پرش به محتوا

آموزش عالی ایران: تفاوت میان نسخه‌ها

از ویکی ایران
Samei (بحث | مشارکت‌ها)
صفحه‌ای تازه حاوی «سی و هشتم '''آموزش عالی در ایران''' تاریخ دانشگاه در جهان، با تأسیس آکادمی در یونان و با تشکیل دانشگاه جندی شاپور در ایران آغاز می‌شود. دستاوردهای تأسیس آنها در قلمرو فلسفه، ریاضیات و علوم و فنون، از قرن دوم هجری به دنیای اسلام انتقال یافت و به...» ایجاد کرد
 
Maedeh (بحث | مشارکت‌ها)
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۱: خط ۱:
سی و هشتم
تاریخ دانشگاه در جهان، با تأسیس آکادمی در یونان و با تشکیل دانشگاه جندی شاپور در [[کشور ایران|ایران]] آغاز می‌شود. دستاوردهای تأسیس آنها در قلمرو فلسفه، ریاضیات و علوم و فنون، از قرن دوم هجری به دنیای اسلام انتقال یافت و به تشکیل بیت الحکمه‌ها، دارالعلم‌ها، مدرسه‌ها و نظامیه‌ها انجامید.


'''آموزش عالی در ایران'''
=== مروری بر پیشینه آموزش عالی در ایران<ref>در تدوین این بخش، از مقاله ذیل استفاده شده است: محسن خلیجی، «نگاهی کلی به وضعیت آموزش عالی در ایران: دیروز، امروز و فردا»، مجموعه مقالات نخستین سمینار آموزش عالی در ایران، ج ۱، تهران: علامه طباطبایی، ۱۳۷۵. </ref> ===
آموزش عالی در [[کشور ایران|ایران]]، مسیر پرنشیب و فراز و گسیخته‌ای را پیموده است. تأسیس دانشگاه جندی شاپور سرآغاز آموزش عالی و نهضت علمی در [[کشور ایران|ایران]] بود که حدود یک قرن پیش از اسلام تأسیس گردید و تا اواخر قرن سوم هجری فعالیت داشت. این مرکز، در دوران فعالیت خود اعتبار بین‌المللی داشت و علاوه برگردآوری آثار علمی کشورهای متمدن آن زمان، محل فعالیت‌های علمی و مرکز برخورد اندیشه‌ها در زمینه‌های علم، فلسفه و الهیات اقوام و ملل مختلف بود و از طریق آن، علم و فلسفه یونان در قرن هشتم و نهم میلادی به مسلمانان رسید 


تاریخ دانشگاه در جهان، با تأسیس آکادمی در یونان و با تشکیل دانشگاه جندی شاپور در ایران آغاز می‌شود. دستاوردهای تأسیس آنها در قلمرو فلسفه، ریاضیات و علوم و فنون، از قرن دوم هجری به دنیای اسلام انتقال یافت و به تشکیل بیت الحکمه‌ها، دارالعلم‌ها، مدرسه‌ها و نظامیه‌ها انجامید.  
و از راه فرهنگ و تمدن اسلامی در قرن‌های بعد به مغرب زمین منتقل گردید. دوره فرهنگ و تمدن اسلامی از قرن دوم تا قرن هفتم هجری در اوج شکوه و قدرت بود و از هر نظر بر تمدن اروپایی برتری داشت. با حمله مغول، رکود فرهنگی در جهان [[اسلام]] و [[کشور ایران|ایران]] رو به افزایش گذاشت و به همراه آن، مراکز آموزشی و علمی نیز سستی گرفتند. نهضت فرهنگی این دوره از تاریخ [[کشور ایران|ایران]] خصوصیات جالبی داشته است، از جمله:


مروری بر پیشینه آموزش عالی در ایران^{۱}
# آموزش و پرورش مقام و موقعیت بسیار والایی به دست آورد. بسیاری از بزرگان حکمت و فلسفه که پرورش یافته نظام آموزش عالی [[کشور ایران|ایران]] بودند، توجه خاصی به امر تعلیم و تربیت کرده و آثار گرانبهایی باقی گذاشته‌اند.
# نهضت فرهنگی، نظام استواری در آموزش عالی برپا ساخت که دانش در آن سلسله مراتب و مرزی نداشت. شاگرد، خود، معلم بود و استاد، خود، محصل و هر دو یک راه و مقصد را می‌پیمودند. تعلیم و تعلم به مدرک ختم نمی‌شد و نشانه یادگیری، تبحر و کارآیی دانش پژوه بود و برخلاف نظام اروپایی، مؤسسات آموزش عالی به اشراف زادگان یا طبقات خاصی اختصاص نداشت؛ بلکه همه علاقه مندان به آن راه داشتند. با وجود این سابقه درخشان، اموزش عالی در [[کشور ایران|ایران]] از تداوم بازمانده و نه تنها تکامل نیافت، بلکه سیر نزولی پیمود و در هر تجدید حیاتی، مجبور شد که از پی، آغاز کند.


آموزش عالی در ایران، مسیر پرنشیب و فراز و گسیخته‌ای را پیموده است. تأسیس دانشگاه جندی شاپور سرآغاز آموزش عالی و نهضت علمی در ایران بود که حدود یک قرن پیش از اسلام تأسیس گردید و تا اواخر قرن سوم هجری فعالیت داشت. این مرکز، در دوران فعالیت خود اعتبار بین‌المللی داشت و علاوه برگردآوری آثار علمی کشورهای متمدن آن زمان، محل فعالیت‌های علمی و مرکز برخورد اندیشه‌ها در زمینه‌های علم، فلسفه و الهیات اقوام و ملل مختلف بود و از طریق آن، علم و فلسفه یونان در قرن هشتم و نهم میلادی به مسلمانان رسید ۱. در تدوین این بخش، از مقاله ذیل استفاده شده است: محسن خلیجی، «نگاهی کلی به وضعیت آموزش عالی در ایران: دیروز، امروز و فردا»، مجموعه مقالات نخستین سمینار آموزش عالی در ایران، ج ۱، تهران: علامه طباطبایی، ۱۳۷۵.  
=== آغاز نظام جدید آموزش عالی در ایران ===
کشورهای اسلامی از جمله [[کشور ایران|ایران]] با داشتن سنت‌های معتبر مدارس عالی اسلامی در قرن‌های اخیر به تقلید از جهان صنعتی غرب به ایجاد دانشگاه به سبک جدید پرداختند. مهمترین اقدام، تأسیس دارالفنون بود که به دلایلی که در اینجا مورد بحث ما نیست، از روی الگوی فرانسوی ایجاد شد و روش‌های تعلیم فرانسوی را در این کشور باب کرد.  


هدف اصلی دارالفنون تربیت کادر رهبری برای قوای لشکری و کشوری بود و از آنجا که این مدرسه از حمایت دولت برخوردار بود، تا پایان قرن نوزدهم پیشرفت قابل ملاحظه‌ای داشت؛ ولی پس از آن به دلایل سیاسی به یک مدرسه متوسطه تبدیل شد. پس از دارالفنون، پیشرفت آموزش جدید کند شد و در پنجاه سال بعد، فقط پنج مؤسسه عالی آموزش تخصصی دایر گردید. نهضت مشروطه به تجدید خواهی در آموزش دامن زد و دو مدرسه تخصصی پزشکی و تربیت معلم نیز ایجاد شد.


آموزش عالی پس از کودتای ۱۲۹۹، به دلیل نیاز نظام اداری کشور مورد توجه خاص قرار گرفت؛ به طوری که تا سال تأسیس [https://ut.ac.ir/ دانشگاه تهران] (۱۳۱۳ش)، هفت مدرسه عالی حقوق، پزشکی، علوم و فنون، الهیات، جنگ، کشاورزی و دامپزشکی دایر شد که بیشتر آنها جزو [https://ut.ac.ir/ دانشگاه تهران] شد.


۲۴۶
توجه به آموزش عالی موجب افزایش سریع تعداد دانشجویان آن گردید. در دهه بعد، بیشتر دانش آموختگان مؤسسات آموزش عالی، و فارغ‌التحصیلان مدارس متوسطه، به استخدام دستگاه‌های دولتی در آمدند. پیامد این امر تورم اداری بود که سبب افزایش رکود اداری و کاهش کارآیی آنها گردید.  
 
تاریخ آموزش و پرورش در ایران
 
و از راه فرهنگ و تمدن اسلامی در قرن‌های بعد به مغرب زمین منتقل گردید. دوره فرهنگ و تمدن اسلامی از قرن دوم تا قرن هفتم هجری در اوج شکوه و قدرت بود و از هر نظر بر تمدن اروپایی برتری داشت. با حمله مغول، رکود فرهنگی در جهان اسلام و ایران رو به افزایش گذاشت و به همراه آن، مراکز آموزشی و علمی نیز سستی گرفتند. نهضت فرهنگی این دوره از تاریخ ایران خصوصیات جالبی داشته است، از جمله:
 
۱. آموزش و پرورش مقام و موقعیت بسیار والایی به دست آورد. بسیاری از بزرگان حکمت و فلسفه که پرورش یافته نظام آموزش عالی ایران بودند، توجه خاصی به امر تعلیم و تربیت کرده و آثار گرانبهایی باقی گذاشته‌اند.  


۲. نهضت فرهنگی، نظام استواری در آموزش عالی برپا ساخت که دانش در آن سلسله مراتب و مرزی نداشت. شاگرد، خود، معلم بود و استاد، خود، محصل و هر دو یک راه و مقصد را می‌پیمودند. تعلیم و تعلم به مدرک ختم نمی‌شد و نشانه یادگیری، تبحر و کارآیی دانش پژوه بود و برخلاف نظام اروپایی، مؤسسات آموزش عالی به اشراف زادگان یا طبقات خاصی اختصاص نداشت؛ بلکه همه علاقه مندان به آن راه داشتند. با وجود این سابقه درخشان، اموزش عالی در ایران از تداوم بازمانده و نه تنها تکامل نیافت، بلکه سیر نزولی پیمود و در هر تجدید حیاتی، مجبور شد که از پی، آغاز کند.  
در دهه‌های بعد، رشد تعداد مؤسسات آموزش عالی در [[کشور ایران|ایران]] ادامه یافت؛ به طوری که در دهه قبل از [[انقلاب اسلامی ایران|انقلاب اسلامی]]، شمار دانشجویان از ۳۰ هزار نفر در سال ۱۳۴۵ شمسی به ۱۵۰ هزار نفر در سال ۱۳۵۵ شمسی رسید و شمار دانشگاه‌ها و مؤسسات آموزش عالی به ۲۴۸ بالغ گردید<ref>محسن خلیجی، '''''«نگاهی کلی به وضعیت آموزش عالی در ایران: دیروز، امروز و فردا»'''''، مجموعه مقالات نخستین سمینار آموزش عالی در ایران، ج ۱، تهران: علامه طباطبایی، ۱۳۷۵، ص77.</ref>.  


آغاز نظام جدید آموزش عالی در ایران  
همان طور که آمار و ارقام موجود نشان می‌دهد، بیشترین رشد کمی آموزش عالی در قبل از [[انقلاب اسلامی ایران|انقلاب]]، در فاصله سال‌های ۱۳۴۷ تا ۱۳۵۷ شمسی صورت گرفت. در این دهه، نسبت استادان تمام وقت به دانشجویان در حدود یک به بیست و پنج بود.


کشورهای اسلامی از جمله ایران با داشتن سنت‌های معتبر مدارس عالی اسلامی در قرن‌های اخیر به تقلید از جهان صنعتی غرب به ایجاد دانشگاه به سبک جدید پرداختند. مهمترین اقدام، تأسیس دارالفنون بود که به دلایلی که در اینجا مورد بحث ما نیست، از روی الگوی فرانسوی ایجاد شد و روش‌های تعلیم فرانسوی را در این کشور باب کرد.  
این رشد شتابان، مشکلات و تنگناهای بی‌شماری به بار آورد که پس از [[انقلاب اسلامی ایران|انقلاب]] نیز پا برجا ماند. مهمترین این تنگناها را یکی از محققان چنین بر شمرده است<ref>محسن خلیجی، '''''«نگاهی کلی به وضعیت آموزش عالی در ایران: دیروز، امروز و فردا»'''''، مجموعه مقالات نخستین سمینار آموزش عالی در ایران، ج ۱، تهران: علامه طباطبایی، ۱۳۷۵، ص79.</ref>: 


هدف اصلی دارالفنون تربیت کادر رهبری برای قوای لشکری و کشوری بود و از آنجا که این مدرسه از حمایت دولت برخوردار بود، تا پایان قرن نوزدهم پیشرفت قابل ملاحظه‌ای داشت؛ ولی پس از آن به دلایل سیاسی به یک مدرسه متوسطه تبدیل شد. پس از دارالفنون، پیشرفت آموزش جدید کند شد و در پنجاه سال بعد، فقط پنج مؤسسه عالی آموزش تخصصی
۱. کمبود استاد  
 
 
 
آموزش عالی در ایران
 
۲۴۷
 
دایر گردید. نهضت مشروطه به تجدید خواهی در آموزش دامن زد و دو مدرسه تخصصی پزشکی و تربیت معلم نیز ایجاد شد.
 
آموزش عالی پس از کودتای ۱۲۹۹، به دلیل نیاز نظام اداری کشور مورد توجه خاص قرار گرفت؛ به طوری که تا سال تأسیس دانشگاه تهران (۱۳۱۳ش)، هفت مدرسه عالی حقوق، پزشکی، علوم و فنون، الهیات، جنگ، کشاورزی و دامپزشکی دایر شد که بیشتر آنها جزو دانشگاه تهران شد.
 
