عبید زاکانی

عُبَیدِ زاکانی (د 771 یا 772ق / 1369 یا 1370م)، شاعر، نویسنده، طنزپرداز.
خواجه نظامالدین عبیدالله زاکانی متخلص به عبید، در قزوین به دنیا آمد[۱]. سبب شهرت عبید به زاکانی، انتساب او به خاندان زاکانان یا زاکانیان است. این خاندان در اصل شاخهای از عرب بنی خفاجه بودند که پس از مهاجرت به ایران، به اطراف قزوین کوچیدند و در آن نواحی سکنا گزیدند[۲]. از این خاندان دو گروه مشهور برخاستهاند. نخست آنان که اهل علم و حدیث و منقول و معقول بودهاند و دیگر ارباب صدور که عبیدالله زاکانی به این گروه تعلق داشته است[۳]. از آغاز زندگی او اطلاعی در دست نیست، اما به گفته خود از اوان جوانی به طور جدی مطالعه کتابها و سخنان علما و حکما را دنبال کرد و از آن پس نیز از مطالعه آثار حکمای قدیم و متأخرین دست برنداشت[۴]. به تدریج دانشهای رایج روزگار خود و زبان و ادب عرب را آموخت و با علم نجوم هم آشنا شد. پس از سی و پنج سالگی در بدو پادشاهی شاه شیخ ابواسحاق اینجو بر فارس (حک 742-758ق / 1341-1357م) به شیراز رفت[۵]. در آنجا چند سالی در خدمت پادشاه و وزیرش رکنالدین عمیدالملک به سر برد و آنان را مدح گفت. سپس در 758ق / 1357م شاهد کشته شدن شیخ ابواسحاق به دست امیر مبارزالدین مظفّری (حک 713-759ق / 1313-1358م) و ویران شدن کاخ او بود[۶]. برخی گفتهاند که عبید پس از آن به قزوین بازگشت و بر مسند قضا نشست و به تربیت و تعلیم بزرگزادگان پرداخت[۷]. اما ظاهراً وی پس از زوال دولت ابواسحاق، چندی در بغداد به سر برد و در آن شهر با سلمان ساوجی*، شاعر دربار سلطان اویس جلایری (حک 757-776ق / 1356-1374م) دیدار کرد. هم در آنجا بود که به خدمت اویس راه یافت و اشعاری در ستایش او سرود[۸]. بنا بر نوشته تذکرهنویسان عبید پس از کور شدن امیر مبارزالدین و روی کار آمدن پسرش، شاه شجاع مظفری (حک 759-786ق / 1358-1384م) نزد شاه محمود برادر شاه شجاع و حاکم حکمران رفت و او را مدح گفت. سپس به شیراز بازگشت و به خدمت شاه شجاع درآمد[۶].
عبید بیشتر عمر خویش را با رفاه و عزت گذراند، اما در پایان حیات با تنگدستی و قرض دست به گریبان شد. مدفن او را گروهی اصفهان و بعضی بغداد نوشتهاند[۹]. از میان آثارش میتوان از کلیات، شامل اشعار جدی شاعر (تهران، 1321ش)؛ منتخب اللطائف حاوی رسائل طنزآمیز و انتقادی (به اهتمام میرزا حبیب اصفهانی، استانبول، 1311ق)؛ نوادر الامثال، به عربی و در ادب و اخلاق و فلسفه و امثال و حِکَم؛ رسائل انتقادی و هزل آمیز ریش نامه، صدپند، ده فصل مشهور به تعریفات و دلگشا؛ قصیده مشهور موش و گربه و مثنوی عشاق نامه به شیوه نظامی، یاد کرد. بیتردید بهترین کتاب عبید، اخلاق الاشراف نام دارد که از عمیقترین رسالههای فارسی است[۱۰]. هزلیات، حکایات، تمثیلات، سخنان بی پرده و کلمات زشت عبید در واقع نحوه تلقی شاعر و ابزار مبارزه او در دورانی بوده که بدترین ریاکاریها، زهدفروشیها و ستمگریها رواج داشته است. در این نوشتهها و سرودهها شاعر با زشتی به جنگ زشتی شتافته است[۱۱]. شاید بتوان او را برگزیدهترین هجوسرایان و تقلیدنویسانی دانست که در ایران ظهور کردهاند[۱۲]. گذشت زمان نیز به نظم ونثر زاکانی خللی وارد نکرده و مناسبت و تازگی آن تا به امروز محفوظ مانده است. بی گمان میتوان علت اصلی بی اعتنایی منتقدان ادبی قدیم و جدید نسبت به عبید را در نظر اصولی وی مبنی بر مخالفت با اشراف و بورژوازی شهری خلاصه کرد. اختصاص عبید و حافظ به یک دربار در شیراز، احتمال وجود ارتباط میان آن دو و حتی تأثیر پذیری حافظ از لحن هزلآمیز وی را به یقین تبدیل میکند[۱۳]. نکته یابی و انتقادهای ظریف اجتماعی در لباس طنز و لطیفه، ابتکار و نواندیشی و لطف بیان و قدرت تعبیر و اوج بلاغت و سرانجام ایجاز هنرمندانه از ویژگیهای مهم آثار عبید زاکانی است[۱۴][۱۵][۱۶][۱۷][۱۸][۱۹].
