پرش به محتوا

هورامی: تفاوت میان نسخه‌ها

از ویکی ایران
Samei (بحث | مشارکت‌ها)
بدون خلاصۀ ویرایش
Samei (بحث | مشارکت‌ها)
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۱: خط ۱:
   
   
'''هورامي'''/ hawrāmī/، awromāni/ ،/ avromāni/ يا گويش اورامان از گويش‌هاي زبان گوراني است كه خود از زبان‌هاي ايراني شمال غربي به شمار مي‌آيد. هورامي با گويش‌هاي كندوله‌اي، باجلاني و گوراني رابطة خواهري دارد<sup>1</sup> و قديمي‌ترين گويش اين گروه است<sup>2</sup> كه به علت برخورداري از ويژگي‌هاي باستاني بسيار مورد توجه است<sup>3</sup> و از بسياري جهات ويژگي‌هاي گونه‌اي قديمي از گويش‌هاي ايراني ميانه را دارد.<sup>4</sup> در برخي منابع هورامي به عنوان يكي از گويش‌هاي كردي معرفي شده است<sup>5</sup> اما به رغم همجواري با زبان كردي نمي‌توان اين زبان را به كردي منسوب دانست زيرا تحولات خاص كردي را متحمل نشده است.<sup>6</sup> گفته مي‌شود، نام اورامان از يكي از سرودهاي ديني زردشتيان گرفته شده است.<sup>7</sup> از تعداد گويشوران هورامي آمار دقيقي در دست نيست، اما مطابق برخي تخمين‌ها حدود 22948 نفر در ايران به اين گويش سخن مي‌گويند.<sup>8</sup> خاستگاه تمام گويش‌هاي گوراني احتمالاً استان‌هاي حومة خزر بوده است و از آن‌جا گويشوران در زمان نامعلومي به زاگرس جنوبي مهاجرت كرده‌اند.<sup>9</sup> اورامان اكنون در تقسيمات كشوري به دو استان كردستان و كرمانشاه تعلق دارد.<sup>10</sup> هورامي‌ها در دو سوي رشتة اصلي زاگرس، در غرب سنندج سكونت دارند<sup>11</sup> و به دو دسته تقسيم مي‌شوند: لهون/lohon/، مستقر در جنوب غربي زاگرس (مهم‌ترين روستاي آن نوسود) و تخت/ taxt/، مستقر در شمال و شرق اين رشته كوه (مهم‌ترين شهرها، پاوه و شاهو).<sup>12</sup>  
'''هورامی'''/ hawrāmī/، awromāni/ ،/ avromāni/ یا گویش اورامان از گویش‌های زبان گورانی است كه خود از زبان‌های ایرانی شمال غربی به شمار می‌آید. هورامی با گویش‌های كندوله‌ای، باجلانی و گورانی رابطة خواهری دارد<sup>1</sup> و قدیمی‌ترین گویش این گروه است<sup>2</sup> كه به علت برخورداری از ویژگی‌های باستانی بسیار مورد توجه است<sup>3</sup> و از بسیاری جهات ویژگی‌های گونه‌ای قدیمی از گویش‌های ایرانی میانه را دارد.<sup>4</sup> در برخی منابع هورامی به عنوان یكی از گویش‌های كردی معرفی شده است<sup>5</sup> اما به رغم همجواری با زبان كردی نمی‌توان این زبان را به كردی منسوب دانست زیرا تحولات خاص كردی را متحمل نشده است.<sup>6</sup> گفته می‌شود، نام اورامان از یكی از سرودهای دینی [[زرتشتی، دین|زردشتیان]] گرفته شده است.<sup>7</sup> از تعداد گویشوران هورامی آمار دقیقی در دست نیست، اما مطابق برخی تخمین‌ها حدود 22948 نفر در ایران به این گویش سخن می‌گویند.<sup>8</sup> خاستگاه تمام گویش‌های گورانی احتمالاً استان‌های حومة خزر بوده است و از آن‌جا گویشوران در زمان نامعلومی به زاگرس جنوبی مهاجرت كرده‌اند.<sup>9</sup> اورامان اكنون در تقسیمات كشوری به دو استان كردستان و كرمانشاه تعلق دارد.<sup>10</sup> هورامی‌ها در دو سوی رشتة اصلی زاگرس، در غرب سنندج سكونت دارند<sup>11</sup> و به دو دسته تقسیم می‌شوند: لهون/lohon/، مستقر در جنوب غربی زاگرس (مهم‌ترین روستای آن نوسود) و تخت/ taxt/، مستقر در شمال و شرق این رشته كوه (مهم‌ترین شهرها، پاوه و شاهو).<sup>12</sup>  


