پرش به محتوا

تذکره نویسی: تفاوت میان نسخه‌ها

از ویکی ایران
Samei (بحث | مشارکت‌ها)
صفحه‌ای تازه حاوی «'''تذكره نويسي،''' اصطلاحي در نوشتن شرح زندگي و آثار اديبان، شاعران، علما و صوفيان'''.''' تذكره به معني به ياد آوردن، ‌ياد كردن، ‌يادآوري، ‌آن‌چه موجب ياد آوري شود، وسيلة تذكر، ‌يادگار و جز آن‌ها را به‌كار مي‌رود. كتاب‌هايي در موضوعات گوناگو...» ایجاد کرد
 
Samei (بحث | مشارکت‌ها)
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۱: خط ۱:
'''تذكره نويسي،''' اصطلاحي در نوشتن شرح زندگي و آثار اديبان، شاعران، علما و صوفيان'''.'''
'''تذکره نویسی،''' اصطلاحی در نوشتن شرح زندگی و آثار ادیبان، شاعران، علما و صوفیان'''.'''


تذكره به معني به ياد آوردن، ‌ياد كردن، ‌يادآوري، ‌آن‌چه موجب ياد آوري شود، وسيلة تذكر، ‌يادگار و جز آن‌ها را به‌كار مي‌رود. كتاب‌هايي در موضوعات گوناگون و با عنوان تذكره به عربي و فارسي نوشته شده است كه مؤلفان آن‌ها در انتخاب تذكره براي عنوان كتاب‌ها، به معناي يادآوري آن توجه داشته‌اند. اين واژه براي كتاب‌هاي شرح حال صوفيان، خطاطان، ‌علما و از همه بيشتر شاعران و اديبان نيز به كار رفته، به طوري كه به تدريج اصطلاحي براي كتاب‌هاي شرح حال شاعران شده است. پيش از روزگار صفويان، ‌تنها كتابي كه به معني اخص تذكره بود و واژة تذكره را در نام خود داشت، ''تذكرة الشعرا'' دولتشاه سمرقندي بود. البته ''تذكرة الاوليا''<sup>*</sup> عطار نيشابوري به لحاظ تاريخي بر تذكرة دولتشاه تقدم دارد، اما موضوع آن نه شاعران، بلكه عارفان مسلمان است. نخستين تذكرة شناخته شده در ادب فارسي، ''لباب الالباب''<sup>*</sup> سديدالدين عوفي است و نيز دو كتاب ''مناقب الشعرا'' و ''چهار مقالة''<sup>*</sup> نظامي عروضي كه پيش از آن نوشته شده‌اند. اين كتاب‌ها، اگرچه به شعر و شاعري نيز پرداخته‌اند، ‌از نظر طرح و تنوّع موضوع، ‌تذكره شمرده نمي‌شوند.
تذکره به معنی به یاد آوردن، ‌یاد کردن، ‌یادآوری، ‌آن‌چه موجب یاد آوری شود، وسیله تذکر، ‌یادگار و جز آن‌ها را به‌کار می‌رود. کتاب‌هایی در موضوعات گوناگون و با عنوان تذکره به عربی و فارسی نوشته شده است که مؤلفان آن‌ها در انتخاب تذکره برای عنوان کتاب‌ها، به معنای یادآوری آن توجه داشته‌اند. این واژه برای کتاب‌های شرح حال صوفیان، خطاطان، ‌علما و از همه بیشتر شاعران و ادیبان نیز به کار رفته، به طوری که به تدریج اصطلاحی برای کتاب‌های شرح حال شاعران شده است. پیش از روزگار صفویان، ‌تنها کتابی که به معنی اخص تذکره بود و واژه تذکره را در نام خود داشت، ''تذکره الشعرا'' دولتشاه سمرقندی بود. البته ''تذکره الاولیا''<sup>*</sup> عطار نیشابوری به لحاظ تاریخی بر تذکره دولتشاه تقدم دارد، اما موضوع آن نه شاعران، بلکه عارفان مسلمان است. نخستین تذکره شناخته شده در ادب فارسی، ''[[لباب الالباب]]'' [[سدیدالدین محمد عوفی|سدیدالدین عوفی]] است و نیز دو کتاب ''مناقب الشعرا'' و ''[[چهار مقاله]]'' [[نظامی عروضی سمرقندی|نظامی عروضی]] که پیش از آن نوشته شده‌اند. این کتاب‌ها، اگرچه به شعر و شاعری نیز پرداخته‌اند، ‌از نظر طرح و تنوّع موضوع، ‌تذکره شمرده نمی‌شوند.


