پرش به محتوا

قوم تالش: تفاوت میان نسخه‌ها

از ویکی ایران
Samei (بحث | مشارکت‌ها)
بدون خلاصۀ ویرایش
Karimian (بحث | مشارکت‌ها)
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۱: خط ۱:
'''تالش، گروهی قومی'''، ساکن در منطقه‌ای در مغرب و شمال غربی [[استان گیلان|گیلان]]، بین کوه‌های تالش و [[دریاچه خزر|دریای خزر]].
'''[[قوم تالش|تالش]]، گروهی قومی'''، ساکن در منطقه‌ای در مغرب و شمال غربی [[استان گیلان|گیلان]]، بین کوه‌های تالش و [[دریاچه خزر|دریای خزر]].


سکونت تالش‌ها در سرزمین کادوسیان و کاسپیان سبب شده است که برخی تالش‌ها را بازماندگان کادوسی بدانند.<sup>1</sup> نام کادوسیانی / کادوسیان در اواخر [[ساسانیان|عصر ساسانی]] به طیلسان تغییر کرد و برخی طیلسان را معرب تالشان دانسته‌اند.<sup>2</sup>  
سکونت تالش‌ها در سرزمین کادوسیان و کاسپیان سبب شده است که برخی تالش‌ها را بازماندگان کادوسی بدانند<ref>دیاکونوف، ایگور میخائیلوویچ. '''''تاریخ ماد'''''. ترجمه کریم کشاورز. تهران: 1357، ص 82. </ref>. نام کادوسیانی / کادوسیان در اواخر [[ساسانیان|عصر ساسانی]] به طیلسان تغییر کرد و برخی طیلسان را معرب تالشان دانسته‌اند<ref>کسروی، احمد. '''''کاروند کسروی'''''. به کوشش یحیی ذکاء، تهران: 1352، ص 424.</ref>.


برخی به سبب تشابه نام این قوم با نام امیر تالش بن حسن نوادة امیر چوپان مغول برای تالش‌ها منشاء ترکی قائل شده‌اند.<sup>3</sup> برخی نیز تالش‌ها را ایرانی و آریایی تبار می‌دانند. به ویژه این که گویش تالشی از گروه زبان‌های ایرانی شمال غربی است و نشانه‌های بسیاری از اوستایی و فارسی باستان و میانه در آن دیده می‌شود.<sup>4</sup>  
برخی به سبب تشابه نام این قوم با نام امیر تالش بن حسن نواده امیر چوپان مغول برای تالش‌ها منشاء ترکی قائل شده‌اند<ref>خودزکو، الکساندر. '''''سرزمین گیلان'''''. ترجمه سیروس سهامی، تهران: 1354، ص 78. </ref>. برخی نیز تالش‌ها را ایرانی و آریایی تبار می‌دانند. به ویژه این که گویش تالشی از گروه زبان‌های ایرانی شمال غربی است و نشانه‌های بسیاری از اوستایی و فارسی باستان و میانه در آن دیده می‌شود<ref>اورانسکی، یوسیف میخائیلوویچ. '''''مقدمه فقه‌اللغه ایرانی'''''. ترجمه کریم کشاورز، تهران: 1358، 330-334.</ref><ref name=":0">نیکیتین، ب. '''''ایرانی که من شناخته‌ام'''''. ترجمه علی‌محمد فره‌وشی، تهران: 1329، ص 102.</ref>.