همة گويش‌هاي گوراني ويژگي‌هايي دارند كه آن‌ها را با گويش‌هاي مركزي ايران مربوط و از كردي متمايز مي‌كند. هر چند روشن است كه گويش‌‌‌هاي كردي همجوار تأثير بسياري بر آن داشته‌اند و در اين ميان قرض‌گيري‌هاي واژگاني هم صورت گرفته است.<sup>13</sup> نظام واجي هورامي به طور قابل توجهي مشابه گويش‌هاي كردي مجاورش، سليمانيه و سنه (سنندجي) است، و شامل 26 همخوان است كه دو نيم واكة /y/ و /w/ را نيز در بر دارد.<sup>14</sup> در اين ميان همانند واج‌هاي سليمانيه، ميان /L/ لثوي پيشين و /t/ نرمكامي شده و نيز /؟/ زنشي و /J/ غلتان تمايز وجود دارد. نظام واكه‌اي هورامي شامل 7 واكة بلند / i, e, ε, ā, ?, o, u/ و سه واكة كوتاه، /i a u/ است.<sup>15</sup> در صرف اسم و صفت ميان دو شمار (مفرد و جمع) و دو جنس دستوري (مذكر و مؤنث) و دو حالت (صريح و غيرصريح) تمايز وجود دارد. تمامي صفات با اسم از نظر شمار و جنس و حالت مطابقه دارند.<sup>16</sup> در حروف تعريف نامعين نيز تمايز جنس مشخص است. پسوند –ew براي مذكر و –ewa براي مؤنث مفرد و نامعين بودن را نشان مي‌دهد: / harew/ «يك خر» و /kināčewa/ «يك دختر».<sup>17</sup> پسوند معرفه براي مذكر –aḱa و براي مؤنث –aḱe  مي‌باشد.<sup>18</sup> به عنوان مثال حالت فاعلي، مذكر و مفرد براي واژة /har/ مي‌شود: /har- aḱa/ «آن خر»<sup>19</sup> هورامي همچنين تمايز حالت را در جمع مذكر و مؤنث حفظ كرده است.<sup>20</sup> تكيه در ساخت واژه نقش مهمي ايفا مي‌كند و در صورت‌هاي زباني كه تنها از نظر تكيه متفاوت هستند تمايز معني ايجاد مي‌كند: /č ́anī/ «سوزن»، / čańī/ «با».<sup>21</sup> افعال داراي دو بن ماضي و مضارع است. (مانند: بن ماضي: - niẃišt «نوشت» و بن مضارع: - niwis «نويس»)<sup>22</sup> هورامي از زبان‌هايي است كه در زمان گذشته داراي ويژگي‌ ارگاتيو (فعل متعدي با مفعول مطابقه مي‌كند و فاعل به صورت وند به مفعول متصل مي‌شود) است: /to-m di/ «تو را ديدم». در زمان حال و آينده ترتيب كلمات sov (فاعل، مفعول، فعل) است و فعل با فاعل مطابقه دارد: /ahmad- I ma- ωin- u/ «احمد را مي‌بينم».<sup>23</sup>  
