پرش به محتوا

کمربند: تفاوت میان نسخه‌ها

از ویکی ایران
Samei (بحث | مشارکت‌ها)
بدون خلاصۀ ویرایش
Maedeh (بحث | مشارکت‌ها)
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۱: خط ۱:
'''کمربند، ('''مرکب از کمر + بند)، نوار یا تسمه‌ای چرمین، پارچه‌ای، فلزی و مانند آن که به دور کمر می‌بندند و به آن کمر و میان‌بند و کُستی می‌گویند.
[[پرونده:کربند زرین ناصرالدین شاه.jpg|بندانگشتی|کمربند زرین [[ناصرالدین شاه قاجار|ناصرالدین شاه]] ، قابل بازیابی از https://minibiyab.ir/]]
کمربند، (مرکب از کمر + بند)، نوار یا تسمه‌ای چرمین، پارچه‌ای، فلزی و مانند آن که به دور کمر می‌بندند و به آن کمر و میان‌بند و کُستی می‌گویند.


=== [[ایران باستان]] ===
=== [[ایران باستان]] ===
سابقة استفاده از کمربند بسیار طولانی و به سال‌ها قبل از ورود آریاییان به ایران می‌رسد.<sup>1</sup> گاه شالی را به جای کمربند به دور کمر می‌بستند،<sup>2</sup>  و روی آن را اغلب با سنگ‌هایی قیمتی تزئین می‌كردند،<sup>3</sup> و دو سر شال را معمولاً پس از گره‌زدن، در جلو رها می‌کردند.<sup>4</sup> بستن کمربندهایی هم که جلوی آن سگکی داشت معمول بود.<sup>5</sup> زنان نیز از کمربند استفاده می‌کردند.<sup>6</sup> اگرچه جنس کمربندها  اغلب چرمی بود، اما از جنس‌های دیگر همچون طلا، نقره یا برنز نیز کمربند می‌ساختند.<sup></sup> کمربند پشمی سفید رنگ زرتشتیان را که از 72 نخ ( اشاره به 72 فصل یَسنای اوستا) می‌بافند، کُستی می‌نامند.<sup>8</sup>  
سابقه استفاده از کمربند بسیار طولانی و به سال‌ها قبل از ورود [[آریاییان]] به [[کشور ایران|ایران]] می‌رسد<ref>Carter, E. Excavations in ville royale I at Suse, DAFI, XI, 1980, Pp. 76-77, 129, Pl. 5, fig 22d.</ref>.گاه شالی را به جای کمربند به دور کمر می‌بستند<ref>Amiet, P. Elam, Paris: 1966, P. 77, fig 37.</ref>، و روی آن را اغلب با سنگ‌هایی قیمتی تزئین می‌کردند<ref>Spycket, A. Les figurines de Suse. MDAI, LII, Paris: Gabalda, 1992, P. 139, Pl. 99, no 838, M 23.</ref>،و دو سر شال را معمولاً پس از گره‌زدن، در جلو رها می‌کردند<ref>Amiet, P. Glyptique Susienne, Paris: 1972, vol I, P. 268, vol II, Pl. 179, fig 2062.</ref>.بستن کمربندهایی هم که جلوی آن سگکی داشت معمول بود<ref>نگهبان، عزت‌الله. '''''حفاری هفت تپه دشت خوزستان'''''. سازمان میراث فرهنگی،1377، ص186، ش 129، '''''تندیسی از هفت تپه.'''''</ref>.زنان نیز از کمربند استفاده می‌کردند<ref>Spycket, P. 74, Pl. 51, no 370-371.</ref>.اگرچه جنس کمربندها اغلب چرمی بود، اما از جنس‌های دیگر همچون طلا، نقره یا برنز نیز کمربند می‌ساختند<ref>Calmeyer, P; Peck, E, H. Iranica, Belts.</ref>.کمربند پشمی سفید رنگ زرتشتیان را که از 72 نخ ( اشاره به 72 فصل یَسنای اوستا) می‌بافند، کُستی می‌نامند<ref>بلاذری، ابی‌العباس احمد بن یحیی، '''''فتوح‌البلدان'''''. حققه و شرح و حواشیه عبدالله انیس الطباع، عمرانیس الطباع، دارالنشرللجامعین، 1377ق/ 1957م، ص472- 474. </ref><ref>پورداود، ابراهیم؛ یسنا، ابن سینا،1340، ج1، ص26؛ مرعشی، ظهیرالدین. '''''تاریخ طبرستان و رویان و مازندران'''''. چاپ محمد حسین تسبیحی، تهران: شرق، 1368، ص94، 97؛ </ref>.


