معرکه: تفاوت میان نسخهها
بدون خلاصۀ ویرایش |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۳: | خط ۳: | ||
[[علی اکبر دهخدا|دهخدا]] معرکهگیر را کسی میداند که به وقت معرکهگیری هنگامه بازی را گرم کند چون کُشتیگیر، طاسباز، سگباز، میمونباز، ریسمانباز و شعبدهباز<ref>دهخدا علیاکبر. لغتنامه. تهران: انتشارات و چاپ دانشگاه تهران، 1377، 14/21150.</ref>. تا قرن دهم هجری (16 م) اطلاعات دقیق و زیادی از معرکه و معرکهگیری در دست نبود. ملاحسین کاشفی سبزواری در آغاز قرن دهم در کتاب '''''فتوتنامه سلطانی''''' به معرکه اشارهای میکند و شرحی در باره آن مینویسد: | [[علی اکبر دهخدا|دهخدا]] معرکهگیر را کسی میداند که به وقت معرکهگیری هنگامه بازی را گرم کند چون کُشتیگیر، طاسباز، سگباز، میمونباز، ریسمانباز و شعبدهباز<ref>دهخدا علیاکبر. لغتنامه. تهران: انتشارات و چاپ دانشگاه تهران، 1377، 14/21150.</ref>. تا قرن دهم هجری (16 م) اطلاعات دقیق و زیادی از معرکه و معرکهگیری در دست نبود. ملاحسین کاشفی سبزواری در آغاز قرن دهم در کتاب '''''فتوتنامه سلطانی''''' به معرکه اشارهای میکند و شرحی در باره آن مینویسد: | ||
او پیدایی معرکه را «زمان [[آدم]]» و پایان ان را «قبول دلها» و رکن | او پیدایی معرکه را «زمان [[آدم]]» و پایان ان را «قبول دلها» و رکن آن را «فیض گرفتن» و «فیض رساندن». و گشادهرویی و چالاکی را از جمله ویژگیهای پسندیده معرکهگیر دانسته و آنها را در 3 طایفه «اهل سخن»، «اهل زور»، «اهل بازی» میکند. اهل بازی را سه طایفه: طاسبازان، لعبتبازان و حقهبازان، افسانهگویان؛ اهل سخن را نیز سه طایفه: مداحان، غرّاخوانان و سقّایان، خواصگویان و بساطاندازان و قصهخوانان و افسانهگویان؛ و اهل زور را 8 طایفه مانند کُشتیگیران؛ سنکگیران، رسنبازان معرفی میکند<ref> واعظ کاشفی سبزواری، ملاحسین. '''''فتوتنامه سلطانی'''''. به کوشش، محمدجعفر محجوب، تهران: بنیاد فرهنگ ایران، 1350، 275- 277، 279- 280، 306.</ref>. | ||
بیضایی در شرح «تماشا» که مقدمهای برای نمایشهای مهم و | بیضایی در شرح «تماشا» که مقدمهای برای نمایشهای مهم و شادیآور [[صفویان|عهد صفویه]] به بعد شد، سرگرمیهایی با عنوان معرکه مانند چشمبندی و شعبدهبازی، بندبازی و ریسمانباز، به نزاع و رقص و تقلید وادار کردن جانوارن، عملیات زورگیری و پهلوانی و قوالی و نقالی و شیشهبازی (بازی و رقص با ظرف شیشهای) را از مجموعه بازیهای تماشا میاورد و میگوید: عامل این سرگرمیها را در جامعه «لوتی» یا «استاد» یا «معرکهگیر» یا «مرشد» میخواندند<ref>بیضایی، بهرام. '''''نمایش در ایران'''''. تهران: امید. 1383، 57.</ref>. | ||
معرکهگیر بساط معرکه و شعبده را در جایی میگسترد و چشمههای گوناگون بازی خویش را اغاز میکند. فرق معرکه شعبدهباز با طایفه اهل سخن مانند قصهخوان و نقّال ان است که مطلب و کار انها پیوستگی ندارد و گفتهها و کارهای هر روزشان در روز دیگر تداوم ندارد. هر کس از هر جا بر سر معرکه رسید و هرچه رادید و شنید برایش موجب سرگرمی است<ref>محجوب، محمدجعفر. '''''ادبیات عامیانهی ایران'''''، به کوشش حسن ذوالفقاری، تهران: چشمه، 1382، 2/1095. | معرکهگیر بساط معرکه و شعبده را در جایی میگسترد و چشمههای گوناگون بازی خویش را اغاز میکند. فرق معرکه شعبدهباز با طایفه اهل سخن مانند قصهخوان و نقّال ان است که مطلب و کار انها پیوستگی ندارد و گفتهها و کارهای هر روزشان در روز دیگر تداوم ندارد. هر کس از هر جا بر سر معرکه رسید و هرچه رادید و شنید برایش موجب سرگرمی است<ref>محجوب، محمدجعفر. '''''ادبیات عامیانهی ایران'''''، به کوشش حسن ذوالفقاری، تهران: چشمه، 1382، 2/1095. | ||
نسخهٔ ۱۲ مهٔ ۲۰۲۵، ساعت ۱۰:۱۴
معرکه، یا هنگامه نوعی بازی نمایشی و هنرنمایی از کارهایی مانند پردهخوانی، مارگیری، خرس و میمون رقصانی، شعبدهبازی و زورآزمایی و عملیات پهلوانی در گذرگاهها و میدانهای شهر و روستا.
