پرش به محتوا

احمد قوام السلطنه( رجال سیاسی): تفاوت میان نسخه‌ها

از ویکی ایران
Samei (بحث | مشارکت‌ها)
صفحه‌ای تازه حاوی «'''قوام، احمد، قوام‌السلطنه''' (1290ق / 1873م-1334ش)، رجل سياسي، از وزيران و صدراعظم دورة قاجار و نخست‌وزير دورة پهلوي. در تهران متولد شد. او فرزند ميرزا ابراهيم معتمدالسلطنه و برادر وثوق‌الدوله است.<sup>1</sup> تحصيلات متوسطه را در تهران تمام كرد سپس وار...» ایجاد کرد
 
Karimian (بحث | مشارکت‌ها)
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۱: خط ۱:
'''قوام، احمد، قوام‌السلطنه''' (1290ق / 1873م-1334ش)، رجل سياسي، از وزيران و صدراعظم دورة قاجار و نخست‌وزير دورة پهلوي.
[[پرونده:E51d9bcf6d91485d945f8eaa6e3ab288.jpg|بندانگشتی|احمد قوام السلطنه برگرفته از وبسایت مجله اینترنتی همیار قابل بازیابی از<nowiki/>https://hamyaar.ir/post/40375/%D8%A7%D8%AD%D9%85%D8%AF-%D9%82%D9%88%D8%A7%D9%85-%D9%82%D9%88%D8%A7%D9%85-%D8%A7%D9%84%D8%B3%D9%84%D8%B7%D9%86%D9%87-%D8%B3%DB%8C%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D9%85%D8%AF%D8%A7%D8%B1-%DA%A9%D8%A7%D8%B1%DA%A9/]]
'''[[احمد قوام السلطنه( رجال سیاسی)|قوام، احمد، قوام‌السلطنه]]''' (1290ق / 1873م-1334ش)، رجل سیاسی، از وزیران و صدراعظم دوره قاجار و نخست‌وزیر دوره پهلوی.


