پرش به محتوا

عبید زاکانی: تفاوت میان نسخه‌ها

از ویکی ایران
Samei (بحث | مشارکت‌ها)
صفحه‌ای تازه حاوی «عُبَيدِ زاكاني (د 771 يا 772ق / 1369 يا 1370م)، شاعر، ‌نويسنده، طنزپرداز. خواجه نظام‌الدين عبيدالله زاكاني متخلص به عبيد، در قزوين به دنيا آمد.<sup>1</sup> سبب شهرت عبيد به زاكاني، ‌انتساب او به خاندان زاكانان يا زاكانيان است. اين خاندان در اصل شاخه‌اي ا...» ایجاد کرد
 
Samei (بحث | مشارکت‌ها)
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۱: خط ۱:
عُبَيدِ زاكاني (د 771 يا 772ق / 1369 يا 1370م)، شاعر، ‌نويسنده، طنزپرداز.
عُبَیدِ زاکانی (د 771 یا 772ق / 1369 یا 1370م)، شاعر، ‌نویسنده، طنزپرداز.


خواجه نظام‌الدين عبيدالله زاكاني متخلص به عبيد، در قزوين به دنيا آمد.<sup>1</sup> سبب شهرت عبيد به زاكاني، ‌انتساب او به خاندان زاكانان يا زاكانيان است. اين خاندان در اصل شاخه‌اي از عرب بني خفاجه بودند كه پس از مهاجرت به ايران، به اطراف قزوين كوچيدند و در آن نواحي سكنا گزيدند.<sup>2</sup> از اين خاندان دو گروه مشهور برخاسته‌اند. نخست آنان كه اهل علم و حديث و منقول و معقول بوده‌اند و ديگر ارباب صدور كه عبيدالله زاكاني به اين گروه تعلق داشته است.<sup>3</sup> از آغاز زندگي او اطلاعي در دست نيست، اما به گفتة خود از اوان جواني به طور جدي مطالعة كتاب‌ها و سخنان علما و حكما را دنبال كرد و از آن پس نيز از مطالعة آثار حكماي قديم و متأخرين دست برنداشت.<sup>4</sup> به تدريج دانش‌هاي رايج روزگار خود و زبان و ادب عرب را آموخت و با علم نجوم هم آشنا شد. پس از سي و پنج سالگي در بدو پادشاهي شاه شيخ ابواسحاق اينجو بر فارس (حك 742-758ق / 1341-1357م) به شيراز رفت.<sup>5</sup> در آنجا چند سالي در خدمت پادشاه و وزيرش ركن‌الدين عميدالملك به سر برد و آنان را مدح گفت. سپس در 758ق / 1357م شاهد كشته شدن شيخ ابواسحاق به دست امير مبارزالدين مظفّري (حك 713-759ق / 1313-1358م) و ويران شدن كاخ او بود.<sup>6</sup> برخي گفته‌اند كه عبيد پس از آن به قزوين بازگشت و بر مسند قضا نشست و به تربيت و تعليم بزرگ‌زادگان پرداخت.<sup>7</sup> اما ظاهراً وي پس از زوال دولت ابواسحاق، چندي در بغداد به سر برد و در آن شهر با سلمان ساوجي<sup>*</sup>، شاعر دربار سلطان اويس جلايري (حك 757-776ق / 1356-1374م) ديدار كرد. هم در آنجا بود كه به خدمت اويس راه يافت و اشعاري در ستايش او سرود.<sup>8</sup> بنا بر نوشتة تذكره‌نويسان عبيد پس از كور شدن امير مبارزالدين و روي كار آمدن پسرش، شاه شجاع مظفري (حك 759-786ق / 1358-1384م) نزد شاه محمود برادر شاه شجاع و حاكم حكمران رفت و او را مدح گفت. سپس به شيراز بازگشت و به خدمت شاه شجاع درآمد.<sup>9</sup>
