]، [[قم]]، آشتیان، ساوه و [[اراک]]. | ||
برخی خاستگاه خلج را ترکان غُز آسیای میانه دانستهاند که در زمان [[سلجوقیان|حکومت سلجوقیان]] در [[کشور ایران|ایران]] (5 تا 6ق/ 11 تا 12م) وارد [[کشور ایران|ایران]] شدند و در منطقهای بین تفرش، ساوه و [[اراک]] که بعدها خلجستان نامیده شد، سکنی گزیدند<ref name=":0">پرهام، سیروس. «ایل قشقایی کی و از کجا به فارس آمده است؟»، '''''مجموعه کتاب آگاه، ایلات و عشایر''.''' تهران: 1362، ص 259-260.</ref>.<sup>1</sup> برخی طایفه غلجایی [https://dmelal.ir/index.php?title=%D8%A7%D9%81%D8%BA%D8%A7%D9%86%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86 افغانستان] و سلسله خلجیان گجرات و دهلی را که در قرن 10م/ 4 ق به وجود آمد، منسوب به خلجها دانستهاند که از آسیای میانه به [[کشور ایران|ایران]] و از ایران به افغانستان و شمال شبه قاره هند کوچ کرده بودند<ref name=":0" /><ref>حبیبی، عبدالحی. «رفع یک اشتباه درباره تُرک و تَرک و اصل خلجیان افغانی»، '''''یادنامه ایرانی مینورسکی'''''. به کوشش مجتبی مینویی و ایرج افشار، تهران: 1348، ص 60-76.</ref> | |||
خلجها در زمان حکومت | خلجها در زمان [[غزنویان|حکومت غزنویان]] (4 تا 6ق/ 10 تا 12م) به مناطق اطراف سلسله جبال [[البرز]] و [[زاگرس]] کوچانده شدند و گروههایی از آنها به [[استان فارس|فارس]] کوچیدند. برخی منشأ بزرگ [[قشقایی|ایل قشقایی]] را از خلجهایی که از منطقه [https://dmelal.ir/index.php?title=%D8%B9%D8%B1%D8%A7%D9%82 عراق] عجم به [[استان فارس|فارس]] فرار کردهاند، میدانند و وجه تسمیه [[قشقایی]] را «قاچقایی» یعنی «خلجیهای گریخته» معنا کردهاند<ref>حسینی فسایی، میرزاحسن. '''''فارسنامه ناصری'''''. به کوشش منصور رستگار فسایی، تهران: 1367، جلد 2، ص. 1580. </ref>. | ||
در حدود | در حدود یک قرن گذشته گروهی از خلجها یکی از طوایف همجوار [[قشقایی|قشقاییها]] را تشکیل میدادند که به طور مستقل در سرزمین [[قشقایی|قشقاییها]] به سر میبردند، اما از ایلخانی قشقاییها تبعیت میکردند. این طایفه به 5 تا 7 تیره تقسیم میشدکه به تدریج در [[قشقایی|ایل قشقایی]] تحلیل رفت و در 1913م/1332ق به یکی از تیرههای [[قشقایی|ایل قشقایی]] تبدیل شد<ref>ابرلینگ، پیر. '''''کوچنشینان قشقایی فارس'''''. ترجمه فرهاد طیبیپور، شیراز: 1383، ص 24-25.</ref>. خلجها ظاهراً هیچگاه واحد سیاسی مستقلی نبودهاند، و در همه جا از آنها به عنوان سربازان مزدور و محافظان فرمانرویان خارجی نام بردهاند و سرکردگان آنها گاه سلسلههای مستقلی تشکیل دادهاند، که معروفترین آنها سلسله خلجی هند بوده است<ref>مصاحب، غلامحسین. '''''دایرهالمعارف فارسی'''''. تهران: امیرکبیر، 1381، جلد 1، ص. 907. </ref>. | ||