در تهران متولد شد. او فرزند ميرزا ابراهيم معتمدالسلطنه و برادر وثوق‌الدوله است.<sup>1</sup> تحصيلات متوسطه را در تهران تمام كرد سپس وارد مدرسة حقوق پاريس در رشتة علوم سياسي شد. ولي موفق به اتمام آن نشد.<sup>2</sup> پس از بازگشت به ايران به دليل حسن خط و شيوة نگارش مورد توجه ناصرالدين شاه قرار گرفت و ملقب به دبير حضور شد. در سفر سوم مظفرالدين شاه به اروپا در زمرة همراهان قرار گرفت و پس از بازگشت به تهران با لقب وزير حضور رئيس دفتر مخصوص مظفرالدين شاه شد و در همين سمت فرمان مشروطيت را نوشت و آن را به امضاي مظفرالدين شاه رسانيد.<sup>3</sup> قوام در 1324ق / 1906م پس از فوت نريمان خان قوام‌السلطنه وزير مختار ايران در اتريش با اهداي 25 هزار اشرفي از شاه لقب قوام‌السلطنه گرفت.<sup>4</sup> در كابينة سردار اسعد بختياري به معاونت وزارت داخله و سپس به معاونت وزارت جنگ منصوب شد. در مرداد 1328ق / 1910م در كابينة اول مستوفي‌الممالك وزارت جنگ را احراز كرد و توانست لايحة خلع سلاح مجاهدين را از تصويب مجلس بگذراند به همين سبب درگيري بين قواي دولتي و نيروهاي ستارخان در پارك اتابك به وقوع پيوست كه منجر به زخمي‌شدن ستار خان گرديد. در 1329ق / 1911م در كابينة دوم محمدولي خان سپهدار تنكابني به وزارت عدليه منصوب شد و در هيئت دولت صمصام‌السلطنه بختياري به وزارت داخله رسيد. در 1330ق / 1912م در كابينة محمدعلي خان علاءالسلطنه وزارت ماليه را عهده‌دار شد و در 1335ق / 1917م در دورة دوم نخست‌وزيري علاءالسلطنه وزير داخله شد. اين سمت را در كابينة عين‌الدوله نيز حفظ كرد.<sup>5</sup> در دورة مستوفي‌الممالك به عنوان والي خراسان منصوب شد و موجبات انتقال كلنل محمدتقي خان پسيان<sup>*</sup> را براي رياست ژاندارمري خراسان فراهم كرد. اما پس از كودتاي سيد ضياء طباطبايي<sup>*</sup> در 1299ش دستور دستگيري وي به كلنل پسيان داده شد و در نوروز 1300 دستگير و به تهران فرستاده شد.<sup>6</sup> پس از سقوط دولت سيد ضياء، احمدشاه وي را به عنوان نخست‌وزير انتخاب كرد.<sup>7</sup> از مهم‌ترين اقدامات وي در اين دوران پايان دادن به نهضت جنگل<sup>*</sup> و قيام كلنل محمدتقي پسيان در خراسان بود.<sup>8</sup> اختلافات قوام با احمدشاه و سردار سپه و همچنين نارضايتي شوروي و انگليس از وي به خاطر طرح مسئلة نفت شمال باعث سقوط كابينة وي و جانشيني مشيرالدوله شد.<sup>9</sup> ناتواني مشيرالدوله در ادارة دولت سبب شد مجلس بار ديگر در خرداد 1301ش به كابينة قوام‌السلطنه رأي اعتماد دهد.<sup>10</sup> در اين دوران وي لايحة تشكيل بانك ملي و استخدام مستشاران آمريكايي را براي امور مالي تقديم مجلس كرد.<sup>11</sup> در 1302ش ظاهراً به جرم توطئه بر ضد وزير جنگ تحت تعقيب قرار گرفت و مدتي توقيف شد و سپس به حالت تبعيد به اروپا رفت.<sup>12</sup> در شهريور 1320ش قوام بار ديگر به صحنة سياست بازگشت و در مرداد 1321ش به نخست‌وزيري منصوب شد، ولي در بهمن همان سال استعفا كرد.<sup>13</sup> در 1324ش مجلس چهاردهم بار ديگر وي را به نخست‌وزيري انتخاب كرد. با خاتمة جنگ جهاني دوم دولت شوروي همچنان قسمت‌هايي از خاك ايران را در تصرف داشت و نيز به گرفتن امتيازات نفتي نواحي شمال ايران تمايل داشت و حتي دولتي نيز به رياست سيد جعفر پيشه‌وري<sup>*</sup> در آذربايجان تشكيل داد. قوام با وعدة واگذاري نفت شمال به روس‌ها و امضاي موافقت‌نامه معروف به قوام ـ سادچيكف[1] توانست جلوي جمعيت شوروي را از آذربايجان گرفته و غائلة آذربايجان را ختم كند.<sup>14</sup> همچنين حزب دموكرات<sup>*</sup> ايران را نيز در همين دوران تشكيل داد.<sup>15</sup> شاه به پاسداشت خدمات وي به او لقب «جناب اشرف» داد، با اين حال محبوبيت قوام موجب برانگيخته شدن حسادت شاه و در نتيجه سقوط كابينة قوام در 1326ش شد و او به اروپا رفت.<sup>16</sup>
در تهران متولد شد. او فرزند میرزا ابراهیم معتمدالسلطنه و برادر وثوق‌الدوله است<ref>   دهخدا، علی‌اکبر. '''''لغت‌نامه دهخدا'''''. ذیل قوام‌السلطنه. </ref>. تحصیلات متوسطه را در تهران تمام کرد سپس وارد مدرسه حقوق پاریس در رشته علوم سیاسی شد. ولی موفق به اتمام آن نشد<ref>مهدی‌نیا، جعفر. '''''زندگی سیاسی قوام‌السلطنه'''''. تهران: فوس، 1370، ص 15.</ref>. پس از بازگشت به ایران به دلیل حسن خط و شیوه نگارش مورد توجه ناصرالدین شاه قرار گرفت و ملقب به دبیر حضور شد. در سفر سوم مظفرالدین شاه به اروپا در زمره همراهان قرار گرفت و پس از بازگشت به تهران با لقب وزیر حضور رئیس دفتر مخصوص [[مظفرالدین شاه]] شد و در همین سمت فرمان مشروطیت را نوشت و آن را به امضای مظفرالدین شاه رسانید<ref>  عاقلی، باقر. '''''خاندان‌های حکومت‌گر در ایران.''''' تهران: علم، 1381، ص 273 و 274.</ref>. قوام در 1324ق / 1906م پس از فوت نریمان خان قوام‌السلطنه وزیر مختار ایران در اتریش با اهدای 25 هزار اشرفی از شاه لقب قوام‌السلطنه گرفت<ref>عاقلی، باقر. '''''خاندان‌های حکومت‌گر در ایران.''''' تهران: علم، 1381 . ص 274.</ref>. در کابینه سردار اسعد بختیاری به معاونت وزارت داخله و سپس به معاونت وزارت جنگ منصوب شد. در مرداد 1328ق / 1910م در کابینه اول مستوفی‌الممالک وزارت جنگ را احراز کرد و توانست لایحه خلع سلاح مجاهدین را از تصویب مجلس بگذراند به همین سبب درگیری بین قوای دولتی و نیروهای [[ستارخان]] در پارک اتابک به وقوع پیوست که منجر به زخمی‌شدن ستار خان گردید. در 1329ق / 1911م در کابینه دوم محمدولی خان سپهدار تنکابنی به وزارت عدلیه منصوب شد و در هیئت دولت صمصام‌السلطنه بختیاری به وزارت داخله رسید. در 1330ق / 1912م در کابینه محمدعلی خان علاءالسلطنه وزارت مالیه را عهده‌دار شد و در 1335ق / 1917م در دوره دوم نخست‌وزیری علاءالسلطنه وزیر داخله شد. این سمت را در کابینه عین‌الدوله نیز حفظ کرد<ref>عاقلی، باقر. '''''خاندان‌های حکومت‌گر در ایران.''''' تهران: علم، 1381  . ص 275.</ref>. در دوره مستوفی‌الممالک به عنوان والی خراسان منصوب شد و موجبات انتقال کلنل محمدتقی خان پسیان<sup>*</sup> را برای ریاست ژاندارمری خراسان فراهم کرد. اما پس از کودتای سید ضیاء طباطبایی<sup>*</sup> در 1299ش دستور دستگیری وی به کلنل پسیان داده شد و در نوروز 1300 دستگیر و به [[تهران مصور|تهران]] فرستاده شد<ref>شمیم، علی‌اصغر. '''''ایران در دوره سلطنت قاجار'''''. تهران: مدبر، 1374، ص 167.</ref>. پس از سقوط دولت سید ضیاء، احمدشاه وی را به عنوان نخست‌وزیر انتخاب کرد<ref>  شمیم، علی‌اصغر. '''''ایران در دوره سلطنت قاجار'''''. تهران: مدبر، 1374 . ص 618.</ref>. از مهم‌ترین اقدامات وی در این دوران پایان دادن به نهضت جنگل<sup>*</sup> و قیام کلنل محمدتقی پسیان در خراسان بود<ref>  شمیم، علی‌اصغر. '''''ایران در دوره سلطنت قاجار'''''. تهران: مدبر، 1374 . ص 619 به بعد.</ref>. اختلافات قوام با احمدشاه و سردار سپه و همچنین نارضایتی شوروی و انگلیس از وی به خاطر طرح مسئله نفت شمال باعث سقوط کابینه وی و جانشینی مشیرالدوله شد<ref>   شمیم، علی‌اصغر. '''''ایران در دوره سلطنت قاجار'''''. تهران: مدبر، 1374 . ص 633 و 634.</ref>. ناتوانی مشیرالدوله در اداره دولت سبب شد مجلس بار دیگر در خرداد 1301ش به کابینه قوام‌السلطنه رأی اعتماد دهد<ref>شمیم، علی‌اصغر. '''''ایران در دوره سلطنت قاجار'''''. تهران: مدبر، 1374 . ص 636.</ref>. در این دوران وی لایحه تشکیل بانک ملی و استخدام مستشاران آمریکایی را برای امور مالی تقدیم مجلس کرد<ref>عاقلی. '''''خاندان‌های حکومت‌گر در ایران.''''' تهران: علم، 1381 . ص 276</ref>. در 1302ش ظاهراً به جرم توطئه بر ضد وزیر جنگ تحت تعقیب قرار گرفت و مدتی توقیف شد و سپس به حالت تبعید به اروپا رفت<ref>تهران: علم، 1381.</ref>. در شهریور 1320ش قوام بار دیگر به صحنه سیاست بازگشت و در مرداد 1321ش به نخست‌وزیری منصوب شد، ولی در بهمن همان سال استعفا کرد<ref>مهدی‌نیا.  '''''زندگی سیاسی قوام‌السلطنه'''''. تهران: فوس، 1370، ص 16.</ref>. در 1324ش مجلس چهاردهم بار دیگر وی را به نخست‌وزیری انتخاب کرد. با خاتمه جنگ جهانی دوم دولت شوروی همچنان قسمت‌هایی از خاک ایران را در تصرف داشت و نیز به گرفتن امتیازات نفتی نواحی شمال ایران تمایل داشت و حتی دولتی نیز به ریاست سید جعفر پیشه‌وری<sup>*</sup> در آذربایجان تشکیل داد. قوام با وعده واگذاری نفت شمال به روس‌ها و امضای موافقت‌نامه معروف به قوام ـ سادچیکف[] توانست جلوی جمعیت شوروی را از آذربایجان گرفته و غائله آذربایجان را ختم کند<ref>دهخدا. '''''لغت‌نامه دهخدا'''''. ذیل قوام‌السلطنه. </ref>. همچنین [[حزب دموکرات]]<sup>*</sup> ایران را نیز در همین دوران تشکیل داد<ref>مدنی، سید جلال‌الدین. '''''تاریخ''''' '''''سیاسی معاصر ایران'''''. قم: دفتر انتشارات اسلامی، 1361، ج 1، ص 160.</ref>. شاه به پاسداشت خدمات وی به او لقب «جناب اشرف» داد، با این حال محبوبیت قوام موجب برانگیخته شدن حسادت شاه و در نتیجه سقوط کابینه قوام در 1326ش شد و او به اروپا رفت<ref>مهدی‌نیا.تهران: فوس، 1370 .</ref>.