تالش‌ها در گذشته از اقوام کوه‌نشین گیلان بوده‌اند و به تدریج در دشت‌ها مستقر شده‌اند.<sup>5</sup> سرزمین قوم تالش نوار نسبتاً باریکی مرکب از دو قسمت کوهستانی و جلگه‌ای است که از شمال به جنوب گسترده می‌شود. شمال آن به خط فرضی میان قسمت سفلای رود کُر و مصب‌رود مرزی بالهارود در دشت مغان جمهوری آذربایجان و جنوب آن به مغرب دشت خزر و استان اردبیل متصل است.<sup>6</sup> مهم‌ترین مناطق تالش‌نشین عبارتند از: مغان، اجارود، لنکران، آستارا، کرگانرود و... .<sup>7</sup> برخی طوایف تالش عبارتند از دِلاغَردِه، آقاجانی، مشایخ، خاشابری و تیره‌های شیرازی و بوداغ و... که در روستاهای سرزمین تالش پراکنده‌اند.<sup>8</sup>  
تالش‌ها در گذشته از اقوام کوه‌نشین گیلان بوده‌اند و به تدریج در دشت‌ها مستقر شده‌اند<ref>بازن، مارسل و کریستیان برومبرژه. '''''گیلان و آذربایجان شرقی: نقشه‌ها و اسناد مردم‌شناسی'''''. ترجمه مظفر امین فرشچیان، تهران: 1356، ج 2، ص 57.</ref>. سرزمین قوم تالش نوار نسبتاً باریکی مرکب از دو قسمت کوهستانی و جلگه‌ای است که از شمال به جنوب گسترده می‌شود. شمال آن به خط فرضی میان قسمت سفلای رود کُر و مصب‌رود مرزی بالهارود در دشت مغان جمهوری آذربایجان و جنوب آن به مغرب دشت خزر و استان اردبیل متصل است<ref>اوبن. اوژن. '''''ایران امروز، 1907-1906: سفرنامه و بررسی‌های سفیر فرانسه، در ایران'''''. ترجمه علی‌اصغر سعیدی، تهران: 1362، ص 143.</ref><ref>بازن، مارسل و کریستیان برومبرژه. '''''گیلان و آذربایجان شرقی: نقشه‌ها و اسناد مردم‌شناسی'''''. ترجمه مظفر امین فرشچیان، تهران: 1356، ج 2، ص 73.</ref>. مهم‌ترین مناطق تالش‌نشین عبارتند از: مغان، اجارود، لنکران، آستارا، کرگانرود و...<ref>رابینو، یا سنت لویی. '''''ولایات دارالمرز ایران:''''' '''''گیلان'''''. ترجمه جعفر خمامی‌زاده، رشت: 1365، ص 21، 182، 218، 233. </ref> . برخی طوایف تالش عبارتند از دِلاغَردِه، آقاجانی، مشایخ، خاشابری و تیره‌های شیرازی و بوداغ و... که در روستاهای سرزمین تالش پراکنده‌اند<ref>برادگاهی، سعیدعلی. «جواهرنامه لنکران»، '''''چهار رساله در زمینه تاریخ و جغرافیای تالش'''''. به کوشش علی عبدلی، رشت: 1378، ص 45.</ref><ref>بازن، مارسل و کریستیان برومبرژه. '''''گیلان و آذربایجان شرقی: نقشه‌ها و اسناد مردم‌شناسی'''''. ترجمه مظفر امین فرشچیان، تهران: 1356، ج 2، ص 191، 119.</ref><ref>رابینو، یا سنت لویی. '''''ولایات دارالمرز ایران:''''' '''''گیلان'''''. ترجمه جعفر خمامی‌زاده، رشت: 1365، ص120، 218.</ref>.


دامداری از مشاغل اصلی تالش‌هاست. کشاورزان تالشی نیز به کشت برنج در جلگه‌های این سرزمین می‌پردازند.<sup>9</sup>
دامداری از مشاغل اصلی تالش‌هاست. کشاورزان تالشی نیز به کشت برنج در جلگه‌های این سرزمین می‌پردازند<ref name=":0" />.


تالش‌ها شیعة دوازده امامی هستند. بعضی از آن‌ها نیز سنی شافعی‌اند.<sup>10</sup>  
تالش‌ها شیعه دوازده امامی هستند. بعضی از آن‌ها نیز سنی شافعی‌اند<ref>برادگاهی، سعیدعلی. «جواهرنامه لنکران»، '''''چهار رساله در زمینه تاریخ و جغرافیای تالش'''''. به کوشش علی عبدلی، رشت: 1378، ص 36، 46.</ref><ref>بازن، مارسل و کریستیان برومبرژه. '''''گیلان و آذربایجان شرقی: نقشه‌ها و اسناد مردم‌شناسی'''''. ترجمه مظفر امین فرشچیان، تهران: 1356، ج 2، ص 199-200، 208.</ref><ref>رابینو، یا سنت لویی. '''''ولایات دارالمرز ایران:''''' '''''گیلان'''''. ترجمه جعفر خمامی‌زاده، رشت: 1365، ص 100، 112، 120، 138.</ref>.