'''ابتدای اسلام تا مغول''' : پیامبر کمربندی به نام ابرقه<sup>9</sup> و کمربند دیگری از چرم قرمز دباغی شده می‌بستند که نوعی سگک در جلو خود داشت.<sup>10</sup> در ماوراءالنهر زنان اعیان نوعی کمربند طلایی دو نواره داشتند.<sup>11</sup> امیران، گاه از شال یا کمربندی استفاده می‌کردند که اغلب تسمه‌هایی مرصع و پُرتزئین از آن آویزان بود.<sup>12</sup> خُطبا کمربند به کمر نمی‌بستند اما اقشار دیگر به ویژه شعرا از کمربند و شال استفاده می‌کردند.<sup>13</sup> عیاران کمربندی از برگ‌های بافته شده خرما می‌بستند.<sup>14</sup> در جوزجان زنان نوعی کمربند زنانة مرصع به كمر می‌بستند كه «حَقَبیه» نامیده می‌شد،<sup>15</sup> و در کرمان شال‌های مرغوب می‌بافتند.<sup>16</sup> خطیبان خوزستان و عراق به کمربند طلایی یا نقره‌ای خود، شمشیر حمایل می‌کردند.<sup>17</sup> امرای آل باوَند طبرستان قبل از قبول اسلام، کُستی می‌بستند.<sup>18</sup> در ایران زرتشتیانی که قبول اسلام نمی‌کردند، همان کُستی یا گونه‌ای دیگر از آن را به کمر می‌بستند، که مسلمین آن را ُزنار می‌نامیدند.<sup>19</sup> شاهان ترک اغلب بر روی قباهای خود شالی ساده یا نقش‌دار، و یا کمربندهای پولک‌دار حلقه‌ای می‌بستند.<sup>20</sup> به نوعی از این شال‌های فیروزه نشان و گلابتون‌دوزی شده شال هزار مثقالی می‌گفتند.<sup>21</sup> بر کمربندهای طلایی حاجبان<sup>22</sup> تکه‌های چرم و لوحه‌های نقره‌ای می‌آویختند، که علامت فرمانبرداری اُمرا از سلاطین بود.<sup>23</sup> کمر(کمربند) در میان صوفیه نیز بسیار اهمیت داشت.<sup>24</sup> رسم بود، سردارانی که درخواست عفو می‌کردند، کمربندهای خود را می‌گشودند و از گردن خود می‌آویختند.<sup>25</sup>
ابتدای [[اسلام]] تا [[مغول ها|مغول]] :  


'''مغول تا عصر حاضر''': در این دوره شاهان معمولاً کمربندی روی لباس زیری (اگرقبای رویی کاملاً جلوباز بود) و یا روی لباس رویی(اگر قبای رویی جلو بسته بود) به کمر می بستند که جلوی آن گاهی نقش‌دار و خردلی رنگ،<sup>26</sup> یا سفید با یك گل ده‌پر<sup>27</sup> در جلو بود. این کمربند با کلاه (کمر و کلاه) از علائم فرماندهی و حکومت به شمار می‌رفت.<sup>28</sup> رنگ این کمربند گاهی سیاه و با گل‌هایی شش و هشت پر طلایی بود.<sup>29</sup> نوازندگان گاه کمربندی سیاه یا سفید و با الحاقات طلایی یا با شالی قرمز، بنفش و یا سبز می‌بستند.<sup>30  </sup>استفاده از دو شال مختلف و با هم، تقریباً از دورة صفوی مرسوم شد. شاهان صفوی غیر از شال، از کمربندی چرمی یا پارچه‌ای سفید، سیاه، طلایی و مانند آن که بر روی آن گل‌های چند پر دایره شکل طلایی نصب شده بود، استفاده می‌کردند.<sup>31  </sup>بیشتر زنان دو انتهای شال را پس از گره‌زدن در جلو می‌آویختند. این آویزه گاهی آویزه‌های لوزی شکلی به نام «سالامه» داشت.<sup>32</sup>  
پیامبر کمربندی به نام ابرقه<ref>کلینی رازی، ابی جعفر محمد بن یعقوب. '''''اصول کافی.''''' ترجمه و شرح جواد مصطفوی، تهران: انتشارات علمیه اسلامیه، بی‌تا، ج1، ص342.</ref> و کمربند دیگری از چرم قرمز دباغی شده می‌بستند که نوعی سگک در جلو خود داشت<ref>Dozy, R. P. R; Dictionnaire détaillé noms des vêtements chez les Arabes, Amsterdam, 1845, Pp. 71-73.</ref><ref>ابن اثیر، عزالدین ابوالحسن. '''''الکامل فی التاریخ'''''. بیروت: دارصادر، داربیروت، 1385ق/ 1965م، ج2،  ص15، و نیزنک: دوزی ذیل «بریم»:</ref><ref>یعقوبی، احمد بن ابی‌یعقوب. '''''تاریخ'''''. بیروت: دارصادر، 1960م، ج2، ص71؛</ref>. در ماوراءالنهر زنان اعیان نوعی کمربند طلایی دو نواره داشتند<ref>نرشخی، ابوبکرمحمد بن جعفر، '''''تاریخ بخارا'''''. ترجمه ابونصر قباوی، تلخیص محمد بن زفر، تصحیح مدرس رضوی، تهران: توس، 1363، ص53.</ref>. امیران، گاه از شال یا کمربندی استفاده می‌کردند که اغلب تسمه‌هایی مرصع و پُرتزئین از آن آویزان بود.<sup>12</sup> خُطبا کمربند به کمر نمی‌بستند اما اقشار دیگر به ویژه شعرا از کمربند و شال استفاده می‌کردند.<sup>13</sup> عیاران کمربندی از برگ‌های بافته شده خرما می‌بستند.<sup>14</sup> در جوزجان زنان نوعی کمربند زنانه مرصع به کمر می‌بستند که «حَقَبیه» نامیده می‌شد،<sup>15</sup> و در کرمان شال‌های مرغوب می‌بافتند.<sup>16</sup> خطیبان خوزستان و عراق به کمربند طلایی یا نقره‌ای خود، شمشیر حمایل می‌کردند.<sup>17</sup> امرای آل باوَند طبرستان قبل از قبول اسلام، کُستی می‌بستند.<sup>18</sup> در ایران زرتشتیانی که قبول اسلام نمی‌کردند، همان کُستی یا گونه‌ای دیگر از آن را به کمر می‌بستند، که مسلمین آن را ُزنار می‌نامیدند.<sup>19</sup> شاهان ترک اغلب بر روی قباهای خود شالی ساده یا نقش‌دار، و یا کمربندهای پولک‌دار حلقه‌ای می‌بستند.<sup>20</sup> به نوعی از این شال‌های فیروزه نشان و گلابتون‌دوزی شده شال هزار مثقالی می‌گفتند.<sup>21</sup> بر کمربندهای طلایی حاجبان<sup>22</sup> تکه‌های چرم و لوحه‌های نقره‌ای می‌آویختند، که علامت فرمانبرداری اُمرا از سلاطین بود.<sup>23</sup> کمر(کمربند) در میان صوفیه نیز بسیار اهمیت داشت.<sup>24</sup> رسم بود، سردارانی که درخواست عفو می‌کردند، کمربندهای خود را می‌گشودند و از گردن خود می‌آویختند.<sup>25</sup>  