محمدطاهر نصرآبادي براي نخستين بار واژة تذكره را به معناي شرح حال شاعران در عنوان اثر خود''، تذكرة نصرآبادي'' (تأليف 1083 تا 1090ق / ؟م) به كار برد. تذكره‌ها رابه لحاظ دامنة شمول مي‌توان به عام و خاص بخش كرد. تذكرة عام ترجمة احوال همة شاعران فارسي‌گوي را دربر دارد كه نمونة آن ''لباب الالباب'' است. تذكرة ‌خاص ممكن است محدود به يك زمان، يعني شامل احوال و آثار شاعران يك عهد باشد، مانند ''تذكرة‌ نصرآبادي'' كه در ترجمة شاعران دورة صفوي است. همچنين ممكن است محدود به منطقه‌اي جغرافيايي مانند يك ولايت يا استان يا شهر باشد كه نمونة آن ''دانشمندان و سخن‌سرايان فارس'' نوشتة ركن‌زادة آدميت است. گاهي نيز تذكره به نوع شعر مي‌پردازد كه ''تذكرة هفت آسمان'' در ترجمة احوال شاعران مثنوي سرا و ''تذكرة ميخانه'' در شرح حال سرايندگان ساقي‌نامه‌ها از آن جمله‌اند.
محمدطاهر نصرآبادی برای نخستین بار واژه تذکره را به معنای شرح حال شاعران در عنوان اثر خود''، تذکره نصرآبادی'' (تألیف 1083 تا 1090ق / ؟م) به کار برد. تذکره‌ها رابه لحاظ دامنه شمول می‌توان به عام و خاص بخش کرد. تذکره عام ترجمه احوال همه شاعران فارسی‌گوی را دربر دارد که نمونه آن ''لباب الالباب'' است. تذکره ‌خاص ممکن است محدود به یک زمان، یعنی شامل احوال و آثار شاعران یک عهد باشد، مانند ''تذکره‌ نصرآبادی'' که در ترجمه شاعران دوره صفوی است. همچنین ممکن است محدود به منطقه‌ای جغرافیایی مانند یک ولایت یا استان یا شهر باشد که نمونه آن ''دانشمندان و سخن‌سرایان فارس'' نوشته رکن‌زاده آدمیت است. گاهی نیز تذکره به نوع شعر می‌پردازد که ''تذکره هفت آسمان'' در ترجمه احوال شاعران مثنوی سرا و ''تذکره میخانه'' در شرح حال سرایندگان ساقی‌نامه‌ها از آن جمله‌اند.