توجه به آموزش عالی موجب افزایش سریع تعداد دانشجویان آن گردید. در دهه بعد، بیشتر دانش آموختگان مؤسسات آموزش عالی، و فارغ‌التحصیلان مدارس متوسطه، به استخدام دستگاه‌های دولتی در آمدند. پیامد این امر تورم اداری بود که سبب افزایش رکود اداری و کاهش کارآیی آنها گردید.
 
در دهه‌های بعد، رشد تعداد مؤسسات آموزش عالی در ایران ادامه یافت؛ به طوری که در دهه قبل از انقلاب اسلامی، شمار دانشجویان از ۳۰ هزار نفر در سال ۱۳۴۵ شمسی به ۱۵۰ هزار نفر در سال ۱۳۵۵ شمسی رسید و شمار دانشگاه‌ها و مؤسسات آموزش عالی به ۲۴۸ بالغ گردید.^{۲}
 
همان طور که آمار و ارقام موجود نشان می‌دهد، بیشترین رشد کمی آموزش عالی در قبل از انقلاب، در فاصله سال‌های ۱۳۴۷ تا ۱۳۵۷ شمسی صورت گرفت. در این دهه، نسبت استادان تمام وقت به دانشجویان در حدود یک به بیست و پنج بود.
 
این رشد شتابان، مشکلات و تنگناهای بی‌شماری به بار آورد که پس از انقلاب نیز پا برجا ماند. مهمترین این تنگناها را یکی از محققان چنین بر شمرده است:^{۳} ۱. کمبود استاد  


۲. کمبود مواد آموزشی،  
۲. کمبود مواد آموزشی،  


۳. کمبود دانشجوی واجد شرایط ۴. کمبود زیربنای فرهنگی و علمی
۳. کمبود دانشجوی واجد شرایط
 
2. محسن خلیجی، همان، ص 77. 3. همان، ص 79.


۴. کمبود زیربنای فرهنگی و علمی


۵. کمبودهای نظام ارزشی و انگیزشی


تاریخ آموزش و پرورش در ایران
۶. کمبودهای نظام مدیریت
{| class="wikitable"
{| class="wikitable"
|۲۴۸
|
|-
|-
|۵. کمبودهای نظام ارزشی و انگیزشی
|
|-
|-
|۶. کمبودهای نظام مدیریت
|
|-
|-
|در جایی دیگر موارد زیر را معضلات عمده آموزش عالی کشور نام  برده‌اند:^{۴}
|در جایی دیگر موارد زیر را معضلات عمده آموزش عالی کشور نام  برده‌اند:^{۴}
خط ۷۶: خط ۵۷:


۴. همان، ص ۸۳  
۴. همان، ص ۸۳  
آموزش عالی در ایران
۲۴۹


طبق آمار وزارت علوم در سال ۱۳۴۷ شمسی توزیع دانشجویان در سه نوع مدارس عالی فوق بدین صورت بود:  
طبق آمار وزارت علوم در سال ۱۳۴۷ شمسی توزیع دانشجویان در سه نوع مدارس عالی فوق بدین صورت بود:  
خط ۱۰۰: خط ۷۵:


در خرداد ۱۳۴۷ شمسی از مجموع ۲۰۵۰۷ نفر دانشجوی شاغل به تحصیل در خارج ۱۳۹ نفر به هزینه دولت و ۲۱۲ نفر با کمک دولت مشغول تحصیل بودند. این دانشجویان در کشورهای زیر اقامت داشتند:  
در خرداد ۱۳۴۷ شمسی از مجموع ۲۰۵۰۷ نفر دانشجوی شاغل به تحصیل در خارج ۱۳۹ نفر به هزینه دولت و ۲۱۲ نفر با کمک دولت مشغول تحصیل بودند. این دانشجویان در کشورهای زیر اقامت داشتند:  
تاریخ آموزش و پرورش در ایران
{| class="wikitable"
{| class="wikitable"
|۲۵۰
|۲۵۰
خط ۱۳۹: خط ۱۱۰:


۵. عیسی صدیق، تاریخ فرهنگ ایران، ص ۵۰۵.  
۵. عیسی صدیق، تاریخ فرهنگ ایران، ص ۵۰۵.  
آموزش عالی در ایران
۲۵۱


وزیر فرهنگ و آموزش عالی در خصوص مسایل قوق آمارهای زیر را ارائه کرده است. - افزایش تعداد دانشجویان ۳۳۸/۹۷ نفر در سال ۱۳۵۱ شمسی به ۰۰۰/۸۵۰ نفر در سال ۱۳۷۲ شمسی (یعنی قریب ۹ برابر)  
وزیر فرهنگ و آموزش عالی در خصوص مسایل قوق آمارهای زیر را ارائه کرده است. - افزایش تعداد دانشجویان ۳۳۸/۹۷ نفر در سال ۱۳۵۱ شمسی به ۰۰۰/۸۵۰ نفر در سال ۱۳۷۲ شمسی (یعنی قریب ۹ برابر)  
خط ۱۵۸: خط ۱۲۳:
در ساختار کنونی وزارت فرهنگ و آموزش عالی (سال ۱۳۷۸ ش) وزیر در رأس امور وزارتخانه قرار دارد. در مرتبه بعد معاونان مختلف از جمله معاون آموزشی - پژوهشی، اداری، - مالی، دانشجویی و بین‌الملل قرار دارند. دانشگاه‌های کشور نیز تابع دو وزارتخانه فرهنگ و آموزش عالی و بهداشت هستند. ساختار وزارت فرهنگ و آموزش عالی در مقایسه با سال‌های قبل از انقلاب تغییراتی کرده است. این تغییرات از همان روزهای نخست پیروزی انقلاب آغاز شد. برای مثال در کمتر از یکماه بعد از پیروزی انقلاب ۱۳۵۷شمسی و با تصویب شورای انقلاب دو وزارتخانه علوم و آموزش عالی و فرهنگ و هنر در ۱۷ اسفند ۱۳۵۷ شمسی با هدف «صرفه جویی در مصرف اعتبارات و کاهش دیوانسالاری و اتخاذ خط مشی‌های اساسی، و انجام اقدامات قاطع در جهت اهداف انقلاب»^{۶} در یکدیگر ادغام شدند و در نتیجه وزارت فرهنگ و آموزش عالی شکل گرفت. در اردیبهشت ۱۳۵۹ شمسی و پس از اعلام تعطیلی دانشگاه‌ها، لایحه تصویب شورای عالی فرهنگ و آموزش عالی زیر نظر وزیر فرهنگ و آموزش عالی به تصویب رسید که وظیفه‌اش سیاستگذاری، تعیین خط مشی و ضوابط کلی و چگونگی فعالیت‌ها و امور آموزشی ذکر شده بود؛ این شورا تشکیل نشد و وظایفش به اجرای ستاد انقلاب فرهنگی واگذار شد. این ستاد در ۲۳/۳/۱۳۵۹ تشکیل شد. وظایف ستاد انقلاب فرهنگی به شرح زیر بود:  
در ساختار کنونی وزارت فرهنگ و آموزش عالی (سال ۱۳۷۸ ش) وزیر در رأس امور وزارتخانه قرار دارد. در مرتبه بعد معاونان مختلف از جمله معاون آموزشی - پژوهشی، اداری، - مالی، دانشجویی و بین‌الملل قرار دارند. دانشگاه‌های کشور نیز تابع دو وزارتخانه فرهنگ و آموزش عالی و بهداشت هستند. ساختار وزارت فرهنگ و آموزش عالی در مقایسه با سال‌های قبل از انقلاب تغییراتی کرده است. این تغییرات از همان روزهای نخست پیروزی انقلاب آغاز شد. برای مثال در کمتر از یکماه بعد از پیروزی انقلاب ۱۳۵۷شمسی و با تصویب شورای انقلاب دو وزارتخانه علوم و آموزش عالی و فرهنگ و هنر در ۱۷ اسفند ۱۳۵۷ شمسی با هدف «صرفه جویی در مصرف اعتبارات و کاهش دیوانسالاری و اتخاذ خط مشی‌های اساسی، و انجام اقدامات قاطع در جهت اهداف انقلاب»^{۶} در یکدیگر ادغام شدند و در نتیجه وزارت فرهنگ و آموزش عالی شکل گرفت. در اردیبهشت ۱۳۵۹ شمسی و پس از اعلام تعطیلی دانشگاه‌ها، لایحه تصویب شورای عالی فرهنگ و آموزش عالی زیر نظر وزیر فرهنگ و آموزش عالی به تصویب رسید که وظیفه‌اش سیاستگذاری، تعیین خط مشی و ضوابط کلی و چگونگی فعالیت‌ها و امور آموزشی ذکر شده بود؛ این شورا تشکیل نشد و وظایفش به اجرای ستاد انقلاب فرهنگی واگذار شد. این ستاد در ۲۳/۳/۱۳۵۹ تشکیل شد. وظایف ستاد انقلاب فرهنگی به شرح زیر بود:  


۶. داوری اردکانی، احمد و پروین احمدی، جایگاه قانونی آموزش عالی دولتی جمهوری اسلامی ایران، مؤسسه پژوهش و برنامه‌ریزی آموزش عالی، ۱۳۷۳، ص ۱.  
۶. داوری اردکانی، احمد و پروین احمدی، جایگاه قانونی آموزش عالی دولتی جمهوری اسلامی [[کشور ایران|ایران]]، مؤسسه پژوهش و برنامه‌ریزی آموزش عالی، ۱۳۷۳، ص ۱.  
 
 
 
۲۵۲
 
تاریخ آموزش و پرورش در ایران


۱. تعیین ضوابط انتخاب مدیران دانشگاه‌ها، استادان و دانشجویان.  
۱. تعیین ضوابط انتخاب مدیران دانشگاه‌ها، استادان و دانشجویان.  
خط ۱۸۳: خط ۱۴۲:


۲. گسترش کمی، تعمیم و ارتقای کیفی پژوهش در دانشگاه‌ها از راه مشارکت مؤثر در تصویب و ابلاغ نظام تحقیقاتی، تشکیل شورای پژوهشی وزارت آموزش عالی، تأسیس فرهنگستان‌ها و...  
۲. گسترش کمی، تعمیم و ارتقای کیفی پژوهش در دانشگاه‌ها از راه مشارکت مؤثر در تصویب و ابلاغ نظام تحقیقاتی، تشکیل شورای پژوهشی وزارت آموزش عالی، تأسیس فرهنگستان‌ها و...  
آموزش عالی در ایران
۲۵۳


۳. اقدامات فرهنگی و فوق برنامه با تعیین حدود وظایف نهادهای اسلامی و انقلابی و... ۴. توسعه اصلاحات آموزشی از طریق تأسیس دانشگاه‌ها و مؤسسات آموزش عالی در مناطق محروم و مستعد، و تأسیس رشته‌های جدید در مقاطع کارشناسی ارشد دکتری. ۵. عمران دانشگاه‌ها از طریق گسترش ظرفیت‌های آموزشی و ایجاد خوابگاه‌های دانشجویی و...  
۳. اقدامات فرهنگی و فوق برنامه با تعیین حدود وظایف نهادهای اسلامی و انقلابی و... ۴. توسعه اصلاحات آموزشی از طریق تأسیس دانشگاه‌ها و مؤسسات آموزش عالی در مناطق محروم و مستعد، و تأسیس رشته‌های جدید در مقاطع کارشناسی ارشد دکتری. ۵. عمران دانشگاه‌ها از طریق گسترش ظرفیت‌های آموزشی و ایجاد خوابگاه‌های دانشجویی و...  
خط ۲۰۶: خط ۱۵۹:
۷. پیک آموزش عالی، شماره ۴ و ۵. سال اول، خرداد و تیر ۱۳۷۶، ص ۴۹.  
۷. پیک آموزش عالی، شماره ۴ و ۵. سال اول، خرداد و تیر ۱۳۷۶، ص ۴۹.  