'''مآخذ''':
مغول تا عصر حاضر:  


1.             Carter, E. Excavations in ville royale I at Suse, DAFI, XI, 1980, Pp. 76-77, 129, Pl. 5, fig 22d.
در این دوره شاهان معمولاً کمربندی روی لباس زیری (اگرقبای رویی کاملاً جلوباز بود) و یا روی لباس رویی(اگر قبای رویی جلو بسته بود) به کمر می بستند که جلوی آن گاهی نقش‌دار و خردلی رنگ،<sup>26</sup> یا سفید با یک گل ده‌پر<sup>27</sup> در جلو بود. این کمربند با کلاه (کمر و کلاه) از علائم فرماندهی و حکومت به شمار می‌رفت.<sup>28</sup> رنگ این کمربند گاهی سیاه و با گل‌هایی شش و هشت پر طلایی بود.<sup>29</sup> نوازندگان گاه کمربندی سیاه یا سفید و با الحاقات طلایی یا با شالی قرمز، بنفش و یا سبز می‌بستند.<sup>30  </sup>استفاده از دو شال مختلف و با هم، تقریباً از دوره صفوی مرسوم شد. شاهان صفوی غیر از شال، از کمربندی چرمی یا پارچه‌ای سفید، سیاه، طلایی و مانند آن که بر روی آن گل‌های چند پر دایره شکل طلایی نصب شده بود، استفاده می‌کردند.<sup>31  </sup>بیشتر زنان دو انتهای شال را پس از گره‌زدن در جلو می‌آویختند. این آویزه گاهی آویزه‌های لوزی شکلی به نام «سالامه» داشت.<sup>32</sup>


2.             Amiet, P. Elam, Paris: 1966, P. 77, fig 37.
   
 
3.             Spycket, A. Les figurines de Suse. MDAI, LII, Paris: Gabalda, 1992, P. 139, Pl. 99, no 838, M 23.
 
4.             Amiet, P. Glyptique Susienne, Paris: 1972, vol I, P. 268, vol II, Pl. 179, fig 2062.
 
5.     نگهبان، عزت‌الله. '''''حفاری هفت تپه دشت خوزستان'''''. سازمان میراث فرهنگی،1377، ص186، ش 129، '''''تندیسی از هفت تپه.'''''
 