تذكره‌نويسي در دوره‌هاي صفوي (ح 906ـ1135ق) و قاجار (1210ـ1344ق / ؟م) رونق يافت. در تذكره‌هاي اين دو دوره افزون بر شرح حال شاعران برجسته، احوال سرايندگان كه گاه به تفنّن شعر مي‌سرودند نيز آورده مي‌شد. نمونة اين تذكره‌ها عرفات العاشقين تقي‌الدين بلياني (تأليف 1024ق / ؟م) و ''مجمع الفصحا'' از رضا قلي خان هدايت (تأليف 1284ق / ؟م) است. در دورة قاجار تذكره‌نويسي چنان رواج يافت كه حتي چند تن از شاهزادگان قاجار نيز تذكره نوشتند. در آن ميان مي‌توان سيف‌الدوله پسر فتحعلي شاه مؤلف ''بزم خاقان'' در 1245ق / ؟م و عليرضا ميرزاي قاجار صاحب ''بستان العشاق'' تأليف 1246ق / ؟م را نام برد. يكي از ويژگي‌هاي تذكره نويسي در دورة قاجار، كاربرد انواع تفنّن در تذكره‌نويسي بود. از جمله تأليف تذكره‌هاي منظوم مانند ''تذكرة منظوم رشحه'' تأليف ميرزا محمدباقر رشحة اصفهاني در 1250ق / ؟م و تذكره‌هاي مصوّر مانند ''انجمن ناصري'' از ميرزا ابراهيم مدايح نگار و نيز تلخيص تذكره‌هاي مفصّل نظير ''اشعة شعاعيه'' تأليف محمدحسين شعاع شيرازي در 1336 تا 1337ق كه منتخبي از ''تذكرة شعاعيه'' نوشتة خود او در 1320 تا 1321ق بود. سنت تذكره‌نويسي تا دورة معاصر ادامه يافته است. از مشهورترين تذكره‌هاي معاصر مي‌توان به ''سخن و سخنوران'' بديع الزمان فروزانفر (چ 1308ش)، ''تذكرة شعراي معاصر'' از انجمن ادبي فرهنگستان ايران و ''سخنوران نامي معاصر ايران'' از محمدباقر برقعي (چ 1373ش) اشاره كرد. در دورة معاصر تذكره‌هايي نيز در شرح حال زنان مانند ''از رابعه تا پروين'' تأليف كشاورز صدر (چ 1334ش) نوشته شده است. تذكره‌نويسي فارسي در هند نيز رواج داشته است. پيدايش تذكره‌هاي تخصصي در هند از نخستين تحولات در روند تذكره‌نويسي بود. تذكره‌هاي ''روضة السلاطين'' تأليف فخري هروي در (ح 960 ق / ؟م) درباره 80 تن از سلاطين كه شعر مي‌سرودند و ''تذكرة ميخانه'' از عبدالنبي قزويني (تأليف 1028ق / ؟م) دربارة سرايندگان ساقي‌نامه‌ها، ‌از اين گونه‌اند. در افغانستان نيز كه فرهنگ ايراني و ادبيات فارسي بسيار نفوذ داشت، تذكره‌نويسي فارسي، به ويژه در سده‌هاي 13 و 14ق / 19 و 20م رونق يافت و تذكره‌هايي مانند ''پرده ـ نشينان سخنگوي'' از ماگة رحماني افغاني در 1329 تا 1330ش در آنجا نوشته شد. در تاجيكستان نيز تذكره‌هايي به فارسي نوشتند كه ''تذكار اشعار'' از شريفجان مخدوم صدر ضيا در 1284 تا 1286ق / ؟م از آن جمله است.
تذکره‌نویسی در دوره‌های صفوی (ح 906ـ1135ق) و قاجار (1210ـ1344ق / ؟م) رونق یافت. در تذکره‌های این دو دوره افزون بر شرح حال شاعران برجسته، احوال سرایندگان که گاه به تفنّن شعر می‌سرودند نیز آورده می‌شد. نمونه این تذکره‌ها عرفات العاشقین تقی‌الدین بلیانی (تألیف 1024ق / ؟م) و ''مجمع الفصحا'' از رضا قلی خان هدایت (تألیف 1284ق / ؟م) است. در دوره قاجار تذکره‌نویسی چنان رواج یافت که حتی چند تن از شاهزادگان قاجار نیز تذکره نوشتند. در آن میان می‌توان سیف‌الدوله پسر فتحعلی شاه مؤلف ''بزم خاقان'' در 1245ق / ؟م و علیرضا میرزای قاجار صاحب ''بستان العشاق'' تألیف 1246ق / ؟م را نام برد. یکی از ویژگی‌های تذکره نویسی در دوره قاجار، کاربرد انواع تفنّن در تذکره‌نویسی بود. از جمله تألیف تذکره‌های منظوم مانند ''تذکره منظوم رشحه'' تألیف میرزا محمدباقر رشحه اصفهانی در 1250ق / ؟م و تذکره‌های مصوّر مانند ''انجمن ناصری'' از میرزا ابراهیم مدایح نگار و نیز تلخیص تذکره‌های مفصّل نظیر ''اشعه شعاعیه'' تألیف محمدحسین شعاع شیرازی در 1336 تا 1337ق که منتخبی از ''تذکره شعاعیه'' نوشته خود او در 1320 تا 1321ق بود. سنت تذکره‌نویسی تا دوره معاصر ادامه یافته است. از مشهورترین تذکره‌های معاصر می‌توان به ''سخن و سخنوران'' بدیع الزمان فروزانفر (چ 1308ش)، ''تذکره شعرای معاصر'' از انجمن ادبی فرهنگستان ایران و ''سخنوران نامی معاصر ایران'' از محمدباقر برقعی (چ 1373ش) اشاره کرد. در دوره معاصر تذکره‌هایی نیز در شرح حال زنان مانند ''از رابعه تا پروین'' تألیف کشاورز صدر (چ 1334ش) نوشته شده است. تذکره‌نویسی فارسی در هند نیز رواج داشته است. پیدایش تذکره‌های تخصصی در هند از نخستین تحولات در روند تذکره‌نویسی بود. تذکره‌های ''روضه السلاطین'' تألیف فخری هروی در (ح 960 ق / ؟م) درباره 80 تن از سلاطین که شعر می‌سرودند و ''تذکره میخانه'' از عبدالنبی قزوینی (تألیف 1028ق / ؟م) درباره سرایندگان ساقی‌نامه‌ها، ‌از این گونه‌اند. در افغانستان نیز که فرهنگ ایرانی و ادبیات فارسی بسیار نفوذ داشت، تذکره‌نویسی فارسی، به ویژه در سده‌های 13 و 14ق / 19 و 20م رونق یافت و تذکره‌هایی مانند ''پرده ـ نشینان سخنگوی'' از ماگه رحمانی افغانی در 1329 تا 1330ش در آنجا نوشته شد. در تاجیکستان نیز تذکره‌هایی به فارسی نوشتند که ''تذکار اشعار'' از شریفجان مخدوم صدر ضیا در 1284 تا 1286ق / ؟م از آن جمله است.


