فراماسونری: تفاوت میان نسخهها
صفحهای تازه حاوی « '''فراماسون،''' [1]یا فراموشخانه، انجمنی سرّی و سازماني سياسي بر مبناي لژهاي صنفي اروپايي به معناي بناي آزاد.<sup>1</sup> فراماسون یا بناي آزاد[2] و از اتحادية كارگران بنا<sup>2</sup> در سدة 12م / 6ق گرفته شده است، كه بعدها به جمعيتهاي به نام لاج یا لژ[3] پيون...» ایجاد کرد |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۲: | خط ۲: | ||
'''فراماسون،''' [1]یا فراموشخانه، انجمنی سرّی و سازماني سياسي بر مبناي لژهاي صنفي اروپايي به معناي بناي آزاد.<sup>1</sup> | '''فراماسون،''' [1]یا فراموشخانه، انجمنی سرّی و سازماني سياسي بر مبناي لژهاي صنفي اروپايي به معناي بناي آزاد.<sup>1</sup> | ||
فراماسون یا بناي آزاد[2] و از اتحادية كارگران بنا<sup>2</sup> در سدة 12م / 6ق گرفته شده است، كه بعدها به جمعيتهاي به نام لاج یا لژ[3] پيوند داشتند<sup>3</sup> و از سدة 18م / 12ق، همراه با سرّي شدن مفهوم اصلاحي آن گسترش يافت و با شعارهاي آزادي[4]، برابري و برادري، رواج يافت امّا به گونهاي در خدمت استعمار قرار گرفت. ميرعبداللطيف شوشتري نخستين بار در ''تحفة العالم'' از آن سخن گفت. در ايران به محافل فراماسونها، جادوگرخانه، شيطانخانه، خانهفراموشان و فراموشخانه ميگفتند.<sup>4</sup> كه در واقع زير نظر تشكيلات بالاتري از لژها اداره ميشدند. لژهاي ايران به نامهاي، | فراماسون یا بناي آزاد[2] و از اتحادية كارگران بنا<sup>2</sup> در سدة 12م / 6ق گرفته شده است، كه بعدها به جمعيتهاي به نام لاج یا لژ[3] پيوند داشتند<sup>3</sup> و از سدة 18م / 12ق، همراه با سرّي شدن مفهوم اصلاحي آن گسترش يافت و با شعارهاي آزادي[4]، برابري و برادري، رواج يافت امّا به گونهاي در خدمت استعمار قرار گرفت. ميرعبداللطيف شوشتري نخستين بار در ''تحفة العالم'' از آن سخن گفت. در ايران به محافل فراماسونها، جادوگرخانه، شيطانخانه، خانهفراموشان و فراموشخانه ميگفتند.<sup>4</sup> كه در واقع زير نظر تشكيلات بالاتري از لژها اداره ميشدند. لژهاي ايران به نامهاي، [[استان تهران|تهران]]، خوزستان، كوروش، خيام، نور، آريا و... تابع لژ بزرگ اسكاتلند و مولوي، فارابي، كسري، ژاندارك، فردا و... تابع لژ بزرگ فرانسه، آفتاب، ستاره، سحر، ناهيد، تابع لژ بزرگ آلمان و لژهاي مهر، وفا و صفا متصل بودند. | ||
