سینمای جاهلی: تفاوت میان نسخهها
بدون خلاصۀ ویرایش |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۱: | خط ۱: | ||
پس از کودتای 28 مرداد 1332 و به محاق رفتن اندیشههای ضد حکومتی، سینما از سوی دولت کودتا به حربهای برای تهیسازی فرهنگی بدل شد. در واقع پس از این تاریخ سینمای ایران ارزشهای مبتذل را مطرح و فیلمهایی ساخته میشوند که هیچ هدفی جز تخدیر مخاطب نداشتند. در واقع حکومت کودتا بقای خویش را در سرازیر شدن اراذل و اوباش به خیابانها در طرفداری از مردم رضاشاه میدید و به همین دلیل در فیلمهای فارسی این قشر مورد توجه قرارگرفتند. در 1337 کلاه مخملیها با فیلم لات جوانمرد (مجید محسنی) پا به صحنه سینمای ایران گذاشت. لات جوانمرد، از یک قشر فاسد و طفیلی جامعه ـ داشها، جاهلها، لاتها و باج گیرها ـ تصویری ترسیم کرد که نه تنها واقعیت نداشت، بلکه پس از مدتی از شدت تکرار در سینمای فارسی به صورت تیپ و الگوی رفتاری درآمد و شماری از تماشاگران را به تقلید از خود واداشت<ref>مهرابی، مسعود (1368). '''''تاریخ سینمای ایران از آغاز تا 1357'''''. تهران: فیلم، جلد پنجم، ص86- 89.</ref>. شخصیتهای جاهل فیلمها دارای ویژگیهای جسمانی یا ظاهری، اخلاقی، اجتماعی و فرهنگی مشترکاند: | پس از کودتای 28 مرداد 1332 و به محاق رفتن اندیشههای ضد حکومتی، سینما از سوی دولت کودتا به حربهای برای تهیسازی فرهنگی بدل شد. در واقع پس از این تاریخ سینمای [[ایران]] ارزشهای مبتذل را مطرح و فیلمهایی ساخته میشوند که هیچ هدفی جز تخدیر مخاطب نداشتند. در واقع حکومت کودتا بقای خویش را در سرازیر شدن اراذل و اوباش به خیابانها در طرفداری از مردم [[رضا شاه پهلوی|رضاشاه]] میدید و به همین دلیل در فیلمهای فارسی این قشر مورد توجه قرارگرفتند. در 1337 کلاه مخملیها با فیلم لات جوانمرد (مجید محسنی) پا به صحنه سینمای ایران گذاشت. لات جوانمرد، از یک قشر فاسد و طفیلی جامعه ـ داشها، جاهلها، لاتها و باج گیرها ـ تصویری ترسیم کرد که نه تنها واقعیت نداشت، بلکه پس از مدتی از شدت تکرار در سینمای فارسی به صورت تیپ و الگوی رفتاری درآمد و شماری از تماشاگران را به تقلید از خود واداشت<ref>مهرابی، مسعود (1368). '''''تاریخ سینمای ایران از آغاز تا 1357'''''. تهران: فیلم، جلد پنجم، ص86- 89.</ref>. شخصیتهای جاهل فیلمها دارای ویژگیهای جسمانی یا ظاهری، اخلاقی، اجتماعی و فرهنگی مشترکاند: | ||
* از نظر جسمانی: تنومند، قوی بنیه و از ورزشکاران زورخانهکار؛ | * از نظر جسمانی: تنومند، قوی بنیه و از ورزشکاران زورخانهکار؛ | ||
| خط ۸: | خط ۸: | ||
* از نظر اعتقادی: معتقد به مذهب و از بانیان راهاندازی مراسم مذهبی و دستههای عزاداری به خصوص در ایام سوگواری بودند<ref>بلوکباشی، علی (1383). '''''«پدیدهای به نام لوطی و لوطیگری در تاریخ اجتماعی ایران»'''''، فرهنگ مردم. شماره 8-9، ص100، 104- 105.</ref>. | * از نظر اعتقادی: معتقد به مذهب و از بانیان راهاندازی مراسم مذهبی و دستههای عزاداری به خصوص در ایام سوگواری بودند<ref>بلوکباشی، علی (1383). '''''«پدیدهای به نام لوطی و لوطیگری در تاریخ اجتماعی ایران»'''''، فرهنگ مردم. شماره 8-9، ص100، 104- 105.</ref>. | ||
