پرش به محتوا

احزاب سیاسی: تفاوت میان نسخه‌ها

از ویکی ایران
Karimian (بحث | مشارکت‌ها)
بدون خلاصۀ ویرایش
Karimian (بحث | مشارکت‌ها)
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۳: خط ۳:
== نیز نگاه کنید به ==
== نیز نگاه کنید به ==


* [[حزب رستاخیز]]  
* [[حزب رستاخیز]]
* [[حزب ایران نوین]]
* [[حزب ایران نوین]]
* [[اجتماعیون عامیون]]
* [[اجتماعیون عامیون]]
خط ۹: خط ۹:


== مآخذ ==
== مآخذ ==
 
<references />
== منبع اصلی ==
== منبع اصلی ==
[https://icro.ir/ سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، مرکز مطالعات راهبردی روابط فرهنگی] (1398). دانشنامه ایران. تهران: [https://alhoda.ir/ موسسه فرهنگی هنری و انتشارات بین المللی الهدی]،
[https://icro.ir/ سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، مرکز مطالعات راهبردی روابط فرهنگی] (1398). دانشنامه ایران. تهران: [https://alhoda.ir/ موسسه فرهنگی هنری و انتشارات بین المللی الهدی]،

نسخهٔ ‏۲۳ آوریل ۲۰۲۵، ساعت ۰۹:۱۲

احزاب سیاسی، نخستین نشانه‌های پیدایش احزاب سیاسی در ایران به تشکیل سازمان‌های نیمه مخفی در آستانه انقلاب مشروطه باز می‌گردد[۱]. در میان این سازمان‌ها، «مرکز غیبیِ» تبریز و «حزب اجتماعیون عامیونِ» روشنفکران مهاجر ایرانی در باکو به سوسیالیسم گرایش داشتند؛ «مجمع آدمیت» از مرام لیبرالی پیروی می‌کرد؛ «کمیته انقلابی» از روشنفکران رادیکال تشکیل شده بود و «انجمن مخفی» دارای گرایش مذهبی بود و با سید محمد طباطبایی و سید عبدالله بهبهانی رابطه داشت[۲]. این سازمان‌ها در پیروزی انقلاب مشروطه و جنگ داخلی پس از کودتای محمدعلی‌شاه برای اعاده مشروطیت نقش مهمی داشتند. پس از استقرار دوره دوم مجلس شورای ملی، برای نخستین بار دو حزب «اجتماعیون عامیون» و «اجتماعیون اعتدالیون» (یا دمکرات) رسماً فعالیت خود را آغاز کردند که اولی گرایشی محافظه کار و دومی تمایلی انقلابی داشت[۳]. رقابت این دو حزب به تدریج به خشونت گرایید و حوادثی چون قتل سید عبدالله بهبهانی و خلع سلاح اجباری مجاهدین آذربایجانی تحت فرمان ستارخان و باقرخان نتیجه آن بود[۴]. اما اعضای این دو حزب بر سر مواجهه با اولتیماتوم روسیه در ماجرای مورگان شوستر هم‌صدا شدند و دولت را به مقاومت در برابر فشار همسایه شمالی فرا خواندند[۵]. مجلس دوم به دلیل همین مقاومت توسط ناصرالملک، نایب‌السلطنه، منحل