خواجه نظام‌الدین عبیدالله زاکانی متخلص به عبید، در [[استان قزوین|قزوین]] به دنیا آمد<ref>حكیمیان، ابوالفتح. '''''فهرست مشاهیر ایران'''''. تهران: دانشگاه ملی ایران، 1357، ج 2، ص 224.</ref>. سبب شهرت عبید به زاکانی، ‌انتساب او به خاندان زاکانان یا زاکانیان است. این خاندان در اصل شاخه‌ای از عرب بنی خفاجه بودند که پس از مهاجرت به ایران، به اطراف قزوین کوچیدند و در آن نواحی سکنا گزیدند<ref>صفا، ذبیح‌الله. '''''تاریخ ادبیات در ایران'''''. تهران: فردوس، 1373، ج 3، (2)، ص 964.</ref>. از این خاندان دو گروه مشهور برخاسته‌اند. نخست آنان که اهل علم و حدیث و منقول و معقول بوده‌اند و دیگر ارباب صدور که عبیدالله زاکانی به این گروه تعلق داشته است<ref>مستوفی، ‌حمدالله''. '''تاریخ گزیده'''''. به کوشش عبدالحسین نوایی، ‌تهران: امیرکبیر، ‌1339، ص 805.</ref>. از آغاز زندگی او اطلاعی در دست نیست، اما به گفته خود از اوان جوانی به طور جدی مطالعه کتاب‌ها و سخنان علما و حکما را دنبال کرد و از آن پس نیز از مطالعه آثار حکمای قدیم و متأخرین دست برنداشت<ref>عبید زاکانی، ‌نظام‌الدین. '''''لطائف عبید زاکانی'''''. به کوشش فرتر، استانبول: بی نا، ‌1303ق، ص 51.</ref>. به تدریج دانش‌های رایج روزگار خود و زبان و ادب عرب را آموخت و با علم نجوم هم آشنا شد. پس از سی و پنج سالگی در بدو پادشاهی شاه شیخ ابواسحاق اینجو بر فارس (حک 742-758ق / 1341-1357م) به [[شیراز]] رفت<ref>صفا، ذبیح‌الله. '''''تاریخ ادبیات در ایران'''''. تهران: فردوس، 1373، ج 3، ص 965 و 966 .</ref>. در آنجا چند سالی در خدمت پادشاه و وزیرش رکن‌الدین عمیدالملک به سر برد و آنان را مدح گفت. سپس در 758ق / 1357م شاهد کشته شدن شیخ ابواسحاق به دست امیر مبارزالدین مظفّری (حک 713-759ق / 1313-1358م) و ویران شدن کاخ او بود<ref name=":0">بهزادی اندوهجردی، حسین. '''''طنزپردازان ایران''‌''' (از آغاز تا پایان دوره قاجار). تهران: دستان، 1383، ص 301.</ref>. برخی گفته‌اند که عبید پس از آن به [[استان قزوین|قزوین]] بازگشت و بر مسند قضا نشست و به تربیت و تعلیم بزرگ‌زادگان پرداخت<ref>انصاری، قاسم. '''''گلچینی از دیوان عبید زاکانی قزوینی'''''. ‌تهران: طه، ‌1377، ص 14.</ref>. اما ظاهراً وی پس از زوال دولت ابواسحاق، چندی در بغداد به سر برد و در آن شهر با [[سلمان ساوجی]]<sup>*</sup>، شاعر دربار سلطان اویس جلایری (حک 757-776ق / 1356-1374م) دیدار کرد. هم در آنجا بود که به خدمت اویس راه یافت و اشعاری در ستایش او سرود<ref>اقبال آشتیانی، عباس. مقدمه بر '''''کلیات عبید زاکانی'''''. ‌تهران: اقبال، 1332، ص 4 (مقدمه).</ref>. بنا بر نوشته تذکره‌نویسان عبید پس از کور شدن امیر مبارزالدین و روی کار آمدن پسرش، شاه شجاع مظفری (حک 759-786ق / 1358-1384م) نزد شاه محمود برادر شاه شجاع و حاکم حکمران رفت و او را مدح گفت. سپس به [[شیراز]] بازگشت و به خدمت شاه شجاع درآمد<ref name=":0" />.