صرف نظر از ظواهر شخصیتها و داستانهای هر فیلم، مجموعه این مناسبات در همه این فیلمها حضور دارد، اگر در فیلمی تیپ جاهل حضور نداشته باشد، اما روحیه و منش و مناسبات جاهلی همچنان حاضر است. دختر جوان و زن سالخورده همچنان همان خصوصیات را دارند و همان سهلانگاری در ساخت و واقعیت گریزی در مضمون به چشم میخورد. البته در اوایل دهه پنجاه برخی فیلمسازان کوشیدند تا با تغییر در ظواهر، استفاده از بازیگرانی در قالب نقشهای سنتی کلیشه نشده بودند، بهره بردن از شیوههای امروزیتر فیلمبرداری و تدوین، بهرهگیری از موسیقی پاپ مدرن به جای موسیقی شبه سنتی و با اندکی تغییر در فلسفه سیاسی اعلام نشده | صرف نظر از ظواهر شخصیتها و داستانهای هر فیلم، مجموعه این مناسبات در همه این فیلمها حضور دارد، اگر در فیلمی تیپ جاهل حضور نداشته باشد، اما روحیه و منش و مناسبات جاهلی همچنان حاضر است. دختر جوان و زن سالخورده همچنان همان خصوصیات را دارند و همان سهلانگاری در ساخت و واقعیت گریزی در مضمون به چشم میخورد. البته در اوایل دهه پنجاه برخی فیلمسازان کوشیدند تا با تغییر در ظواهر، استفاده از بازیگرانی در قالب نقشهای سنتی کلیشه نشده بودند، بهره بردن از شیوههای امروزیتر فیلمبرداری و تدوین، بهرهگیری از موسیقی پاپ مدرن به جای موسیقی شبه سنتی و با اندکی تغییر در فلسفه سیاسی اعلام نشده فیلم فارسی، از این نوع فیلم فاصله بگیرد و به سینمایی به ظاهر جوانگرا و حتی معترض شباهت پیدا کند، اما این فیلمها نیز در دایره شمول «فیلم فارسی» هستند. تأکید بر بدیهیات، بیان مکرر کلامی موضوعهایی که در تصویر هم دیده میشوند، شرح چندین باره ماجرای فیلم در موضوعهایی که در تصویر هم دیده میشوند، شرح چندین باره ماجرای فیلم در مقاطع مختلف از زبان شخصیتهای مختلف و در زمینه فنی عدم توجیه منبع نور در صحنههای شب، تند کردن حرکت تصاویر در فیلم به گمان این که تماشاگر از این تمهید غافل است و به طور کلی قایل بودن به جهل و غفلت تماشاگر نسبت به تروکاژ، انتخاب زوایای ناشیانه و نامناسب دوربین و در نتیجه شکستن حریم میان عینیت و ذهنیت از جمله عوامل آشکار «سینمای جاهلی» است<ref>بهر.ز، تورانی. '''''فیلمسازی چیست؟«سهلانگاری در ساخت، واقعیتگریزی در مضمون»'''''. به کوشش حسین معززینیا. تهران: ساقی، ص89- 96.</ref>. | ||
در آغاز دهه هفتاد میلادی دیگر لمپن فیلم فارسی نمیتوانست به قضا و قدر متکی باشد، شرایط قهرمان دیگری طلب میکرد. فیلم [[قیصر]] (مسعود کیمیاییـ 1348) در چنین شرایطی از مرگ دورانی حرف زد که ارزشهایش آخرین رشتهای بود که جامعه را به زندگی خاص و ناب ایرانی میپیوست<ref>بهارلو، عباس (غلام حیدری) (1379). '''''تاریخ تحلیلی صد سال سینمای ایران'''''. تهران: دفتر پژوهشهای فرهنگی، ص123.</ref>. | در آغاز دهه هفتاد میلادی دیگر لمپن فیلم فارسی نمیتوانست به قضا و قدر متکی باشد، شرایط قهرمان دیگری طلب میکرد. فیلم [[قیصر]] (مسعود کیمیاییـ 1348) در چنین شرایطی از مرگ دورانی حرف زد که ارزشهایش آخرین رشتهای بود که جامعه را به زندگی خاص و ناب ایرانی میپیوست<ref>بهارلو، عباس (غلام حیدری) (1379). '''''تاریخ تحلیلی صد سال سینمای ایران'''''. تهران: دفتر پژوهشهای فرهنگی، ص123.</ref>. | ||
| خط ۱۴: | خط ۱۴: | ||
== نیز نگاه کنید به == | == نیز نگاه کنید به == | ||
* [[رضا شاه پهلوی]] | |||
* [[قیصر]] | * [[قیصر]] | ||
| خط ۲۴: | خط ۲۵: | ||
== نویسنده مقاله == | == نویسنده مقاله == | ||
عباس بهارلو | عباس بهارلو | ||
[[رده:هنر]] | |||
[[رده:سینما]] | |||
نسخهٔ کنونی تا ۴ مهٔ ۲۰۲۵، ساعت ۱۲:۵۷
پس از کودتای 28 مرداد 1332 و به محاق رفتن اندیشههای ضد حکومتی، سینما از سوی دولت کودتا به حربهای برای تهیسازی فرهنگی بدل شد. در واقع پس از این تاریخ سینمای ایران ارزشهای مبتذل را مطرح و فیلمهایی ساخته میشوند که هیچ هدفی جز تخدیر مخاطب نداشتند. در واقع حکومت کودتا بقای خویش را در سرازیر شدن اراذل و اوباش به خیابانها در طرفداری از مردم رضاشاه میدید و به همین دلیل در فیلمهای فارسی این قشر مورد توجه قرارگرفتند. در 1337 کلاه مخملیها با فیلم لات جوانمرد (مجید محسنی) پا به صحنه سینمای ایران گذاشت. لات جوانمرد، از یک قشر فاسد و طفیلی جامعه ـ داشها، جاهلها، لاتها و باج گیرها ـ تصویری ترسیم کرد که نه تنها واقعیت نداشت، بلکه پس از مدتی از شدت تکرار در سینمای فارسی به صورت تیپ و الگوی رفتاری درآمد و شماری از تماشاگران را به تقلید از خود واداشت[۱]. شخصیتهای جاهل فیلمها دارای ویژگیهای جسمانی یا ظاهری، اخلاقی، اجتماعی و فرهنگی مشترکاند:
- از نظر جسمانی: تنومند، قوی بنیه و از ورزشکاران زورخانهکار؛
- از نظر اخلاقی: متعصب، مهربان، بیپروا، با احساساتی تند و شدید، ناموسپرست، نوچه پرور و با باورها و منطق خاص خویش؛
- از نظر ظاهری: دارای سبیل پر و افتادهای بر پشت لب، دارای لباس و کلاه و دستمال و کفش خاص و چاقو و اشیای نمادین؛
- از نظر گفتاری و شغلی: دارای زبان و لهجه خاص تهرانی و کاربرد اصطلاحات خاص و تکیه کلام و پرداختن به مشاغل ویژه چون طبقکشی، گردو فروشی، بستنی فروشی و...؛
- از نظر اعتقادی: معتقد به مذهب و از بانیان راهاندازی مراسم مذهبی و دستههای عزاداری به خصوص در ایام سوگواری بودند[۲].
صرف نظر از ظواهر شخصیتها و داستانهای هر فیلم، مجموعه این مناسبات در همه این فیلمها حضور دارد، اگر در فیلمی تیپ جاهل حضور نداشته باشد، اما روحیه و منش و مناسبات جاهلی همچنان حاضر است. دختر جوان و زن سالخورده همچنان همان خصوصیات را دارند و همان سهلانگاری در ساخت و واقعیت گریزی در مضمون به چشم میخورد. البته در اوایل دهه پنجاه برخی فیلمسازان کوشیدند تا با تغییر در ظواهر، استفاده از بازیگرانی در قالب نقشهای سنتی کلیشه نشده بودند، بهره بردن از شیوههای امروزیتر فیلمبرداری و تدوین، بهرهگیری از موسیقی پاپ مدرن به جای موسیقی شبه سنتی و با اندکی تغییر در فلسفه سیاسی اعلام نشده فیلم فارسی، از این نوع فیلم فاصله بگیرد و به سینمایی به ظاهر جوانگرا و حتی معترض شباهت پیدا کند، اما این فیلمها نیز در دایره شمول «فیلم فارسی» هستند. تأکید بر بدیهیات، بیان مکرر کلامی موضوعهایی که در تصویر هم دیده میشوند، شرح چندین باره ماجرای فیلم در موضوعهایی که در تصویر هم دیده میشوند، شرح چندین باره ماجرای فیلم در مقاطع مختلف از زبان شخصیتهای مختلف و در زمینه فنی عدم توجیه منبع نور در صحنههای شب، تند کردن حرکت تصاویر در فیلم به گمان این که تماشاگر از این تمهید غافل است و به طور کلی قایل بودن به جهل و غفلت تماشاگر نسبت به تروکاژ، انتخاب زوایای ناشیانه و نامناسب دوربین و در نتیجه شکستن حریم میان عینیت و ذهنیت از جمله عوامل آشکار «سینمای جاهلی» است[۳].
در آغاز دهه هفتاد میلادی دیگر لمپن فیلم فارسی نمیتوانست به قضا و قدر متکی باشد، شرایط قهرمان دیگری طلب میکرد. فیلم قیصر (مسعود کیمیاییـ 1348) در چنین شرایطی از مرگ دورانی حرف زد که ارزشهایش آخرین رشتهای بود که جامعه را به زندگی خاص و ناب ایرانی میپیوست[۴].
نیز نگاه کنید به
مآخذ
- ↑ مهرابی، مسعود (1368). تاریخ سینمای ایران از آغاز تا 1357. تهران: فیلم، جلد پنجم، ص86- 89.
- ↑ بلوکباشی، علی (1383). «پدیدهای به نام لوطی و لوطیگری در تاریخ اجتماعی ایران»، فرهنگ مردم. شماره 8-9، ص100، 104- 105.
- ↑ بهر.ز، تورانی. فیلمسازی چیست؟«سهلانگاری در ساخت، واقعیتگریزی در مضمون». به کوشش حسین معززینیا. تهران: ساقی، ص89- 96.
- ↑ بهارلو، عباس (غلام حیدری) (1379). تاریخ تحلیلی صد سال سینمای ایران. تهران: دفتر پژوهشهای فرهنگی، ص123.
منبع اصلی
سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، مرکز مطالعات راهبردی روابط فرهنگی (1398). دانشنامه ایران. تهران: موسسه فرهنگی هنری و انتشارات بین المللی الهدی،
نویسنده مقاله
عباس بهارلو