خلجها همه | خلجها همه یکجانشین شدهاند و به گلهداری و زراعت مشغولند<ref>افشارسیستانی، ایرج. '''''مقدمهای بر شناخت ایلها، چادرنشینان و طوایف عشایری ایران'''''. تهران: 1364، جلد 2، ص. 5-11. </ref>. دمورنی در 1913م/1332ق شمار جمعیت خلجهای فارس را 3500 خانوار<ref>ابرلینگ، پیر. '''''کوچنشینان قشقایی فارس'''''. ترجمه فرهاد طیبیپور، شیراز: 1383، ص. 25.</ref> و مسعود کیهان در 1311ش، 70 خانوار عنوان کردهاند<ref>کیهان، مسعود. '''''جغرافیای مفصل ایران'''''. تهران: 1311، جلد 2، ص. 93. </ref>. از شمار جمعیت خلجها در مناطق دیگر اطلاعی در دست نیست. | ||
== نیز نگاه کنید به == | |||
[[سلجوقیان]] | |||
[[قشقایی]] | |||
[[ترک]] | |||
[[استان فارس]] | |||
| خط ۱۳: | خط ۲۲: | ||
'''''مآخذ:''''' | '''''مآخذ:''''' | ||
1. پرهام، | 1. پرهام، سیروس. «ایل قشقایی کی و از کجا به فارس آمده است؟»، '''''مجموعه کتاب آگاه، ایلات و عشایر''.''' تهران: 1362، ص 259-260. | ||
2. | 2. حبیبی، عبدالحی. «رفع یک اشتباه درباره تُرک و تَرک و اصل خلجیان افغانی»، '''''یادنامه ایرانی مینورسکی'''''. به کوشش مجتبی مینویی و ایرج افشار، تهران: 1348، ص 60-76؛ نیز پرهام، همانجا. | ||
3. | 3. حسینی فسایی، میرزاحسن. '''''فارسنامه ناصری'''''. به کوشش منصور رستگار فسایی، تهران: 1367، ج2/1580. | ||
4. | 4. ابرلینگ، پیر. '''''کوچنشینان قشقایی فارس'''''. ترجمه فرهاد طیبیپور، شیراز: 1383، ص 24-25. | ||
5. دایرهالمعارف فارسی. غلامحسین مصاحب، تهران: امیرکبیر، 1381، 1/ 907. | 5. دایرهالمعارف فارسی. غلامحسین مصاحب، تهران: امیرکبیر، 1381، 1/ 907. | ||
6. | 6. افشارسیستانی، ایرج. '''''مقدمهای بر شناخت ایلها، چادرنشینان و طوایف عشایری ایران'''''. تهران: 1364، ج2/ 5/11. | ||
7. | 7. ابرلینگ. '''''همان'''''. ص 25. | ||
8. | 8. کیهان، مسعود. '''''جغرافیای مفصل ایران'''''. تهران: 1311، ج2/93. | ||
معصومه ابراهیمی | معصومه ابراهیمی | ||
نسخهٔ ۱۷ مهٔ ۲۰۲۵، ساعت ۰۷:۴۰
خلج، از طوایف ترک زبان پراکنده در فارس، قم، آشتیان، ساوه و اراک.
برخی خاستگاه خلج را ترکان غُز آسیای میانه دانستهاند که در زمان حکومت سلجوقیان در ایران (5 تا 6ق/ 11 تا 12م) وارد ایران شدند و در منطقهای بین تفرش، ساوه و اراک که بعدها خلجستان نامیده شد، سکنی گزیدند[۱].1 برخی طایفه غلجایی افغانستان و سلسله خلجیان گجرات و دهلی را که در قرن 10م/ 4 ق به وجود آمد، منسوب به خلجها دانستهاند که از آسیای میانه به ایران و از ایران به افغانستان و شمال شبه قاره هند کوچ کرده بودند[۱][۲]
خلجها در زمان حکومت غزنویان (4 تا 6ق/ 10 تا 12م) به مناطق اطراف سلسله جبال البرز و زاگرس کوچانده شدند و گروههایی از آنها به فارس کوچیدند. برخی منشأ بزرگ ایل قشقایی را از خلجهایی که از منطقه عراق عجم به فارس فرار کردهاند، میدانند و وجه تسمیه قشقایی را «قاچقایی» یعنی «خلجیهای گریخته» معنا کردهاند[۳].