 
آموزش عالی [[کشور ایران|ایران]] شاهد ایجاد و رشد مؤسسات آموزش عالی، موازی با مؤسسات آموزش عالی وابسته به وزارت فرهنگ و آموزش عالی بوده است. در این زمینه دو جنبه را می‌توان از هم متمایز ساخت:  
 
۲۵۴
 
تاریخ آموزش و پرورش در ایران  
 
آموزش عالی ایران شاهد ایجاد و رشد مؤسسات آموزش عالی، موازی با مؤسسات آموزش عالی وابسته به وزارت فرهنگ و آموزش عالی بوده است. در این زمینه دو جنبه را می‌توان از هم متمایز ساخت:  


۱. رشد مؤسسات آموزش عالی وابسته به وزارتخانه‌هایی غیر از وزارت فرهنگ و آموزش عالی و وزارت بهداشت و درمان و آموزش پزشکی.  
۱. رشد مؤسسات آموزش عالی وابسته به وزارتخانه‌هایی غیر از وزارت فرهنگ و آموزش عالی و وزارت بهداشت و درمان و آموزش پزشکی.  
خط ۲۲۵: خط ۱۷۲:


در سال تحصیلی ۵۹-۱۳۵۸ شمسی تعداد استادیار و مربی به ترتیب ۳۱ و ۶/۳۹ و در سال ۶۷-۱۳۶۶ شمسی، ۴/۴۰ درصد کل اعضای هیأت علمی بود. در سال ۱۳۷۱ شمسی فقط ۳ درصد اعضای هیأت علمی رتبه استادی داشتند و در مقابل حدود ۵۰ درصد رتبه مربی. آمار موجود بیانگر آن است که در سال ۷۷-۱۳۷۶ شمسی نیز اقداماتی مانند دادن بورس تحصیلی  
در سال تحصیلی ۵۹-۱۳۵۸ شمسی تعداد استادیار و مربی به ترتیب ۳۱ و ۶/۳۹ و در سال ۶۷-۱۳۶۶ شمسی، ۴/۴۰ درصد کل اعضای هیأت علمی بود. در سال ۱۳۷۱ شمسی فقط ۳ درصد اعضای هیأت علمی رتبه استادی داشتند و در مقابل حدود ۵۰ درصد رتبه مربی. آمار موجود بیانگر آن است که در سال ۷۷-۱۳۷۶ شمسی نیز اقداماتی مانند دادن بورس تحصیلی  
آموزش عالی در ایران
۲۵۵


داخل و خارج به مربیان و دایر کردن دوره‌های دانشوری نتوانسته است تغییر عمده‌ای در هرم شغلی هیأت علمی ایجاد کند. در سال تحصیلی ۷۷-۱۳۷۶ شمسی دارندگان عنوان‌های استاد، دانشیار، استادیار و مربی به ترتیب ۹/۳، ۸/۷، ۹/۳۰ و ۳/۵۴ درصد از کل اعضای هیأت علمی دانشگاه‌ها را تشکیل می‌دادند.  
داخل و خارج به مربیان و دایر کردن دوره‌های دانشوری نتوانسته است تغییر عمده‌ای در هرم شغلی هیأت علمی ایجاد کند. در سال تحصیلی ۷۷-۱۳۷۶ شمسی دارندگان عنوان‌های استاد، دانشیار، استادیار و مربی به ترتیب ۹/۳، ۸/۷، ۹/۳۰ و ۳/۵۴ درصد از کل اعضای هیأت علمی دانشگاه‌ها را تشکیل می‌دادند.  
خط ۲۴۷: خط ۱۸۸:


مهم‌ترین مشکلات بیرونی نظام آموزش عالی عبارت‌اند از: - دوران سازندگی پس از جنگ و تشدید مسایل دوران گذار.  
مهم‌ترین مشکلات بیرونی نظام آموزش عالی عبارت‌اند از: - دوران سازندگی پس از جنگ و تشدید مسایل دوران گذار.  
۲۵۶
تاریخ آموزش و پرورش در ایران


- رشد جمعیت به ویژه در گروه‌های سنی جوان و تقاضای روز افزون اجتماعی برای آموزش عالی.  
- رشد جمعیت به ویژه در گروه‌های سنی جوان و تقاضای روز افزون اجتماعی برای آموزش عالی.  
خط ۲۵۸: خط ۱۹۳:
- نارسایی در آموزش متوسطه، راهنمایی و ابتدایی و مواجه بودن آموزش عالی با ورودی‌های ضعیف از نظر بنیه علمی و به ویژه فقدان روحیه تتبع و تحقیق در آنها. - محدودیت منابع مالی (ارزی و ریالی).  
- نارسایی در آموزش متوسطه، راهنمایی و ابتدایی و مواجه بودن آموزش عالی با ورودی‌های ضعیف از نظر بنیه علمی و به ویژه فقدان روحیه تتبع و تحقیق در آنها. - محدودیت منابع مالی (ارزی و ریالی).  


- نهادینه نشدن پژوهش در ایران و عدم ورود آن به چرخه تولید، توزیع و مصرف عمومی و در حالت کلی تر، در فرآیند توسعه اقتصادی - اجتماعی.  
- نهادینه نشدن پژوهش در [[کشور ایران|ایران]] و عدم ورود آن به چرخه تولید، توزیع و مصرف عمومی و در حالت کلی تر، در فرآیند توسعه اقتصادی - اجتماعی.  


- محدودیت یا اشباع بازار کار برای فارغ‌التحصیلان برخی رشته‌های تحصیلی (به ویژه رشته‌های علوم انسانی).  
- محدودیت یا اشباع بازار کار برای فارغ‌التحصیلان برخی رشته‌های تحصیلی (به ویژه رشته‌های علوم انسانی).  
خط ۲۷۶: خط ۲۱۱:
- ضعف فرهنگی علمی در میان مردم و مسئولان و بی‌توجهی به علم به عنوان حلّال مشکلات اجتماعی امروز.  
- ضعف فرهنگی علمی در میان مردم و مسئولان و بی‌توجهی به علم به عنوان حلّال مشکلات اجتماعی امروز.  


- ضعف فرهنگ کتاب خوانی در جامعه به عنوان یکی از ابزارهای مهم اطلاع رسانی. نکته قابل توجه در سال‌های پس از انقلاب کاهش مشارکت بخش دولتی در روند آموزش عالی کشور و افزایش سهم بخش خصوصی است. در حال حاضر درصد دانشجویان پذیرفته شده در دانشگاه غیردولتی آزاد، بیش از درصد دانشجویان پذیرفته شده در دانشگاه‌های دولتی است. البته دانشگاه‌های دولتی بیشتر به مقطع تحصیلات تکمیلی پرداخته‌اند. در چهارچوب توجه به تحصیلات تکمیلی، دانشگاه تربیت مدرس که هدف آن تأمین هیأت علمی مورد نیاز  
- ضعف فرهنگ کتاب خوانی در جامعه به عنوان یکی از ابزارهای مهم اطلاع رسانی. نکته قابل توجه در سال‌های پس از انقلاب کاهش مشارکت بخش دولتی در روند آموزش عالی کشور و افزایش سهم بخش خصوصی است. در حال حاضر درصد دانشجویان پذیرفته شده در دانشگاه غیردولتی آزاد، بیش از درصد دانشجویان پذیرفته شده در دانشگاه‌های دولتی است. البته دانشگاه‌های دولتی بیشتر به مقطع تحصیلات تکمیلی پرداخته‌اند. در چهارچوب توجه به تحصیلات تکمیلی، دانشگاه تربیت مدرس که هدف آن تأمین هیأت علمی مورد نیاز دانشگاه‌های دولتی است دایر گردید. با این حال داده‌های موجود حاکی از آن است که تحصیلات تکمیلی بیشتر رشد کمی یافته است تا رشد کیفی و نیاز به تأمین امکانات و هیأت علمی مناسب برای ارتقای سطح کیفی این دوره‌ها مشهود است.  
 
 
 
آموزش عالی در ایران
 
۲۵۷
 
دانشگاه‌های دولتی است دایر گردید. با این حال داده‌های موجود حاکی از آن است که تحصیلات تکمیلی بیشتر رشد کمی یافته است تا رشد کیفی و نیاز به تأمین امکانات و هیأت علمی مناسب برای ارتقای سطح کیفی این دوره‌ها مشهود است.  


امتحان ورودی دانشگاه‌ها (کنکور)  
امتحان ورودی دانشگاه‌ها (کنکور)  
خط ۲۹۱: خط ۲۱۸:


در حال حاضر دولت در فکر تصویب و اجرای برنامه‌هایی است که از شرکت بیش از حد دانش‌آموزان در امتحانات ورودی دانشگاه‌ها بکاهد. از جمله این برنامه‌ها گسترش آموزش فنی و حرفه‌ای و خدماتی در سطح تکنیسینی است. دانشگاه آزاد و بقیه مؤسسات آموزش عالی نیز به همین شکل تراکم بیش از حد داوطلبان ورود به دانشگاه‌ها رو به رو هستند. کنکور یا امتحان ورودی دانشگاه‌ها با توجه به نوع مدرک تحصیلی دانش‌آموزان در گروه‌های آزمایشی علوم تجربی، ریاضی فیزیک، هنر، و علوم انسانی صورت می‌گیرد که داوطلبان تحصیل در ۸ پیک آموزش عالی، سال اول، فروردین ۱۳۷۶.  
در حال حاضر دولت در فکر تصویب و اجرای برنامه‌هایی است که از شرکت بیش از حد دانش‌آموزان در امتحانات ورودی دانشگاه‌ها بکاهد. از جمله این برنامه‌ها گسترش آموزش فنی و حرفه‌ای و خدماتی در سطح تکنیسینی است. دانشگاه آزاد و بقیه مؤسسات آموزش عالی نیز به همین شکل تراکم بیش از حد داوطلبان ورود به دانشگاه‌ها رو به رو هستند. کنکور یا امتحان ورودی دانشگاه‌ها با توجه به نوع مدرک تحصیلی دانش‌آموزان در گروه‌های آزمایشی علوم تجربی، ریاضی فیزیک، هنر، و علوم انسانی صورت می‌گیرد که داوطلبان تحصیل در ۸ پیک آموزش عالی، سال اول، فروردین ۱۳۷۶.  
۲۵۸
تاریخ آموزش و پرورش در ایران


رشته‌های پزشکی، مهندسی، علوم پایه، هنر و علوم انسانی باید حد نصاب نمره قبولی را اکسب کنند. نحوه آزمون زمانی یک مرحله‌ای و زمانی دو مرحله‌ای بوده است. چندین سال بعد از انقلاب همراه با امتحان علمی، گزینش اخلاقی - عقیدتی و سیاسی نیز صورت می‌گرفت. در سال‌های اخیر عمدتاً صلاحیت‌های علمی ملاک گزینش بوده است. بخشی از سهمیه دانشگاه‌های دولتی و غیر دولتی به فرزندان شهدای انقلاب و جنگ و افراد بسیج دیگر نهادهای اجرایی کشور تعلق دارد که پذیرش آنان نیز از طریق کنکور صورت می‌گیرد.  
رشته‌های پزشکی، مهندسی، علوم پایه، هنر و علوم انسانی باید حد نصاب نمره قبولی را اکسب کنند. نحوه آزمون زمانی یک مرحله‌ای و زمانی دو مرحله‌ای بوده است. چندین سال بعد از انقلاب همراه با امتحان علمی، گزینش اخلاقی - عقیدتی و سیاسی نیز صورت می‌گرفت. در سال‌های اخیر عمدتاً صلاحیت‌های علمی ملاک گزینش بوده است. بخشی از سهمیه دانشگاه‌های دولتی و غیر دولتی به فرزندان شهدای انقلاب و جنگ و افراد بسیج دیگر نهادهای اجرایی کشور تعلق دارد که پذیرش آنان نیز از طریق کنکور صورت می‌گیرد.  
خط ۳۰۴: خط ۲۲۵:
ارتقای سطح علمی و آموزشی دانشگاه‌های کشور از طریق دایرکردن دوره‌های کارشناسی، ارشد و دکتری همواره یکی از ابزارهای اساسی برای دستیابی به استقلال علمی و فنی بوده است. نخستین گام‌ها در این زمینه در سال‌های قبل از انقلاب برداشته شد. برای مثال در سال ۱۳۱۳ ش دانشگاه تهران در چهار رشته برق، راه و ساختمان، معدن و مکانیک دوره کارشناسی، ارشد دایر کرد.  
ارتقای سطح علمی و آموزشی دانشگاه‌های کشور از طریق دایرکردن دوره‌های کارشناسی، ارشد و دکتری همواره یکی از ابزارهای اساسی برای دستیابی به استقلال علمی و فنی بوده است. نخستین گام‌ها در این زمینه در سال‌های قبل از انقلاب برداشته شد. برای مثال در سال ۱۳۱۳ ش دانشگاه تهران در چهار رشته برق، راه و ساختمان، معدن و مکانیک دوره کارشناسی، ارشد دایر کرد.  


