پرش به محتوا

آذربایجانی: تفاوت میان نسخه‌ها

از ویکی ایران
Karimian (بحث | مشارکت‌ها)
بدون خلاصۀ ویرایش
Karimian (بحث | مشارکت‌ها)
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۱: خط ۱:
'''[[آذربایجانی]]'''/ Pazærbayjanι/، از گروه اغوز شاخه ترکیک خانواده آلتایی است<ref>Campbell. G. L. "Turkic Languages". '''''Compendium of the world's Languages'''''. London: Routledge. (2000), 2nd ed. Vol II, p 1687. و فرزانه، محمدعلی. '''''مبانی دستور زبان آذربایجان'''''. تبریز: شمس، (1344)، ص2و1.</ref>. در گذشته اغوز به [[ترکی]] ترکیه، [[آذربایجانی]] و [[ترکمنی]] تقسیم می‌شد، اما تحقیقات جدید تا حدی این طرح ساده را تغییر داده است.<sup>2</sup> امروزه شاید بتوان [[ترکی]] ترکیه، [[آذربایجانی]]، افشاری، [[ترکی]] خراسانی و [[ترکمنی]] را در این گروه از هم متمایز کرد.<sup>3</sup> [[آذربایجانی]] خود شامل گروه‌های مختلفی است: شرقی، غربی، شمالی، جنوبی، مرکزی، شمال عراق، شمال غربی ایران و جنوب شرقی دریای خزر.<sup>4</sup> می‌توان آناتولیایی شرقی، قشقایی، اینالّو، سُنقری، گونه‌های جنوب [[قم]] و افشاری کابل را نیز به این گروه‌ها افزود.<sup>5</sup> با این حال طبقه‌بندی‌های دیگری نیز از گونه‌های آذربایجانی ارائه شده است.<sup>6</sup> پیش از گسترش زبان [[ترکی]] در آذربایجان، زبان آذری ـ که از زبان‌های ایرانی غربی بود ـ در آن منطقه رواج داشت.<sup>7</sup> در زمان [[سلجوقیان]] ترک زبان (12و 11م/ 6و5ق) قبایل ترک زبان به نواحی شمال غربی فلات ایران و آذربایجان نیز سرازیر شدند و جریان برخورد و اختلاط زبان‌های [[ترکی]] با لهجه‌های محلی آذربایجان جنوبی آغاز گشت.<sup>8</sup> شمار ساکنان ترک زبان آذربایجان ـ به ویژه با هجوم مغول ـ افزایش یافت<sup>9</sup> و سرانجام در اواخر سده 17م/ 11ق جای زبان آذری را در اکثر مناطق گرفت.<sup>10</sup> امروزه آذربایجانی زبان مادری مردم آذربایجان و سایر نقاط ترک زبان ایران (غیر از ترکمن‌ها) است.<sup>11</sup> علاوه بر آذربایجان شرقی و غربی، گونه‌های آذربایجانی در اکثر استان‌های ایران به ویژه اردبیل، زنجان، قزوین و همدان دیده می‌شوند.<sup>12</sup> آمار متفاوتی از کل گویشوران گونه‌های [[آذربایجانی]] در ایران در دست است. این رقم حداکثر تا 3/1 کل جمعیت ایران نیز ثبت شده است.<sup>13</sup> این زبان در گذشته به خط [[عربی]] نوشته می‌‌شد، از 1925 در جمهوری آذربایجان الفبای لاتینی مطرح شد و مورد استفاده قرار گرفت<sup>14</sup> و در 1939 الفبای سیریلی جانشین آن شد. در حال حاضر، در ترکیه از خط لاتینی و در ایران از خط [[عربی]] استفاده می‌شود.<sup>15</sup> به نظر می‌رسد به دلایلی مانند تعداد بیشتر واکه‌های آذربایجانی نسبت به فارسی، نمی‌توان قواعد تقریباً منظمی برای نگارش این زبان با الفبای فارسی ارائه نمود.<sup>16</sup> با این وجود نشر کتاب و مجله آذربایجانی درباره زبان و ادبیات این زبان در ایران؛ در دو سه دهه اخیر رشد قابل توجهی داشته است.<sup>17</sup> از جمله تفاوت‌های عمده میان گویش‌های آذربایجانی شمالی و آذربایجانی جنوبی، واژه‌های دخیل است: این زبان در شمال بیشتر تحت تأثیر روسی و در جنوب تحت تأثیر فارسی و عربی بوده است.<sup>18</sup> این تأثیرات در سطوح دیگر زبان ـ مانند کاهش بسامد رخداد هماهنگی واکه‌ای در واژه‌های آذربایجانی در ایران که در سطح واجی رخ داده است ـ نیز قابل ملاحظه است.<sup>19</sup> بخش قابل ملاحظه‌ای از ویژگی‌‌های زبان آذربایجانی با سایر زبان‌های ترکی مُشترک است (نک. ترکی). تفاوت‌ آواهای آذربایجانی و فارسی در نظام واکه‌ای نسبت به نظام همخوانی محسوس‌تر است، به گونه‌ای که این زبان و ترکی خراسانی هر یک 9 واکه، فارسی معیار 6 واکه ساده<sup>20</sup> و ترکی استانبولی 8 واکه دارند.<sup>21</sup> [[آذربایجانی]] مانند فارسی ـ و مغایر با ترکی معاصر (ترکی استانبولی)‌ ـ دارای همخوان سایشی [] است.<sup>22</sup> برخی از پیشوندها و پسوندهای زبان‌های ایرانی در ساخت واژگان [[آذربایجانی]] یافت می‌شوند، -baz در /qušbaz/ = کفترباز از آن جمله است.