عبيد بيشتر عمر خويش را با رفاه و عزت گذراند، اما در پايان حيات با تنگدستي و قرض دست به گريبان شد. مدفن او را گروهي اصفهان و بعضي بغداد نوشته‌اند.<sup>10</sup> از ميان آثارش مي‌توان از ''كليات،'' شامل اشعار جدي شاعر (تهران، 1321ش)؛ ''منتخب اللطائف'' حاوي رسائل طنزآميز و انتقادي (به اهتمام ميرزا حبيب اصفهاني، استانبول، ‌1311ق)؛ ''نوادر الامثال،'' ‌به عربي و در ادب و اخلاق و فلسفه و امثال و حِكَم؛ رسائل انتقادي و هزل آميز ''ريش نامه''، ''‌صدپند''، ''ده فصل'' مشهور به ''تعريفات'' و ''دلگشا''؛ قصيدة مشهور ''موش و گربه'' و مثنوي ''عشاق نامه'' به شيوة نظامي، ‌ياد كرد. بي‌ترديد بهترين كتاب عبيد، ''اخلاق الاشراف'' نام دارد كه از عميق‌ترين رساله‌هاي فارسي است.<sup>11</sup> هزليات، ‌حكايات، ‌تمثيلات، ‌سخنان بي پرده و كلمات زشت عبيد در واقع نحوة تلقي شاعر و ابزار مبارزه او در دوراني بوده كه بدترين رياكاري‌ها، ‌زهدفروشي‌ها و ستمگري‌ها رواج داشته است. در اين نوشته‌ها و سروده‌ها شاعر با زشتي به جنگ زشتي شتافته است.<sup>12</sup> شايد بتوان او را برگزيده‌ترين هجوسرايان و تقليدنويساني دانست كه در ايران ظهور كرده‌اند.<sup>13</sup> گذشت زمان نيز به نظم ونثر زاكاني خللي وارد نكرده و مناسبت و تازگي آن تا به امروز محفوظ مانده است. بي گمان مي‌توان علت اصلي بي اعتنايي منتقدان ادبي قديم و جديد نسبت به عبيد را در نظر اصولي وي مبني بر مخالفت با اشراف و بورژوازي شهري خلاصه كرد. اختصاص عبيد و حافظ به يك دربار در شيراز، احتمال وجود ارتباط ميان آن دو و حتي تأثير پذيري حافظ از لحن هزل‌آميز وي را به يقين تبديل مي‌كند.<sup>14</sup> نكته يابي و انتقاد‌هاي ظريف اجتماعي در لباس طنز و لطيفه، ‌ابتكار و نوانديشي و لطف بيان و قدرت تعبير و اوج بلاغت و سرانجام ايجاز هنرمندانه از ويژگي‌هاي مهم آثار عبيد زاكاني است.<sup>15</sup>  
عبید بیشتر عمر خویش را با رفاه و عزت گذراند، اما در پایان حیات با تنگدستی و قرض دست به گریبان شد. مدفن او را گروهی اصفهان و بعضی بغداد نوشته‌اند<ref>انصاری، قاسم. '''''گلچینی از دیوان عبید زاکانی قزوینی'''''. ‌تهران: طه، ‌1377، ص 14 و 15.</ref>. از میان آثارش می‌توان از ''کلیات،'' شامل اشعار جدی شاعر (تهران، 1321ش)؛ ''منتخب اللطائف'' حاوی رسائل طنزآمیز و انتقادی (به اهتمام میرزا حبیب اصفهانی، استانبول، ‌1311ق)؛ ''نوادر الامثال،'' ‌به عربی و در ادب و اخلاق و فلسفه و امثال و حِکَم؛ رسائل انتقادی و هزل آمیز ''ریش نامه''، ''‌صدپند''، ''ده فصل'' مشهور به ''تعریفات'' و ''دلگشا''؛ قصیده مشهور ''موش و گربه'' و مثنوی ''عشاق نامه'' به شیوه نظامی، ‌یاد کرد. بی‌تردید بهترین کتاب عبید، ''اخلاق الاشراف'' نام دارد که از عمیق‌ترین رساله‌های فارسی است<ref>حلبی، ‌علی‌اصغر. '''''عبید زاکانی'''''. تهران: طرح نو، 1377، ص 9.