دهخدا معرکهگیر را کسی میداند که به وقت معرکهگیری هنگامه بازی را گرم کند چون کُشتیگیر، طاسباز، سگباز، میمونباز، ریسمانباز و شعبدهباز[۱]. تا قرن دهم هجری (16 م) اطلاعات دقیق و زیادی از معرکه و معرکهگیری در دست نبود. ملاحسین کاشفی سبزواری در آغاز قرن دهم در کتاب فتوتنامه سلطانی به معرکه اشارهای میکند و شرحی در باره آن مینویسد:
او پیدایی معرکه را «زمان آدم» و پایان ان را «قبول دلها» و رکن آن را «فیض گرفتن» و «فیض رساندن». و گشادهرویی و چالاکی را از جمله ویژگیهای پسندیده معرکهگیر دانسته و آنها را در 3 طایفه «اهل سخن»، «اهل زور»، «اهل بازی» میکند. اهل بازی را سه طایفه: طاسبازان، لعبتبازان و حقهبازان، افسانهگویان؛ اهل سخن را نیز سه طایفه: مداحان، غرّاخوانان و سقّایان، خواصگویان و بساطاندازان و قصهخوانان و افسانهگویان؛ و اهل زور را 8 طایفه مانند کُشتیگیران؛ سنکگیران، رسنبازان معرفی میکند[۲].
بیضایی در شرح «تماشا» که مقدمهای برای نمایشهای مهم و شادیآور عهد صفویه به بعد شد، سرگرمیهایی با عنوان معرکه مانند چشمبندی و شعبدهبازی، بندبازی و ریسمانباز، به نزاع و رقص و تقلید وادار کردن جانوارن، عملیات زورگیری و پهلوانی و قوالی و نقالی و شیشهبازی (بازی و رقص با ظرف شیشهای) را از مجموعه بازیهای تماشا میاورد و میگوید: عامل این سرگرمیها را در جامعه «لوتی» یا «استاد» یا «معرکهگیر» یا «مرشد» میخواندند[۳].
معرکهگیر بساط معرکه و شعبده را در جایی میگسترد و چشمههای گوناگون بازی خویش را اغاز میکند. فرق معرکه شعبدهباز با طایفه اهل سخن مانند قصهخوان و نقّال ان است که مطلب و کار انها پیوستگی ندارد و گفتهها و کارهای هر روزشان در روز دیگر تداوم ندارد. هر کس از هر جا بر سر معرکه رسید و هرچه رادید و شنید برایش موجب سرگرمی است[۴].
نیز نگاه کنید به
ماخذ
- ↑ دهخدا علیاکبر. لغتنامه. تهران: انتشارات و چاپ دانشگاه تهران، 1377، 14/21150.
- ↑ واعظ کاشفی سبزواری، ملاحسین. فتوتنامه سلطانی. به کوشش، محمدجعفر محجوب، تهران: بنیاد فرهنگ ایران، 1350، 275- 277، 279- 280، 306.
- ↑ بیضایی، بهرام. نمایش در ایران. تهران: امید. 1383، 57.
- ↑ محجوب، محمدجعفر. ادبیات عامیانهی ایران، به کوشش حسن ذوالفقاری، تهران: چشمه، 1382، 2/1095. سیامک امینی
منبع اصلی
سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، مرکز مطالعات راهبردی روابط فرهنگی (1398). دانشنامه ایران. تهران: موسسه فرهنگی هنری و انتشارات بین المللی الهدی،
نویسنده مقاله
سیامک