6.             Spycket, P. 74, Pl. 51, no 370-371.
 
7.             Calmeyer, P; Peck, E, H. Iranica, Belts.
 
8.     پورداود، ابراهیم؛ یسنا، ابن سینا،1340، ج1، ص26؛ مرعشی، ظهیرالدین. '''''تاریخ طبرستان و رویان و مازندران'''''. چاپ محمد حسین تسبیحی، تهران: شرق، 1368، ص94، 97؛ بلاذری، ابی‌العباس احمد بن یحیی، '''''فتوح‌البلدان'''''. حققه و شرح و حواشیه عبدالله انیس الطباع، عمرانیس الطباع، دارالنشرللجامعین، 1377ق/ 1957م، ص472- 474.
 
9.     کلینی رازی، ابی جعفر محمد بن یعقوب. '''''اصول کافی.''''' ترجمه و شرح جواد مصطفوی، تهران: انتشارات علمیه اسلامیه، بی‌تا، ج1، ص342.
 
10.  یعقوبی، احمد بن ابی‌یعقوب. '''''تاریخ'''''. بیروت: دارصادر، 1960م، ج2، ص71؛ ابن اثیر، عزالدین ابوالحسن. '''''الکامل فی التاریخ'''''. بیروت: دارصادر، داربیروت، 1385ق/ 1965م، ج2،  ص15، و نیزنک: دوزی ذیل «بریم»:
 
Dozy, R. P. R; Dictionnaire détaillé noms des vêtements chez les Arabes, Amsterdam, 1845, Pp. 71-73.
 
11.  نرشخی، ابوبکرمحمد بن جعفر، '''''تاریخ بخارا'''''. ترجمة ابونصر قباوی، تلخیص محمد بن زفر، تصحیح مدرس رضوی، تهران: توس، 1363، ص53.


12.  نرشخی، ص28- 29؛ ابن اثیر، ج4، ص573- 574.  
12.  نرشخی، ص28- 29؛ ابن اثیر، ج4، ص573- 574.  


13.  مقدسی، ابوعبدالله محمد بن احمد. '''''احسن التقاسیم فی معرفة الاقالیم'''''. طبع دخویه، لیدن: بریل، 1906م، ص327؛ ثعالبی، ابومنصور عبدالملک. '''''یتیمة الدهر'''''. المطبعة الحنفیة بدمشق، بی‌تا، 4جلد، ج2، ص12.  
13.  مقدسی، ابوعبدالله محمد بن احمد. '''''احسن التقاسیم فی معرفه الاقالیم'''''. طبع دخویه، لیدن: بریل، 1906م، ص327؛ ثعالبی، ابومنصور عبدالملک. '''''یتیمه الدهر'''''. المطبعه الحنفیه بدمشق، بی‌تا، 4جلد، ج2، ص12.  


14.  مسعودی، ابی‌الحسن علی. '''''مروج الذهب و معادن الجوهرفی التاریخ'''''. بتحقیق محمد محیی‌الدین عبدالحمید، الطبعة الثالث، قاهره: 1377ق/1958م، ج4، ص22؛ اصفهانی، ج3، ص412- 417.  
14.  مسعودی، ابی‌الحسن علی. '''''مروج الذهب و معادن الجوهرفی التاریخ'''''. بتحقیق محمد محیی‌الدین عبدالحمید، الطبعه الثالث، قاهره: 1377ق/1958م، ج4، ص22؛ اصفهانی، ج3، ص412- 417.  


15.  ابن حوقل. '''''صورة الارض.''''' الطبعة الثانیه، لیدن: بریل، 1938- 1939م، ص370؛ دزی، ذیل حَقَبْ / حِقاب؛ '''''حدود العالم من المشرق الی المغرب'''''. مولف ناشناخته، مقدمه بارتولد، تعلیقات مینورسکی، ترجمة میرحسین شاه، تصحیح و حواشی مریم میراحمدی، غلامرضا ورهرام، تهران: دانشگاه الزهراء، 1372، ص304.
15.  ابن حوقل. '''''صوره الارض.''''' الطبعه الثانیه، لیدن: بریل، 1938- 1939م، ص370؛ دزی، ذیل حَقَبْ / حِقاب؛ '''''حدود العالم من المشرق الی المغرب'''''. مولف ناشناخته، مقدمه بارتولد، تعلیقات مینورسکی، ترجمه میرحسین شاه، تصحیح و حواشی مریم میراحمدی، غلامرضا ورهرام، تهران: دانشگاه الزهراء، 1372، ص304.


16.  زیدان، جرجی. '''''تاریخ التمدن الاسلامی'''''. طبع حسین مونس، مصر: دارالهلال، 1902- 1906م،  ج5، ص106-108، 131.  
16.  زیدان، جرجی. '''''تاریخ التمدن الاسلامی'''''. طبع حسین مونس، مصر: دارالهلال، 1902- 1906م،  ج5، ص106-108، 131.  


17.  مقدسی، ص129، 416؛ متز، آدام. '''''الحضارة الاسلامیة فی القرن الرابع'''''. نقله الی العربیة محمد عبدالهادی ابوریده، قاهره: لجنة التالیف و الترجمه، 1377ق/1957م، ج2، ص86- 87.
17.  مقدسی، ص129، 416؛ متز، آدام. '''''الحضاره الاسلامیه فی القرن الرابع'''''. نقله الی العربیه محمد عبدالهادی ابوریده، قاهره: لجنه التالیف و الترجمه، 1377ق/1957م، ج2، ص86- 87.


