کسایی مروزی: تفاوت میان نسخهها
بدون خلاصۀ ویرایش |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۲: | خط ۲: | ||
کسایی مروزی، حکیم مجدالدین ابوالحسن یا ابواسحاق، (341 ق ـ ؟) شاعر. | کسایی مروزی، حکیم مجدالدین ابوالحسن یا ابواسحاق، (341 ق ـ ؟) شاعر. | ||
کسایی در مرو زاده شد. هدایت سبب تخلصش را زهد و فقر او دانسته، اما شاید به سبب حرفه خود یا اسلافش بدین نام خوانده شده باشد<ref>صفا، ذبیحالله. '''''تاریخ ادبیات در ایران'''''. تهران: فردوسی، 1363، ج 1، ص 440.</ref>. در آغاز جوانی از خراسان به ترکستان غربی (ماوراءالنهر) رفت. سالها در بخارا، پایتخت [[سامانیان]] زیست و از نوح بن منصور سامانی (حک 366-387ق / 977-997م) و وزیر او، ابوالحسن عتبی نوازشها دید. صدر دولت [[غزنویان]] را نیز درک کرد<ref>قویمالدوله. «کسایی مروزی»، '''''ارمغان'''''. 1338، س 24، ش 6، ص 243 و 244.</ref>. در اواخر حیات از مداحی خلق دست کشید و به سوی حق روی آورد و به گفته عوفی و مؤلف النقض به سرودن اشعاری در منقبت پیامبر و اهل بیت و نیز زهد و اندرز پرداخت<ref>درخشان، مهدی. '''''اشعار حکیم کسایی مروزی'''''. تهران: دانشگاه تهران، 1364، ص 19.</ref>. از کسایی اشعار اندکی بازمانده است، به همین سبب تعیین سبک و تشخیص حد ابتکار یا تقلید او آسان نیست<ref>مصفا، مظاهر. '''''پاسداران سخن'''''. تهران: زوار، 1335، ص 75.</ref>. اشعارش به لطافت و دقت تشبیه ممتاز است و در این فن عده کمی به پایه او میرسند<ref>فروزانفر، بدیعالزمان. '''''سخن و سخنوران'''''. تهران: خوارزمی، 1380، ص 38.</ref>. عظمت روح و ژرفای اندیشهاش تا آنجاست که [[ناصر خسرو|ناصرخسرو]] شاعر بزرگ هرچند با او در مقام معارضه است، اما از وی با عنوان «شهره کسایی» یاد میکند<ref>دبیرسیاقی، محمد. '''''پیشاهنگان شعر فارسی'''''. تهران: جیبی، 1356، ص 122ـ 123.</ref>. غزلهای او در نهایت سادگی، اما به غایت بدیع و لطیف است و از جهت اشتمال بر احوال و عواطف واقعی لطفی خاص دارد<ref>زرینکوب، عبدالحسین. '''''سیری در شعر فارسی'''''. تهران: زرین، 1363، ص 7.</ref>. غلبه دید مادی و توجه به عناصر حسی در همه تصاویر و توجه خاص به عنصر رنگ در صور خیال از ویژگیهای شعر اوست<ref>شفیعیکدکنی، محمدرضا. '''''صور خیال در شعر فارسی'''''. تهران: نیل، 1350، ص 430ـ 433.</ref>. | کسایی در مرو زاده شد. هدایت سبب تخلصش را زهد و فقر او دانسته، اما شاید به سبب حرفه خود یا اسلافش بدین نام خوانده شده باشد<ref>صفا، ذبیحالله. '''''تاریخ ادبیات در ایران'''''. تهران: فردوسی، 1363، ج 1، ص 440.</ref>. در آغاز جوانی از خراسان به ترکستان غربی (ماوراءالنهر) رفت. سالها در بخارا، پایتخت [[سامانیان]] زیست و از نوح بن منصور سامانی (حک 366-387ق / 977-997م) و وزیر او، ابوالحسن عتبی نوازشها دید. صدر دولت [[غزنویان]] را نیز درک کرد<ref>قویمالدوله. «کسایی مروزی»، '''''ارمغان'''''. 1338، س 24، ش 6، ص 243 و 244.</ref>. در اواخر حیات از مداحی خلق دست کشید و به سوی [[حق]] روی آورد و به گفته عوفی و مؤلف النقض به سرودن اشعاری در منقبت پیامبر و اهل بیت و نیز زهد و اندرز پرداخت<ref>درخشان، مهدی. '''''اشعار حکیم کسایی مروزی'''''. تهران: دانشگاه تهران، 1364، ص 19.</ref>. از کسایی اشعار اندکی بازمانده است، به همین سبب تعیین سبک و تشخیص حد ابتکار یا تقلید او آسان نیست<ref>مصفا، مظاهر. '''''پاسداران سخن'''''. تهران: زوار، 1335، ص 75.