همة گویش‌های گورانی ویژگی‌هایی دارند كه آن‌ها را با گویش‌های مركزی ایران مربوط و از كردی متمایز می‌كند. هر چند روشن است كه گویش‌‌‌های كردی همجوار تأثیر بسیاری بر آن داشته‌اند و در این میان قرض‌گیری‌های واژگانی هم صورت گرفته است.<sup>13</sup> نظام واجی هورامی به طور قابل توجهی مشابه گویش‌های كردی مجاورش، سلیمانیه و سنه (سنندجی) است، و شامل 26 همخوان است كه دو نیم واكة /y/ و /w/ را نیز در بر دارد.<sup>14</sup> در این میان همانند واج‌های سلیمانیه، میان /L/ لثوی پیشین و /t/ نرمكامی شده و نیز /؟/ زنشی و /J/ غلتان تمایز وجود دارد. نظام واكه‌ای هورامی شامل 7 واكة بلند / i, e, ε, ā, ?, o, u/ و سه واكة كوتاه، /i a u/ است.<sup>15</sup> در صرف اسم و صفت میان دو شمار (مفرد و جمع) و دو جنس دستوری (مذكر و مؤنث) و دو حالت (صریح و غیرصریح) تمایز وجود دارد. تمامی صفات با اسم از نظر شمار و جنس و حالت مطابقه دارند.<sup>16</sup> در حروف تعریف نامعین نیز تمایز جنس مشخص است. پسوند –ew برای مذكر و –ewa برای مؤنث مفرد و نامعین بودن را نشان می‌دهد: / harew/ «یك خر» و /kināčewa/ «یك دختر».<sup>17</sup> پسوند معرفه برای مذكر –aḱa و برای مؤنث –aḱe  می‌باشد.<sup>18</sup> به عنوان مثال حالت فاعلی، مذكر و مفرد برای واژة /har/ می‌شود: /har- aḱa/ «آن خر»<sup>19</sup> هورامی همچنین تمایز حالت را در جمع مذكر و مؤنث حفظ كرده است.<sup>20</sup> تكیه در ساخت واژه نقش مهمی ایفا می‌كند و در صورت‌های زبانی كه تنها از نظر تكیه متفاوت هستند تمایز معنی ایجاد می‌كند: /č ́anī/ «سوزن»، / čańī/ «با».<sup>21</sup> افعال دارای دو بن ماضی و مضارع است. (مانند: بن ماضی: - niẃišt «نوشت» و بن مضارع: - niwis «نویس»)<sup>22</sup> هورامی از زبان‌هایی است كه در زمان گذشته دارای ویژگی‌ ارگاتیو (فعل متعدی با مفعول مطابقه می‌كند و فاعل به صورت وند به مفعول متصل می‌شود) است: /to-m di/ «تو را دیدم». در زمان حال و آینده ترتیب كلمات sov (فاعل، مفعول، فعل) است و فعل با فاعل مطابقه دارد: /ahmad- I ma- ωin- u/ «احمد را می‌بینم».<sup>23</sup>  


