هورامی

هورامی/ hawrāmī/، awromāni/ ،/ avromāni/ یا گویش اورامان از گویشهای زبان گورانی است که خود از زبانهای ایرانی شمال غربی به شمار میآید. هورامی با گویشهای کندولهای، باجلانی و گورانی رابطه خواهری دارد[۱][۲] و قدیمیترین گویش این گروه است[۳] که به علت برخورداری از ویژگیهای باستانی بسیار مورد توجه است[۴] و از بسیاری جهات ویژگیهای گونهای قدیمی از گویشهای ایرانی میانه را دارد[۵]. در برخی منابع هورامی به عنوان یکی از گویشهای کردی معرفی شده است[۶][۷] اما به رغم همجواری با زبان کردی نمیتوان این زبان را به کردی منسوب دانست زیرا تحولات خاص کردی را متحمل نشده است[۸]. گفته میشود، نام اورامان از یکی از سرودهای دینی زردشتیان گرفته شده است[۹]. از تعداد گویشوران هورامی آمار دقیقی در دست نیست، اما مطابق برخی تخمینها حدود 22948 نفر در ایران به این گویش سخن میگویند[۱۰][۸][۱۱]. خاستگاه تمام گویشهای گورانی احتمالاً استانهای حومه خزر بوده است و از آنجا گویشوران در زمان نامعلومی به زاگرس جنوبی مهاجرت کردهاند[۲]. اورامان اکنون در تقسیمات کشوری به دو استان کردستان و کرمانشاه تعلق دارد[۱۲]. هورامیها در دو سوی رشته اصلی زاگرس، در غرب سنندج سکونت دارند[۱۳] و به دو دسته تقسیم میشوند: لهون/lohon/، مستقر در جنوب غربی زاگرس (مهمترین روستای آن نوسود) و تخت/ taxt/، مستقر در شمال و شرق این رشته کوه (مهمترین شهرها، پاوه و شاهو)[۸].
همه گویشهای گورانی ویژگیهایی دارند که آنها را با گویشهای مرکزی ایران مربوط و از کردی متمایز میکند. هر چند روشن است که گویشهای کردی همجوار تأثیر بسیاری بر آن داشتهاند و در این میان قرضگیریهای واژگانی هم صورت گرفته است[۲][۱۴]. نظام واجی هورامی به طور قابل توجهی مشابه گویشهای کردی مجاورش، سلیمانیه و سنه (سنندجی) است، و شامل 26 همخوان است که دو نیم واکه /y/ و /w/ را نیز در بر دارد[۱۵]. در این میان همانند واجهای سلیمانیه، میان /L/ لثوی پیشین و /t/ نرمکامی شده و نیز /؟/ زنشی و /J/ غلتان تمایز وجود دارد. نظام واکهای هورامی شامل 7 واکه بلند / i, e, ε, ā,?, o, u/ و سه واکه کوتاه، /i a u/ است[۱۶]. در صرف اسم و صفت میان دو شمار (مفرد و جمع) و دو جنس دستوری (مذکر و مؤنث) و دو حالت (صریح و غیرصریح) تمایز وجود دارد. تمامی صفات با اسم از نظر شمار و جنس و حالت مطابقه دارند[۱۷]. در حروف تعریف نامعین نیز تمایز جنس مشخص است. پسوند –ew برای مذکر و –ewa برای مؤنث مفرد و نامعین بودن را نشان میدهد: / harew/ «یک خر» و /kināčewa/ «یک دختر»[۱۸]. پسوند معرفه برای مذکر –aḱa و برای مؤنث –aḱe میباشد[۱۹][۲]. به عنوان مثال حالت فاعلی، مذکر و مفرد برای واژه /har/ میشود: /har- aḱa/ «آن خر»[۲۰] هورامی همچنین تمایز حالت را در جمع مذکر و مؤنث حفظ کرده است[۲]. تکیه در ساخت واژه نقش مهمی ایفا میکند و در صورتهای زبانی که تنها از نظر تکیه متفاوت هستند تمایز معنی ایجاد میکند: /č ́anī/ «سوزن»، / čańī/ «با»[۱۴]. افعال دارای دو بن ماضی و مضارع است. (مانند: بن ماضی: - niẃišt «نوشت» و بن مضارع: - niwis «نویس»)[۲۱] هورامی از زبانهایی است که در زمان گذشته دارای ویژگی ارگاتیو (فعل متعدی با مفعول مطابقه میکند و فاعل به صورت وند به مفعول متصل میشود) است: /to-m di/ «تو را دیدم». در زمان حال و آینده ترتیب کلمات sov (فاعل، مفعول، فعل) است و فعل با فاعل مطابقه دارد: /ahmad- I ma- ωin- u/ «احمد را میبینم»[۲۲][۲۳][۲۴].
هورامی، زمانی زبان دربارِ امیرنشین کرد اردلان بوده است. ادبیات اهل حق نیز به زبان هورامی است. بخشی از این ادبیات مذهبی به فارسی نو و بخشی هم هورامی «کوینه» /koine/ کهنه نوشته شده است[۲۵] که از نظر نظام صرفی با تمام گویشهای موجود تفاوت دارد به ویژه تصریف اسمی آن تا حد چشمگیری کاهش یافته است[۲].