</ref>. هزلیات، ‌حکایات، ‌تمثیلات، ‌سخنان بی پرده و کلمات زشت عبید در واقع نحوه تلقی شاعر و ابزار مبارزه او در دورانی بوده که بدترین ریاکاری‌ها، ‌زهدفروشی‌ها و ستمگری‌ها رواج داشته است. در این نوشته‌ها و سروده‌ها شاعر با زشتی به جنگ زشتی شتافته است<ref>کاویان، ‌اسفندیار. '''''نگرشی بر اندیشه و اشعار حافظ و یادی از عبید زاکانی طنزآور بزرگ'''''. ‌تهران: گوتنبرگ، بی تا، ص 42.</ref>. شاید بتوان او را برگزیده‌ترین هجوسرایان و تقلیدنویسانی دانست که در ایران ظهور کرده‌اند<ref>براون، ادوارد. '''''از سعدی تا جامی'''''. به کوشش علی‌اصغر حکمت، ‌تهران: ابن سینا، چ 3، 1351، ص 312.</ref>. گذشت زمان نیز به نظم ونثر زاکانی خللی وارد نکرده و مناسبت و تازگی آن تا به امروز محفوظ مانده است. بی گمان می‌توان علت اصلی بی اعتنایی منتقدان ادبی قدیم و جدید نسبت به عبید را در نظر اصولی وی مبنی بر مخالفت با اشراف و بورژوازی شهری خلاصه کرد. اختصاص عبید و حافظ به یک دربار در شیراز، احتمال وجود ارتباط میان آن دو و حتی تأثیر پذیری حافظ از لحن هزل‌آمیز وی را به یقین تبدیل می‌کند<ref>ریپکا، یان. '''''تاریخ ادبیات ایران'''''، ترجمه عیسی شهابی، تهران: بنگاه ترجمه و نشر کتاب، 1354، ص 433-434.</ref>. نکته یابی و انتقاد‌های ظریف اجتماعی در لباس طنز و لطیفه، ‌ابتکار و نواندیشی و لطف بیان و قدرت تعبیر و اوج بلاغت و سرانجام ایجاز هنرمندانه از ویژگی‌های مهم آثار عبید زاکانی است<ref>یوسفی، ‌غلامحسین. '''''دیداری با اهل قلم'''''. ‌تهران: علمی، 1375، ج.5، ص 288-289. </ref><ref>آذربیگدلی، ‌لطفعلی بیگ. '''''آتشکده‌ آذر'''''. به کوشش حسن سادات ناصری، تهران: امیرکبیر، ‌1339، ج 1، ب 3، ص 1195-1197.</ref><ref>دولتشاه سمرقندی، '''''تذکره الشعرا'''''. تهران: بی نا، ص 322.</ref><ref>اته، ‌هرمان. '''''تاریخ ادبیات فارسی'''''. ‌ترجمه رضازاده شفق، تهران: بنگاه ترجمه و نشر کتاب، 1337، ص 118-119.</ref><ref>صفی، فخرالدین علی. '''''لطائف‌الطوائف'''''. به کوشش احمد گلچین معانی، تهران: اقبال، 1336، ص 227-228 و 329-‌332.</ref><ref>نیکوبخت، ‌ناصر. '''''هجو در شعر فارسی'''''. تهران: دانشگاه تهران، چ 1، 1380، ص 353-356.</ref>.