شد[۶]. گروهی از رهبران دموکرات‌ها و اعتدالیون در مجلس سوم نیز در جریان جنگ جهانی اول با هم همراه شدند و کمیته مقاومت ملی را تشکیل دادند[۷]. نخستین حزب کمونیست ایران مدتی پس از وقوع انقلاب 1917م روسیه در مناطق شمالی کشور تأسیس شد و برای مدتی جمهوری سوسیالیستی گیلان را به همراه رهبران نهضت جنگل*، تشکیل داد[۸]. پس از کودتای 1299ش و در مجلس چهارم، تقسیم‌بندی دمکرات‌ها و اعتدالیون تحت تأثیر اختلافاتی که در جنگ جهانی اول و ماجرای قرارداد 1919م پیش آمده بود، تغییر کرد و دو حزب «سوسیالیست» و «اصلاح‌طلب» به وجود آمدند[۹]. در مجلس پنجم هواداران سردار سپه حزب «تجدد» را تشکیل دادند که ابتدا از برقراری جمهوری و سپس از به سلطنت رسیدن رضاخان حمایت کرد[۱۰]. فعالیت‌های حزبی در دوران رضاشاه پهلوی تقریباً تعطیل شد و تنها هواداران سوسیالیسم اقدامات مخفیانه خود را ادامه دادند[۱۱]. اعضای گروه مارکسیستی موسوم به 53 نفر به رهبری دکتر تقی ارانی که در 1316ش بازداشت شدند، به اتهام ترویج مرام اشتراکی محاکمه و به زندان محکوم گردیدند[۱۲]. پس از اشغال کشور توسط قوای متفقین و کناره‌گیری رضاشاه، فضای سیاسی کشور به کلی منقلب شد و احزاب و تشکل‌های سیاسی بی‌شماری به وجود آمد. از مهم‌ترین آنها می‌توان به حزب توده، حزب ایران، حزب اتحاد ملی به رهبری سید محمدصادق طباطبایی و سهام‌السلطان بیات، حزب عدالت به رهبری جمال امامی، علی دشتی و ابراهیم خواجه‌نوری و حزب اراده ملی به رهبری سید ضیاءالدین طباطبایی* اشاره کرد که در کشمکش‌های دوره چهاردهم مجلس نقشی فعال بازی کردند[۱۳]. از سوی دیگر احزابی چون فرقه دمکرات آذربایجان و فرقه دمکرات کردستان با حمایت شوروی و در نقاط تحت اشغال آن تشکیل شدند که داعیه خودمختاری و استقلال داشتند[۱۴]. گروهی از جوانان رادیکال مذهبی نیز به رهبری سید مجتبی نواب صفوی، جمعیت فدائیان اسلام* را تشکیل دادند که در طول فعالیت خود احمد کسروی، حاجیعلی رزم‌آرا (نخست‌وزیر وقت) و عبدالحسین هژیر (وزیر وقت دربار) را به قتل رساندند و علیه دکتر حسین فاطمی و حسین علاء (نخست‌وزیر در سال 1334ش) سوء قصد نافرجام داشتند[۱۵]. احمد قوام، نخست‌وزیری که در 1324ش برای حل غائله آذربایجان انتخاب شد، با حزب توده ائتلاف کرد و سه وزیر توده‌ای در دولت خود به کار گرفت؛[۱۶] اما هنگامی که با واکنش‌های تند نیروهای محافظه‌کار روبه‌رو شد، در روش