پرش به محتوا

لامعی گرگانی: تفاوت میان نسخه‌ها

از ویکی ایران
Samei (بحث | مشارکت‌ها)
صفحه‌ای تازه حاوی «'''لامعي گرگاني''' (ح 412 يا 414ق / 1021 يا 1023م)، شاعر. ابوالحسن بن محمد بن اسماعيل ملقب به لامعي در بكرآباد گرگان زاده شد.<sup>1</sup> در ابتداي حال به خراسان رفت و پس از مدتي در آنجا سرآمد اقران شد.<sup>2</sup> با طغرل سلجوقي<sup>*</sup> (حك 429 ـ 455ق / 1038-1063م) و الب ارسلا...» ایجاد کرد
 
Nazli (بحث | مشارکت‌ها)
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۱: خط ۱:
'''لامعي گرگاني''' (ح 412 يا 414ق / 1021 يا 1023م)، شاعر.
لامعی گرگانی (ح 412 یا 414ق / 1021 یا 1023م)، شاعر.


ابوالحسن بن محمد بن اسماعيل ملقب به لامعي در بكرآباد [[گرگان]] زاده شد.<sup>1</sup> در ابتداي حال به خراسان رفت و پس از مدتي در آنجا سرآمد اقران شد.<sup>2</sup> با طغرل سلجوقي<sup>*</sup> (حك 429 ـ 455ق / 1038-1063م) و الب ارسلان<sup>*</sup> (حك 455-465ق / 1063-1073م) معاصر بود و اشعاري در مدح عميدالملك كُنْدُري، وزير طغرل و خواجه نظام‌الملك<sup>*</sup>، ‌وزير الب ارسلان سرود.<sup>3</sup> برخي از فضلاي عهد، او را به سبب كمال فضل و دانش بحرالمعالي لقب دادند. با شاعراني چون بُرهاني، سوزني سمرقندي، ‌جمالي مهريجردي و عَمْعَق بخاري مناظره و مشاعره داشت.<sup>4</sup> شعراي بلخ مانند روحي ولوالجي، به استادي وي اقرار كرده‌اند. او را از شاگردان امام محمد غزالي دانسته‌اند، كه واقعيت ندارد.<sup>5</sup> ديوانش 1000 بيت دارد كه از تذكره‌ها، كتب لغت، ‌جُنگ‌هاي شعر و ديگر كتاب‌هاي ادب گردآوري شده است. خميرماية سخن وي از صور خيال منوچهري، سادگي و رواني كلام فرخي سيستاني و انسجام و متانت و اعتدال عنصري بلخي بهره دارد.<sup>6</sup> غالباً از استعمال مفردات و تركيبات مهجور يا نا مأنوس عربي، ابايي ندارد و گاه اسلوب شعراي عرب را در تغزّل و تشبيب تقليد مي‌كند.<sup>7</sup>
ابوالحسن بن محمد بن اسماعیل ملقب به لامعی در بکرآباد [[گرگان]] زاده شد<ref>صفا، ‌ذبیح الله. '''''تاریخ ادبیات در ایران'''''. تهران: ابن سینا، چ 4، 1347، ج 2، ص 386 و 387.</ref>. در ابتدای حال به خراسان رفت و پس از مدتی در آنجا سرآمد اقران شد<ref>آذر بیگدلی، ‌لطفعلی. '''''آتشکده آذر'''''. به کوشش حسن سادات ناصری، تهران: امیرکبیر، 1338، ج 1، ب 1، ص 806.</ref>. با طغرل سلجوقی<sup>*</sup> (حک 429 ـ 455ق / 1038-1063م) و الب ارسلان<sup>*</sup> (حک 455-465ق / 1063-1073م) معاصر بود و اشعاری در مدح عمیدالملک کُنْدُری، وزیر طغرل و [[نظام الملک طوسی|خواجه نظام‌الملک]]<sup>*</sup>، ‌وزیر الب ارسلان سرود<ref>خانلری (کیا)، زهرا. '''''فرهنگ ادبیات فارسی'''''. تهران: بنیاد فرهنگ ایران، 1348، ص 429.</ref>. برخی از فضلای عهد، او را به سبب کمال فضل و دانش بحرالمعالی لقب دادند. با شاعرانی چون بُرهانی، سوزنی سمرقندی، ‌جمالی مهریجردی و عَمْعَق بخاری مناظره و مشاعره داشت<ref>هدایت، ‌رضا قلیخان. '''''مجمع الفصحا'''''. به کوشش مظاهر مصفّا، تهران: چاپ موسوی، 1340، ج 3، ص 1154.</ref>. شعرای بلخ مانند روحی ولوالجی، به استادی وی اقرار کرده‌اند. او را از شاگردان [[غزالی، امام ابوحامد محمد بن محمد|امام محمد غزالی]] دانسته‌اند، که واقعیت ندارد<ref>صفا، ‌ذبیح الله. '''''تاریخ ادبیات در ایران'''''. تهران: ابن سینا، چ 4، 1347، ج 2، ص 387.</ref>. دیوانش 1000 بیت دارد که از تذکره‌ها، کتب لغت، ‌جُنگ‌های شعر و دیگر کتاب‌های ادب گردآوری شده است. خمیرمایه سخن وی از صور خیال منوچهری، سادگی و روانی کلام [[فرخی سیستانی]] و انسجام و متانت و اعتدال عنصری بلخی بهره دارد<ref>دبیرسیاقی، محمد. مقدمه بر '''''دیوان لامعی گرگانی'''''. تهران: خیّام، ‌1353، ص نه و دوازده (مقدمه).</ref>. غالباً از استعمال مفردات و ترکیبات مهجور یا نا مأنوس عربی، ابایی ندارد و گاه اسلوب شعرای عرب را در تغزّل و تشبیب تقلید می‌کند<ref>زرین‌کوب، عبدالحسین. '''''سیری در شعر فارسی'''''. تهران: زرین، چ 1، 1363، ص 41.</ref>.