در سال ۱۳۴۹ ش دوره‌های کارشناسی ارشد در ۳۹ رشته و در۱۳۵۳ ش در ۶۷ رشته دایر بود. همچنین در برخی رشته‌ها مانند ادبیات و حقوق در سال‌های قبل از انقلاب دوره‌های دکتری دایر شده بود. سابقه دوره‌های دکترای پزشکی در کشور به ۱۴۵ سال پیش باز می‌گردد. قابل ذکر است که اعزام دانشجو به خارج در سال‌های قبل از انقلاب متداولترین راه ادامه تحصیلات تکمیلی بود. در سال‌های پس از انقلاب نیز اعزام دانشجو به خارج ادامه یافت. اما به دلیل بروز تنگناهای اقتصادی و ایجاد مشکلاتی پیرامون روابط ایران با برخی از کشورهای پیشرفته و نیز نیاز روزافزون به افراد متخصص برای دانشگاه‌ها و سایر سازمان‌ها، به توسعه دوره‌های تکمیلی در داخل کشور بیش از پیش توجه شد. بدین ترتیب در اکثر دانشگاه‌های کشور دوره‌های کارشناسی ارشد و دکتری دایر شد. یکی از مهم‌ترین اقدامات در این زمینه تأسیس دانشگاه تربیت مدرس بود. این دانشگاه در سال ۱۳۶۰ ش با تصویب ستاد انقلاب فرهنگی با نام «مدرسه تربیت مدرس» به منظور تربیت مدرسان برای تدریس در دانشگاه‌ها و  
در سال ۱۳۴۹ ش دوره‌های کارشناسی ارشد در ۳۹ رشته و در۱۳۵۳ ش در ۶۷ رشته دایر بود. همچنین در برخی رشته‌ها مانند ادبیات و حقوق در سال‌های قبل از انقلاب دوره‌های دکتری دایر شده بود. سابقه دوره‌های دکترای پزشکی در کشور به ۱۴۵ سال پیش باز می‌گردد. قابل ذکر است که اعزام دانشجو به خارج در سال‌های قبل از انقلاب متداولترین راه ادامه تحصیلات تکمیلی بود. در سال‌های پس از انقلاب نیز اعزام دانشجو به خارج ادامه یافت. اما به دلیل بروز تنگناهای اقتصادی و ایجاد مشکلاتی پیرامون روابط [[کشور ایران|ایران]] با برخی از کشورهای پیشرفته و نیز نیاز روزافزون به افراد متخصص برای دانشگاه‌ها و سایر سازمان‌ها، به توسعه دوره‌های تکمیلی در داخل کشور بیش از پیش توجه شد. بدین ترتیب در اکثر دانشگاه‌های کشور دوره‌های کارشناسی ارشد و دکتری دایر شد. یکی از مهم‌ترین اقدامات در این زمینه تأسیس دانشگاه تربیت مدرس بود. این دانشگاه در سال ۱۳۶۰ ش با تصویب ستاد انقلاب فرهنگی با نام «مدرسه تربیت مدرس» به منظور تربیت مدرسان برای تدریس در دانشگاه‌ها و  


 
مؤسسات آموزش عالی در مقاطع تحصیلی کارشناسی ارشد و دکترای تخصصی تأسیس شد و در سال ۱۳۶۵ ش به «دانشگاه تربیت مدرس» تغییر نام داد.^{۹}
 
آموزش عالی در ایران
 
۲۵۹
 
مؤسسات آموزش عالی در مقاطع تحصیلی کارشناسی ارشد و دکترای تخصصی تأسیس شد و در سال ۱۳۶۵ ش به «دانشگاه تربیت مدرس» تغییر نام داد.^{۹}  


این دانشگاه در شهر تهران واقع و وابسته به وزارت فرهنگ و آموزش عالی است. این دانشگاه دارای هفت دانشکده در شش گروه عمده رشته‌های تحصیلی پزشکی، علوم انسانی، علوم پایه، فنی و مهندسی، کشاورزی، دامپزشکی و هنر بوده که در مقاطع تحصیلی کارشناسی ارشد و دکترای تخصصی در ۱۱۲ رشته تحصیلی دانشجو داشته است.  
این دانشگاه در شهر تهران واقع و وابسته به وزارت فرهنگ و آموزش عالی است. این دانشگاه دارای هفت دانشکده در شش گروه عمده رشته‌های تحصیلی پزشکی، علوم انسانی، علوم پایه، فنی و مهندسی، کشاورزی، دامپزشکی و هنر بوده که در مقاطع تحصیلی کارشناسی ارشد و دکترای تخصصی در ۱۱۲ رشته تحصیلی دانشجو داشته است.  
خط ۳۲۲: خط ۲۳۷:
دانشگاه آزاد اسلامی در سال‌های قبل از انقلاب (سال ۱۳۵۲ ش) با اقتباس از دانشگاه آزاد (Open University) کشورهای غربی با روش آموزش از راه دور و با استفاده از کمک‌های مردمی و دولتی ایجاد شد. این دانشگاه در سال‌های پس از انقلاب از اهداف اولیه‌اش فاصله گرفت و در شرایط ناتوانی دولت در سرمایه گذاری در آموزش عالی (به دلیل جنگ با عراق) و افزایش متقاضیان ورود به دانشگاه به صورت یک مرکز آموزش عالی در آمد که هزینه‌اش را از دانشجویان یا کمک‌های مردمی دریافت می‌کرد. قابل ذکر است که در سال‌های پس از انقلاب (سال ۱۳۶۶ش) وزرات فرهنگ و آموزش عالی، دانشگاه پیام نور را که روش غیر حضوری و آموزش از راه دور داشت جایگزین دانشگاه آزاد قبل از انقلاب کرد. به تدریج دانشگاه ملزم شد برای آن که مدارک تحصیلی‌اش مورد تأیید وزارت فرهنگ و آموزش عالی و وزارت بهداشت و درمان قرار گیرد، معیارهای این دو وزارتخانه را در زمینه‌های مختلف آموزشی و اداری رعایت کند.  
دانشگاه آزاد اسلامی در سال‌های قبل از انقلاب (سال ۱۳۵۲ ش) با اقتباس از دانشگاه آزاد (Open University) کشورهای غربی با روش آموزش از راه دور و با استفاده از کمک‌های مردمی و دولتی ایجاد شد. این دانشگاه در سال‌های پس از انقلاب از اهداف اولیه‌اش فاصله گرفت و در شرایط ناتوانی دولت در سرمایه گذاری در آموزش عالی (به دلیل جنگ با عراق) و افزایش متقاضیان ورود به دانشگاه به صورت یک مرکز آموزش عالی در آمد که هزینه‌اش را از دانشجویان یا کمک‌های مردمی دریافت می‌کرد. قابل ذکر است که در سال‌های پس از انقلاب (سال ۱۳۶۶ش) وزرات فرهنگ و آموزش عالی، دانشگاه پیام نور را که روش غیر حضوری و آموزش از راه دور داشت جایگزین دانشگاه آزاد قبل از انقلاب کرد. به تدریج دانشگاه ملزم شد برای آن که مدارک تحصیلی‌اش مورد تأیید وزارت فرهنگ و آموزش عالی و وزارت بهداشت و درمان قرار گیرد، معیارهای این دو وزارتخانه را در زمینه‌های مختلف آموزشی و اداری رعایت کند.  


۹. رجوع شود به: سیمای آموزش عالی ایران (هیأت علمی - دانشجویان)، سال ۱۳۷۵، مؤسسه پژوهش و برنامه‌ریزی آموزش عالی، خرداد ۱۳۷۷، صص ۱۱۱-۱۱۳. ۱۰. همان.  
۹. رجوع شود به: سیمای آموزش عالی [[کشور ایران|ایران]] (هیأت علمی - دانشجویان)، سال ۱۳۷۵، مؤسسه پژوهش و برنامه‌ریزی آموزش عالی، خرداد ۱۳۷۷، صص ۱۱۱-۱۱۳. ۱۰. همان.  
 
 
 
۲۶۰
 
تاریخ آموزش و پرورش در ایران


با توجه به تقاضای مردم مناطق مختلف کشور، دانشگاه آزاد اسلامی توانست واحدهای دانشگاهی را در سراسر کشور در بیشتر رشته‌های علمی و کاربردی دایر کند. در حال حاضر تقریباً در تمام شهرهای کشور دانشگاه آزاد اسلامی فعالیت آموزشی دارد. بیشترین تمرکز دانشجویان واحدهای دانشگاه آزاد در شهر تهران و استان تهران واقع است. نحوه پذیرش دانشجو از طریق آزمون ورودی است. بیشتر پذیرفته شدگان این دانشگاه در مقطع کارشناسی مشغول به تحصیل هستند و درصد کمی از آنها نیز در دوره‌های تکمیلی کارشناسی ارشد و دکتری درس می‌خوانند.  
با توجه به تقاضای مردم مناطق مختلف کشور، دانشگاه آزاد اسلامی توانست واحدهای دانشگاهی را در سراسر کشور در بیشتر رشته‌های علمی و کاربردی دایر کند. در حال حاضر تقریباً در تمام شهرهای کشور دانشگاه آزاد اسلامی فعالیت آموزشی دارد. بیشترین تمرکز دانشجویان واحدهای دانشگاه آزاد در شهر تهران و استان تهران واقع است. نحوه پذیرش دانشجو از طریق آزمون ورودی است. بیشتر پذیرفته شدگان این دانشگاه در مقطع کارشناسی مشغول به تحصیل هستند و درصد کمی از آنها نیز در دوره‌های تکمیلی کارشناسی ارشد و دکتری درس می‌خوانند.  
خط ۳۳۸: خط ۲۴۷:
این دانشگاه که در شهر تهران قرار دارد وابسته به وزارت فرهنگ و آموزش عالی است و دارای چهار دانشکده در سه گروه علوم انسانی، علوم پایه و هنر است که در مقاطع تحصیلی، کارشناسی، کارشناسی ارشد و دکترای تخصصی در ۴۱ رشته تحصیلی دانشجو داشته است. در سال ۱۳۷۵ ش در این دانشگاه ۳۷۹۶ دانشجوی زن به تحصیل اشتغال داشتند.  
این دانشگاه که در شهر تهران قرار دارد وابسته به وزارت فرهنگ و آموزش عالی است و دارای چهار دانشکده در سه گروه علوم انسانی، علوم پایه و هنر است که در مقاطع تحصیلی، کارشناسی، کارشناسی ارشد و دکترای تخصصی در ۴۱ رشته تحصیلی دانشجو داشته است. در سال ۱۳۷۵ ش در این دانشگاه ۳۷۹۶ دانشجوی زن به تحصیل اشتغال داشتند.  


نخستین دانشگاه بین‌المللی ایران - دانشگاه بین‌المللی امام خمینی  
نخستین دانشگاه بین‌المللی [[کشور ایران|ایران]] - دانشگاه بین‌المللی امام خمینی  


پذیرش دانشجو از کشورهای دیگر نیز صورت می‌گرفت و اتباع کشورهای مختلف بدون تأکید بر مسلمان بودن به ویژه در رشته‌های تحصیلی مربوط به ادبیات و فرهنگ و هنر قدیم و جدید ایران در دانشگاه‌های داخل کشور در سطوح کارشناسی تا دکتری پذیرفته می‌شدند. اما  
پذیرش دانشجو از کشورهای دیگر نیز صورت می‌گرفت و اتباع کشورهای مختلف بدون تأکید بر مسلمان بودن به ویژه در رشته‌های تحصیلی مربوط به ادبیات و فرهنگ و هنر قدیم و جدید [[کشور ایران|ایران]] در دانشگاه‌های داخل کشور در سطوح کارشناسی تا دکتری پذیرفته می‌شدند. اما  


۱۱. همان، صص ۶۵-۶۶.  
۱۱. همان، صص ۶۵-۶۶.  
آموزش عالی در ایران
۲۶۱


در سال‌های پس از انقلاب مسئولان تصمیم گرفتند که یک مرکز آموزش عالی مستقل برای دانشجویان سایر کشورها با تأکید بر اهداف اسلامی دایر کنند. برای تحقق این هدف با استفاده از امکانات مجتمع آموزش عالی قزوین یک مرکز آموزش عالی به نام دانشگاه بین‌المللی امام خمینی دایر شد.  
در سال‌های پس از انقلاب مسئولان تصمیم گرفتند که یک مرکز آموزش عالی مستقل برای دانشجویان سایر کشورها با تأکید بر اهداف اسلامی دایر کنند. برای تحقق این هدف با استفاده از امکانات مجتمع آموزش عالی قزوین یک مرکز آموزش عالی به نام دانشگاه بین‌المللی امام خمینی دایر شد.  
خط ۳۶۳: خط ۲۶۶:


۱۲. همان، ص ۹۴ و ۹۵.  
۱۲. همان، ص ۹۴ و ۹۵.  
۲۶۲
تاریخ آموزش و پرورش در ایران


تاجیکی، ۶۸ نفر از جمهوری آذربایجان، ۶۸ نفر پاکستانی و بقیه اتباع کشمیر، بوسنی، سودان، ترکیه، یمن، هند، سوریه و چین بوده‌اند.^{۱۳}  
تاجیکی، ۶۸ نفر از جمهوری آذربایجان، ۶۸ نفر پاکستانی و بقیه اتباع کشمیر، بوسنی، سودان، ترکیه، یمن، هند، سوریه و چین بوده‌اند.^{۱۳}  
خط ۳۹۲: خط ۲۸۹:
این دوره به طور متوسط سه سال طول می‌کشد که البته بسته به توانایی و استعداد طلاب امکان طولانی‌تر شدن یا کوتاهتر شدن آن وجود دارد. منابع عمده درسی این دوره عبارت‌اند از:  
این دوره به طور متوسط سه سال طول می‌کشد که البته بسته به توانایی و استعداد طلاب امکان طولانی‌تر شدن یا کوتاهتر شدن آن وجود دارد. منابع عمده درسی این دوره عبارت‌اند از:  


۱۳. رجوع شود به: آمار آموزش عالی ایران سال تحصیلی ۷۷-۱۳۷۶: مؤسسه پژوهش و برنامه‌ریزی آموزش عالی، ص ۳۱۱.  
۱۳. رجوع شود به: آمار آموزش عالی [[کشور ایران|ایران]] سال تحصیلی ۷۷-۱۳۷۶: مؤسسه پژوهش و برنامه‌ریزی آموزش عالی، ص ۳۱۱.  