نیز نگاه کنید به
مآخذ
- ↑ رضایی باغبیدی، حسن. «زبانهای ایرانی»، دایره العمارف بزرگ اسلامی. تهران: مرکز دایره المعارف بزرگ اسلامی، 1380، جلد دهم، ص549.
- ↑ ۲٫۰ ۲٫۱ ۲٫۲ ۲٫۳ ۲٫۴ ۲٫۵ Mackenzie, D. N. "Gurāni", ENCYCLOPAEDIA IRANICA. ed. E. Yarshater. New York: Encyclopaedia Iranica foundation. 2003, volume XI. P. 401.
- ↑ MACKENZIE, D. N. The Dialect of Awroman (HAWRĀMĀN – Ī LUHŌN). DENMARK: københavn. 1966, p. 4.
- ↑ R. E. E. "The Iranian Languages". The New Encyclopaedia Brittanica. Chicago: Encyclopaedia Brittanica Inc. 1994. volume 22. p. 608.
- ↑ MMACKENZIE, D. N. The Dialect of Awroman (HAWRĀMĀN – Ī LUHŌN). DENMARK: københavn. 1966, p .3.
- ↑ ابراهیمپور، محمدتقی. واژهنامه کردی ـ فارسی. تهران: ققنوس، 1373، ص15.
- ↑ مصاحب، غلامحسین. دایره المعارف فارسی. تهران: امیرکبیر، کتابهای جیبی، 1381، جلد یک، ص1167.
- ↑ ۸٫۰ ۸٫۱ ۸٫۲ بلو، جویس. «گورانی و زازا»، راهنمای زبانهای ایرانی. ترجمه فارسی زیر نظر حسن رضایی باغبیدی، تهران: ققنوس، 1383، جلد دوم، ص555.
- ↑ عنایتالله. رضا. «اورامان»، دایر هالمعارف بزرگ اسلامی. تهران: مرکز دایره المعارف بزرگ اسلامی، 1380، جلد دهم، ص421.
- ↑ Gordon Raymonds G., Jr. (ed), 2005. Ethnologue: languages of the world, Fifteenth edition. Dallas, Tex.
- ↑ برگرفته از https://www.ethnologue.com/ethnoblog/ethnologue-print-and-download/
- ↑ عنایتالله. رضا. «اورامان»، دایره المعارف بزرگ اسلامی. تهران: مرکز دایره المعارف بزرگ اسلامی، 1380، جلد دهم،ص420.
- ↑ ادموندز، سیسیل جی. کردها، ترکها، عربها. ترجمه ابراهیم یونسی، تهران: روزبهان،1367، ص167.
- ↑ ۱۴٫۰ ۱۴٫۱ Mackenzie, D. N. "AVROMANI", ENCYCLOPAEDIA IRANICA. ed. E. Yar shater. London and New York: Routledge & Kegan Paul. 1989. Volume III, p.111
- ↑ Mackenzie, D. N. "Gurāni", ENCYCLOPAEDIA IRANICA. ed. E. Yarshater. New York: Encyclopaedia Iranica foundation. 2003, volume XI. P.7
- ↑ Mackenzie, D. N. "Gurāni", ENCYCLOPAEDIA IRANICA. ed. E. Yarshater. New York: Encyclopaedia Iranica foundation. 2003, volume XI. p. 8
- ↑ Mackenzie, D. N. "Gurāni", ENCYCLOPAEDIA IRANICA. ed. E. Yarshater. New York: Encyclopaedia Iranica foundation. 2003, volume XI. p. 13
- ↑ Mackenzie, D. N. "Gurāni", ENCYCLOPAEDIA IRANICA. ed. E. Yarshater. New York: Encyclopaedia Iranica foundation. 2003, volume XI. p. 15.
- ↑ Mackenzie, D. N. "Gurāni", ENCYCLOPAEDIA IRANICA. ed. E. Yarshater. New York: Encyclopaedia Iranica foundation. 2003, volume XI. p. 16.
- ↑ بلو، جویس. «گورانی و زازا»، راهنمای زبانهای ایرانی. ترجمه فارسی زیر نظر حسن رضایی باغبیدی، تهران: ققنوس، 1383، جلد دوم، ص557.
- ↑ MACKENZIE, D. N. The Dialect of Awroman (HAWRĀMĀN – Ī LUHŌN). DENMARK: københavn. 1966, p. 28, 30, 31.
- ↑ برگرفته از https://www.eva.mpg.de//lingua/pdf/Glossing-Rules.pdf
- ↑ Mackenzie, D. N. "Gurāni", ENCYCLOPAEDIA IRANICA. ed. E. Yarshater. New York: Encyclopaedia Iranica foundation. 2003, volume XI. P. 402.
- ↑ برگرفته از https://www.eva.mpg.de/fileadmin/content_files/linguistics/pdf/SWL1_Webpage_2004.pdf
- ↑ برگرفته از https://goran-ethnic.com/
منبع اصلی
سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، مرکز مطالعات راهبردی روابط فرهنگی (1398). دانشنامه ایران. تهران: موسسه فرهنگی هنری و انتشارات بین المللی الهدی،
نویسنده مقاله
آتوسا رستم بیک تفرشی