18.  مرعشی. ص94، 97، 111؛  بلاذری، ص472- 474.  
18.  مرعشی. ص94، 97، 111؛  بلاذری، ص472- 474.  
خط ۶۲: خط ۴۳:
Pope, A.U.A survey of Persian art, ed, P. Ackerman, Tehran, 1964-1967, vol 6, p. 2480, vol 9, no 518.
Pope, A.U.A survey of Persian art, ed, P. Ackerman, Tehran, 1964-1967, vol 6, p. 2480, vol 9, no 518.


24.  هجویری، علی بن عثمان. '''''کشف المحجوب'''''. تصحیح والنتین ژوکوفسکی، لنینگراد، 1926م، چاپ افست، با مقدمه و فهارس محمد لوی عباسی، تهران: امیرکبیر، 1336، ص57؛ غزالی، ابوحامد محمد. '''''احیاء علوم الدین'''''. قاهره: المطبعة المیمنیة،1322ق، ترجمة مویدالدین محمدخوارزمی، به کوشش حسین خدیو‌جم، تهران: بنیاد فرهنگ ایران، 1351-1359 ، ج3، ص338.
24.  هجویری، علی بن عثمان. '''''کشف المحجوب'''''. تصحیح والنتین ژوکوفسکی، لنینگراد، 1926م، چاپ افست، با مقدمه و فهارس محمد لوی عباسی، تهران: امیرکبیر، 1336، ص57؛ غزالی، ابوحامد محمد. '''''احیاء علوم الدین'''''. قاهره: المطبعه المیمنیه،1322ق، ترجمه مویدالدین محمدخوارزمی، به کوشش حسین خدیو‌جم، تهران: بنیاد فرهنگ ایران، 1351-1359 ، ج3، ص338.


25.  ابن اثیر، ج7، ص140-141.  
25.  ابن اثیر، ج7، ص140-141.  
خط ۷۰: خط ۵۱:
نسخه جامع التواریخ، تبریز: ورقه های 249b .251a,250b , مجموعه خلیلی
نسخه جامع التواریخ، تبریز: ورقه های 249b .251a,250b , مجموعه خلیلی


27.  ورقی از نسخه عصر اینجو، شیراز: متروپولیتن، n.57.51.35 . لصراف، شهاب. '''''الفروسیة،الریاض.'''''المکتبة العربیة السعودیة، 1421ق،ج2، ص 146-147، لوحه 114؛ رشید الدین، فضل‌الله همدانی. '''''جامع التواریخ'''''. به تصحیح و تحشیه محمد روشن، مصطفی موسوی، تهران: البرز، 1373، ج2، ص 1494؛ حافظ ابرو، شهاب‌الدین عبدالله هروی، ذیل جامع التواریخ رشیدی، به اهتمام خانبابا بیانی، تهران: انجمن آثار ملی، چاپ دوم، 1350، ص190.
27.  ورقی از نسخه عصر اینجو، شیراز: متروپولیتن، n.57.51.35 . لصراف، شهاب. '''''الفروسیه،الریاض.'''''المکتبه العربیه السعودیه، 1421ق،ج2، ص 146-147، لوحه 114؛ رشید الدین، فضل‌الله همدانی. '''''جامع التواریخ'''''. به تصحیح و تحشیه محمد روشن، مصطفی موسوی، تهران: البرز، 1373، ج2، ص 1494؛ حافظ ابرو، شهاب‌الدین عبدالله هروی، ذیل جامع التواریخ رشیدی، به اهتمام خانبابا بیانی، تهران: انجمن آثار ملی، چاپ دوم، 1350، ص190.


28.  گروسه، رنه. '''''امپراطوری صحرانوردان'''''. ترجمه و تحشیه عبدالحسین میکده، تهران: بنگاه ترجمه و نشر کتاب، 1353،ص357.
28.  گروسه، رنه. '''''امپراطوری صحرانوردان'''''. ترجمه و تحشیه عبدالحسین میکده، تهران: بنگاه ترجمه و نشر کتاب، 1353،ص357.
خط ۸۲: خط ۶۳:
31.          Nizami. no 12, 17, 20, 89, 91, 99, no 16, 20.
31.          Nizami. no 12, 17, 20, 89, 91, 99, no 16, 20.


مجالس خمسه نظامی؛ عکاشه، ثروت، '''''موسوعة التصویرالاسلامی'''''، بیروت: مکتبة لبنان ناشرون، الطبعة الاولی، 1999م، ص235، لوحه319، تصویردیواری، کاخ چهل ستون.
مجالس خمسه نظامی؛ عکاشه، ثروت، '''''موسوعه التصویرالاسلامی'''''، بیروت: مکتبه لبنان ناشرون، الطبعه الاولی، 1999م، ص235، لوحه319، تصویردیواری، کاخ چهل ستون.
 