۱۴. محمد علی ضمیری، همان، ص ۱۰۷.  
۱۴. محمد علی ضمیری، همان، ص ۱۰۷.  
آموزش عالی در ایران
۲۶۳


کتاب جامع المقدمات (آموزش اجمالی صرف و نحو)، کتاب البهجه، المرضیه، (معروف به کتاب السیوطی که شرحی بر الفیه ابن مالک بوده و شامل یک دوره نسبتاً تفصیلی نحو است)، کتاب مختصر المعانی، (شامل علوم مختلف ادبی از قبیل معانی بیان و بدیع)، مغنی اللبیب (مطالبی در علم نحو). در منطق نیز کتاب‌های مختلفی مثل حاشیه ملا عبدالله، و شرح شمسیه نامیده می‌شود.  
کتاب جامع المقدمات (آموزش اجمالی صرف و نحو)، کتاب البهجه، المرضیه، (معروف به کتاب السیوطی که شرحی بر الفیه ابن مالک بوده و شامل یک دوره نسبتاً تفصیلی نحو است)، کتاب مختصر المعانی، (شامل علوم مختلف ادبی از قبیل معانی بیان و بدیع)، مغنی اللبیب (مطالبی در علم نحو). در منطق نیز کتاب‌های مختلفی مثل حاشیه ملا عبدالله، و شرح شمسیه نامیده می‌شود.  
خط ۴۱۶: خط ۳۰۷:
مهم‌ترین کتاب‌هایی که در مرحله خارج استفاده می‌شود عبارت است از: کتاب شرایع الاسلام نوشته عالم معروف شیعه، محقق حلی و کتاب عروه الوثقی نوشته فقیه مشهور، سید محمد کاظم طباطبایی.  
مهم‌ترین کتاب‌هایی که در مرحله خارج استفاده می‌شود عبارت است از: کتاب شرایع الاسلام نوشته عالم معروف شیعه، محقق حلی و کتاب عروه الوثقی نوشته فقیه مشهور، سید محمد کاظم طباطبایی.  


امروزه بر اساس برنامه‌های شورای مدیریت حوزه علمیه قم، در پایان هر سال تحصیلی این شورا با همکاری وزارت علوم از طلاب امتحان به عمل می‌آورد و طلاب به پایه‌های بالاتر ارتقا می‌یابند. به دارندگان مدارک حوزوی، گواهی معادل در نظام دانشگاهی اعطا می‌گردد.
امروزه بر اساس برنامه‌های شورای مدیریت حوزه علمیه قم، در پایان هر سال تحصیلی این شورا با همکاری وزارت علوم از طلاب امتحان به عمل می‌آورد و طلاب به پایه‌های بالاتر ارتقا می‌یابند. به دارندگان مدارک حوزوی، گواهی معادل در نظام دانشگاهی اعطا می‌گردد  
 
 
 
۲۶۴
 
تاریخ آموزش و پرورش در ایران


ویژگی‌ها و خصایص نظام آموزشی حوزه‌های علمیه  
ویژگی‌ها و خصایص نظام آموزشی حوزه‌های علمیه  

نسخهٔ ‏۲۳ فوریهٔ ۲۰۲۶، ساعت ۱۷:۵۷

تاریخ دانشگاه در جهان، با تأسیس آکادمی در یونان و با تشکیل دانشگاه جندی شاپور در ایران آغاز می‌شود. دستاوردهای تأسیس آنها در قلمرو فلسفه، ریاضیات و علوم و فنون، از قرن دوم هجری به دنیای اسلام انتقال یافت و به تشکیل بیت الحکمه‌ها، دارالعلم‌ها، مدرسه‌ها و نظامیه‌ها انجامید.

مروری بر پیشینه آموزش عالی در ایران[۱]

آموزش عالی در ایران، مسیر پرنشیب و فراز و گسیخته‌ای را پیموده است. تأسیس دانشگاه جندی شاپور سرآغاز آموزش عالی و نهضت علمی در ایران بود که حدود یک قرن پیش از اسلام تأسیس گردید و تا اواخر قرن سوم هجری فعالیت داشت. این مرکز، در دوران فعالیت خود اعتبار بین‌المللی داشت و علاوه برگردآوری آثار علمی کشورهای متمدن آن زمان، محل فعالیت‌های علمی و مرکز برخورد اندیشه‌ها در زمینه‌های علم، فلسفه و الهیات اقوام و ملل مختلف بود و از طریق آن، علم و فلسفه یونان در قرن هشتم و نهم میلادی به مسلمانان رسید

و از راه فرهنگ و تمدن اسلامی در قرن‌های بعد به مغرب زمین منتقل گردید. دوره فرهنگ و تمدن اسلامی از قرن دوم تا قرن هفتم هجری در اوج شکوه و قدرت بود و از هر نظر بر تمدن اروپایی برتری داشت. با حمله مغول، رکود فرهنگی در جهان اسلام و ایران رو به افزایش گذاشت و به همراه آن، مراکز آموزشی و علمی نیز سستی گرفتند. نهضت فرهنگی این دوره از تاریخ ایران خصوصیات جالبی داشته است، از جمله:

  1. آموزش و پرورش مقام و موقعیت بسیار والایی به دست آورد. بسیاری از بزرگان حکمت و فلسفه که پرورش یافته نظام آموزش عالی ایران بودند، توجه خاصی به امر تعلیم و تربیت کرده و آثار گرانبهایی باقی گذاشته‌اند.
  2. نهضت فرهنگی، نظام استواری در آموزش عالی برپا ساخت که دانش در آن سلسله مراتب و مرزی نداشت. شاگرد، خود، معلم بود و استاد، خود، محصل و هر دو یک راه و مقصد را می‌پیمودند. تعلیم و تعلم به مدرک ختم نمی‌شد و نشانه یادگیری، تبحر و کارآیی دانش پژوه بود و برخلاف نظام اروپایی، مؤسسات آموزش عالی به اشراف زادگان یا طبقات خاصی اختصاص نداشت؛ بلکه همه علاقه مندان به آن راه داشتند. با وجود این سابقه درخشان، اموزش عالی در ایران از تداوم بازمانده و نه تنها تکامل نیافت، بلکه سیر نزولی پیمود و در هر تجدید حیاتی، مجبور شد که از پی، آغاز کند.

آغاز نظام جدید آموزش عالی در ایران

کشورهای اسلامی از جمله ایران با داشتن سنت‌های معتبر مدارس عالی اسلامی در قرن‌های اخیر به تقلید از جهان صنعتی غرب به ایجاد دانشگاه به سبک جدید پرداختند. مهمترین اقدام، تأسیس دارالفنون بود که به دلایلی که در اینجا مورد بحث ما نیست، از روی الگوی فرانسوی ایجاد شد و روش‌های تعلیم فرانسوی را در این کشور باب کرد.

هدف اصلی دارالفنون تربیت کادر رهبری برای قوای لشکری و کشوری بود و از آنجا که این مدرسه از حمایت دولت برخوردار بود، تا پایان قرن نوزدهم پیشرفت قابل ملاحظه‌ای داشت؛ ولی پس از آن به دلایل سیاسی به یک مدرسه متوسطه تبدیل شد. پس از دارالفنون، پیشرفت آموزش جدید کند شد و در پنجاه سال بعد، فقط پنج مؤسسه عالی آموزش تخصصی دایر گردید. نهضت مشروطه به تجدید خواهی در آموزش دامن زد و دو مدرسه تخصصی پزشکی و تربیت معلم نیز ایجاد شد.

آموزش عالی پس از کودتای ۱۲۹۹، به دلیل نیاز نظام اداری کشور مورد توجه خاص قرار گرفت؛ به طوری که تا سال تأسیس دانشگاه تهران (۱۳۱۳ش)، هفت مدرسه عالی حقوق، پزشکی، علوم و فنون، الهیات، جنگ، کشاورزی و دامپزشکی دایر شد که بیشتر آنها جزو دانشگاه تهران شد.

توجه به آموزش عالی موجب افزایش سریع تعداد دانشجویان آن گردید. در دهه بعد، بیشتر دانش آموختگان مؤسسات آموزش عالی، و فارغ‌التحصیلان مدارس متوسطه، به استخدام دستگاه‌های دولتی در آمدند. پیامد این امر تورم اداری بود که سبب افزایش رکود اداری و کاهش کارآیی آنها گردید.

در دهه‌های بعد، رشد تعداد مؤسسات آموزش عالی در ایران ادامه یافت؛ به طوری که در دهه قبل از انقلاب اسلامی، شمار دانشجویان از ۳۰ هزار نفر در سال ۱۳۴۵ شمسی به ۱۵۰ هزار نفر در سال ۱۳۵۵ شمسی رسید و شمار دانشگاه‌ها و مؤسسات آموزش عالی به ۲۴۸ بالغ گردید[۲].

همان طور که آمار و ارقام موجود نشان می‌دهد، بیشترین رشد کمی آموزش عالی در قبل از انقلاب، در فاصله سال‌های ۱۳۴۷ تا ۱۳۵۷ شمسی صورت گرفت. در این دهه، نسبت استادان تمام وقت به دانشجویان در حدود یک به بیست و پنج بود.

این رشد شتابان، مشکلات و تنگناهای بی‌شماری به بار آورد که پس از انقلاب نیز پا برجا ماند. مهمترین این تنگناها را یکی از محققان چنین بر شمرده است[۳]:

۱. کمبود استاد

۲. کمبود مواد آموزشی،

۳. کمبود دانشجوی واجد شرایط

۴. کمبود زیربنای فرهنگی و علمی

۵. کمبودهای نظام ارزشی و انگیزشی

۶. کمبودهای نظام مدیریت

در جایی دیگر موارد زیر را معضلات عمده آموزش عالی کشور نام برده‌اند:^{۴}

۱. پیوندهای نادرست با فرهنگ تمدن غرب ۲. نخبه گرایی آموزشی

۳. هماهنگی اشتغال و آموزش ۴. رشد شتابان آموزش عالی

با ملاحظات فوق باید اذعان کرد که نظام آموزش عالی ایرا پس انقلاب، وارث بسیاری از نابسامانی‌ها بوده است.

ساختار اداری آموزش عالی

به موجب قانون تأسیس وزارت علوم و آموزش عالی مصوب ۳۰ بهمن ۱۳۴۶ شمسی، وظایف این وزارتخانه عبارت بودند از: تعیین خط مشی تعلیماتی کشور اعم از ابتدایی و متوسطه و عالی، نظارت بر امور مدارس عالی و دانشگاه‌ها و صدور اجازه تأسیس مدارس عالی یا لغو آن، تعیین خط مشی کلی اعزام دانشجو به خارج، نظارت بر مراکز تحقیقاتی و علمی، توسعه و ارشاد مراکز علمی، و رسیدگی به مدارک علمی فارغ‌التحصیلان ایرانی مدارس خارجی. طبق مصوب خرداد ۱۳۴۷ شمسی وزارت آموزش عالی از دو بخش سازمانی علمی - تحقیقاتی و اداری - پارلمانی تشکیل شده بود. مدارس عالی به سه دسته تقسیم می‌شدند: ۱. مدارس عالی دولتی

۲. مدارس عالی آزاد که از بودجه دولتی استفاده می‌کردند ولی کارکنان آنها، عموماً کارمند رسمی دولت نبودند؛ مانند دانشگاه ملی، دانشگاه صنعتی آریا مهر (شریف فعلی)، مدرسه عالی دختران دانشکده صنعت نفت آبادان، دانشگاه پهلوی شیراز. ۳. مدارس عالی خصوصی،

۴. همان، ص ۸۳

طبق آمار وزارت علوم در سال ۱۳۴۷ شمسی توزیع دانشجویان در سه نوع مدارس عالی فوق بدین صورت بود:

۱. ۸ دانشگاه دولتی با ۴۵ درصد کل دانشجویان کشور

۲. ۷۴ واحد آموزش عالی دولتی یا وابسته به دولت با ۳۵ درصد کل دانشجویان کشور ۳. ۲۵ واحد آموزش عالی غیر دولتی با ۲۰ درصد دانشجویان کل کشور

نظام دانشگاهی ایران چنان که گفته شد از شیوه دانشگاه‌های فرانسه (قبل از اصلاحات ۱۹۶۸ م) اقتباس شده و سرآغاز آن، تأسیس دانشگاه تهران بود. در سال ۱۳۴۲ شمسی در دانشگاه تهران با استناد به آموزش عالی آمریکا تحولی ایجاد شد و نظام واحدی جای نظام ساعت درسی را گرفت. بقیه دانشگاه‌ها از الگوی دانشگاه تهران پیروی کردند؛ غیر از دانشگاه صنعتی آریا مهر (شریف) و دانشگاه شیراز.

در سال تحصیلی ۵۱-۱۳۵۰ شمسی بیش از ۲۴ هزار دانشجو در دانشگاه‌های ایران مشغول به تحصیل بودند که ۴۶ درصد کل دانشجویان کشور را شامل شدند. دانشگاه تهران ۱۷ هزار دانشجو داشت و بقیه در دانشگاه‌های دیگر بودند.

نکته قابل ذکر در سال‌های قبل از انقلاب، کاهش تدریجی استقلال و اقتدار اداری و مالی دانشگاه‌ها به ویژه در سال‌های کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ شمسی، بر این اساس تأسیس وزارت علوم و آموزش عالی اقدامی در جهت نظارت بر دانشگاه‌ها و کاهش استقلال آنها ارزیابی شد. خواست استقلال مالی و اداری دانشگاه‌ها در سال‌های پس از انقلاب نیز تحقق نیافت و تشکیل هیأت‌های امناء که فاقد اقتدار لازم بودند، کمکی به حل این مسئله نکرد.

اعزام دانشجو به خارج

به موجب قانون مصوب خرداد ۱۳۳۹ شمسی دولت می‌تواند فارغ‌التحصیلان رتبه اول دانشگاه‌ها و مدارس عالی را به خارج اعزام کند. مدت تحصیل حداکثر چهار سال بود و دانشجو می‌بایست پس از برگشت به خدمت دولت در می‌آمد.