تذكره‌ها بدين لحاظ كه نام بسياري از شاعران و نمونة شعر آنان را به يادگار گذاشته‌اند، ‌در تاريخ ادبيات ارزشمندند و چون گاهي نويسندگان آن‌ها از فرهيختگان و سخن‌شناسان صاحب ذوق بوده‌اند، اشعار خوب و زيباي آن‌ها را انتخاب و ثبت كرده‌اند. با اين حال، ارزش همة تذكره‌ها يكسان نيست و بسياري از آن‌ها نه تنها عاري از ذوق ادبي و سخن‌شناسي هستند، كه مطالب آن‌ها نيز رونوشت و تكرار آثار پيشينيان است. اما در سده‌هاي 13 و 14 ق با انتشار ''تاريخ ادبيات ايران'' نوشتة ادوارد براون[1] انگليسي و كتاب‌هاي ديگري در تاريخ ادبيات فارسي، اين نوع كتاب‌ها تا حدّي جانشين تذكره شدند، اما تذكره‌نويسي نيز پايان نيافت.
تذکره‌ها بدین لحاظ که نام بسیاری از شاعران و نمونه شعر آنان را به یادگار گذاشته‌اند، ‌در تاریخ ادبیات ارزشمندند و چون گاهی نویسندگان آن‌ها از فرهیختگان و سخن‌شناسان صاحب ذوق بوده‌اند، اشعار خوب و زیبای آن‌ها را انتخاب و ثبت کرده‌اند. با این حال، ارزش همه تذکره‌ها یکسان نیست و بسیاری از آن‌ها نه تنها عاری از ذوق ادبی و سخن‌شناسی هستند، که مطالب آن‌ها نیز رونوشت و تکرار آثار پیشینیان است. اما در سده‌های 13 و 14 ق با انتشار ''تاریخ ادبیات ایران'' نوشته ادوارد براون[E. Browne] انگلیسی و کتاب‌های دیگری در تاریخ ادبیات فارسی، این نوع کتاب‌ها تا حدّی جانشین تذکره شدند، اما تذکره‌نویسی نیز پایان نیافت<ref>تلخیص از قربانی زرین، باقر. «تذکره»، '''''دانشنامه جهان اسلام'''''. زیر نظر غلامعلی حداد عادل، ‌تهران: بنیاد دایره المعارف اسلامی‌،  1380، ج 6، ص 770ـ 771.</ref><ref>تلخیص از منفرد، افسانه. «تذکره‌نویسی فارسی»، '''''‌دانشنامه جهان اسلام'''''. ‌زیر نظر غلامعلی حداد عادل، تهران: بنیاد دایره المعارف اسلامی،  1380، ج 6، ص 772ـ 773.</ref><ref>تلخیص از اصیل. «تذکره»، '''''‌فرهنگنامه ادبی معاصر'''''. به سرپرستی حسن انوشه، تهران: وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی‌، ‌1376، ج.1، ص 329ـ 330.</ref>.


تلخيص از: قرباني زرين، باقر. «تذكره»، '''''دانشنامة جهان اسلام'''''. زير نظر غلامعلي حداد عادل، ‌تهران: بنياد دايرةالمعارف اسلامي‌، ‌چ 1، 1380، ج 6، ص 770ـ 771 ؛ منفرد، افسانه. «تذكره‌نويسي فارسي»، '''''‌دانشنامة جهان اسلام'''''. ‌زير نظر غلامعلي حداد عادل، تهران: بنياد دايرةالمعارف اسلامي، چ 1، 1380، ج 6، ص 772ـ 773 ؛ اصيل. «تذكره»، '''''‌فرهنگنامة ادبي معاصر'''''. به سرپرستي حسن انوشه، تهران: وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي‌، ‌چ 1، 1376، ص 329ـ 330.


