شِكند گُمانیک ویچار: تفاوت میان نسخهها
صفحهای تازه حاوی «'''شِكنْدْ گُمانیك ویچار''' (šekand gomānik vičār)، یا شكند گمانیك وزار، ''گزارش گُمانشِكَن،'' رسالهای دینی به زبان پهلوی. این رساله در 16700 واژه در نیمة دوم سدة 3ق / 9م توسط مردان فرّخ پسر هرمزدداد نگارش یافته است. متن پهلوی این گزارش در [[کشور ایران|ایران]...» ایجاد کرد |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۱: | خط ۱: | ||
شِکنْدْ گُمانیک ویچار (šekand gomānik vičār)، یا شکند گمانیک وزار، گزارش گُمانشِکَن، رسالهای دینی به زبان پهلوی. | |||
این رساله در 16700 واژه در | این رساله در 16700 واژه در نیمه دوم سده 3ق / 9م توسط مردان فرّخ پسر هرمزدداد نگارش یافته است. متن پهلوی این گزارش در [[کشور ایران|ایران]] و سپس در هند با پدید آمدن پازند و ترجمه سنسکریت نابود شد و جز بخشی از آن که ظاهراً بازنویسی از روی نسخه پازنداست، در دست نیست<ref>سمیعی، احمد. '''''ادبیات ساسانی'''''. تهران: دانشگاه آزاد ایران، 1355، ص 33.</ref>. | ||
هدف نویسنده از انتخاب نام | هدف نویسنده از انتخاب نام گزارش گمانشکن بر نوشته خود کنار گذاشتن گمان (شک) نوآموزان و شناساندن ارج دینِبِه و کم ارزشی مخالفان دینِبِه و در نهایت دفاع از دوگانهپرستی [[زرتشتی، دین|زردشتی]] و انتقاد از ادیان دیگر است. بزرگترین فصل کتاب به اسلام، به ویژه فرقه معتزله اختصاص دارد. فصلی از کتاب نیز درباره خدانشناسان و دهریان است. در فصلی دیگر از نهاد بدی و راه رستگاری گفتگو و پاسخهای ادیان را به این مسئله بررسی میکند... نویسنده کتاب خود را آموزنده فراگیرنده میخواند. نوشته او هم بهترین نمونه زبان پهلوی و هم نمودار آخرین مرحله بررسیشرع زردشتی است<ref>سمیعی، احمد. '''''ادبیات ساسانی'''''. تهران: دانشگاه آزاد ایران، 1355، ص 34.</ref>. با بررسی این گزارش به بسیاری از اصول معتقدات ایرانیان در مسائل فلسفی پی میبریم و با بسیاری از اصطلاحات فلسفی در زبان پهلوی آشنا میشویم. این کتاب در 1887 م در بمبئی و بار دیگر در 1945 در پاریس به چاپ رسید<ref>صفا، ذبیحالله. '''''تاریخ ادبیات در ایران'''''. تهران: ابن سینا، 1347، ج1، ص 138.</ref>. | ||
در | در شکند گُمانیک ویچار، برای اثبات عقاید زردشتی و مبارزه با ادیان دیگر از استدلال منطقی استفاده شده است. تفاوت اصلی آن با دینکرد در زبان ساده و روان آن است<ref>تفضّلی، احمد. '''''تاریخ ادبیات ایران پیش از اسلام'''''. به کوشش ژاله آموزگار، تهران: سخن، 1376، ص 163.</ref><ref>تاوادیا، ج. '''''زبان و ادبیات پهلوی'''''. ترجمه س. نجمآبادی، تهران: دانشگاه تهران، 1355، ص 119ـ126.</ref>. | ||
== نیز نگاه کنید به == | |||
* [[ایران]] | |||
* [[زرتشتی، دین]] | |||
== مآخذ == | |||
ابوالقاسم رادفر | ابوالقاسم رادفر | ||
نسخهٔ ۹ ژوئن ۲۰۲۵، ساعت ۰۵:۵۸
شِکنْدْ گُمانیک ویچار (šekand gomānik vičār)، یا شکند گمانیک وزار، گزارش گُمانشِکَن، رسالهای دینی به زبان پهلوی.
این رساله در 16700 واژه در نیمه دوم سده 3ق / 9م توسط مردان فرّخ پسر هرمزدداد نگارش یافته است. متن پهلوی این گزارش در ایران و سپس در هند با پدید آمدن پازند و ترجمه سنسکریت نابود شد و جز بخشی از آن که ظاهراً بازنویسی از روی نسخه پازنداست، در دست نیست[۱].
هدف نویسنده از انتخاب نام گزارش گمانشکن بر نوشته خود کنار گذاشتن گمان (شک) نوآموزان و شناساندن ارج دینِبِه و کم ارزشی مخالفان دینِبِه و در نهایت دفاع از دوگانهپرستی زردشتی و انتقاد از ادیان دیگر است. بزرگترین فصل کتاب به اسلام، به ویژه فرقه معتزله اختصاص دارد. فصلی از کتاب نیز درباره خدانشناسان و دهریان است. در فصلی دیگر از نهاد بدی و راه رستگاری گفتگو و پاسخهای ادیان را به این مسئله بررسی میکند... نویسنده کتاب خود را آموزنده فراگیرنده میخواند. نوشته او هم بهترین نمونه زبان پهلوی و هم نمودار آخرین مرحله بررسیشرع زردشتی است[۲]. با بررسی این گزارش به بسیاری از اصول معتقدات ایرانیان در مسائل فلسفی پی میبریم و با بسیاری از اصطلاحات فلسفی در زبان پهلوی آشنا میشویم. این کتاب در 1887 م در بمبئی و بار دیگر در 1945 در پاریس به چاپ رسید[۳].
در شکند گُمانیک ویچار، برای اثبات عقاید زردشتی و مبارزه با ادیان دیگر از استدلال منطقی استفاده شده است. تفاوت اصلی آن با دینکرد در زبان ساده و روان آن است[۴][۵].
نیز نگاه کنید به
مآخذ
ابوالقاسم رادفر
- ↑ سمیعی، احمد. ادبیات ساسانی. تهران: دانشگاه آزاد ایران، 1355، ص 33.
- ↑ سمیعی، احمد. ادبیات ساسانی. تهران: دانشگاه آزاد ایران، 1355، ص 34.
- ↑ صفا، ذبیحالله. تاریخ ادبیات در ایران. تهران: ابن سینا، 1347، ج1، ص 138.
- ↑ تفضّلی، احمد. تاریخ ادبیات ایران پیش از اسلام. به کوشش ژاله آموزگار، تهران: سخن، 1376، ص 163.
- ↑ تاوادیا، ج. زبان و ادبیات پهلوی. ترجمه س. نجمآبادی، تهران: دانشگاه تهران، 1355، ص 119ـ126.