32. نقاشی‌های روی سرتاقچه‌های گچی مقرنس کاری شده، کار اصفهان، مجموعه نخست وزیری،  ذکاء، یحیی؛  محمدحسن سمسار. '''''آثار هنری ایران در مجموعه نخست وزیری'''''. انتشارات نخست وزیری، 1357، ص72- 84 ؛  ذکاء، یحیی. '''''لباس زنان ایران از سده سیزدهم تا امروز'''''. تهران: 1336، ص 16- 19.  


محمدرضا چیت ساز
32. نقاشی‌های روی سرتاقچه‌های گچی مقرنس کاری شده، کار اصفهان، مجموعه نخست وزیری،  ذکاء، یحیی؛  محمدحسن سمسار. '''''آثار هنری ایران در مجموعه نخست وزیری'''''. انتشارات نخست وزیری، 1357، ص72- 84 ؛  ذکاء، یحیی. '''''لباس زنان ایران از سده سیزدهم تا امروز'''''. تهران: 1336، ص 16- 19.

نسخهٔ ‏۱۷ مهٔ ۲۰۲۵، ساعت ۱۷:۲۳

کمربند زرین ناصرالدین شاه ، قابل بازیابی از https://minibiyab.ir/

کمربند، (مرکب از کمر + بند)، نوار یا تسمه‌ای چرمین، پارچه‌ای، فلزی و مانند آن که به دور کمر می‌بندند و به آن کمر و میان‌بند و کُستی می‌گویند.

ایران باستان

سابقه استفاده از کمربند بسیار طولانی و به سال‌ها قبل از ورود آریاییان به ایران می‌رسد[۱].گاه شالی را به جای کمربند به دور کمر می‌بستند[۲]، و روی آن را اغلب با سنگ‌هایی قیمتی تزئین می‌کردند[۳]،و دو سر شال را معمولاً پس از گره‌زدن، در جلو رها می‌کردند[۴].بستن کمربندهایی هم که جلوی آن سگکی داشت معمول بود[۵].زنان نیز از کمربند استفاده می‌کردند[۶].اگرچه جنس کمربندها اغلب چرمی بود، اما از جنس‌های دیگر همچون طلا، نقره یا برنز نیز کمربند می‌ساختند[۷].کمربند پشمی سفید رنگ زرتشتیان را که از 72 نخ ( اشاره به 72 فصل یَسنای اوستا) می‌بافند، کُستی می‌نامند[۸][۹].

ابتدای اسلام تا مغول :

پیامبر کمربندی به نام ابرقه[۱۰] و کمربند دیگری از چرم قرمز دباغی شده می‌بستند که نوعی سگک در جلو خود داشت[۱۱][۱۲][۱۳]. در ماوراءالنهر زنان اعیان نوعی کمربند طلایی دو نواره داشتند[۱۴]. امیران، گاه از شال یا کمربندی استفاده می‌کردند که اغلب تسمه‌هایی مرصع و پُرتزئین از آن آویزان بود.12 خُطبا کمربند به کمر نمی‌بستند اما اقشار دیگر به ویژه شعرا از کمربند و شال استفاده می‌کردند.13 عیاران کمربندی از برگ‌های بافته شده خرما می‌بستند.14 در جوزجان زنان نوعی کمربند زنانه مرصع به کمر می‌بستند که «حَقَبیه» نامیده می‌شد،15 و در کرمان شال‌های مرغوب می‌بافتند.16 خطیبان خوزستان و عراق به کمربند طلایی یا نقره‌ای خود، شمشیر حمایل می‌کردند.17 امرای آل باوَند طبرستان قبل از قبول اسلام، کُستی می‌بستند.18 در ایران زرتشتیانی که قبول اسلام نمی‌کردند، همان کُستی یا گونه‌ای دیگر از آن را به کمر می‌بستند، که مسلمین آن را ُزنار می‌نامیدند.19 شاهان ترک اغلب بر روی قباهای خود شالی ساده یا نقش‌دار، و یا کمربندهای پولک‌دار حلقه‌ای می‌بستند.20 به نوعی از این شال‌های فیروزه نشان و گلابتون‌دوزی شده شال هزار مثقالی می‌گفتند.21 بر کمربندهای طلایی حاجبان22 تکه‌های چرم و لوحه‌های نقره‌ای می‌آویختند، که علامت فرمانبرداری اُمرا از سلاطین بود.23 کمر(کمربند) در میان صوفیه نیز بسیار اهمیت داشت.24 رسم بود، سردارانی که درخواست عفو می‌کردند، کمربندهای خود را می‌گشودند و از گردن خود می‌آویختند.25

مغول تا عصر حاضر:

در این دوره شاهان معمولاً کمربندی روی لباس زیری (اگرقبای رویی کاملاً جلوباز بود) و یا روی لباس رویی(اگر قبای رویی جلو بسته بود) به کمر می بستند که جلوی آن گاهی نقش‌دار و خردلی رنگ،26 یا سفید با یک گل ده‌پر27 در جلو بود. این کمربند با کلاه (کمر و کلاه) از علائم فرماندهی و حکومت به شمار می‌رفت.28 رنگ این کمربند گاهی سیاه و با گل‌هایی شش و هشت پر طلایی بود.29 نوازندگان گاه کمربندی سیاه یا سفید و با الحاقات طلایی یا با شالی قرمز، بنفش و یا سبز می‌بستند.30  استفاده از دو شال مختلف و با هم، تقریباً از دوره صفوی مرسوم شد. شاهان صفوی غیر از شال، از کمربندی چرمی یا پارچه‌ای سفید، سیاه، طلایی و مانند آن که بر روی آن گل‌های چند پر دایره شکل طلایی نصب شده بود، استفاده می‌کردند.31  بیشتر زنان دو انتهای شال را پس از گره‌زدن در جلو می‌آویختند. این آویزه گاهی آویزه‌های لوزی شکلی به نام «سالامه» داشت.32

 

12.  نرشخی، ص28- 29؛ ابن اثیر، ج4، ص573- 574.

13.  مقدسی، ابوعبدالله محمد بن احمد. احسن التقاسیم فی معرفه الاقالیم. طبع دخویه، لیدن: بریل، 1906م، ص327؛ ثعالبی، ابومنصور عبدالملک. یتیمه الدهر. المطبعه الحنفیه بدمشق، بی‌تا، 4جلد، ج2، ص12.

14.  مسعودی، ابی‌الحسن علی. مروج الذهب و معادن الجوهرفی التاریخ. بتحقیق محمد محیی‌الدین عبدالحمید، الطبعه الثالث، قاهره: 1377ق/1958م، ج4، ص22؛ اصفهانی، ج3، ص412- 417.

15.  ابن حوقل. صوره الارض. الطبعه الثانیه، لیدن: بریل، 1938- 1939م، ص370؛ دزی، ذیل حَقَبْ / حِقاب؛ حدود العالم من المشرق الی المغرب. مولف ناشناخته، مقدمه بارتولد، تعلیقات مینورسکی، ترجمه میرحسین شاه، تصحیح و حواشی مریم میراحمدی، غلامرضا ورهرام، تهران: دانشگاه الزهراء، 1372، ص304.

16.  زیدان، جرجی. تاریخ التمدن الاسلامی. طبع حسین مونس، مصر: دارالهلال، 1902- 1906م،  ج5، ص106-108، 131.

17.  مقدسی، ص129، 416؛ متز، آدام. الحضاره الاسلامیه فی القرن الرابع. نقله الی العربیه محمد عبدالهادی ابوریده، قاهره: لجنه التالیف و الترجمه، 1377ق/1957م، ج2، ص86- 87.

18.  مرعشی. ص94، 97، 111؛  بلاذری، ص472- 474.

19.  ابن اسفندیار، بهاءالدین محمد بن حسن. تاریخ طبرستان. چاپ عباس اقبال، تهران:1320، ص22- 223.

20.          Papadopoulo, A; Mazenod; L’Islam et l’art musulman, Paris: 1969, P. 135, no 35.

جوزجانی، منهاج السراج،طبقات ناصری. چاپ عبدالحی حبیبی، تهران: 1334، ج1، ص352- 353، 391.

21.  محمد بن منور، اسرارالتوحید فی مقامات الشیخ ابی سعید. تصحیح محمدرضا شفیعی‌کدکنی، تهران: آگاه، 1367، ج1، ص90، ج2، ص517.

22.  بیهقی، ابوالفضل‌محمد بن حسین. تاریخ بیهقی. به کوشش خلیل خطیب‌رهبر، تهران: سعدی، 1368، ج1، ص 41، 188، 209.

23.  ابن اثیر، ج11، ص84، ج12، ص247، 248؛ جوزجانی، ج 1، ص412؛

Pope, A.U.A survey of Persian art, ed, P. Ackerman, Tehran, 1964-1967, vol 6, p. 2480, vol 9, no 518.

24.  هجویری، علی بن عثمان. کشف المحجوب. تصحیح والنتین ژوکوفسکی، لنینگراد، 1926م، چاپ افست، با مقدمه و فهارس محمد لوی عباسی، تهران: امیرکبیر، 1336، ص57؛ غزالی، ابوحامد محمد. احیاء علوم الدین. قاهره: المطبعه المیمنیه،1322ق، ترجمه مویدالدین محمدخوارزمی، به کوشش حسین خدیو‌جم، تهران: بنیاد فرهنگ ایران، 1351-1359 ، ج3، ص338.