عسگرخان افشار اورمي سفير فتحعليشاه در دربار ناپلئون (1806م / ؟ ق) نخستين فراماسون رسمي و پس از او ميرزا ابوالحسنخان ايلچي وزير امور خارجه، ميرزا صالح شيرازي، سيدجمالالدين اسدآبادي، ميرزا ملكمخان و سپهسالار<sup>*</sup>، عضو و يا منسوب به عضويت در آن بودند و جامع آدميت نيز در دوران مشروطه در ارتباط با آن سازمان بود.<sup>5</sup> فراماسونرها در تاريخ معاصر ايران نقشهاي گوناگون و متضادي ايفا كردهاند. | عسگرخان افشار اورمي سفير فتحعليشاه در دربار ناپلئون (1806م / ؟ ق) نخستين فراماسون رسمي و پس از او ميرزا ابوالحسنخان ايلچي وزير امور خارجه، ميرزا صالح شيرازي، سيدجمالالدين اسدآبادي، ميرزا ملكمخان و سپهسالار<sup>*</sup>، عضو و يا منسوب به عضويت در آن بودند و جامع آدميت نيز در دوران مشروطه در ارتباط با آن سازمان بود.<sup>5</sup> فراماسونرها در تاريخ معاصر ايران نقشهاي گوناگون و متضادي ايفا كردهاند. | ||
نسخهٔ ۴ مهٔ ۲۰۲۵، ساعت ۲۲:۳۷
فراماسون، [1]یا فراموشخانه، انجمنی سرّی و سازماني سياسي بر مبناي لژهاي صنفي اروپايي به معناي بناي آزاد.1
فراماسون یا بناي آزاد[2] و از اتحادية كارگران بنا2 در سدة 12م / 6ق گرفته شده است، كه بعدها به جمعيتهاي به نام لاج یا لژ[3] پيوند داشتند3 و از سدة 18م / 12ق، همراه با سرّي شدن مفهوم اصلاحي آن گسترش يافت و با شعارهاي آزادي[4]، برابري و برادري، رواج يافت امّا به گونهاي در خدمت استعمار قرار گرفت. ميرعبداللطيف شوشتري نخستين بار در تحفة العالم از آن سخن گفت. در ايران به محافل فراماسونها، جادوگرخانه، شيطانخانه، خانهفراموشان و فراموشخانه ميگفتند.4 كه در واقع زير نظر تشكيلات بالاتري از لژها اداره ميشدند. لژهاي ايران به نامهاي، تهران، خوزستان، كوروش، خيام، نور، آريا و... تابع لژ بزرگ اسكاتلند و مولوي، فارابي، كسري، ژاندارك، فردا و... تابع لژ بزرگ فرانسه، آفتاب، ستاره، سحر، ناهيد، تابع لژ بزرگ آلمان و لژهاي مهر، وفا و صفا متصل بودند.
عسگرخان افشار اورمي سفير فتحعليشاه در دربار ناپلئون (1806م / ؟ ق) نخستين فراماسون رسمي و پس از او ميرزا ابوالحسنخان ايلچي وزير امور خارجه، ميرزا صالح شيرازي، سيدجمالالدين اسدآبادي، ميرزا ملكمخان و سپهسالار*، عضو و يا منسوب به عضويت در آن بودند و جامع آدميت نيز در دوران مشروطه در ارتباط با آن سازمان بود.5 فراماسونرها در تاريخ معاصر ايران نقشهاي گوناگون و متضادي ايفا كردهاند.
مآخذ:
1. حائري، عبدالهادي. تاريخ جنبشها و تكاپوهاي فراماسونگري در كشورهاي اسلامي. مشهد: 1368، آستان قدس رضوي، ص14.
2. صادقينيا، ابراهيم. فراماسونري و جمعيتهاي سرّي در ايران. تهران: 1377، هيرمند، ص11.
3. طباطبايي، محمدحسن. نفوذ فراماسونري در مديريت نهادهاي فرهنگي. تهران: 1380، اسناد انقلاب اسلامي، ص15.
4. رائين، اسماعيل. فراموشخانه و فراماسونري در ايران. تهران: 1378، رائين، ص276.
5. آبراهاميان، يرواند. ايران بين دو انقلاب. ترجمة كاظم فيروزمند و ديگران. تهران: 1378، نشر مركز، ص71.
کورش صالحی و اکبر فلاحی
[1]. Franc macon
[2]. Feemason
[3]. Lodge/ Loge
[4]. Liberty