نیز نگاه کنید به
مآخذ
- ↑ حكیمیان، ابوالفتح. فهرست مشاهیر ایران. تهران: دانشگاه ملی ایران، 1357، ج 2، ص 224.
- ↑ صفا، ذبیحالله. تاریخ ادبیات در ایران. تهران: فردوس، 1373، ج 3، (2)، ص 964.
- ↑ مستوفی، حمدالله. تاریخ گزیده. به کوشش عبدالحسین نوایی، تهران: امیرکبیر، 1339، ص 805.
- ↑ عبید زاکانی، نظامالدین. لطائف عبید زاکانی. به کوشش فرتر، استانبول: بی نا، 1303ق، ص 51.
- ↑ صفا، ذبیحالله. تاریخ ادبیات در ایران. تهران: فردوس، 1373، ج 3، ص 965 و 966 .
- ↑ ۶٫۰ ۶٫۱ بهزادی اندوهجردی، حسین. طنزپردازان ایران (از آغاز تا پایان دوره قاجار). تهران: دستان، 1383، ص 301.
- ↑ انصاری، قاسم. گلچینی از دیوان عبید زاکانی قزوینی. تهران: طه، 1377، ص 14.
- ↑ اقبال آشتیانی، عباس. مقدمه بر کلیات عبید زاکانی. تهران: اقبال، 1332، ص 4 (مقدمه).
- ↑ انصاری، قاسم. گلچینی از دیوان عبید زاکانی قزوینی. تهران: طه، 1377، ص 14 و 15.
- ↑ حلبی، علیاصغر. عبید زاکانی. تهران: طرح نو، 1377، ص 9.
- ↑ کاویان، اسفندیار. نگرشی بر اندیشه و اشعار حافظ و یادی از عبید زاکانی طنزآور بزرگ. تهران: گوتنبرگ، بی تا، ص 42.
- ↑ براون، ادوارد. از سعدی تا جامی. به کوشش علیاصغر حکمت، تهران: ابن سینا، چ 3، 1351، ص 312.
- ↑ ریپکا، یان. تاریخ ادبیات ایران، ترجمه عیسی شهابی، تهران: بنگاه ترجمه و نشر کتاب، 1354، ص 433-434.
- ↑ یوسفی، غلامحسین. دیداری با اهل قلم. تهران: علمی، 1375، ج.5، ص 288-289.
- ↑ آذربیگدلی، لطفعلی بیگ. آتشکده آذر. به کوشش حسن سادات ناصری، تهران: امیرکبیر، 1339، ج 1، ب 3، ص 1195-1197.
- ↑ دولتشاه سمرقندی، تذکره الشعرا. تهران: بی نا، ص 322.
- ↑ اته، هرمان. تاریخ ادبیات فارسی. ترجمه رضازاده شفق، تهران: بنگاه ترجمه و نشر کتاب، 1337، ص 118-119.
- ↑ صفی، فخرالدین علی. لطائفالطوائف. به کوشش احمد گلچین معانی، تهران: اقبال، 1336، ص 227-228 و 329-332.
- ↑ نیکوبخت، ناصر. هجو در شعر فارسی. تهران: دانشگاه تهران، چ 1، 1380، ص 353-356.
منبع اصلی
سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، مرکز مطالعات راهبردی روابط فرهنگی (1398). دانشنامه ایران. تهران: موسسه فرهنگی هنری و انتشارات بین المللی الهدی،
نویسنده مقاله
ابوالقاسم رادفر