هورامي، زماني زبان دربارِ اميرنشين كرد اردلان بوده است. ادبيات اهل حق نيز به زبان هورامي است. بخشي از اين ادبيات مذهبي به فارسي نو و بخشي هم هورامي «كوينه» /koine/ كهنه نوشته شده است<sup>24</sup> كه از نظر نظام صرفي با تمام گويش‌هاي موجود تفاوت دارد به ويژه تصريف اسمي آن تا حد چشمگيري كاهش يافته است.<sup>25</sup>  
هورامی، زمانی زبان دربارِ امیرنشین كرد اردلان بوده است. ادبیات اهل حق نیز به زبان هورامی است. بخشی از این ادبیات مذهبی به فارسی نو و بخشی هم هورامی «كوینه» /koine/ كهنه نوشته شده است<sup>24</sup> كه از نظر نظام صرفی با تمام گویش‌های موجود تفاوت دارد به ویژه تصریف اسمی آن تا حد چشمگیری كاهش یافته است.<sup>25</sup>  




'''مآخذ:'''
'''مآخذ:'''


1. رضايي باغ‌بيدي، حسن. «زبان‌هاي ايراني»، '''''دايرةالعمارف بزرگ اسلامي'''''. تهران: مركز دايرةالمعارف بزرگ اسلامي، 1380، جلد دهم، ص549 و نك
1. رضایی باغ‌بیدی، حسن. «زبان‌های ایرانی»، '''''دایرةالعمارف بزرگ اسلامی'''''. تهران: مركز دایرةالمعارف بزرگ اسلامی، 1380، جلد دهم، ص549 و نك


-   Mackenzie, D. N. "Gurāni", '''''ENCYCLOPAEDIA IRANICA'''''. ed. E. Yarshater. New York:  Encyclopaedia Iranica foundation. 2003, volume XI. P. 401.
-   Mackenzie, D. N. "Gurāni", '''''ENCYCLOPAEDIA IRANICA'''''. ed. E. Yarshater. New York:  Encyclopaedia Iranica foundation. 2003, volume XI. P. 401.
خط ۱۹: خط ۱۹:
4.         MACKENZIE, D. N. '''''The Dialect of Awroman'''''. P.3.
4.         MACKENZIE, D. N. '''''The Dialect of Awroman'''''. P.3.


5. ابراهيم‌پور، محمدتقي. '''''واژه‌نامة كردي ـ  فارسي'''''. تهران: ققنوس، 1373، ص15، ونك: مصاحب، غلامحسين. '''''دايرةالمعارف فارسي'''''. تهران: اميركبير، كتاب‌هاي جيبي، 1381، جلد يك، ص1167.
5. ابراهیم‌پور، محمدتقی. '''''واژه‌نامة كردی ـ  فارسی'''''. تهران: ققنوس، 1373، ص15، ونك: مصاحب، غلامحسین. '''''دایرةالمعارف فارسی'''''. تهران: امیركبیر، كتاب‌های جیبی، 1381، جلد یك، ص1167.


6. بلو، جويس. «گوراني و زازا»، '''''راهنماي زبان‌هاي ايراني'''''. ترجمة فارسي زير نظر حسن رضايي باغ‌بيدي، تهران: ققنوس، 1383، جلد دوم، ص555.
6. بلو، جویس. «گورانی و زازا»، '''''راهنمای زبان‌های ایرانی'''''. ترجمة فارسی زیر نظر حسن رضایی باغ‌بیدی، تهران: ققنوس، 1383، جلد دوم، ص555.


7. عنايت‌الله. رضا. «اورامان»، '''''دايرةالمعارف بزرگ اسلامي'''''. تهران: مركز دايرةالمعارف بزرگ اسلامي، 1380، جلد دهم، ص421.
7. عنایت‌الله. رضا. «اورامان»، '''''دایرةالمعارف بزرگ اسلامی'''''. تهران: مركز دایرةالمعارف بزرگ اسلامی، 1380، جلد دهم، ص421.


8. online Version: www. Ethnolog. Com/ Print edition: Gordon Raymonds G., Jr. (ed), 2005. Ethnologue: languages of the world, Fifteenth edition. Dallas, Tex.: SIL. International
8. online Version: www. Ethnolog. Com/ Print edition: Gordon Raymonds G., Jr. (ed), 2005. Ethnologue: languages of the world, Fifteenth edition. Dallas, Tex.: SIL. International


ونك. بلو، جويس. '''''راهنماي زبان‌هاي ايراني'''''. ص555.
ونك. بلو، جویس. '''''راهنمای زبان‌های ایرانی'''''. ص555.


