امير مُعزّی: تفاوت میان نسخهها
صفحهای تازه حاوی «'''امیر مُعِزّی''' (ح 445 ـ ح 518 تا 521ق) شاعر'''.''' ابوعبدالله محمد بن عبدالملك برهانی نیشابوری متخلص به معزّی از شاعران نامور خراسان و چون پدرش امیرالشعرای دربار سلجوقی بود.<sup>1</sup> معزّی پس از مرگ پدرش (465ق / ؟م) در قزوین، مدتی سرگردان بو...» ایجاد کرد |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۱: | خط ۱: | ||
'''امیر مُعِزّی''' (ح 445 ـ ح 518 تا 521ق) شاعر'''.''' | '''امیر مُعِزّی''' (ح 445 ـ ح 518 تا 521ق) شاعر'''.''' | ||
ابوعبدالله محمد بن | ابوعبدالله محمد بن عبدالملک برهانی نیشابوری متخلص به معزّی از شاعران نامور خراسان و چون پدرش امیرالشعرای دربار [[سلجوقیان|سلجوقی]] بود<ref>صفا، ذبیح الله. '''''تاریخ ادبیات در ایران'''''. تهران: ابن سینا، 1347، ج 2، ص 508.</ref>. معزّی پس از مرگ پدرش (465ق / ؟م) در [[استان قزوین|قزوین]]، مدتی سرگردان بود و با سرودن اشعاری در مدح شرفشاه جغری و بزرگان دربار او توجه آنان را به خود جلب میکرد، تا آنکه ملکشاه سلجوقی (حک 465ـ 485 ق / ؟م) در همان ایام به [[استان قزوین|قزوین]] آمد و معزّی را بنا به توصیه قبلی و سابقه خدمت پدرش به عنوان شاعر دربار به کار گرفت<ref>معزّی، ابوعبدالله محمد. '''''دیوان معزی'''''. به اهتمام عباس اقبال، تهران: اسلامیه، 1318، ص ز (مقدمه).</ref>. با این همه یکسال طول کشید تا به پایمردی ندیم و خویشاوند سلطان علاءالدوله علی فرامرز (د 488ق / ؟م) مورد توجه سلطان واقع شد و از وی صله و تشویق گرفت و سلطان او را به لقب خود (معزّالدین)، امیر معزّی خواند<ref>زرین کوب، عبدالحسین. '''''با کاروان حلّه'''''. تهران: علمی، 1374، ج.9، ص 143.</ref>. پس از آن تا پایان عهد ملکشاه در خدمت او به سر برد. بعد از مرگ ملکشاه و آشفتگی کار جانشینان او، مدتی را در هرات، [[نیشابور]] و [[اصفهان]] گذراند و به مدح امرای [[سلجوقیان|سلجوقی]] و جز آنان مشغول شد. با آغاز حکومت سنجر بن ملکشاه (411ـ552ق / ؟م) در خراسان به خدمت وی درآمد و تا پایان عمر ملازم وی بود<ref>صفا، ذبیح الله. '''''تاریخ ادبیات در ایران'''''. تهران: ابن سینا، 1347، ج 2، ص 511.</ref>. به عللی که ماهیت آن روشن نیست در 511ق / 1117ـ1118م، آماج تیر سنجر قرار گرفت و مجروح شد و پس از مدتها رنجوری درگذشت. ''دیوان'' غزلیاتش شامل 18000 بیت است<ref>ریپکا، یان. '''''تاریخ ادبیات ایران'''''. ترجمه عیسی شهابی، تهران: بنگاه ترجمه و نشر کتاب، 1354، ص 307.</ref>. از شیوه عنصری و فرّخی تقلید میکرد، اما به پایه آنان نمیرسید. با شعرایی چون [[مسعود سعد سلمان|مسعود سعد]]، [[سنایی غزنوی|سنایی]]، سیدحسن غزنوی، [[انوری]] و جز آنان معاصر بود<ref>فروزانفر، بدیعالزمان. '''''سخن و سخنوران'''''. تهران: خوارزمی، 1350، ج.2، ص 231ـ 232(به اختصار).</ref> | ||
نیز نگاه کنید به | |||
== مآخذ == | |||
1. صفا، ذبیح الله. '''''تاریخ ادبیات در ایران'''''. تهران: ابن سینا، چ 4، 1347، ج 2، ص 508. | 1. صفا، ذبیح الله. '''''تاریخ ادبیات در ایران'''''. تهران: ابن سینا، چ 4، 1347، ج 2، ص 508. | ||
2. معزّی، ابوعبدالله محمد. '''''دیوان معزی'''''. به اهتمام عباس اقبال، تهران: اسلامیه، 1318، ص ز (مقدمه). | 2. معزّی، ابوعبدالله محمد. '''''دیوان معزی'''''. به اهتمام عباس اقبال، تهران: اسلامیه، 1318، ص ز (مقدمه). | ||
3. زرین | 3. زرین کوب، عبدالحسین. '''''با کاروان حلّه'''''. تهران: علمی، چ 9، 1374، ص 143. | ||
4. صفا، ذبیح الله. ''''' | 4. صفا، ذبیح الله. '''''تاریخ ادبیات در ایران'''''. تهران: ابن سینا، چ 4، 1347، ج 2، ص 511. | ||
5. | 5. ریپکا، یان. '''''تاریخ ادبیات ایران'''''. ترجمه عیسی شهابی، تهران: بنگاه ترجمه و نشر کتاب، 1354، ص 307. | ||
6. فروزانفر، بدیعالزمان. '''''سخن و سخنوران'''''. تهران: خوارزمی، چ 2، 1350، ص 231ـ 232(به اختصار). | 6. فروزانفر، بدیعالزمان. '''''سخن و سخنوران'''''. تهران: خوارزمی، چ 2، 1350، ص 231ـ 232(به اختصار). | ||
و نیز نگ: | و نیز نگ: | ||
نسخهٔ ۹ ژوئن ۲۰۲۵، ساعت ۱۳:۲۱
امیر مُعِزّی (ح 445 ـ ح 518 تا 521ق) شاعر.