[1]. E. Browne
[1].  


ابوالقاسم رادفر
ابوالقاسم رادفر

نسخهٔ ‏۸ ژوئن ۲۰۲۵، ساعت ۱۰:۰۳

تذکره نویسی، اصطلاحی در نوشتن شرح زندگی و آثار ادیبان، شاعران، علما و صوفیان.

تذکره به معنی به یاد آوردن، ‌یاد کردن، ‌یادآوری، ‌آن‌چه موجب یاد آوری شود، وسیله تذکر، ‌یادگار و جز آن‌ها را به‌کار می‌رود. کتاب‌هایی در موضوعات گوناگون و با عنوان تذکره به عربی و فارسی نوشته شده است که مؤلفان آن‌ها در انتخاب تذکره برای عنوان کتاب‌ها، به معنای یادآوری آن توجه داشته‌اند. این واژه برای کتاب‌های شرح حال صوفیان، خطاطان، ‌علما و از همه بیشتر شاعران و ادیبان نیز به کار رفته، به طوری که به تدریج اصطلاحی برای کتاب‌های شرح حال شاعران شده است. پیش از روزگار صفویان، ‌تنها کتابی که به معنی اخص تذکره بود و واژه تذکره را در نام خود داشت، تذکره الشعرا دولتشاه سمرقندی بود. البته تذکره الاولیا* عطار نیشابوری به لحاظ تاریخی بر تذکره دولتشاه تقدم دارد، اما موضوع آن نه شاعران، بلکه عارفان مسلمان است. نخستین تذکره شناخته شده در ادب فارسی، لباب الالباب سدیدالدین عوفی است و نیز دو کتاب مناقب الشعرا و چهار مقاله نظامی عروضی که پیش از آن نوشته شده‌اند. این کتاب‌ها، اگرچه به شعر و شاعری نیز پرداخته‌اند، ‌از نظر طرح و تنوّع موضوع، ‌تذکره شمرده نمی‌شوند.

محمدطاهر نصرآبادی برای نخستین بار واژه تذکره را به معنای شرح حال شاعران در عنوان اثر خود، تذکره نصرآبادی (تألیف 1083 تا 1090ق / ؟م) به کار برد. تذکره‌ها رابه لحاظ دامنه شمول می‌توان به عام و خاص بخش کرد. تذکره عام ترجمه احوال همه شاعران فارسی‌گوی را دربر دارد که نمونه آن لباب الالباب است. تذکره ‌خاص ممکن است محدود به یک زمان، یعنی شامل احوال و آثار شاعران یک عهد باشد، مانند تذکره‌ نصرآبادی که در ترجمه شاعران دوره صفوی است. همچنین ممکن است محدود به منطقه‌ای جغرافیایی مانند یک ولایت یا استان یا شهر باشد که نمونه آن دانشمندان و سخن‌سرایان فارس نوشته رکن‌زاده آدمیت است. گاهی نیز تذکره به نوع شعر می‌پردازد که تذکره هفت آسمان در ترجمه احوال شاعران مثنوی سرا و تذکره میخانه در شرح حال سرایندگان ساقی‌نامه‌ها از آن جمله‌اند.