تلخیص معصومه ابراهیمی از مقالة تالش، قوم '''''دانشنامة جهان اسلام'''''
تلخیص معصومه ابراهیمی از مقاله تالش، قوم '''''دانشنامه جهان اسلام'''''


== نیز نگاه کنید  به ==


'''مآخذ:'''  
== '''مآخذ''' ==
 
1-    دیاکونوف، ایگور میخائیلوویچ. '''''تاریخ ماد'''''. ترجمة کریم کشاورز. تهران: 1357، ص 82.
 
2-    کسروی، احمد. '''''کاروند کسروی'''''. به کوشش یحیی ذکاء، تهران: 1352، ص 424.
 
3-    خودزکو، الکساندر. '''''سرزمین گیلان'''''. ترجمة سیروس سهامی، تهران: 1354، ص 78.
 
4-    اورانسکی، یوسیف میخائیلوویچ. '''''مقدمة فقه‌اللغة ایرانی'''''. ترجمة کریم کشاورز، تهران: 1358، 330-334؛ نیکیتین، ب. '''''ایرانی که من شناخته‌ام'''''. ترجمة علی‌محمد فره‌وشی، تهران: 1329، ص 102.
 
5-    بازن، مارسل و کریستیان برومبرژه. '''''گیلان و آذربایجان شرقی: نقشه‌ها و اسناد مردم‌شناسی'''''. ترجمة مظفر امین فرشچیان، تهران: 1356، ج 2، ص 57.
 
6-    اوبن. اوژن. '''''ایران امروز، 1907-1906: سفرنامه و بررسی‌های سفیر فرانسه، در ایران'''''. ترجمة علی‌اصغر سعیدی، تهران: 1362، ص 143؛ بازن. '''''همان'''''. ج 2، ص 73.
 
7-    رابینو، یا سنت لویی. '''''ولایات دارالمرز ایران:''''' '''''گیلان'''''. ترجمة جعفر خمامی‌زاده، رشت: 1365، ص 21، 182، 218، 233.
 
8-    برادگاهی، سعیدعلی. «جواهرنامة لنکران»، '''''چهار رساله در زمینة تاریخ و جغرافیای تالش'''''. به کوشش علی عبدلی، رشت: 1378، ص 45؛ بازن. '''''همان'''''. ج 2، ص 191، 199؛ رابینو. '''''همان'''''. ص 120، 218.
 
9-    نیکیتین. همانجا.
 
10-  برادگاهی، سعیدعلی. '''''همان'''''. ص 36، 46؛ بازن. '''''همان'''''. ج 2، ص 199-200، 208؛ رابینو. '''''همان'''''. ص 100، 112، 120، 138.




علی پورصفر قصابی نژاد
علی پورصفر قصابی نژاد

نسخهٔ ‏۱۸ مهٔ ۲۰۲۵، ساعت ۲۰:۰۱

تالش، گروهی قومی، ساکن در منطقه‌ای در مغرب و شمال غربی گیلان، بین کوه‌های تالش و دریای خزر.

سکونت تالش‌ها در سرزمین کادوسیان و کاسپیان سبب شده است که برخی تالش‌ها را بازماندگان کادوسی بدانند[۱]. نام کادوسیانی / کادوسیان در اواخر عصر ساسانی به طیلسان تغییر کرد و برخی طیلسان را معرب تالشان دانسته‌اند[۲].

برخی به سبب تشابه نام این قوم با نام امیر تالش بن حسن نواده امیر چوپان مغول برای تالش‌ها منشاء ترکی قائل شده‌اند[۳]. برخی نیز تالش‌ها را ایرانی و آریایی تبار می‌دانند. به ویژه این که گویش تالشی از گروه زبان‌های ایرانی شمال غربی است و نشانه‌های بسیاری از اوستایی و فارسی باستان و میانه در آن دیده می‌شود[۴][۵].