</ref>. اشعارش به لطافت و دقت تشبیه ممتاز است و در این فن عده کمی به پایه او میرسند<ref>فروزانفر، بدیعالزمان. '''''سخن و سخنوران'''''. تهران: خوارزمی، 1380، ص 38.</ref>. عظمت روح و ژرفای اندیشهاش تا آنجاست که [[ناصر خسرو|ناصرخسرو]] شاعر بزرگ هرچند با او در مقام معارضه است، اما از وی با عنوان «شهره کسایی» یاد میکند<ref>دبیرسیاقی، محمد. '''''پیشاهنگان شعر فارسی'''''. تهران: جیبی، 1356، ص 122ـ 123.</ref>. غزلهای او در نهایت سادگی، اما به غایت بدیع و لطیف است و از جهت اشتمال بر احوال و عواطف واقعی لطفی خاص دارد<ref>زرینکوب، عبدالحسین. '''''سیری در شعر فارسی'''''. تهران: زرین، 1363، ص 7.</ref>. غلبه دید مادی و توجه به عناصر حسی در همه تصاویر و توجه خاص به عنصر رنگ در صور خیال از ویژگیهای شعر اوست<ref>شفیعیکدکنی، محمدرضا. '''''صور خیال در شعر فارسی'''''. تهران: نیل، 1350، ص 430ـ 433.</ref>. | ||
== نیز نگاه کنید به == | == نیز نگاه کنید به == | ||
| خط ۱۹: | خط ۱۹: | ||
ابوالقاسم رادفر | ابوالقاسم رادفر | ||
[[رده:ادبیات و زبان شناسی]] | [[رده:ادبیات و زبان شناسی]] | ||
[[رده:ادبیات]] | |||
نسخهٔ کنونی تا ۱۰ ژوئن ۲۰۲۵، ساعت ۱۷:۱۲

کسایی مروزی، حکیم مجدالدین ابوالحسن یا ابواسحاق، (341 ق ـ ؟) شاعر.
کسایی در مرو زاده شد. هدایت سبب تخلصش را زهد و فقر او دانسته، اما شاید به سبب حرفه خود یا اسلافش بدین نام خوانده شده باشد[۱]. در آغاز جوانی از خراسان به ترکستان غربی (ماوراءالنهر) رفت. سالها در بخارا، پایتخت سامانیان زیست و از نوح بن منصور سامانی (حک 366-387ق / 977-997م) و وزیر او، ابوالحسن عتبی نوازشها دید. صدر دولت غزنویان را نیز درک کرد[۲]. در اواخر حیات از مداحی خلق دست کشید و به سوی حق روی آورد و به گفته عوفی و مؤلف النقض به سرودن اشعاری در منقبت پیامبر و اهل بیت و نیز زهد و اندرز پرداخت[۳]. از کسایی اشعار اندکی بازمانده است، به همین سبب تعیین سبک و تشخیص حد ابتکار یا تقلید او آسان نیست[۴]. اشعارش به لطافت و دقت تشبیه ممتاز است و در این فن عده کمی به پایه او میرسند[۵]. عظمت روح و ژرفای اندیشهاش تا آنجاست که ناصرخسرو شاعر بزرگ هرچند با او در مقام معارضه است، اما از وی با عنوان «شهره کسایی» یاد میکند[۶]. غزلهای او در نهایت سادگی، اما به غایت بدیع و لطیف است و از جهت اشتمال بر احوال و عواطف واقعی لطفی خاص دارد[۷]. غلبه دید مادی و توجه به عناصر حسی در همه تصاویر و توجه خاص به عنصر رنگ در صور خیال از ویژگیهای شعر اوست[۸].
نیز نگاه کنید به
مآخذ
- ↑ صفا، ذبیحالله. تاریخ ادبیات در ایران. تهران: فردوسی، 1363، ج 1، ص 440.
- ↑ قویمالدوله. «کسایی مروزی»، ارمغان. 1338، س 24، ش 6، ص 243 و 244.
- ↑ درخشان، مهدی. اشعار حکیم کسایی مروزی. تهران: دانشگاه تهران، 1364، ص 19.
- ↑ مصفا، مظاهر. پاسداران سخن. تهران: زوار، 1335، ص 75.
- ↑ فروزانفر، بدیعالزمان. سخن و سخنوران. تهران: خوارزمی، 1380، ص 38.
- ↑ دبیرسیاقی، محمد. پیشاهنگان شعر فارسی. تهران: جیبی، 1356، ص 122ـ 123.
- ↑ زرینکوب، عبدالحسین. سیری در شعر فارسی. تهران: زرین، 1363، ص 7.
- ↑ شفیعیکدکنی، محمدرضا. صور خیال در شعر فارسی. تهران: نیل، 1350، ص 430ـ 433.
منبع اصلی
سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، مرکز مطالعات راهبردی روابط فرهنگی (1398). دانشنامه ایران. تهران: موسسه فرهنگی هنری و انتشارات بین المللی الهدی،
نویسنده مقاله
ابوالقاسم رادفر