'''مآخذ:'''
== مآخذ ==
 
# حکیمیان، ابوالفتح. '''''فهرست مشاهیر ایران'''''. تهران: دانشگاه ملی ایران، 1357، ج 2، ص 224.
# حكيميان، ابوالفتح. '''''فهرست مشاهير ايران'''''. تهران: دانشگاه ملي ايران، 1357، ج 2، ص 224.
# صفا، ذبیح‌الله. '''''تاریخ ادبیات در ایران'''''. تهران: فردوس، 1373، ج 3، (2)، ص 964.
# صفا، ذبيح‌الله. '''''تاريخ ادبيات در ايران'''''. تهران: فردوس، 1373، ج 3، (2)، ص 964.
# مستوفی، ‌حمدالله''. '''تاریخ گزیده'''''. به کوشش عبدالحسین نوایی، ‌تهران: امیرکبیر، ‌1339، ص 805.
# مستوفي، ‌حمدالله''. '''تاريخ گزيده'''''. به كوشش عبدالحسين نوايي، ‌تهران: اميركبير، ‌1339، ص 805.
# عبید زاکانی، ‌نظام‌الدین. '''''لطائف عبید زاکانی'''''. به کوشش فرتر، استانبول: بی نا، ‌1303ق، ص 51.
# عبيد زاكاني، ‌نظام‌الدين. '''''لطائف عبيد زاكاني'''''. به كوشش فرتر، استانبول: بي نا، ‌1303ق، ص 51.
# صفا، ذبیح‌الله. '''''تاریخ ادبیات در ایران'''''. تهران: فردوس، 1373، ج 3، (2)،ص 965 و 966 .
# صفا. '''''همان'''''. ص 965 و 966 .
# بهزادی اندوهجردی، حسین. '''''طنزپردازان ایران''‌''' (از آغاز تا پایان دوره قاجار). تهران: دستان، 1383، ص 301.
# بهزادي اندوهجردي، حسين. '''''طنزپردازان ايران''‌''' (از آغاز تا پايان دورة قاجار). تهران: دستان، 1383، ص 301.
# انصاری، قاسم. '''''گلچینی از دیوان عبید زاکانی قزوینی'''''. ‌تهران: طه، ‌1377، ص 14.
# انصاري، قاسم. '''''گلچيني از ديوان عبيد زاكاني قزويني'''''. ‌تهران: طه، ‌1377، ص 14.
# اقبال آشتیانی، عباس. مقدمه بر '''''کلیات عبید زاکانی'''''. ‌تهران: اقبال، 1332، ص 4 (مقدمه).
# اقبال آشتياني، عباس. مقدمه بر '''''كليات عبيد زاكاني'''''. ‌تهران: اقبال، 1332، ص 4 (مقدمه).
# بهزادی اندوهجردی. همانجا.
# بهزادي اندوهجردي. همانجا.
# انصاری، قاسم. '''''گلچینی از دیوان عبید زاکانی قزوینی'''''. ‌تهران: طه، ‌1377، ص 14 و 15.
# انصاري. '''''همان'''''. ص 14 و 15.
# حلبی، ‌علی‌اصغر. '''''عبید زاکانی'''''. تهران: طرح نو، 1377، ص 9.
# حلبي، ‌علي‌اصغر. '''''عبيد زاكاني'''''. تهران: طرح نو، 1377، ص 9.
# کاویان، ‌اسفندیار. '''''نگرشی بر اندیشه و اشعار حافظ و یادی از عبید زاکانی طنزآور بزرگ'''''. ‌تهران: گوتنبرگ، بی تا، ص 42.
# كاويان، ‌اسفنديار. '''''نگرشي بر انديشه و اشعار حافظ و يادي از عبيد زاكاني طنزآور بزرگ'''''. ‌تهران: گوتنبرگ، بي تا، ص 42.
# براون، ادوارد. '''''از سعدی تا جامی'''''. به کوشش علی‌اصغر حکمت، ‌تهران: ابن سینا، چ 3، 1351، ص 312.
# براون، ادوارد. '''''از سعدي تا جامي'''''. به كوشش علي‌اصغر حكمت، ‌تهران: ابن سينا، چ 3، 1351، ص 312.
# ریپکا، یان. ''تاریخ ادبیات ایران''، ترجمه عیسی شهابی، تهران: بنگاه ترجمه و نشر کتاب، 1354، ص 433-434.
# ريپكا، يان. ''تاريخ ادبيات ايران''، ترجمه عيسي شهابي، تهران: بنگاه ترجمه و نشر كتاب، 1354، ص 433-434.
# یوسفی، ‌غلامحسین. '''''دیداری با اهل قلم'''''. ‌تهران: علمی، چ 5، 1375، ص 288-289. نیز نک: آذربیگدلی، ‌لطفعلی بیگ. '''''آتشکده‌ آذر'''''. به کوشش حسن سادات ناصری، تهران: امیرکبیر، ‌1339، ج 1، ب 3، ص 1195-1197؛ دولتشاه سمرقندی، '''''تذکرهالشعرا'''''. تهران: بی نا، ص 322؛ اته، ‌هرمان. '''''تاریخ ادبیات فارسی'''''. ‌ترجمه رضازاده شفق، تهران: بنگاه ترجمه و نشر کتاب، 1337، ص 118-119؛ صفی، فخرالدین علی. '''''لطائف‌الطوائف'''''. به کوشش احمد گلچین معانی، تهران: اقبال، 1336، ص 227-228 و 329-‌332؛ نیکوبخت، ‌ناصر. '''''هجو در شعر فارسی'''''. تهران: دانشگاه تهران، چ 1، 1380، ص 353-356.
# يوسفي، ‌غلامحسين. '''''ديداري با اهل قلم'''''. ‌تهران: علمي، چ 5، 1375، ص 288-289. نيز نك: آذربيگدلي، ‌لطفعلي بيگ. '''''آتشكدة‌ آذر'''''. به كوشش حسن سادات ناصري، تهران: اميركبير، ‌1339، ج 1، ب 3، ص 1195-1197؛ دولتشاه سمرقندي، '''''تذكرةالشعرا'''''. تهران: بي نا، ص 322؛ اته، ‌هرمان. '''''تاريخ ادبيات فارسي'''''. ‌ترجمة رضازاده شفق، تهران: بنگاه ترجمه و نشر كتاب، 1337، ص 118-119؛ صفي، فخرالدين علي. '''''لطائف‌الطوائف'''''. به كوشش احمد گلچين معاني، تهران: اقبال، 1336، ص 227-228 و 329-‌332؛ نيكوبخت، ‌ناصر. '''''هجو در شعر فارسي'''''. تهران: دانشگاه تهران، چ 1، 1380، ص 353-356.