و در 1329ش به تهران بازگشت. در سال 1331ش با اختلافي كه بين مصدق و شاه روي داد بار ديگر به عنوان نخست‌وزير انتخاب شد ولي پس از قيام 30 تير مجبور به استعفا شد.<sup>17</sup> مجلس هفدهم در اين دوران لايحة مصادرة اموال وي را صادر كرد. قوام بعد از اين جريان غالباً بيمار بود تا اين كه بر اثر سكتة قلبي درگذشت و در قم مدفون شد.<sup>18</sup>
و در 1329ش به تهران بازگشت. در سال 1331ش با اختلافی که بین مصدق و شاه روی داد بار دیگر به عنوان نخست‌وزیر انتخاب شد ولی پس از قیام 30 تیر مجبور به استعفا شد<ref>مهدی‌نیا. تهران: فوس، 1370؛ عاقلی. '''''خاندان‌های حکومت‌گر در ایران.''''' تهران: علم، 1381. ص 286-287. </ref>. مجلس هفدهم در این دوران لایحه مصادره اموال وی را صادر کرد. قوام بعد از این جریان غالباً بیمار بود تا این که بر اثر سکته قلبی درگذشت و در قم مدفون شد<ref>عاقلی.'''''خاندان‌های حکومت‌گر در ایران.''''' تهران: علم، 1381 . ص 287-288.</ref>.