9. Mackenzie, D. N. "Gurāni", '''''ENCYCLOPAEDIA IRANICA'''''. ed. E. Yarshater. New York:  Encyclopaedia Iranica foundation. 2003, volume XI. P. 401.
9. Mackenzie, D. N. "Gurāni", '''''ENCYCLOPAEDIA IRANICA'''''. ed. E. Yarshater. New York:  Encyclopaedia Iranica foundation. 2003, volume XI. P. 401.


10.  عنايت‌الله. رضا. '''''دايرةالمعارف بزرگ اسلامي'''''. ص420.
10.  عنایت‌الله. رضا. '''''دایرةالمعارف بزرگ اسلامی'''''. ص420.


11.  ادموندز، سيسيل جي. '''''كردها، ترك‌ها، عرب‌ها.''''' ترجمة ابراهيم يونسي، تهران: روزبهان،1367، ص167.
11.  ادموندز، سیسیل جی. '''''كردها، ترك‌ها، عرب‌ها.''''' ترجمة ابراهیم یونسی، تهران: روزبهان،1367، ص167.


12.  بلو، جويس'''''. راهنماي زبان‌هاي ايراني'''''. ص555.
12.  بلو، جویس'''''. راهنمای زبان‌های ایرانی'''''. ص555.


13.  Mackenzie, D. N. "AVROMANI", '''''ENCYCLOPAEDIA IRANICA'''''. ed. E. Yar shater. London and New York:  Routledge & Kegan Paul. 1989. Volume III, p.111.
13.  Mackenzie, D. N. "AVROMANI", '''''ENCYCLOPAEDIA IRANICA'''''. ed. E. Yar shater. London and New York:  Routledge & Kegan Paul. 1989. Volume III, p.111.
خط ۵۳: خط ۵۳:
-   Mackenzie, D. N. "Gurani". P. 401.                          ـ و نك:                                                  
-   Mackenzie, D. N. "Gurani". P. 401.                          ـ و نك:                                                  


19.                 بلو، جويس. '''''راهنماي زبان‌هاي ايراني'''''. ص557.
19.                 بلو، جویس. '''''راهنمای زبان‌های ایرانی'''''. ص557.


20.      Mackenzie, D. N. "Gurāni". P. 401.
20.      Mackenzie, D. N. "Gurāni". P. 401.

نسخهٔ ‏۸ مهٔ ۲۰۲۵، ساعت ۱۶:۴۰

هورامی/ hawrāmī/، awromāni/ ،/ avromāni/ یا گویش اورامان از گویش‌های زبان گورانی است كه خود از زبان‌های ایرانی شمال غربی به شمار می‌آید. هورامی با گویش‌های كندوله‌ای، باجلانی و گورانی رابطة خواهری دارد1 و قدیمی‌ترین گویش این گروه است2 كه به علت برخورداری از ویژگی‌های باستانی بسیار مورد توجه است3 و از بسیاری جهات ویژگی‌های گونه‌ای قدیمی از گویش‌های ایرانی میانه را دارد.4 در برخی منابع هورامی به عنوان یكی از گویش‌های كردی معرفی شده است5 اما به رغم همجواری با زبان كردی نمی‌توان این زبان را به كردی منسوب دانست زیرا تحولات خاص كردی را متحمل نشده است.6 گفته می‌شود، نام اورامان از یكی از سرودهای دینی زردشتیان گرفته شده است.7 از تعداد گویشوران هورامی آمار دقیقی در دست نیست، اما مطابق برخی تخمین‌ها حدود 22948 نفر در ایران به این گویش سخن می‌گویند.8 خاستگاه تمام گویش‌های گورانی احتمالاً استان‌های حومة خزر بوده است و از آن‌جا گویشوران در زمان نامعلومی به زاگرس جنوبی مهاجرت كرده‌اند.9 اورامان اكنون در تقسیمات كشوری به دو استان كردستان و كرمانشاه تعلق دارد.10 هورامی‌ها در دو سوی رشتة اصلی زاگرس، در غرب سنندج سكونت دارند11 و به دو دسته تقسیم می‌شوند: لهون/lohon/، مستقر در جنوب غربی زاگرس (مهم‌ترین روستای آن نوسود) و تخت/ taxt/، مستقر در شمال و شرق این رشته كوه (مهم‌ترین شهرها، پاوه و شاهو).12