'''ابوالقاسم رادفر'''
'''ابوالقاسم رادفر'''

نسخهٔ ‏۶ ژوئن ۲۰۲۵، ساعت ۱۳:۳۰

عُبَیدِ زاکانی (د 771 یا 772ق / 1369 یا 1370م)، شاعر، ‌نویسنده، طنزپرداز.

خواجه نظام‌الدین عبیدالله زاکانی متخلص به عبید، در قزوین به دنیا آمد[۱]. سبب شهرت عبید به زاکانی، ‌انتساب او به خاندان زاکانان یا زاکانیان است. این خاندان در اصل شاخه‌ای از عرب بنی خفاجه بودند که پس از مهاجرت به ایران، به اطراف قزوین کوچیدند و در آن نواحی سکنا گزیدند[۲]. از این خاندان دو گروه مشهور برخاسته‌اند. نخست آنان که اهل علم و حدیث و منقول و معقول بوده‌اند و دیگر ارباب صدور که عبیدالله زاکانی به این گروه تعلق داشته است[۳]. از آغاز زندگی او اطلاعی در دست نیست، اما به گفته خود از اوان جوانی به طور جدی مطالعه کتاب‌ها و سخنان علما و حکما را دنبال کرد و از آن پس نیز از مطالعه آثار حکمای قدیم و متأخرین دست برنداشت[۴]. به تدریج دانش‌های رایج روزگار خود و زبان و ادب عرب را آموخت و با علم نجوم هم آشنا شد. پس از سی و پنج سالگی در بدو پادشاهی شاه شیخ ابواسحاق اینجو بر فارس (حک 742-758ق / 1341-1357م) به شیراز رفت[۵]. در آنجا چند سالی در خدمت پادشاه و وزیرش رکن‌الدین عمیدالملک به سر برد و آنان را مدح گفت. سپس در 758ق / 1357م شاهد کشته شدن شیخ ابواسحاق به دست امیر مبارزالدین مظفّری (حک 713-759ق / 1313-1358م) و ویران شدن کاخ او بود[۶]. برخی گفته‌اند که عبید پس از آن به قزوین بازگشت و بر مسند قضا نشست و به تربیت و تعلیم بزرگ‌زادگان پرداخت[۷]. اما ظاهراً وی پس از زوال دولت ابواسحاق، چندی در بغداد به سر برد و در آن شهر با سلمان ساوجی*، شاعر دربار سلطان اویس جلایری (حک 757-776ق / 1356-1374م) دیدار کرد. هم در آنجا بود که به خدمت اویس راه یافت و اشعاری در ستایش او سرود[۸]. بنا بر نوشته تذکره‌نویسان عبید پس از کور شدن امیر مبارزالدین و روی کار آمدن پسرش، شاه شجاع مظفری (حک 759-786ق / 1358-1384م) نزد شاه محمود برادر شاه شجاع و حاکم حکمران رفت و او را مدح گفت. سپس به شیراز بازگشت و به خدمت شاه شجاع درآمد[۶].