25.  ابن اثیر، ج7، ص140-141.

26.          Blair, S; A compendium of chronicles, the Nasser D. Khalili collection of Islamic art, ed, J. Raby, Oxford university press, vol XXVII, 1995, P.77

نسخه جامع التواریخ، تبریز: ورقه های 249b .251a,250b , مجموعه خلیلی

27.  ورقی از نسخه عصر اینجو، شیراز: متروپولیتن، n.57.51.35 . لصراف، شهاب. الفروسیه،الریاض.المکتبه العربیه السعودیه، 1421ق،ج2، ص 146-147، لوحه 114؛ رشید الدین، فضل‌الله همدانی. جامع التواریخ. به تصحیح و تحشیه محمد روشن، مصطفی موسوی، تهران: البرز، 1373، ج2، ص 1494؛ حافظ ابرو، شهاب‌الدین عبدالله هروی، ذیل جامع التواریخ رشیدی، به اهتمام خانبابا بیانی، تهران: انجمن آثار ملی، چاپ دوم، 1350، ص190.

28.  گروسه، رنه. امپراطوری صحرانوردان. ترجمه و تحشیه عبدالحسین میکده، تهران: بنگاه ترجمه و نشر کتاب، 1353،ص357.

29.  ورقی از شاهنامه، توپکاپی استانبول، رقم-2153، ورقه a 157، لصراف، ج2، ص242، لوحه198.

30.          Nizami. Ganjevi, Khamsa miniatures,انتشارات یازیچی، باکو،:1983 م, no 2, 44

خمسه نظامی؛ شاهنامه کاخ گلستان. ش 716، ص 4-۳ ، مجالس اول و دوم.

31.          Nizami. no 12, 17, 20, 89, 91, 99, no 16, 20.

مجالس خمسه نظامی؛ عکاشه، ثروت، موسوعه التصویرالاسلامی، بیروت: مکتبه لبنان ناشرون، الطبعه الاولی، 1999م، ص235، لوحه319، تصویردیواری، کاخ چهل ستون.

32. نقاشی‌های روی سرتاقچه‌های گچی مقرنس کاری شده، کار اصفهان، مجموعه نخست وزیری،  ذکاء، یحیی؛  محمدحسن سمسار. آثار هنری ایران در مجموعه نخست وزیری. انتشارات نخست وزیری، 1357، ص72- 84 ؛  ذکاء، یحیی. لباس زنان ایران از سده سیزدهم تا امروز. تهران: 1336، ص 16- 19.

  1. Carter, E. Excavations in ville royale I at Suse, DAFI, XI, 1980, Pp. 76-77, 129, Pl. 5, fig 22d.
  2. Amiet, P. Elam, Paris: 1966, P. 77, fig 37.
  3. Spycket, A. Les figurines de Suse. MDAI, LII, Paris: Gabalda, 1992, P. 139, Pl. 99, no 838, M 23.
  4. Amiet, P. Glyptique Susienne, Paris: 1972, vol I, P. 268, vol II, Pl. 179, fig 2062.
  5. نگهبان، عزت‌الله. حفاری هفت تپه دشت خوزستان. سازمان میراث فرهنگی،1377، ص186، ش 129، تندیسی از هفت تپه.
  6. Spycket, P. 74, Pl. 51, no 370-371.
  7. Calmeyer, P; Peck, E, H. Iranica, Belts.
  8. بلاذری، ابی‌العباس احمد بن یحیی، فتوح‌البلدان. حققه و شرح و حواشیه عبدالله انیس الطباع، عمرانیس الطباع، دارالنشرللجامعین، 1377ق/ 1957م، ص472- 474.
  9. پورداود، ابراهیم؛ یسنا، ابن سینا،1340، ج1، ص26؛ مرعشی، ظهیرالدین. تاریخ طبرستان و رویان و مازندران. چاپ محمد حسین تسبیحی، تهران: شرق، 1368، ص94، 97؛
  10. کلینی رازی، ابی جعفر محمد بن یعقوب. اصول کافی. ترجمه و شرح جواد مصطفوی، تهران: انتشارات علمیه اسلامیه، بی‌تا، ج1، ص342.
  11. Dozy, R. P. R; Dictionnaire détaillé noms des vêtements chez les Arabes, Amsterdam, 1845, Pp. 71-73.
  12. ابن اثیر، عزالدین ابوالحسن. الکامل فی التاریخ. بیروت: دارصادر، داربیروت، 1385ق/ 1965م، ج2،  ص15، و نیزنک: دوزی ذیل «بریم»:
  13. یعقوبی، احمد بن ابی‌یعقوب. تاریخ. بیروت: دارصادر، 1960م، ج2، ص71؛
  14. نرشخی، ابوبکرمحمد بن جعفر، تاریخ بخارا. ترجمه ابونصر قباوی، تلخیص محمد بن زفر، تصحیح مدرس رضوی، تهران: توس، 1363، ص53.