خود تجدید نظر کرد. او همچنین برای تثبیت قدرت خود در مجلس پانزدهم، حزبی به نام حزب دموکرات ایران* تشکیل داد و با دخالت گسترده در انتخابات، نامزدهای این حزب را به مجلس وارد کرد[۱۷]. اما این نمایندگان به او وفادار نماندند و حزب مدتی بعد منحل شد. در انتخابات مجلس شانزدهم نیز تلاش محمدرضا شاه پهلوی و دربار برای دستکاری در انتخابات به تشکیل جبهه ملی ایران* به رهبری دکتر محمد مصدق انجامید[۱۸]. در این جبهه گروه‌هایی چون حزب ایران، حزب زحمتکشان (و «نیروی سوم»، پس از انشعاب از زحمتکشان)، حزب پان ایرانیست، جامعه مسلمانان مجاهد و حزب مردم ایران مشارکت داشتند[۱۹]. ملی شدن نفت ایران تا حدودی نتیجه فعالیت این احزاب و گروه‌ها بود. بازمانده گروه‌های جبهه ملی پس از کودتای 28 مرداد* 1332ش، ابتدا نهضت مقاومت ملی را تشکیل دادند و سپس جبهه ملی دوم و سوم ایجاد شد که توفیق چندانی نیافت[۲۰]. نهضت آزادی ایران* یکی از تشکل‌های جبهه ملی سوم بود که در 1340ش تأسیس شده بود[۲۱] و پس از انقلاب اسلامی نیز به فعالیت خود ادامه داد. از گروه‌ها و احزاب مذهبی که در سال‌های پس از کودتا فعال بودند می‌توان از هیأت‌های مؤتلفه اسلامی نام برد که ترور حسنعلی منصور را در 1343ش طراحی و اجرا کردند[۲۲] و پس از پیروزی انقلاب اسلامی وارد حکومت شدند. از سوی دیگر محمدرضا شاه در دهه 1330ش به تقلید از نظام‌های دوحزبی آمریکا و بریتانیا، دو سیاستمدار وفادار به خود را مأمور تشکیل حزب‌های حکومتی کرد. به این ترتیب اسدالله علم حزب مردم و دکتر منوچهر اقبال، حزب ملیون را تشکیل دادند[۲۳]. حزب ملیون در دهه 1340ش جای خود را به حزب ایران نوین داد. نظام دو حزبی تا اواخر سال 1353ش که شاه ناگهان تصمیم خود را برای تشکیل حزبی واحد به نام حزب رستاخیز ملی ایران* اعلام کرد، برقرار بود[۲۴]. همه احزاب دیگر، با تشکیل این حزب واحد تعطیل شدند و تنها در بحبوحه انقلاب اسلامی امکان فعالیت آنها دوباره فراهم شد. در طول سال‌های اولیه دهه 1350ش چند سازمان چریکی زیرزمینی نیز شکل گرفت که مهم‌ترین آنها سازمان فدائیان خلق ایران* و سازمان مجاهدین خلق ایران* بودند[۲۵]. جامعه روحانیت مبارز*، مجمع روحانیون مبارز*، سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی*، حزب کارگزاران سازندگی و جبهه مشارکت ایران اسلامی مهم‌ترین حزب‌های فعال در عرصه سیاست ایران در عصر جمهوری اسلامی هستند.