عبید بیشتر عمر خویش را با رفاه و عزت گذراند، اما در پایان حیات با تنگدستی و قرض دست به گریبان شد. مدفن او را گروهی اصفهان و بعضی بغداد نوشته‌اند[۹]. از میان آثارش می‌توان از کلیات، شامل اشعار جدی شاعر (تهران، 1321ش)؛ منتخب اللطائف حاوی رسائل طنزآمیز و انتقادی (به اهتمام میرزا حبیب اصفهانی، استانبول، ‌1311ق)؛ نوادر الامثال، ‌به عربی و در ادب و اخلاق و فلسفه و امثال و حِکَم؛ رسائل انتقادی و هزل آمیز ریش نامه، ‌صدپند، ده فصل مشهور به تعریفات و دلگشا؛ قصیده مشهور موش و گربه و مثنوی عشاق نامه به شیوه نظامی، ‌یاد کرد. بی‌تردید بهترین کتاب عبید، اخلاق الاشراف نام دارد که از عمیق‌ترین رساله‌های فارسی است[۱۰]. هزلیات، ‌حکایات، ‌تمثیلات، ‌سخنان بی پرده و کلمات زشت عبید در واقع نحوه تلقی شاعر و ابزار مبارزه او در دورانی بوده که بدترین ریاکاری‌ها، ‌زهدفروشی‌ها و ستمگری‌ها رواج داشته است. در این نوشته‌ها و سروده‌ها شاعر با زشتی به جنگ زشتی شتافته است[۱۱]. شاید بتوان او را برگزیده‌ترین هجوسرایان و تقلیدنویسانی دانست که در ایران ظهور کرده‌اند[۱۲]. گذشت زمان نیز به نظم ونثر زاکانی خللی وارد نکرده و مناسبت و تازگی آن تا به امروز محفوظ مانده است. بی گمان می‌توان علت اصلی بی اعتنایی منتقدان ادبی قدیم و جدید نسبت به عبید را در نظر اصولی وی مبنی بر مخالفت با اشراف و بورژوازی شهری خلاصه کرد. اختصاص عبید و حافظ به یک دربار در شیراز، احتمال وجود ارتباط میان آن دو و حتی تأثیر پذیری حافظ از لحن هزل‌آمیز وی را به یقین تبدیل می‌کند[۱۳]. نکته یابی و انتقاد‌های ظریف اجتماعی در لباس طنز و لطیفه، ‌ابتکار و نواندیشی و لطف بیان و قدرت تعبیر و اوج بلاغت و سرانجام ایجاز هنرمندانه از ویژگی‌های مهم آثار عبید زاکانی است[۱۴][۱۵][۱۶][۱۷][۱۸][۱۹].

مآخذ

  1. حکیمیان، ابوالفتح. فهرست مشاهیر ایران. تهران: دانشگاه ملی ایران، 1357، ج 2، ص 224.
  2. صفا، ذبیح‌الله. تاریخ ادبیات در ایران. تهران: فردوس، 1373، ج 3، (2)، ص 964.
  3. مستوفی، ‌حمدالله. تاریخ گزیده. به کوشش عبدالحسین نوایی، ‌تهران: امیرکبیر، ‌1339، ص 805.
  4. عبید زاکانی، ‌نظام‌الدین. لطائف عبید زاکانی. به کوشش فرتر، استانبول: بی نا، ‌1303ق، ص 51.
  5. صفا، ذبیح‌الله. تاریخ ادبیات در ایران. تهران: فردوس، 1373، ج 3، (2)،ص 965 و 966 .
  6. بهزادی اندوهجردی، حسین. طنزپردازان ایران (از آغاز تا پایان دوره قاجار). تهران: دستان، 1383، ص 301.
  7. انصاری، قاسم. گلچینی از دیوان عبید زاکانی قزوینی. ‌تهران: طه، ‌1377، ص 14.
  8. اقبال آشتیانی، عباس. مقدمه بر کلیات عبید زاکانی. ‌تهران: اقبال، 1332، ص 4 (مقدمه).
  9. بهزادی اندوهجردی. همانجا.
  10. انصاری، قاسم. گلچینی از دیوان عبید زاکانی قزوینی. ‌تهران: طه، ‌1377، ص 14 و 15.
  11. حلبی، ‌علی‌اصغر. عبید زاکانی. تهران: طرح نو، 1377، ص 9.
  12. کاویان، ‌اسفندیار. نگرشی بر اندیشه و اشعار حافظ و یادی از عبید زاکانی طنزآور بزرگ. ‌تهران: گوتنبرگ، بی تا، ص 42.
  13. براون، ادوارد. از سعدی تا جامی. به کوشش علی‌اصغر حکمت، ‌تهران: ابن سینا، چ 3، 1351، ص 312.
  14. ریپکا، یان. تاریخ ادبیات ایران، ترجمه عیسی شهابی، تهران: بنگاه ترجمه و نشر کتاب، 1354، ص 433-434.
  15. یوسفی، ‌غلامحسین. دیداری با اهل قلم. ‌تهران: علمی، چ 5، 1375، ص 288-289. نیز نک: آذربیگدلی، ‌لطفعلی بیگ. آتشکده‌ آذر. به کوشش حسن سادات ناصری، تهران: امیرکبیر، ‌1339، ج 1، ب 3، ص 1195-1197؛ دولتشاه سمرقندی، تذکرهالشعرا. تهران: بی نا، ص 322؛ اته، ‌هرمان. تاریخ ادبیات فارسی. ‌ترجمه رضازاده شفق، تهران: بنگاه ترجمه و نشر کتاب، 1337، ص 118-119؛ صفی، فخرالدین علی. لطائف‌الطوائف. به کوشش احمد گلچین معانی، تهران: اقبال، 1336، ص 227-228 و 329-‌332؛ نیکوبخت، ‌ناصر. هجو در شعر فارسی. تهران: دانشگاه تهران، چ 1، 1380، ص 353-356.