در حدود یک قرن گذشته گروهی از خلجها یکی از طوایف همجوار قشقاییها را تشکیل میدادند که به طور مستقل در سرزمین قشقاییها به سر میبردند، اما از ایلخانی قشقاییها تبعیت میکردند. این طایفه به 5 تا 7 تیره تقسیم میشدکه به تدریج در ایل قشقایی تحلیل رفت و در 1913م/1332ق به یکی از تیرههای ایل قشقایی تبدیل شد[۴]. خلجها ظاهراً هیچگاه واحد سیاسی مستقلی نبودهاند، و در همه جا از آنها به عنوان سربازان مزدور و محافظان فرمانرویان خارجی نام بردهاند و سرکردگان آنها گاه سلسلههای مستقلی تشکیل دادهاند، که معروفترین آنها سلسله خلجی هند بوده است[۵].
خلجها همه یکجانشین شدهاند و به گلهداری و زراعت مشغولند[۶]. دمورنی در 1913م/1332ق شمار جمعیت خلجهای فارس را 3500 خانوار[۷] و مسعود کیهان در 1311ش، 70 خانوار عنوان کردهاند[۸]. از شمار جمعیت خلجها در مناطق دیگر اطلاعی در دست نیست.
نیز نگاه کنید به
مآخذ:
1. پرهام، سیروس. «ایل قشقایی کی و از کجا به فارس آمده است؟»، مجموعه کتاب آگاه، ایلات و عشایر. تهران: 1362، ص 259-260.
2. حبیبی، عبدالحی. «رفع یک اشتباه درباره تُرک و تَرک و اصل خلجیان افغانی»، یادنامه ایرانی مینورسکی. به کوشش مجتبی مینویی و ایرج افشار، تهران: 1348، ص 60-76؛ نیز پرهام، همانجا.
3. حسینی فسایی، میرزاحسن. فارسنامه ناصری. به کوشش منصور رستگار فسایی، تهران: 1367، ج2/1580.
4. ابرلینگ، پیر. کوچنشینان قشقایی فارس. ترجمه فرهاد طیبیپور، شیراز: 1383، ص 24-25.
5. دایرهالمعارف فارسی. غلامحسین مصاحب، تهران: امیرکبیر، 1381، 1/ 907.
6. افشارسیستانی، ایرج. مقدمهای بر شناخت ایلها، چادرنشینان و طوایف عشایری ایران. تهران: 1364، ج2/ 5/11.
7. ابرلینگ. همان. ص 25.
8. کیهان، مسعود. جغرافیای مفصل ایران. تهران: 1311، ج2/93.
معصومه ابراهیمی
- ↑ ۱٫۰ ۱٫۱ پرهام، سیروس. «ایل قشقایی کی و از کجا به فارس آمده است؟»، مجموعه کتاب آگاه، ایلات و عشایر. تهران: 1362، ص 259-260.
- ↑ حبیبی، عبدالحی. «رفع یک اشتباه درباره تُرک و تَرک و اصل خلجیان افغانی»، یادنامه ایرانی مینورسکی. به کوشش مجتبی مینویی و ایرج افشار، تهران: 1348، ص 60-76.
- ↑ حسینی فسایی، میرزاحسن. فارسنامه ناصری. به کوشش منصور رستگار فسایی، تهران: 1367، جلد 2، ص. 1580.
- ↑ ابرلینگ، پیر. کوچنشینان قشقایی فارس. ترجمه فرهاد طیبیپور، شیراز: 1383، ص 24-25.
- ↑ مصاحب، غلامحسین. دایرهالمعارف فارسی. تهران: امیرکبیر، 1381، جلد 1، ص. 907.
- ↑ افشارسیستانی، ایرج. مقدمهای بر شناخت ایلها، چادرنشینان و طوایف عشایری ایران. تهران: 1364، جلد 2، ص. 5-11.
- ↑ ابرلینگ، پیر. کوچنشینان قشقایی فارس. ترجمه فرهاد طیبیپور، شیراز: 1383، ص. 25.
- ↑ کیهان، مسعود. جغرافیای مفصل ایران. تهران: 1311، جلد 2، ص. 93.