همة گویش‌های گورانی ویژگی‌هایی دارند كه آن‌ها را با گویش‌های مركزی ایران مربوط و از كردی متمایز می‌كند. هر چند روشن است كه گویش‌‌‌های كردی همجوار تأثیر بسیاری بر آن داشته‌اند و در این میان قرض‌گیری‌های واژگانی هم صورت گرفته است.13 نظام واجی هورامی به طور قابل توجهی مشابه گویش‌های كردی مجاورش، سلیمانیه و سنه (سنندجی) است، و شامل 26 همخوان است كه دو نیم واكة /y/ و /w/ را نیز در بر دارد.14 در این میان همانند واج‌های سلیمانیه، میان /L/ لثوی پیشین و /t/ نرمكامی شده و نیز /؟/ زنشی و /J/ غلتان تمایز وجود دارد. نظام واكه‌ای هورامی شامل 7 واكة بلند / i, e, ε, ā, ?, o, u/ و سه واكة كوتاه، /i a u/ است.15 در صرف اسم و صفت میان دو شمار (مفرد و جمع) و دو جنس دستوری (مذكر و مؤنث) و دو حالت (صریح و غیرصریح) تمایز وجود دارد. تمامی صفات با اسم از نظر شمار و جنس و حالت مطابقه دارند.16 در حروف تعریف نامعین نیز تمایز جنس مشخص است. پسوند –ew برای مذكر و –ewa برای مؤنث مفرد و نامعین بودن را نشان می‌دهد: / harew/ «یك خر» و /kināčewa/ «یك دختر».17 پسوند معرفه برای مذكر –aḱa و برای مؤنث –aḱe  می‌باشد.18 به عنوان مثال حالت فاعلی، مذكر و مفرد برای واژة /har/ می‌شود: /har- aḱa/ «آن خر»19 هورامی همچنین تمایز حالت را در جمع مذكر و مؤنث حفظ كرده است.20 تكیه در ساخت واژه نقش مهمی ایفا می‌كند و در صورت‌های زبانی كه تنها از نظر تكیه متفاوت هستند تمایز معنی ایجاد می‌كند: /č ́anī/ «سوزن»، / čańī/ «با».21 افعال دارای دو بن ماضی و مضارع است. (مانند: بن ماضی: - niẃišt «نوشت» و بن مضارع: - niwis «نویس»)22 هورامی از زبان‌هایی است كه در زمان گذشته دارای ویژگی‌ ارگاتیو (فعل متعدی با مفعول مطابقه می‌كند و فاعل به صورت وند به مفعول متصل می‌شود) است: /to-m di/ «تو را دیدم». در زمان حال و آینده ترتیب كلمات sov (فاعل، مفعول، فعل) است و فعل با فاعل مطابقه دارد: /ahmad- I ma- ωin- u/ «احمد را می‌بینم».23

هورامی، زمانی زبان دربارِ امیرنشین كرد اردلان بوده است. ادبیات اهل حق نیز به زبان هورامی است. بخشی از این ادبیات مذهبی به فارسی نو و بخشی هم هورامی «كوینه» /koine/ كهنه نوشته شده است24 كه از نظر نظام صرفی با تمام گویش‌های موجود تفاوت دارد به ویژه تصریف اسمی آن تا حد چشمگیری كاهش یافته است.25


مآخذ:

1. رضایی باغ‌بیدی، حسن. «زبان‌های ایرانی»، دایرةالعمارف بزرگ اسلامی. تهران: مركز دایرةالمعارف بزرگ اسلامی، 1380، جلد دهم، ص549 و نك

-   Mackenzie, D. N. "Gurāni", ENCYCLOPAEDIA IRANICA. ed. E. Yarshater. New York:  Encyclopaedia Iranica foundation. 2003, volume XI. P. 401.