== نیز نگاه کنید به ==


'''مآخذ:'''
* [[حزب دموکرات]]
* [[ستارخان]]
* [[مظفرالدین شاه]]


1-    دهخدا، علي‌اكبر. '''''لغت‌نامة دهخدا'''''. ذيل قوام‌السلطنه.
== مآخذ ==
 
2-    مهدي‌نيا، جعفر. '''''زندگي سياسي قوام‌السلطنه'''''. تهران: فوس، 1370، ص 15.
 
3-    عاقلي، باقر. '''''خاندان‌هاي حكومت‌گر در ايران.''''' تهران: علم، 1381، ص 273 و 274.
 
4-    همان. ص 274.
 
5-    همان. ص 275.
 
6-    شميم، علي‌اصغر. '''''ايران در دورة سلطنت قاجار'''''. تهران: مدبر، 1374، ص 167.
 
7-    همان. ص 618.
 
8-    همان. ص 619 به بعد.
 
9-    همان. ص 633 و 634.
 
10-  همان. ص 636.
 
11-  عاقلي. همان. ص 276
 
12-  همانجا.
 
13-  مهدي‌نيا. همان، ص 16.
 
14-  دهخدا. همانجا.
 
15-  مدني، سيد جلال‌الدين. '''''تاريخ''''' '''''سياسي معاصر ايران'''''. قم: دفتر انتشارات اسلامي، 1361، ج 1، ص 160.
 
16-  مهدي‌نيا. همانجا.
 
17-  مهدي‌نيا. همانجا؛ عاقلي. همان. ص 286-287.
 
18-  عاقلي. همان. ص 287-288.


== منبع اصلی ==
[https://icro.ir/ سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، مرکز مطالعات راهبردی روابط فرهنگی] (1398). دانشنامه ایران. تهران: [https://alhoda.ir/ موسسه فرهنگی هنری و انتشارات بین المللی الهدی]،


== نویسنده مقاله ==
مهدی جواهری
مهدی جواهری
----[1].