'''مآخذ:'''
== نیز نگاه کنید به ==


1.     صفا، ‌ذبيح الله. '''''تاريخ ادبيات در ايران'''''. تهران: ابن سينا، چ 4، 1347، ج 2، ص 386 و 387.
* [[گرگان]]
* [[نظام الملک طوسی]]
* [[غزالی، امام ابوحامد محمد بن محمد]]
* [[فرخی سیستانی]]


2.     آذر بيگدلي، ‌لطفعلي. '''''آتشكده آذر'''''. به كوشش حسن سادات ناصري، تهران: اميركبير، 1338، ج 1، ب 1، ص 806.
== مآخذ ==
 
3.     خانلري (كيا)، زهرا. '''''فرهنگ ادبيات فارسي'''''. تهران: بنياد فرهنگ ايران، 1348، ص 429.
 
4.     هدايت، ‌رضا قليخان. '''''مجمع الفصحا'''''. به كوشش مظاهر مصفّا، تهران: چاپ موسوي، 1340، ج 3، ص 1154.
 
5.     صفا. '''''همان'''''. ص 387.
 
6.     دبيرسياقي، محمد. مقدمه بر '''''ديوان لامعي گرگاني'''''. تهران: خيّام، ‌1353، ص نه و دوازده (مقدمه).
 
7.     زرين‌كوب، عبدالحسين. '''''سيري در شعر فارسي'''''. تهران: زرين، چ 1، 1363، ص 41.
 
ابوالقاسم رادفر

نسخهٔ ‏۹ ژوئن ۲۰۲۵، ساعت ۱۵:۴۱

لامعی گرگانی (ح 412 یا 414ق / 1021 یا 1023م)، شاعر.

ابوالحسن بن محمد بن اسماعیل ملقب به لامعی در بکرآباد گرگان زاده شد[۱]. در ابتدای حال به خراسان رفت و پس از مدتی در آنجا سرآمد اقران شد[۲]. با طغرل سلجوقی* (حک 429 ـ 455ق / 1038-1063م) و الب ارسلان* (حک 455-465ق / 1063-1073م) معاصر بود و اشعاری در مدح عمیدالملک کُنْدُری، وزیر طغرل و خواجه نظام‌الملک*، ‌وزیر الب ارسلان سرود[۳]. برخی از فضلای عهد، او را به سبب کمال فضل و دانش بحرالمعالی لقب دادند. با شاعرانی چون بُرهانی، سوزنی سمرقندی، ‌جمالی مهریجردی و عَمْعَق بخاری مناظره و مشاعره داشت[۴]. شعرای بلخ مانند روحی ولوالجی، به استادی وی اقرار کرده‌اند. او را از شاگردان امام محمد غزالی دانسته‌اند، که واقعیت ندارد[۵]. دیوانش 1000 بیت دارد که از تذکره‌ها، کتب لغت، ‌جُنگ‌های شعر و دیگر کتاب‌های ادب گردآوری شده است. خمیرمایه سخن وی از صور خیال منوچهری، سادگی و روانی کلام فرخی سیستانی و انسجام و متانت و اعتدال عنصری بلخی بهره دارد[۶]. غالباً از استعمال مفردات و ترکیبات مهجور یا نا مأنوس عربی، ابایی ندارد و گاه اسلوب شعرای عرب را در تغزّل و تشبیب تقلید می‌کند[۷].

نیز نگاه کنید به

مآخذ

  1. صفا، ‌ذبیح الله. تاریخ ادبیات در ایران. تهران: ابن سینا، چ 4، 1347، ج 2، ص 386 و 387.
  2. آذر بیگدلی، ‌لطفعلی. آتشکده آذر. به کوشش حسن سادات ناصری، تهران: امیرکبیر، 1338، ج 1، ب 1، ص 806.
  3. خانلری (کیا)، زهرا. فرهنگ ادبیات فارسی. تهران: بنیاد فرهنگ ایران، 1348، ص 429.
  4. هدایت، ‌رضا قلیخان. مجمع الفصحا. به کوشش مظاهر مصفّا، تهران: چاپ موسوی، 1340، ج 3، ص 1154.
  5. صفا، ‌ذبیح الله. تاریخ ادبیات در ایران. تهران: ابن سینا، چ 4، 1347، ج 2، ص 387.
  6. دبیرسیاقی، محمد. مقدمه بر دیوان لامعی گرگانی. تهران: خیّام، ‌1353، ص نه و دوازده (مقدمه).
  7. زرین‌کوب، عبدالحسین. سیری در شعر فارسی. تهران: زرین، چ 1، 1363، ص 41.