نیز نگاه کنید به

مآخذ

  1.   آبراهامیان، یرواند. ایران بین دو انقلاب. ترجمه احمد گل‌محمدی و محمدابراهیم فتاحی ولیلایی، تهران: نشر نی، 1382، ص 98.
  2. ناظم‌الاسلام كرمانی. تاریخ بیداری ایرانیان. تهران: امیركبیر، 1381، ص 163-165؛ آبراهامیان، یرواند. ایران بین دو انقلاب. ترجمه احمد گل‌محمدی و محمدابراهیم فتاحی ولیلایی، تهران: نشر نی، 1382. 99-103.
  3.   بهار، محمدتقی. تاریخ مختصر احزاب سیاسی ایران. ج 1، تهران: امیركبیر، 1380، ص 8-11.
  4.   تقی‌زاده، سیدحسن. زندگی طوفانی؛ خاطرات سید حسن تقی‌زاده. تهران: انتشارات علمی، 1368، ص 143-145؛ بهار، محمدتقی. تاریخ مختصر احزاب سیاسی ایران. ج 1، تهران: امیركبیر، 1380. ص 11؛ آبراهامیان، یرواند. همان. ص 133-134؛ كسروی، احمد. تاریخ 18 ساله آذربایجان. تهران: امیركبیر، 1378، ص 137-146.
  5. همایون كاتوزیان، محمدعلی. دولت و جامعه در ایران؛ انقراض قاجار و استقرار پهلوی. ترجمه حسن افشار، تهران: نشر مركز، 1379، ص 93؛ آبراهامیان، یرواند. ایران بین دو انقلاب. ترجمه احمد گل‌محمدی و محمدابراهیم فتاحی ولیلایی، تهران: نشر نی، 1382. ص 136.
  6. عاقلی، باقر. روزشمار تاریخ ایران؛ از مشروطه تا انقلاب. ج 1، تهران: نشر گفتار، 1379، ص 88.
  7.   كسروی، احمد. تاریخ 18 ساله آذربایجان. تهران: امیركبیر، 1378. ص 639؛ بهار، محمدتقی. تاریخ مختصر احزاب سیاسی ایران. ج 1، تهران: امیركبیر، 1380. ص 23.
  8. غنی، سیروس. ایران؛ برآمدن رضاخان. ترجمه حسن كامشاد. تهران: انتشارات نیلوفر، 1380، ص 87-88.
  9. بهار، محمدتقی.تاریخ مختصر احزاب سیاسی ایران. ج 1، تهران: امیركبیر، 1380. ص 120-121.
  10. بهار، محمدتقی.تاریخ مختصر احزاب سیاسی ایران. ج 2، ص 28؛ غنی، سیروس.ایران؛ برآمدن رضاخان. ترجمه حسن كامشاد. تهران: انتشارات نیلوفر، 1380. ص 332.
  11. نوذری، عزت‌الله. تاریخ احزاب سیاسی در ایران. شیراز: نوید، 1380، ص 16؛ آبراهامیان، یرواند. ایران بین دو انقلاب. ترجمه احمد گل‌محمدی و محمدابراهیم فتاحی ولیلایی، تهران: نشر نی، 1382. ص 193-194.
  12.   عاقلی، باقر.روزشمار تاریخ ایران؛ از مشروطه تا انقلاب. ج 1، تهران: نشر گفتار، 1379 . ج 1، 318.
  13. آبراهامیان، یرواند. ایران بین دو انقلاب. ترجمه احمد گل‌محمدی و محمدابراهیم فتاحی ولیلایی، تهران: نشر نی، 1382. ص193-194.
  14. آبراهامیان، یرواند. ایران بین دو انقلاب. ترجمه احمد گل‌محمدی و محمدابراهیم فتاحی ولیلایی، تهران: نشر نی، 1382. ص 286.
  15. همایون کاتوزیان، محمدعلی. مصدق و نبرد قدرت. ترجمه احمد تدین، تهران: مؤسسه خدمات فرهنگی رسا، 1379، ص 298.
  16. آبراهامیان، یرواند. ایران بین دو انقلاب. ترجمه احمد گل‌محمدی و محمدابراهیم فتاحی ولیلایی، تهران: نشر نی، 1382. ص 288-289.
  17.   آبراهامیان، یرواند. ایران بین دو انقلاب. ترجمه احمد گل‌محمدی و محمدابراهیم فتاحی ولیلایی، تهران: نشر نی، 1382. ص 296.
  18. همایون کاتوزیان، محمدعلی. مصدق و نبرد قدرت. ص 149-151.
  19. همایون کاتوزیان، محمدعلی. مصدق و نبرد قدرت. ص 171-176.
  20. نجاتی، غلامرضا. تاریخ سیاسی بیست و پنج ساله ایران. ج 1، تهران: خدمات فرهنگی رسا، 1373، فصل‌های سوم و پنجم.
  21. برزین، سعید. زندگینامه سیاسی مهندس مهدی بازرگان. تهران: نشر مرکز، 1374، ص 310-312.
  22. استادی، کاظم. سرنوشت منصور. تهران: نشر قدس، 1381، ص 251.
  23. عاقلی، باقر.روزشمار تاریخ ایران؛ از مشروطه تا انقلاب. ج 2، تهران: نشر گفتار، 1379 . ص 79.
  24. عاقلی، باقر.روزشمار تاریخ ایران؛ از مشروطه تا انقلاب. ج 2، تهران: نشر گفتار، 1379. ص 294.
  25. نجاتی، غلامرضا. تاریخ سیاسی بیست و پنج ساله ایران. ج 1، تهران: خدمات فرهنگی رسا، 1373، 376.

منبع اصلی

سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، مرکز مطالعات راهبردی روابط فرهنگی (1398). دانشنامه ایران. تهران: موسسه فرهنگی هنری و انتشارات بین المللی الهدی،

نویسنده مقاله

امید پارسانژاد