نسخهٔ ‏۲۳ آوریل ۲۰۲۵، ساعت ۰۹:۴۷

احمد قوام السلطنه برگرفته از وبسایت مجله اینترنتی همیار قابل بازیابی ازhttps://hamyaar.ir/post/40375/%D8%A7%D8%AD%D9%85%D8%AF-%D9%82%D9%88%D8%A7%D9%85-%D9%82%D9%88%D8%A7%D9%85-%D8%A7%D9%84%D8%B3%D9%84%D8%B7%D9%86%D9%87-%D8%B3%DB%8C%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D9%85%D8%AF%D8%A7%D8%B1-%DA%A9%D8%A7%D8%B1%DA%A9/

قوام، احمد، قوام‌السلطنه (1290ق / 1873م-1334ش)، رجل سیاسی، از وزیران و صدراعظم دوره قاجار و نخست‌وزیر دوره پهلوی.

در تهران متولد شد. او فرزند میرزا ابراهیم معتمدالسلطنه و برادر وثوق‌الدوله است[۱]. تحصیلات متوسطه را در تهران تمام کرد سپس وارد مدرسه حقوق پاریس در رشته علوم سیاسی شد. ولی موفق به اتمام آن نشد[۲]. پس از بازگشت به ایران به دلیل حسن خط و شیوه نگارش مورد توجه ناصرالدین شاه قرار گرفت و ملقب به دبیر حضور شد. در سفر سوم مظفرالدین شاه به اروپا در زمره همراهان قرار گرفت و پس از بازگشت به تهران با لقب وزیر حضور رئیس دفتر مخصوص مظفرالدین شاه شد و در همین سمت فرمان مشروطیت را نوشت و آن را به امضای مظفرالدین شاه رسانید[۳]. قوام در 1324ق / 1906م پس از فوت نریمان خان قوام‌السلطنه وزیر مختار ایران در اتریش با اهدای 25 هزار اشرفی از شاه لقب قوام‌السلطنه گرفت[۴]. در کابینه سردار اسعد بختیاری به معاونت وزارت داخله و سپس به معاونت وزارت جنگ منصوب شد. در مرداد 1328ق / 1910م در کابینه اول مستوفی‌الممالک وزارت جنگ را احراز کرد و توانست لایحه خلع سلاح مجاهدین را از تصویب مجلس بگذراند به همین سبب درگیری بین قوای دولتی و نیروهای ستارخان در پارک اتابک به وقوع پیوست که منجر به زخمی‌شدن ستار خان گردید. در 1329ق / 1911م در کابینه دوم محمدولی خان سپهدار تنکابنی به وزارت عدلیه منصوب شد و در هیئت دولت صمصام‌السلطنه بختیاری به وزارت داخله رسید. در 1330ق / 1912م در کابینه محمدعلی خان علاءالسلطنه وزارت مالیه را عهده‌دار شد و در 1335ق / 1917م در دوره دوم نخست‌وزیری علاءالسلطنه وزیر داخله شد. این سمت را در کابینه عین‌الدوله نیز حفظ کرد[۵]. در دوره مستوفی‌الممالک به عنوان والی خراسان منصوب شد و موجبات انتقال کلنل محمدتقی خان پسیان* را برای ریاست ژاندارمری خراسان فراهم کرد. اما پس از کودتای سید ضیاء طباطبایی* در 1299ش دستور دستگیری وی به کلنل پسیان داده شد و در نوروز 1300 دستگیر و به تهران فرستاده شد[۶]. پس از سقوط دولت سید ضیاء، احمدشاه وی را به عنوان نخست‌وزیر انتخاب کرد[۷]. از مهم‌ترین اقدامات وی در این دوران پایان دادن به نهضت جنگل* و قیام کلنل محمدتقی پسیان در خراسان بود[۸]. اختلافات قوام با احمدشاه و سردار سپه و همچنین نارضایتی شوروی و انگلیس از وی به خاطر طرح مسئله نفت شمال باعث سقوط کابینه وی و جانشینی مشیرالدوله شد[۹]. ناتوانی مشیرالدوله در اداره دولت سبب شد مجلس بار دیگر در خرداد 1301ش به کابینه قوام‌السلطنه رأی اعتماد دهد[۱۰]. در این دوران وی لایحه تشکیل بانک ملی و استخدام مستشاران آمریکایی را برای امور مالی تقدیم مجلس کرد[۱۱]. در 1302ش ظاهراً به جرم توطئه بر ضد وزیر جنگ تحت تعقیب قرار گرفت و مدتی توقیف شد و سپس به حالت تبعید به اروپا رفت[۱۲]. در شهریور 1320ش قوام بار دیگر به صحنه سیاست بازگشت و در مرداد 1321ش به نخست‌وزیری منصوب شد، ولی در بهمن همان سال استعفا کرد[۱۳]. در 1324ش مجلس چهاردهم بار دیگر وی را به نخست‌وزیری انتخاب کرد. با خاتمه جنگ جهانی دوم دولت شوروی همچنان قسمت‌هایی از خاک ایران را در تصرف داشت و نیز به گرفتن امتیازات نفتی نواحی شمال ایران تمایل داشت و حتی دولتی نیز به ریاست سید جعفر پیشه‌وری* در آذربایجان تشکیل داد. قوام با وعده واگذاری نفت شمال به روس‌ها و امضای موافقت‌نامه معروف به قوام ـ سادچیکف[] توانست جلوی جمعیت شوروی را از آذربایجان گرفته و غائله آذربایجان را ختم کند[۱۴]. همچنین حزب دموکرات* ایران را نیز در همین دوران تشکیل داد[۱۵]. شاه به پاسداشت خدمات وی به او لقب «جناب اشرف» داد، با این حال محبوبیت قوام موجب برانگیخته شدن حسادت شاه و در نتیجه سقوط کابینه قوام در 1326ش شد و او به اروپا رفت[۱۶].