2. MACKENZIE, D. N. The Dialect of Awroman (HAWRĀMĀN – Ī LUHŌN). DENMARK: københavn. 1966, p. 4.

3.     R. E. E. "The Iranian Languages". The New  Encyclopaedia Brittanica. Chicago:  Encyclopaedia Brittanica Inc. 1994. volume 22. p. 608.

4.         MACKENZIE, D. N. The Dialect of Awroman. P.3.

5. ابراهیم‌پور، محمدتقی. واژه‌نامة كردی ـ  فارسی. تهران: ققنوس، 1373، ص15، ونك: مصاحب، غلامحسین. دایرةالمعارف فارسی. تهران: امیركبیر، كتاب‌های جیبی، 1381، جلد یك، ص1167.

6. بلو، جویس. «گورانی و زازا»، راهنمای زبان‌های ایرانی. ترجمة فارسی زیر نظر حسن رضایی باغ‌بیدی، تهران: ققنوس، 1383، جلد دوم، ص555.

7. عنایت‌الله. رضا. «اورامان»، دایرةالمعارف بزرگ اسلامی. تهران: مركز دایرةالمعارف بزرگ اسلامی، 1380، جلد دهم، ص421.

8. online Version: www. Ethnolog. Com/ Print edition: Gordon Raymonds G., Jr. (ed), 2005. Ethnologue: languages of the world, Fifteenth edition. Dallas, Tex.: SIL. International

ونك. بلو، جویس. راهنمای زبان‌های ایرانی. ص555.

9. Mackenzie, D. N. "Gurāni", ENCYCLOPAEDIA IRANICA. ed. E. Yarshater. New York:  Encyclopaedia Iranica foundation. 2003, volume XI. P. 401.

10.  عنایت‌الله. رضا. دایرةالمعارف بزرگ اسلامی. ص420.

11.  ادموندز، سیسیل جی. كردها، ترك‌ها، عرب‌ها. ترجمة ابراهیم یونسی، تهران: روزبهان،1367، ص167.

12.  بلو، جویس. راهنمای زبان‌های ایرانی. ص555.

13.  Mackenzie, D. N. "AVROMANI", ENCYCLOPAEDIA IRANICA. ed. E. Yar shater. London and New York:  Routledge & Kegan Paul. 1989. Volume III, p.111.

Mackenzie, D. N. "Gurāni", ENCYCLOPAEDIA IRANICA. P. 401.                                           ـ و نك:

14. Mackenzie, D. N. "The dialect of AWROMAN". P.7.

15.  همان, p. 8.

16.  همان, p. 13.

17.  همان, p. 15.

18.  همان, p. 16.

-   Mackenzie, D. N. "Gurani". P. 401.                          ـ و نك:                                                  

19.                 بلو، جویس. راهنمای زبان‌های ایرانی. ص557.

20.      Mackenzie, D. N. "Gurāni". P. 401.

21.      Mackenzie, D. N. "AVROMANI", P. 111.

22.      Mackenzie, D. N. The dialect of AWROMAN. P. 28, 30, 31.

23.       Holmberg – Andres and Odden, David. "Ergativity and Role – Marking in hawrami". University of Leipzig & Max plank Institute of Evolutionary Anthropology. SWL 1, August 2004. Online:

http://www.eva.mpy.de/~cschimidt/SWL1/handonts/Homberg_odden.PdF .

Mackenzie, D. N. "Gurāni", p. 402.  ـ و نك:                                                                      

24.  Leezenberg, Michiel. "Gurani Influence on Central Kurdish. ILLC. Department of philosophy, University of Amsterdam. Online: http://Scholor.Google.com.

25. Mackenzie, D. N. "Gurāni". P. 401.


آتوسا رستم بیک تفرشی