در خرداد ۱۳۴۷ شمسی از مجموع ۲۰۵۰۷ نفر دانشجوی شاغل به تحصیل در خارج ۱۳۹ نفر به هزینه دولت و ۲۱۲ نفر با کمک دولت مشغول تحصیل بودند. این دانشجویان در کشورهای زیر اقامت داشتند:

۲۵۰
۶۹۴۱ نفر آمریکا
۵۵۵۵ نفر آلمان
۳۴۲۳ نفر انگلستان
۱۰۹۸ نفر اتریش
۸۸۹ نفر فرانسه
۳۹۲ نفر ایتالیا
۳۱۲ نفر سوییس
۶۲ نفر^{۵} بلژیک

آموزش عالی ایران پس از انقلاب اسلامی ۱۳۵۷ ش

از مهمترین تحولاتی که در نخستین سال‌های انقلاب رخ داد، تعطیلی دانشگاه‌ها و تشکیل نهادی به نام ستاد انقلاب فرهنگی در سال ۱۳۵۹ شمسی بود. وظیفه این ستاد، اسلامی کردن دانشگاه‌ها و ایجاد تغییرات اساسی در ساختار اداری و آموزشی و فرهنگی دانشگاه‌ها اعلام شده بود. پس از گذشت یک سال به تدریج ابتدا رشته‌های پزشکی و فنی و در آخر رشته‌های علوم انسانی بعضاً پس از دو تا سه سال تعطیلی باز گشایی شد. با وجود اقدامات صورت گرفته توسط ستاد انقلاب فرهنگی، نمی‌توان لزوم انجام اقدامات اساسی‌تر را مورد تردید قرار داد.

در سال‌های پس از بازگشایی دانشگاه‌ها، مهمترین تحول، رشد کمی دانشجویان و مراکز آموزش عالی بود. به طوری که آمار و ارقام نشان می‌دهد، شمار کل دانشجویان آموزش عالی پس از انقلاب هفت برابر شده و تعداد مؤسسات آموزشی نیز به همان نسبت افزایش یافته است. به گفته وزیر فرهنگ و آموزش عالی در سال‌های اخیر، نگاهی به روند تحولات جاری نظام آموزش عالی در جهان نشان می‌دهد که نظام آموزش عالی در مقیاس جهانی با سه بحران بزرگ مواجه است و ما نیز از آن مستثنا نیستیم: بحران افزایش کمی، بحران نابرابری در خصوص دسترسی به آموزش عالی، و بحران تنگناهای مالی.

۵. عیسی صدیق، تاریخ فرهنگ ایران، ص ۵۰۵.

وزیر فرهنگ و آموزش عالی در خصوص مسایل قوق آمارهای زیر را ارائه کرده است. - افزایش تعداد دانشجویان ۳۳۸/۹۷ نفر در سال ۱۳۵۱ شمسی به ۰۰۰/۸۵۰ نفر در سال ۱۳۷۲ شمسی (یعنی قریب ۹ برابر)

- افزایش تعداد دانشجویان ۳۳۸/۹۷ نفر در سال ۱۳۵۱ شمسی به ۰۰۰/۸۵۰ نفر در سال ۱۳۷۲ شمسی (یعنی قریب ۹ برابر)

- نرخ ثبت نام دانشجو ۱۴۰۰ نفر در یکصد هزار نفر جمعیت

- هزینه سرانه دانشجو ۰۰۰/۵۰۰/۱ ریال (۴/۱۵ درصد) از کل مبلغ یکهزار و ششصد میلیارد ریال هزینه‌های دولت که به آموزش اختصاص داشته است.

دگرگونی در ساختار وزارت فرهنگ و آموزش عالی

در ساختار کنونی وزارت فرهنگ و آموزش عالی (سال ۱۳۷۸ ش) وزیر در رأس امور وزارتخانه قرار دارد. در مرتبه بعد معاونان مختلف از جمله معاون آموزشی - پژوهشی، اداری، - مالی، دانشجویی و بین‌الملل قرار دارند. دانشگاه‌های کشور نیز تابع دو وزارتخانه فرهنگ و آموزش عالی و بهداشت هستند. ساختار وزارت فرهنگ و آموزش عالی در مقایسه با سال‌های قبل از انقلاب تغییراتی کرده است. این تغییرات از همان روزهای نخست پیروزی انقلاب آغاز شد. برای مثال در کمتر از یکماه بعد از پیروزی انقلاب ۱۳۵۷شمسی و با تصویب شورای انقلاب دو وزارتخانه علوم و آموزش عالی و فرهنگ و هنر در ۱۷ اسفند ۱۳۵۷ شمسی با هدف «صرفه جویی در مصرف اعتبارات و کاهش دیوانسالاری و اتخاذ خط مشی‌های اساسی، و انجام اقدامات قاطع در جهت اهداف انقلاب»^{۶} در یکدیگر ادغام شدند و در نتیجه وزارت فرهنگ و آموزش عالی شکل گرفت. در اردیبهشت ۱۳۵۹ شمسی و پس از اعلام تعطیلی دانشگاه‌ها، لایحه تصویب شورای عالی فرهنگ و آموزش عالی زیر نظر وزیر فرهنگ و آموزش عالی به تصویب رسید که وظیفه‌اش سیاستگذاری، تعیین خط مشی و ضوابط کلی و چگونگی فعالیت‌ها و امور آموزشی ذکر شده بود؛ این شورا تشکیل نشد و وظایفش به اجرای ستاد انقلاب فرهنگی واگذار شد. این ستاد در ۲۳/۳/۱۳۵۹ تشکیل شد. وظایف ستاد انقلاب فرهنگی به شرح زیر بود:

۶. داوری اردکانی، احمد و پروین احمدی، جایگاه قانونی آموزش عالی دولتی جمهوری اسلامی ایران، مؤسسه پژوهش و برنامه‌ریزی آموزش عالی، ۱۳۷۳، ص ۱.

۱. تعیین ضوابط انتخاب مدیران دانشگاه‌ها، استادان و دانشجویان.

۲. تعیین ضوابط و شرایط محل تشکیل دانشگاه‌ها و دانشکده‌ها و تصویب رشته‌ها. ۳. تصویب خط مشی، سیاست کلی، برنامه‌های عمومی و ضوابط و معیارها. ۴. نظارت بر چگونگی اجرای مصوبات ستاد در دانشگاه‌ها.

شورای عالی انقلاب فرهنگی در ۱۹ آذر ماه ۱۳۶۳ شمسی طی فرمان رهبر انقلاب به منظور ایجاد یک انقلاب واقعی فرهنگی و تعمیم فرهنگ اسلامی در همه شئونات فرهنگی، اجتماعی، آموزشی کشور و حفظ حرمت اسلام و دستاوردهای انقلاب با ترمیم ستاد انقلاب فرهنگی موجودیت یافت.

با تشکیل شورای عالی انقلاب فرهنگی، شورای عالی برنامه‌ریزی نیز شروع به کار کرد و در تاریخ ۷/۱۰/۱۳۷۲ وظایف این شورا مشخص شد. از اهم وظایف این شورا برنامه‌ریزی آموزشی و پژوهشی در سطح آموزش عالی بر اساس مصوبات شورای عالی انقلاب فرهنگی و ارائه پیشنهادهای لازم است.

در اسفند ۱۳۷۶ شمسی نیز قانون تشکیل هیأت‌های امناء دانشگاه‌ها و مؤسسات آموزشی و پژوهشی پس از وقفه‌ای طولانی به تصویب رسید.

اقدامات صورت گرفته در برنامه اول توسعه کشور

در سال ۱۳۶۸ شمسی پس از پایان جنگ، نخستین برنامه توسعه کشور به تصویب مجلس رسید. در این برنامه آموزش عالی کشور نیز مطرح شده بود. بر اساس گزارش وزیر آموزش و پرورش عالی، فعالیت‌های صورت گرفته در برنامه اول توسعه کشور به اختصار عبارت است از:

۱. ایجاد، تقویت و تحکیم انسجام و اختیارات علمی، اداری و اجرایی دانشگاه از طریق تشکیل هیأت‌های امنا، تصویب آیین نامه جدید مدیریت دانشگاه و اتخاذ روش‌های تأمین منابع جدید و مستقل مالی برای دانشگاه‌ها.

۲. گسترش کمی، تعمیم و ارتقای کیفی پژوهش در دانشگاه‌ها از راه مشارکت مؤثر در تصویب و ابلاغ نظام تحقیقاتی، تشکیل شورای پژوهشی وزارت آموزش عالی، تأسیس فرهنگستان‌ها و...

۳. اقدامات فرهنگی و فوق برنامه با تعیین حدود وظایف نهادهای اسلامی و انقلابی و... ۴. توسعه اصلاحات آموزشی از طریق تأسیس دانشگاه‌ها و مؤسسات آموزش عالی در مناطق محروم و مستعد، و تأسیس رشته‌های جدید در مقاطع کارشناسی ارشد دکتری. ۵. عمران دانشگاه‌ها از طریق گسترش ظرفیت‌های آموزشی و ایجاد خوابگاه‌های دانشجویی و...

۶. ایجاد تعادل‌های منطقه‌ای و تحقق عدالت اجتماعی از طریق اولویت گسترش دانشگاه‌ها و مراکز آموزش عالی در مناطق محروم و...

رئوس بخش آموزش عالی در برنامه دوم توسعه کشور نشان می‌دهد که اقدامات صورت گرفته در برنامه اول، در این برنامه نیز دنبال خواهد شد.

محدودیت‌ها ومشکلات آموزش عالی

به موازات رشد و توسعه آموزش عالی در سال‌های بعد از انقلاب اسلامی، مسایل و مشکلات آن نه تنها تخفیف نیافته بلکه افزون شده است. به این مسائل در تحقیقات و گزارش‌های رسمی توجه و اعتنا شده است. از جمله در گزارش طرح بازنگری آموزش عالی کشور از معاونت آموزشی وزارت فرهنگ و آموزش عالی.

جمعیت و رشد آن یکی از مهمترین عواملی است که تأثیر منفی بر عملکرد آموزش عالی کشور ما نهاده است؛ خصوصاً که این رشد متناسب با رشد اقتصادی و توانایی دانشگاه‌ها و مؤسسات آموز عالی در جذب داوطلبان نبوده است.

بدین ترتیب ما شاهد انباشت جمعیت داوطلب ورود به دانشگاه‌ها و مؤسسات آموزش عالی کشور هستیم که هر سال تعداد آن‌ها افزایش می‌یابد. در بین سال‌های تحصیلی ۶۲- ۱۳۶۱، ۶۸-۱۳۶۷ آمار فارغ‌التحصیلان آموزش متوسطه رشدی برابر ۲۴ درصد داشته است. جمعیت ورود به آموزش عالی در همین مدت از رشدی برابر ۶۵ درصد برخوردار بوده است. در سال ۷۷-۱۳۷۶ حدود یک میلیون و دویست وسی و دو هزار نفر متقاضی ورود به دانشگاه‌های دولتی بودندکه فقط ۱۵۴،۰۰۰ نفر پذیرفته شدند.^{۷} در سال‌های پس از انقلاب، نظام

۷. پیک آموزش عالی، شماره ۴ و ۵. سال اول، خرداد و تیر ۱۳۷۶، ص ۴۹.

آموزش عالی ایران شاهد ایجاد و رشد مؤسسات آموزش عالی، موازی با مؤسسات آموزش عالی وابسته به وزارت فرهنگ و آموزش عالی بوده است. در این زمینه دو جنبه را می‌توان از هم متمایز ساخت:

۱. رشد مؤسسات آموزش عالی وابسته به وزارتخانه‌هایی غیر از وزارت فرهنگ و آموزش عالی و وزارت بهداشت و درمان و آموزش پزشکی.

۲. ایجاد و رشد مؤسسات آموزش عالی غیر دولتی (خصوصاً دانشگاه آزاد).

طی سال‌های پس از انقلاب، شاهد افزایش تعداد مؤسسات آموزش عالی وابسته به وزارتخانه‌ها و سازمانهای دیگر هستیم که در تمام مقاطع تحصیلی کاردانی تا کارشناسی ارشد دوره‌های آموزشی دارند. در حال حاضر کسانیکه از این مؤسسات فارغ‌التحصیل می‌شوند، گواهینامه‌ای دریافت می‌کنند که در حیطه فعالیت آن وزارتخانه قابل قبول است و وزارت فرهنگ و آموزش عالی آن را قبول ندارد. این کثرت گرایی در مؤسسات عالی، افت کیفیت آموزش‌های عالی و نیز کاهش بازدهی علمی مناسب دانشگاه‌ها و مراکز عالی را به دنبال داشته است.

وضعیت هیأت علمی در آموزش عالی

طی سال‌های پس از انقلاب و به ویژه پس از تعطیلی سه ساله دانشگاه‌ها، بسیاری از استادان با سابقه از کار دانشگاهی کنار گذاشته شدند یا کنار رفتند. در نتیجه، در بین سال‌های ۵۹-۱۳۵۸ و ۶۷-۱۳۶۶ شمسی تعداد اعضای هیأت علمی کاهش واز ۹۵۷۹ نفر به ۹۰۷۱ نفر ترکیب اعضای هیأت علمی تغییر یافت. از تعداد استاد و دانشیار کاسته و بر تعداد مربی و استادیار افزوده است. در سال ۵۹-۱۳۵۸ شمسی تعداد استادان و دانشیاران به ترتیب ۳/۶ و ۳/۱۰ درصد از کل اعضای هیأت علمی بود. این نسبت در سال ۶۷-۱۳۶۶ شمسی به ۹/۳ و ۵/۷ درصد کاهش یافت.