و در 1329ش به تهران بازگشت. در سال 1331ش با اختلافی که بین مصدق و شاه روی داد بار دیگر به عنوان نخست‌وزیر انتخاب شد ولی پس از قیام 30 تیر مجبور به استعفا شد[۱۷]. مجلس هفدهم در این دوران لایحه مصادره اموال وی را صادر کرد. قوام بعد از این جریان غالباً بیمار بود تا این که بر اثر سکته قلبی درگذشت و در قم مدفون شد[۱۸].

نیز نگاه کنید به

مآخذ

منبع اصلی

سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، مرکز مطالعات راهبردی روابط فرهنگی (1398). دانشنامه ایران. تهران: موسسه فرهنگی هنری و انتشارات بین المللی الهدی،

نویسنده مقاله

مهدی جواهری

  1.    دهخدا، علی‌اکبر. لغت‌نامه دهخدا. ذیل قوام‌السلطنه.
  2. مهدی‌نیا، جعفر. زندگی سیاسی قوام‌السلطنه. تهران: فوس، 1370، ص 15.
  3.   عاقلی، باقر. خاندان‌های حکومت‌گر در ایران. تهران: علم، 1381، ص 273 و 274.
  4. عاقلی، باقر. خاندان‌های حکومت‌گر در ایران. تهران: علم، 1381 . ص 274.
  5. عاقلی، باقر. خاندان‌های حکومت‌گر در ایران. تهران: علم، 1381  . ص 275.
  6. شمیم، علی‌اصغر. ایران در دوره سلطنت قاجار. تهران: مدبر، 1374، ص 167.
  7.   شمیم، علی‌اصغر. ایران در دوره سلطنت قاجار. تهران: مدبر، 1374 . ص 618.
  8.   شمیم، علی‌اصغر. ایران در دوره سلطنت قاجار. تهران: مدبر، 1374 . ص 619 به بعد.
  9.    شمیم، علی‌اصغر. ایران در دوره سلطنت قاجار. تهران: مدبر، 1374 . ص 633 و 634.
  10. شمیم، علی‌اصغر. ایران در دوره سلطنت قاجار. تهران: مدبر، 1374 . ص 636.
  11. عاقلی. خاندان‌های حکومت‌گر در ایران. تهران: علم، 1381 . ص 276
  12. تهران: علم، 1381.
  13. مهدی‌نیا. زندگی سیاسی قوام‌السلطنه. تهران: فوس، 1370، ص 16.
  14. دهخدا. لغت‌نامه دهخدا. ذیل قوام‌السلطنه.
  15. مدنی، سید جلال‌الدین. تاریخ سیاسی معاصر ایران. قم: دفتر انتشارات اسلامی، 1361، ج 1، ص 160.
  16. مهدی‌نیا.تهران: فوس، 1370 .
  17. مهدی‌نیا. تهران: فوس، 1370؛ عاقلی. خاندان‌های حکومت‌گر در ایران. تهران: علم، 1381. ص 286-287.
  18. عاقلی.خاندان‌های حکومت‌گر در ایران. تهران: علم، 1381 . ص 287-288.