تالش‌ها در گذشته از اقوام کوه‌نشین گیلان بوده‌اند و به تدریج در دشت‌ها مستقر شده‌اند[۶]. سرزمین قوم تالش نوار نسبتاً باریکی مرکب از دو قسمت کوهستانی و جلگه‌ای است که از شمال به جنوب گسترده می‌شود. شمال آن به خط فرضی میان قسمت سفلای رود کُر و مصب‌رود مرزی بالهارود در دشت مغان جمهوری آذربایجان و جنوب آن به مغرب دشت خزر و استان اردبیل متصل است[۷][۸]. مهم‌ترین مناطق تالش‌نشین عبارتند از: مغان، اجارود، لنکران، آستارا، کرگانرود و...[۹] . برخی طوایف تالش عبارتند از دِلاغَردِه، آقاجانی، مشایخ، خاشابری و تیره‌های شیرازی و بوداغ و... که در روستاهای سرزمین تالش پراکنده‌اند[۱۰][۱۱][۱۲].

دامداری از مشاغل اصلی تالش‌هاست. کشاورزان تالشی نیز به کشت برنج در جلگه‌های این سرزمین می‌پردازند[۵].

تالش‌ها شیعه دوازده امامی هستند. بعضی از آن‌ها نیز سنی شافعی‌اند[۱۳][۱۴][۱۵].

تلخیص معصومه ابراهیمی از مقاله تالش، قوم دانشنامه جهان اسلام

نیز نگاه کنید به

مآخذ

علی پورصفر قصابی نژاد

  1. دیاکونوف، ایگور میخائیلوویچ. تاریخ ماد. ترجمه کریم کشاورز. تهران: 1357، ص 82.
  2. کسروی، احمد. کاروند کسروی. به کوشش یحیی ذکاء، تهران: 1352، ص 424.
  3. خودزکو، الکساندر. سرزمین گیلان. ترجمه سیروس سهامی، تهران: 1354، ص 78.
  4. اورانسکی، یوسیف میخائیلوویچ. مقدمه فقه‌اللغه ایرانی. ترجمه کریم کشاورز، تهران: 1358، 330-334.
  5. ۵٫۰ ۵٫۱ نیکیتین، ب. ایرانی که من شناخته‌ام. ترجمه علی‌محمد فره‌وشی، تهران: 1329، ص 102.
  6. بازن، مارسل و کریستیان برومبرژه. گیلان و آذربایجان شرقی: نقشه‌ها و اسناد مردم‌شناسی. ترجمه مظفر امین فرشچیان، تهران: 1356، ج 2، ص 57.
  7. اوبن. اوژن. ایران امروز، 1907-1906: سفرنامه و بررسی‌های سفیر فرانسه، در ایران. ترجمه علی‌اصغر سعیدی، تهران: 1362، ص 143.
  8. بازن، مارسل و کریستیان برومبرژه. گیلان و آذربایجان شرقی: نقشه‌ها و اسناد مردم‌شناسی. ترجمه مظفر امین فرشچیان، تهران: 1356، ج 2، ص 73.
  9. رابینو، یا سنت لویی. ولایات دارالمرز ایران: گیلان. ترجمه جعفر خمامی‌زاده، رشت: 1365، ص 21، 182، 218، 233.
  10. برادگاهی، سعیدعلی. «جواهرنامه لنکران»، چهار رساله در زمینه تاریخ و جغرافیای تالش. به کوشش علی عبدلی، رشت: 1378، ص 45.
  11. بازن، مارسل و کریستیان برومبرژه. گیلان و آذربایجان شرقی: نقشه‌ها و اسناد مردم‌شناسی. ترجمه مظفر امین فرشچیان، تهران: 1356، ج 2، ص 191، 119.
  12. رابینو، یا سنت لویی. ولایات دارالمرز ایران: گیلان. ترجمه جعفر خمامی‌زاده، رشت: 1365، ص120، 218.
  13. برادگاهی، سعیدعلی. «جواهرنامه لنکران»، چهار رساله در زمینه تاریخ و جغرافیای تالش. به کوشش علی عبدلی، رشت: 1378، ص 36، 46.
  14. بازن، مارسل و کریستیان برومبرژه. گیلان و آذربایجان شرقی: نقشه‌ها و اسناد مردم‌شناسی. ترجمه مظفر امین فرشچیان، تهران: 1356، ج 2، ص 199-200، 208.
  15. رابینو، یا سنت لویی. ولایات دارالمرز ایران: گیلان. ترجمه جعفر خمامی‌زاده، رشت: 1365، ص 100، 112، 120، 138.