ابوعبدالله محمد بن عبدالملک برهانی نیشابوری متخلص به معزّی از شاعران نامور خراسان و چون پدرش امیرالشعرای دربار سلجوقی بود[۱]. معزّی پس از مرگ پدرش (465ق / ؟م) در قزوین، مدتی سرگردان بود و با سرودن اشعاری در مدح شرفشاه جغری و بزرگان دربار او توجه آنان را به خود جلب میکرد، تا آنکه ملکشاه سلجوقی (حک 465ـ 485 ق / ؟م) در همان ایام به قزوین آمد و معزّی را بنا به توصیه قبلی و سابقه خدمت پدرش به عنوان شاعر دربار به کار گرفت[۲]. با این همه یکسال طول کشید تا به پایمردی ندیم و خویشاوند سلطان علاءالدوله علی فرامرز (د 488ق / ؟م) مورد توجه سلطان واقع شد و از وی صله و تشویق گرفت و سلطان او را به لقب خود (معزّالدین)، امیر معزّی خواند[۳]. پس از آن تا پایان عهد ملکشاه در خدمت او به سر برد. بعد از مرگ ملکشاه و آشفتگی کار جانشینان او، مدتی را در هرات، نیشابور و اصفهان گذراند و به مدح امرای سلجوقی و جز آنان مشغول شد. با آغاز حکومت سنجر بن ملکشاه (411ـ552ق / ؟م) در خراسان به خدمت وی درآمد و تا پایان عمر ملازم وی بود[۴]. به عللی که ماهیت آن روشن نیست در 511ق / 1117ـ1118م، آماج تیر سنجر قرار گرفت و مجروح شد و پس از مدتها رنجوری درگذشت. دیوان غزلیاتش شامل 18000 بیت است[۵]. از شیوه عنصری و فرّخی تقلید میکرد، اما به پایه آنان نمیرسید. با شعرایی چون مسعود سعد، سنایی، سیدحسن غزنوی، انوری و جز آنان معاصر بود[۶]
نیز نگاه کنید به
مآخذ
1. صفا، ذبیح الله. تاریخ ادبیات در ایران. تهران: ابن سینا، چ 4، 1347، ج 2، ص 508.
2. معزّی، ابوعبدالله محمد. دیوان معزی. به اهتمام عباس اقبال، تهران: اسلامیه، 1318، ص ز (مقدمه).
3. زرین کوب، عبدالحسین. با کاروان حلّه. تهران: علمی، چ 9، 1374، ص 143.
4. صفا، ذبیح الله. تاریخ ادبیات در ایران. تهران: ابن سینا، چ 4، 1347، ج 2، ص 511.
5. ریپکا، یان. تاریخ ادبیات ایران. ترجمه عیسی شهابی، تهران: بنگاه ترجمه و نشر کتاب، 1354، ص 307.
6. فروزانفر، بدیعالزمان. سخن و سخنوران. تهران: خوارزمی، چ 2، 1350، ص 231ـ 232(به اختصار).
و نیز نگ:
نویسنده
نامعلوم
- ↑ صفا، ذبیح الله. تاریخ ادبیات در ایران. تهران: ابن سینا، 1347، ج 2، ص 508.
- ↑ معزّی، ابوعبدالله محمد. دیوان معزی. به اهتمام عباس اقبال، تهران: اسلامیه، 1318، ص ز (مقدمه).
- ↑ زرین کوب، عبدالحسین. با کاروان حلّه. تهران: علمی، 1374، ج.9، ص 143.
- ↑ صفا، ذبیح الله. تاریخ ادبیات در ایران. تهران: ابن سینا، 1347، ج 2، ص 511.
- ↑ ریپکا، یان. تاریخ ادبیات ایران. ترجمه عیسی شهابی، تهران: بنگاه ترجمه و نشر کتاب، 1354، ص 307.
- ↑ فروزانفر، بدیعالزمان. سخن و سخنوران. تهران: خوارزمی، 1350، ج.2، ص 231ـ 232(به اختصار).