تذکره‌نویسی در دوره‌های صفوی (ح 906ـ1135ق) و قاجار (1210ـ1344ق / ؟م) رونق یافت. در تذکره‌های این دو دوره افزون بر شرح حال شاعران برجسته، احوال سرایندگان که گاه به تفنّن شعر می‌سرودند نیز آورده می‌شد. نمونه این تذکره‌ها عرفات العاشقین تقی‌الدین بلیانی (تألیف 1024ق / ؟م) و مجمع الفصحا از رضا قلی خان هدایت (تألیف 1284ق / ؟م) است. در دوره قاجار تذکره‌نویسی چنان رواج یافت که حتی چند تن از شاهزادگان قاجار نیز تذکره نوشتند. در آن میان می‌توان سیف‌الدوله پسر فتحعلی شاه مؤلف بزم خاقان در 1245ق / ؟م و علیرضا میرزای قاجار صاحب بستان العشاق تألیف 1246ق / ؟م را نام برد. یکی از ویژگی‌های تذکره نویسی در دوره قاجار، کاربرد انواع تفنّن در تذکره‌نویسی بود. از جمله تألیف تذکره‌های منظوم مانند تذکره منظوم رشحه تألیف میرزا محمدباقر رشحه اصفهانی در 1250ق / ؟م و تذکره‌های مصوّر مانند انجمن ناصری از میرزا ابراهیم مدایح نگار و نیز تلخیص تذکره‌های مفصّل نظیر اشعه شعاعیه تألیف محمدحسین شعاع شیرازی در 1336 تا 1337ق که منتخبی از تذکره شعاعیه نوشته خود او در 1320 تا 1321ق بود. سنت تذکره‌نویسی تا دوره معاصر ادامه یافته است. از مشهورترین تذکره‌های معاصر می‌توان به سخن و سخنوران بدیع الزمان فروزانفر (چ 1308ش)، تذکره شعرای معاصر از انجمن ادبی فرهنگستان ایران و سخنوران نامی معاصر ایران از محمدباقر برقعی (چ 1373ش) اشاره کرد. در دوره معاصر تذکره‌هایی نیز در شرح حال زنان مانند از رابعه تا پروین تألیف کشاورز صدر (چ 1334ش) نوشته شده است. تذکره‌نویسی فارسی در هند نیز رواج داشته است. پیدایش تذکره‌های تخصصی در هند از نخستین تحولات در روند تذکره‌نویسی بود. تذکره‌های روضه السلاطین تألیف فخری هروی در (ح 960 ق / ؟م) درباره 80 تن از سلاطین که شعر می‌سرودند و تذکره میخانه از عبدالنبی قزوینی (تألیف 1028ق / ؟م) درباره سرایندگان ساقی‌نامه‌ها، ‌از این گونه‌اند. در افغانستان نیز که فرهنگ ایرانی و ادبیات فارسی بسیار نفوذ داشت، تذکره‌نویسی فارسی، به ویژه در سده‌های 13 و 14ق / 19 و 20م رونق یافت و تذکره‌هایی مانند پرده ـ نشینان سخنگوی از ماگه رحمانی افغانی در 1329 تا 1330ش در آنجا نوشته شد. در تاجیکستان نیز تذکره‌هایی به فارسی نوشتند که تذکار اشعار از شریفجان مخدوم صدر ضیا در 1284 تا 1286ق / ؟م از آن جمله است.

تذکره‌ها بدین لحاظ که نام بسیاری از شاعران و نمونه شعر آنان را به یادگار گذاشته‌اند، ‌در تاریخ ادبیات ارزشمندند و چون گاهی نویسندگان آن‌ها از فرهیختگان و سخن‌شناسان صاحب ذوق بوده‌اند، اشعار خوب و زیبای آن‌ها را انتخاب و ثبت کرده‌اند. با این حال، ارزش همه تذکره‌ها یکسان نیست و بسیاری از آن‌ها نه تنها عاری از ذوق ادبی و سخن‌شناسی هستند، که مطالب آن‌ها نیز رونوشت و تکرار آثار پیشینیان است. اما در سده‌های 13 و 14 ق با انتشار تاریخ ادبیات ایران نوشته ادوارد براون[E. Browne] انگلیسی و کتاب‌های دیگری در تاریخ ادبیات فارسی، این نوع کتاب‌ها تا حدّی جانشین تذکره شدند، اما تذکره‌نویسی نیز پایان نیافت[۱][۲][۳].


[1].

ابوالقاسم رادفر

  1. تلخیص از قربانی زرین، باقر. «تذکره»، دانشنامه جهان اسلام. زیر نظر غلامعلی حداد عادل، ‌تهران: بنیاد دایره المعارف اسلامی‌، 1380، ج 6، ص 770ـ 771.
  2. تلخیص از منفرد، افسانه. «تذکره‌نویسی فارسی»، ‌دانشنامه جهان اسلام. ‌زیر نظر غلامعلی حداد عادل، تهران: بنیاد دایره المعارف اسلامی، 1380، ج 6، ص 772ـ 773.
  3. تلخیص از اصیل. «تذکره»، ‌فرهنگنامه ادبی معاصر. به سرپرستی حسن انوشه، تهران: وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی‌، ‌1376، ج.1، ص 329ـ 330.