ابوالقاسم رادفر

  1. حكیمیان، ابوالفتح. فهرست مشاهیر ایران. تهران: دانشگاه ملی ایران، 1357، ج 2، ص 224.
  2. صفا، ذبیح‌الله. تاریخ ادبیات در ایران. تهران: فردوس، 1373، ج 3، (2)، ص 964.
  3. مستوفی، ‌حمدالله. تاریخ گزیده. به کوشش عبدالحسین نوایی، ‌تهران: امیرکبیر، ‌1339، ص 805.
  4. عبید زاکانی، ‌نظام‌الدین. لطائف عبید زاکانی. به کوشش فرتر، استانبول: بی نا، ‌1303ق، ص 51.
  5. صفا، ذبیح‌الله. تاریخ ادبیات در ایران. تهران: فردوس، 1373، ج 3، ص 965 و 966 .
  6. ۶٫۰ ۶٫۱ بهزادی اندوهجردی، حسین. طنزپردازان ایران (از آغاز تا پایان دوره قاجار). تهران: دستان، 1383، ص 301.
  7. انصاری، قاسم. گلچینی از دیوان عبید زاکانی قزوینی. ‌تهران: طه، ‌1377، ص 14.
  8. اقبال آشتیانی، عباس. مقدمه بر کلیات عبید زاکانی. ‌تهران: اقبال، 1332، ص 4 (مقدمه).
  9. انصاری، قاسم. گلچینی از دیوان عبید زاکانی قزوینی. ‌تهران: طه، ‌1377، ص 14 و 15.
  10. حلبی، ‌علی‌اصغر. عبید زاکانی. تهران: طرح نو، 1377، ص 9.
  11. کاویان، ‌اسفندیار. نگرشی بر اندیشه و اشعار حافظ و یادی از عبید زاکانی طنزآور بزرگ. ‌تهران: گوتنبرگ، بی تا، ص 42.
  12. براون، ادوارد. از سعدی تا جامی. به کوشش علی‌اصغر حکمت، ‌تهران: ابن سینا، چ 3، 1351، ص 312.
  13. ریپکا، یان. تاریخ ادبیات ایران، ترجمه عیسی شهابی، تهران: بنگاه ترجمه و نشر کتاب، 1354، ص 433-434.
  14. یوسفی، ‌غلامحسین. دیداری با اهل قلم. ‌تهران: علمی، 1375، ج.5، ص 288-289.
  15. آذربیگدلی، ‌لطفعلی بیگ. آتشکده‌ آذر. به کوشش حسن سادات ناصری، تهران: امیرکبیر، ‌1339، ج 1، ب 3، ص 1195-1197.
  16. دولتشاه سمرقندی، تذکره الشعرا. تهران: بی نا، ص 322.
  17. اته، ‌هرمان. تاریخ ادبیات فارسی. ‌ترجمه رضازاده شفق، تهران: بنگاه ترجمه و نشر کتاب، 1337، ص 118-119.
  18. صفی، فخرالدین علی. لطائف‌الطوائف. به کوشش احمد گلچین معانی، تهران: اقبال، 1336، ص 227-228 و 329-‌332.
  19. نیکوبخت، ‌ناصر. هجو در شعر فارسی. تهران: دانشگاه تهران، چ 1، 1380، ص 353-356.