در سال تحصیلی ۵۹-۱۳۵۸ شمسی تعداد استادیار و مربی به ترتیب ۳۱ و ۶/۳۹ و در سال ۶۷-۱۳۶۶ شمسی، ۴/۴۰ درصد کل اعضای هیأت علمی بود. در سال ۱۳۷۱ شمسی فقط ۳ درصد اعضای هیأت علمی رتبه استادی داشتند و در مقابل حدود ۵۰ درصد رتبه مربی. آمار موجود بیانگر آن است که در سال ۷۷-۱۳۷۶ شمسی نیز اقداماتی مانند دادن بورس تحصیلی

داخل و خارج به مربیان و دایر کردن دوره‌های دانشوری نتوانسته است تغییر عمده‌ای در هرم شغلی هیأت علمی ایجاد کند. در سال تحصیلی ۷۷-۱۳۷۶ شمسی دارندگان عنوان‌های استاد، دانشیار، استادیار و مربی به ترتیب ۹/۳، ۸/۷، ۹/۳۰ و ۳/۵۴ درصد از کل اعضای هیأت علمی دانشگاه‌ها را تشکیل می‌دادند.

وضعیت حقوقی اعضای هیأت علمی

حقوق اعضای هیأت علمی تا سال ۱۳۶۹ شمسی ثابت بود. در این سال افزایشی در آن صورت گرفت که تأثیر محسوسی در وضعیت معیشتی - رفاهی آنان نداشت. قدرت خرید یک استادیار در سال ۱۳۶۵ شمسی نسبت به سال ۱۳۵۷ شمسی چهار برابر کاهش داشته است. افزایش حقوق اعضای هیأت علمی نیز نتوانست قدرت خرید آنها را تا حد رفع نیازهای ضروری (مسکن، پوشاک، خوراک، کتاب و...) بالا ببرد.

در هر صورت عدم جوابگویی حقوق اعضای هیأت علمی دانشگاه‌ها به نیازهای اساسی، آن‌ها اثر منفی بر فعالیت‌های آموزشی - پژوهشی آن‌ها گذاشته است؛ به طوری که اکثر آنان ناچار به تدریس اضافه یا کار نیمه وقت در بخش خصوصی یا حتی انصراف از کار دانشگاهی می‌شوند.

مدیریت دانشگاه‌ها و مؤسسات آموزش عالی

آموزش عالی در سال‌های گذشته از مسایلی چون ناتوانی مدیریت علمی و دانشگاهی در مؤسسات آموزش عالی، و وجود مجموعه‌های مدیریتی موازی در سطح دانشگاه زیان دیده است. در نتیجه، فقدان روابط مطلوب انسانی، نبود جو مساعد برای پژوهش و تحقیق، استفاده از نیروهای غیر متخصص و ناکارآمد گریبانگیر دانشگاه‌ها و مؤسسات آموزش عالی بوده است.

مشکلات بیرونی نظام آموزش عالی کشور

مهم‌ترین مشکلات بیرونی نظام آموزش عالی عبارت‌اند از: - دوران سازندگی پس از جنگ و تشدید مسایل دوران گذار.

- رشد جمعیت به ویژه در گروه‌های سنی جوان و تقاضای روز افزون اجتماعی برای آموزش عالی.

- نارسایی در آموزش متوسطه، راهنمایی و ابتدایی و مواجه بودن آموزش عالی با ورودی‌های ضعیف از نظر بنیه علمی و به ویژه فقدان روحیه تتبع و تحقیق در آنها. - محدودیت منابع مالی (ارزی و ریالی).

- نهادینه نشدن پژوهش در ایران و عدم ورود آن به چرخه تولید، توزیع و مصرف عمومی و در حالت کلی تر، در فرآیند توسعه اقتصادی - اجتماعی.

- محدودیت یا اشباع بازار کار برای فارغ‌التحصیلان برخی رشته‌های تحصیلی (به ویژه رشته‌های علوم انسانی).

- مراجع متعدد تصمیم‌گیری خارج از نظام آموزش عالی.

- نارسایی وتناقض در قوانین ومقررات موجود در زمینه آموزش عالی.

- وجود مسایل خاص فرهنگی - سیاسی جامعه بعد از انقلاب و حاکمیت ملاحظات سیاسی بر تصمیم‌گیری‌ها.

- رواج شدید مدرک گرایی در سطح جامعه، احتمالاً به علت محدودیت استخدام.

- فقدان هماهنگی و ارتباط سازمان یافته بین آموزش عالی و بخش‌های مختلف اقتصادی و اجتماعی.

- وجود مراکز تحقیقات رقیب در خارج دانشگاه. - پایین بودن منزلت اجتماعی علم و عالم در جامعه.

- ضعف فرهنگی علمی در میان مردم و مسئولان و بی‌توجهی به علم به عنوان حلّال مشکلات اجتماعی امروز.

- ضعف فرهنگ کتاب خوانی در جامعه به عنوان یکی از ابزارهای مهم اطلاع رسانی. نکته قابل توجه در سال‌های پس از انقلاب کاهش مشارکت بخش دولتی در روند آموزش عالی کشور و افزایش سهم بخش خصوصی است. در حال حاضر درصد دانشجویان پذیرفته شده در دانشگاه غیردولتی آزاد، بیش از درصد دانشجویان پذیرفته شده در دانشگاه‌های دولتی است. البته دانشگاه‌های دولتی بیشتر به مقطع تحصیلات تکمیلی پرداخته‌اند. در چهارچوب توجه به تحصیلات تکمیلی، دانشگاه تربیت مدرس که هدف آن تأمین هیأت علمی مورد نیاز دانشگاه‌های دولتی است دایر گردید. با این حال داده‌های موجود حاکی از آن است که تحصیلات تکمیلی بیشتر رشد کمی یافته است تا رشد کیفی و نیاز به تأمین امکانات و هیأت علمی مناسب برای ارتقای سطح کیفی این دوره‌ها مشهود است.

امتحان ورودی دانشگاه‌ها (کنکور)

اهمیتی که در سال‌های پیش از انقلاب به مدرک تحصیلی برای استخدام و پرداخت دستمزد بر اساس آن داده می‌شد و نیز برخی انگیزه‌های شخصی و منزلتی موجب شد که تمایل به ادامه تحصیل در مراکز دانشگاهی به سرعت رواج و عمومیت پیدا کند. (برای نخستین بار در قانون وزارت معارف مصوب ۱۲۸۹ ه. ش استخدام در نظام حکومت و اداره دولت به طی مدارج تحصیلی جدید موکول شد.) با توجه به اینکه دانشگاه‌های موجود در کشور نتوانستند متناسب با رشد فارغ‌التحصیلان دوره دبیرستان افزایش یابند، راهی باقی نماند جز آنکه از میان انبوه فارغ‌التحصیلان دبیرستانی تعداد محدودی برای ادامه تحصیل در دانشگاه‌ها پذیرفته شوند؛ بدین ترتیب معضلی به نام امتحانات ورودی دانشگاه‌ها (کنکور) برای علاقه مندان به تحصیلات دانشگاهی ایجاد شد. با توجه به رشد افسار گسیخته جمعیت و کمبود مراکز آموزش‌های فنی و حرفه‌ای سال به سال بر تعداد شرکت کنندگان در آزمون‌های ورودی دانشگاه‌ها افزوده شد. به طوری که در سال ۱۳۷۷ش بیش از یک میلیون و دویست هزار دانش‌آموز در آزمون ورودی دانشگاه‌های دولتی شرکت کردند که از بین آنها حدود ۱۵۰ هزار نفر پذیرفته شدند.^{۸}

در حال حاضر دولت در فکر تصویب و اجرای برنامه‌هایی است که از شرکت بیش از حد دانش‌آموزان در امتحانات ورودی دانشگاه‌ها بکاهد. از جمله این برنامه‌ها گسترش آموزش فنی و حرفه‌ای و خدماتی در سطح تکنیسینی است. دانشگاه آزاد و بقیه مؤسسات آموزش عالی نیز به همین شکل تراکم بیش از حد داوطلبان ورود به دانشگاه‌ها رو به رو هستند. کنکور یا امتحان ورودی دانشگاه‌ها با توجه به نوع مدرک تحصیلی دانش‌آموزان در گروه‌های آزمایشی علوم تجربی، ریاضی فیزیک، هنر، و علوم انسانی صورت می‌گیرد که داوطلبان تحصیل در ۸ پیک آموزش عالی، سال اول، فروردین ۱۳۷۶.

رشته‌های پزشکی، مهندسی، علوم پایه، هنر و علوم انسانی باید حد نصاب نمره قبولی را اکسب کنند. نحوه آزمون زمانی یک مرحله‌ای و زمانی دو مرحله‌ای بوده است. چندین سال بعد از انقلاب همراه با امتحان علمی، گزینش اخلاقی - عقیدتی و سیاسی نیز صورت می‌گرفت. در سال‌های اخیر عمدتاً صلاحیت‌های علمی ملاک گزینش بوده است. بخشی از سهمیه دانشگاه‌های دولتی و غیر دولتی به فرزندان شهدای انقلاب و جنگ و افراد بسیج دیگر نهادهای اجرایی کشور تعلق دارد که پذیرش آنان نیز از طریق کنکور صورت می‌گیرد.

دوره‌های تحصیلات تکمیلی دانشگاه تربیت مدرس

ارتقای سطح علمی و آموزشی دانشگاه‌های کشور از طریق دایرکردن دوره‌های کارشناسی، ارشد و دکتری همواره یکی از ابزارهای اساسی برای دستیابی به استقلال علمی و فنی بوده است. نخستین گام‌ها در این زمینه در سال‌های قبل از انقلاب برداشته شد. برای مثال در سال ۱۳۱۳ ش دانشگاه تهران در چهار رشته برق، راه و ساختمان، معدن و مکانیک دوره کارشناسی، ارشد دایر کرد.

در سال ۱۳۴۹ ش دوره‌های کارشناسی ارشد در ۳۹ رشته و در۱۳۵۳ ش در ۶۷ رشته دایر بود. همچنین در برخی رشته‌ها مانند ادبیات و حقوق در سال‌های قبل از انقلاب دوره‌های دکتری دایر شده بود. سابقه دوره‌های دکترای پزشکی در کشور به ۱۴۵ سال پیش باز می‌گردد. قابل ذکر است که اعزام دانشجو به خارج در سال‌های قبل از انقلاب متداولترین راه ادامه تحصیلات تکمیلی بود. در سال‌های پس از انقلاب نیز اعزام دانشجو به خارج ادامه یافت. اما به دلیل بروز تنگناهای اقتصادی و ایجاد مشکلاتی پیرامون روابط ایران با برخی از کشورهای پیشرفته و نیز نیاز روزافزون به افراد متخصص برای دانشگاه‌ها و سایر سازمان‌ها، به توسعه دوره‌های تکمیلی در داخل کشور بیش از پیش توجه شد. بدین ترتیب در اکثر دانشگاه‌های کشور دوره‌های کارشناسی ارشد و دکتری دایر شد. یکی از مهم‌ترین اقدامات در این زمینه تأسیس دانشگاه تربیت مدرس بود. این دانشگاه در سال ۱۳۶۰ ش با تصویب ستاد انقلاب فرهنگی با نام «مدرسه تربیت مدرس» به منظور تربیت مدرسان برای تدریس در دانشگاه‌ها و

مؤسسات آموزش عالی در مقاطع تحصیلی کارشناسی ارشد و دکترای تخصصی تأسیس شد و در سال ۱۳۶۵ ش به «دانشگاه تربیت مدرس» تغییر نام داد.^{۹}

این دانشگاه در شهر تهران واقع و وابسته به وزارت فرهنگ و آموزش عالی است. این دانشگاه دارای هفت دانشکده در شش گروه عمده رشته‌های تحصیلی پزشکی، علوم انسانی، علوم پایه، فنی و مهندسی، کشاورزی، دامپزشکی و هنر بوده که در مقاطع تحصیلی کارشناسی ارشد و دکترای تخصصی در ۱۱۲ رشته تحصیلی دانشجو داشته است.

در سال ۱۳۷۵ ش، این دانشگاه ۳۳۱۳ نفر دانشجو داشته که ۴۴۲ نفر (۳۴/۱۳ درصد) زنان و ۲۸۷۱ نفر (۶۶/۸۶ درصد) را مردان تشکیل داده‌اند. از این تعداد ۲۳۷۵ نفر در مقاطع کارشناسی ارشد و ۹۳۸ نفر در مقطع دکتری مشغول به تحصیل بوده‌اند.^{۱۰}

دانشگاه آزاد اسلامی،

دانشگاه آزاد اسلامی در سال‌های قبل از انقلاب (سال ۱۳۵۲ ش) با اقتباس از دانشگاه آزاد (Open University) کشورهای غربی با روش آموزش از راه دور و با استفاده از کمک‌های مردمی و دولتی ایجاد شد. این دانشگاه در سال‌های پس از انقلاب از اهداف اولیه‌اش فاصله گرفت و در شرایط ناتوانی دولت در سرمایه گذاری در آموزش عالی (به دلیل جنگ با عراق) و افزایش متقاضیان ورود به دانشگاه به صورت یک مرکز آموزش عالی در آمد که هزینه‌اش را از دانشجویان یا کمک‌های مردمی دریافت می‌کرد. قابل ذکر است که در سال‌های پس از انقلاب (سال ۱۳۶۶ش) وزرات فرهنگ و آموزش عالی، دانشگاه پیام نور را که روش غیر حضوری و آموزش از راه دور داشت جایگزین دانشگاه آزاد قبل از انقلاب کرد. به تدریج دانشگاه ملزم شد برای آن که مدارک تحصیلی‌اش مورد تأیید وزارت فرهنگ و آموزش عالی و وزارت بهداشت و درمان قرار گیرد، معیارهای این دو وزارتخانه را در زمینه‌های مختلف آموزشی و اداری رعایت کند.

۹. رجوع شود به: سیمای آموزش عالی ایران (هیأت علمی - دانشجویان)، سال ۱۳۷۵، مؤسسه پژوهش و برنامه‌ریزی آموزش عالی، خرداد ۱۳۷۷، صص ۱۱۱-۱۱۳. ۱۰. همان.

با توجه به تقاضای مردم مناطق مختلف کشور، دانشگاه آزاد اسلامی توانست واحدهای دانشگاهی را در سراسر کشور در بیشتر رشته‌های علمی و کاربردی دایر کند. در حال حاضر تقریباً در تمام شهرهای کشور دانشگاه آزاد اسلامی فعالیت آموزشی دارد. بیشترین تمرکز دانشجویان واحدهای دانشگاه آزاد در شهر تهران و استان تهران واقع است. نحوه پذیرش دانشجو از طریق آزمون ورودی است. بیشتر پذیرفته شدگان این دانشگاه در مقطع کارشناسی مشغول به تحصیل هستند و درصد کمی از آنها نیز در دوره‌های تکمیلی کارشناسی ارشد و دکتری درس می‌خوانند.

دانشگاه مخصوص زنان - دانشگاه الزهرا

در سال ۱۳۴۳ ش «مدرسه عالی دختران تهران» به منظور آموزش و پرورش نیمی از جمعیت فعال کشور و هدایت علمی استعدادهای زنان و تقویت مهارت‌های رهبری آنان به منطور آماده شدن برای احراز مسئولیت‌های متنوع اجتماعی با سه رشته تحصیلی روانشناسی، مترجمی زبان‌های خارجی، منشی گری و فنون خانه‌داری تأسیس گردید.^{۱۱} این مدرسه در سال ۱۳۵۴ ش به دانشگاه تبدیل شد و با تصمیم ستاد انقلاب فرهنگی در سال ۱۳۵۹ به دانشگاه الزهرا تغییر نام داد.

این دانشگاه که در شهر تهران قرار دارد وابسته به وزارت فرهنگ و آموزش عالی است و دارای چهار دانشکده در سه گروه علوم انسانی، علوم پایه و هنر است که در مقاطع تحصیلی، کارشناسی، کارشناسی ارشد و دکترای تخصصی در ۴۱ رشته تحصیلی دانشجو داشته است. در سال ۱۳۷۵ ش در این دانشگاه ۳۷۹۶ دانشجوی زن به تحصیل اشتغال داشتند.

نخستین دانشگاه بین‌المللی ایران - دانشگاه بین‌المللی امام خمینی

پذیرش دانشجو از کشورهای دیگر نیز صورت می‌گرفت و اتباع کشورهای مختلف بدون تأکید بر مسلمان بودن به ویژه در رشته‌های تحصیلی مربوط به ادبیات و فرهنگ و هنر قدیم و جدید ایران در دانشگاه‌های داخل کشور در سطوح کارشناسی تا دکتری پذیرفته می‌شدند. اما

۱۱. همان، صص ۶۵-۶۶.

در سال‌های پس از انقلاب مسئولان تصمیم گرفتند که یک مرکز آموزش عالی مستقل برای دانشجویان سایر کشورها با تأکید بر اهداف اسلامی دایر کنند. برای تحقق این هدف با استفاده از امکانات مجتمع آموزش عالی قزوین یک مرکز آموزش عالی به نام دانشگاه بین‌المللی امام خمینی دایر شد.

بدین ترتیب در سال ۱۳۶۲ ش با تصویب مجلس شورای اسلامی به منظور معرفی فرهنگ و تمدن و معارف اسلامی، تحقق و اشاعه فرهنگ اسلامی در سطح بین‌المللی و برقراری ارتباط با شخصیت‌ها و مراکز علمی جهان به ویژه مراکز اسلامی و با هدف گسترش تحصیلات عالیه کشور، دانشگاه بین‌المللی امام خمینی تأسیس شد و آیین نامه نهایی آن در خرداد ۱۳۷۳ ش به تصویب وزارت فرهنگ و آموزش عالی رسید. قابل ذکر است که مجتمع آموزش دهخدا (قزوین) که از ادغام مدرسه عالی علوم اقتصادی و اجتماعی قزوین (تأسیس ۱۳۵۰ ش) و مدرسه عالی علوم اداری و بازرگانی قزوین (تأسیس ۱۳۴۹ ش) ایجاد شده بود، در سال ۱۳۶۹ ش در دانشگاه بین‌المللی امام خمینی (قزوین) ادغام شد. این دانشگاه وابسته به وزارت فرهنگ و آموزش عالی است.^{۱۲}

دانشگاه امام خمینی دارای پنج دانشکده در پنج گروه عمده رشته‌های تحصیلی علوم انسانی، علوم پایه، فنی و مهندسی، کشاورزی و دامپروری و هنر است که در مقطع کارشناسی، و کارشناسی ارشد در ۲۶ رشته دانشجو می‌پذیرد.

در سال ۷۷-۱۳۷۶ ش ۲۸۵۷ دانشجو در این دانشگاه به تحصیل اشتغال داشته‌اند که ۱۱۰۶ نفر آنان زن بودند.

از کل ۲۸۵۷ نفر دانشجو، ۱۵۴۹ نفر در علوم انسانی، ۵۹۶ نفر در علوم پایه، ۷۲ نفر در کشاورزی و دامپروری، ۴۱۲ نفر در فنی و مهندسی و ۲۲۸ نفر در هنر و معماری مشغول به تحصیل بودند.

یادآور می‌شود که در سال تحصیلی ۷۷-۱۳۷۶ در کل دانشگاه‌های کشور ۷۷۸ نفر دانشجو غیر ایرانی مشغول به تحصیل بودند که از میان آنان ۱۹۹ نفر افغانی، ۱۲۹ نفر عراقی، ۸۷ نفر

۱۲. همان، ص ۹۴ و ۹۵.

تاجیکی، ۶۸ نفر از جمهوری آذربایجان، ۶۸ نفر پاکستانی و بقیه اتباع کشمیر، بوسنی، سودان، ترکیه، یمن، هند، سوریه و چین بوده‌اند.^{۱۳}

مراحل و دوره‌های تحصیلی در حوزه‌های علمیه^{۱۴}

آنچه امروزه مقاطع و مراحل درسی در حوزه‌های علمیه نامیده می‌شود، سابقه در قرون و اعصار دارد. شاید بتوان گفت که از آغاز (قرون اولیه هجری) حوزه‌های علوم دینی به معنای خاص کلمه، یک طلبه و دانشجوی علوم اسلامی همین مراحل را طی کرده است. سه مقطع و مرحله اساسی در نظام آموزشی حوزه‌های علمیه وجود دارد:

1. مرحله مقدمات
2. مرحله سطح
3. مرحله خارج

1. مرحله مقدمات

همچنانکه از نام آن بر می‌آید طلبه در این مرحله با دروس پایه و اساسی که برای کسب علوم اسلامی و به تعبیر دقیق‌تر برای فرا گرفتن اصول فقه بدان نیازمند است، آشنا می‌شود. این مقدمات عبارت‌اند از:

الف) ادبیات عرب (شامل صرف و نحو، معانی بیان، بدیع) ب) منطق

ج) آشنایی اجمالی و مقدماتی با اصول فقه

این دوره به طور متوسط سه سال طول می‌کشد که البته بسته به توانایی و استعداد طلاب امکان طولانی‌تر شدن یا کوتاهتر شدن آن وجود دارد. منابع عمده درسی این دوره عبارت‌اند از:

۱۳. رجوع شود به: آمار آموزش عالی ایران سال تحصیلی ۷۷-۱۳۷۶: مؤسسه پژوهش و برنامه‌ریزی آموزش عالی، ص ۳۱۱.

۱۴. محمد علی ضمیری، همان، ص ۱۰۷.

کتاب جامع المقدمات (آموزش اجمالی صرف و نحو)، کتاب البهجه، المرضیه، (معروف به کتاب السیوطی که شرحی بر الفیه ابن مالک بوده و شامل یک دوره نسبتاً تفصیلی نحو است)، کتاب مختصر المعانی، (شامل علوم مختلف ادبی از قبیل معانی بیان و بدیع)، مغنی اللبیب (مطالبی در علم نحو). در منطق نیز کتاب‌های مختلفی مثل حاشیه ملا عبدالله، و شرح شمسیه نامیده می‌شود.

2. مرحله سطح

در این مرحله محور مباحث و مطالب بر دو موضوع اصلی یعنی «فقه» و «اصول فقه» استوار است.

طلاب در مدتی که به طور متوسط ۶ سال طول می‌کشد با استفاده از کتاب شریف لمعه از شهید ثانی و کتاب اصول الفقه نوشته محمدرضا مظفر با یک دوره نسبتاً کامل فقه اصول و فقه شیعه آشنا می‌شوند.

۳. مرحله خارج

پس از آن که طلاب در مدتی قریب به نه سال دروس پایه و مقدماتی را پشت سر گذاشتند و به طور کامل با مبانی فقه و اصول آشنا شدند وارد مرحله جدیدی می‌شوند که در اصطلاح حوزه بدان مرحله «خارج» اطلاق می‌شود و در حقیقت دوره عالی تحقیقات در فقه و اصول است. در پایان این مرحله، طلاب صاحب رأی و نظر می‌شوند و با استفاده از آمادگی‌هایی که در طول سالیان تحصیلشان به دست آورده‌اند به سوی اجتهاد و کسب قدرت استنباط احکام شرعی گام برمی دارند.

مهم‌ترین کتاب‌هایی که در مرحله خارج استفاده می‌شود عبارت است از: کتاب شرایع الاسلام نوشته عالم معروف شیعه، محقق حلی و کتاب عروه الوثقی نوشته فقیه مشهور، سید محمد کاظم طباطبایی.

امروزه بر اساس برنامه‌های شورای مدیریت حوزه علمیه قم، در پایان هر سال تحصیلی این شورا با همکاری وزارت علوم از طلاب امتحان به عمل می‌آورد و طلاب به پایه‌های بالاتر ارتقا می‌یابند. به دارندگان مدارک حوزوی، گواهی معادل در نظام دانشگاهی اعطا می‌گردد

ویژگی‌ها و خصایص نظام آموزشی حوزه‌های علمیه

الف) آزادی در انتخاب استاد.

ب) عدم محدودیت زمانی در مقاطع تحصیلی.

ج) اصل قرار دادن اجتهاد و صاحب رأی شدن از ویژگی‌های مثبت حوزه است. البته ناگفته نماند که این نظام نقاط ضعفی در بعضی از زمینه‌ها نیز دارد: ۱. تخصصی نشدن علوم مختلف حوزه.

وزه‌ها خالی

۲. جای بسیاری از علوم و حداقل بعضی علوم جدید و مورد نیاز در ا؟ است.

از نظر انتخاب طلبه، تهیه کتب از جنبه کمی و کیفی، وضع خدمات رسانی امور رفاهی، انجام امتحانات به طور جدی و نظارت بر وضعیت طلاب، تحولات مثبتی بعد از انقلاب صورت گرفته است.

تا پیش از انقلاب اسلامی ۱۳۵۸ ش در سرشماری‌ها تعداد افراد شاغل به تحصیل در حوزه‌های دینی به طور مشخص و مستقل پرسیده نمی‌شد. به همین دلیل در نتایج انتشار یافته سرشماری‌های ۱۳۳۵، ۱۳۴۵ و ۱۳۵۵ ش، ارقام شاغلین به تحصیل در حوزه‌های دینی موجود نیست. اما در سرشماری‌های ۱۳۶۵ و ۱۳۷۵ ش، ارقام یادشده به شرح زیر ارائه شده که نشانگر رشد کمی شاغلین به تحصیل در حوزه‌های دینی طی دهه ۱۳۶۵ تا ۱۳۷۵ و نیز اشتغال زنان به تحصیلات حوزوی و نیز تمرکز این حوزه‌ها در مراکز شهری است.

شاغلین به تحصیل در حوزه‌های دینی کشور در سال‌های ۷۵-۱۳۶۵ ش

سال ۱۳۷۵ ش
جمع
۶۲۷۳۱
  1. در تدوین این بخش، از مقاله ذیل استفاده شده است: محسن خلیجی، «نگاهی کلی به وضعیت آموزش عالی در ایران: دیروز، امروز و فردا»، مجموعه مقالات نخستین سمینار آموزش عالی در ایران، ج ۱، تهران: علامه طباطبایی، ۱۳۷۵.
  2. محسن خلیجی، «نگاهی کلی به وضعیت آموزش عالی در ایران: دیروز، امروز و فردا»، مجموعه مقالات نخستین سمینار آموزش عالی در ایران، ج ۱، تهران: علامه طباطبایی، ۱۳۷۵، ص77.
  3. محسن خلیجی، «نگاهی کلی به وضعیت آموزش عالی در ایران: دیروز، امروز و فردا»، مجموعه مقالات نخستین سمینار آموزش عالی در ایران، ج ۱، تهران: علامه طباطبایی، ۱۳۷۵، ص79.