<sup>23</sup> عناصر ایرانی در [[آذربایجانی]] به ویژه در سطح واژگان متنوع است که برخی از آن‌ها در [[ترکی]] حذف شده و یا به ندرت به کار می‌روند، مانند /ĵavan/ = جوان و /bar/= میوه.<sup>24</sup> از طرف دیگر بسیاری از واژه‌های [[آذربایجانی]] نیز وارد فارسی (و بیشتر از آن وارد کردی) شده است، چرا که از سده 16م عمدتاً حکمرانان و سربازان آذربایجانی زبان بر ایران حکومت می‌کردند. این واژه‌ها غالباً در حوزه‌های حکومت، لقب‌ها و امور جنگ هستند.<sup>25</sup> تأثیر زبان‌های ایرانی بر نحو [[آذربایجانی]] به ویژه در ساخت جملات پیچیده و به خصوص در گفتار افراد تحصیل‌ کرده آشکار است.<sup>26</sup> بیشتر این ویژگی‌ها در [[ترکی]] عثمانی با بسامد قابل توجهی استفاده می‌شده، اما امروزه غالباً کنار گذاشته شده است.<sup>27</sup> چندین حرف ربط یا قیدهای ربطی که منشاء فارسی دارند، حتی در آذربایجانی معیار استفاده می‌شوند، مانند /Rægær/= اگر، /čunki/ = برای اینکه، چونکه.<sup>28</sup> به علت تبادل فرهنگی ناچیز میان جمهوری آذربایجان و آذربایجان ایران، فهم متقابل افراد این دو بخش رو به کاهش است.<sup>29</sup> [[آذربایجانی]] از نظر گستره افعال از زبان‌های بسیار غنی محسوب می‌شود و از نظر باقاعده بودن افعال، یکی از قانونمندترین زبان‌هاست.<sup>30</sup> فعل در این زبان دارای جهت، وجه، زمان دستوری و صورت‌های بی‌زمان است.<sup>31</sup> میان آذربایجانی و سایر زبان‌های ترکیک، تفاوت قابل ملاحظه‌ای در سایر مُشخصه‌های برجسته زبانی مانند توالی کلمات در جمله (فاعل ـ مفعول ـ فعل) دیده نمی‌شود.<sup>32</sup>
'''[[آذربایجانی]]'''/ Pazærbayjanι/، از گروه اغوز شاخه ترکیک خانواده آلتایی است<ref>Campbell. G. L. "Turkic Languages". '''''Compendium of the world's Languages'''''. London: Routledge. (2000), 2nd ed. Vol II, p 1687. و فرزانه، محمدعلی. '''''مبانی دستور زبان آذربایجان'''''. تبریز: شمس، (1344)، ص2و1.</ref>. در گذشته اغوز به [[ترکی]] ترکیه، [[آذربایجانی]] و [[ترکمنی]] تقسیم می‌شد، اما تحقیقات جدید تا حدی این طرح ساده را تغییر داده است<ref name=":0">Doerfer. G. "Azeri (Ādarī) Turkish" '''''Encyclopeadia Iranica'''''. ed. Ehsan Yarshater, NEW YORK: Routledge & kegan paul lnc. (1988), vol III, fascicle 3, p 245</ref>. امروزه شاید بتوان [[ترکی]] ترکیه، [[آذربایجانی]]، افشاری، [[ترکی]] خراسانی و [[ترکمنی]] را در این گروه از هم متمایز کرد<ref name=":0" />. [[آذربایجانی]] خود شامل گروه‌های مختلفی است: شرقی، غربی، شمالی، جنوبی، مرکزی، شمال عراق، شمال غربی ایران و جنوب شرقی دریای خزر<ref name=":1">Doerfer. G. "Azeri (Ādarī) Turkish" '''''Encyclopeadia Iranica'''''. ed. Ehsan Yarshater, NEW YORK: Routledge & kegan paul lnc. (1988), vol III, fascicle 3, p 246</ref>. می‌توان آناتولیایی شرقی، قشقایی، اینالّو، سُنقری، گونه‌های جنوب [[قم]] و افشاری کابل را نیز به این گروه‌ها افزود<ref name=":1" />. با این حال طبقه‌بندی‌های دیگری نیز از گونه‌های آذربایجانی ارائه شده است<ref>Caferoğlu. A. "Azeri, a Turkish dialect", '''''The Encyclopeadia of  Islam'''''. Leiden: E. J. Brill, (1986), vol I, p. 192.</ref>. پیش از گسترش زبان [[ترکی]] در آذربایجان، زبان آذری ـ که از زبان‌های ایرانی غربی بود ـ در آن منطقه رواج داشت<ref name=":2">رضایی‌ باغ‌بیدی، حسن. «زبان‌های غیر ایرانی»، '''''دایرهالمعارف بزرگ اسلامی'''''. زیر نظر کاظم موسوی بجنوردی، تهران: مرکز دایرهالمعارف بزرگ اسلامی، 1380، ج10، ص552.</ref>. در زمان [[سلجوقیان]] ترک زبان (12و 11م/ 6و5ق) قبایل ترک زبان به نواحی شمال غربی فلات ایران و آذربایجان نیز سرازیر شدند و جریان برخورد و اختلاط زبان‌های [[ترکی]] با لهجه‌های محلی آذربایجان جنوبی آغاز گشت<ref>اُرانسکی، ای. م. '''''مقدمه فقه‌اللغه ایرانی'''''. ترجمه کریم کشاورز، تهران: انتشارات پیام، 1379، ص240، و کسروی‌تبریزی، احمد. '''''آذری یا زبان باستان آذربایگان'''''. تهران: مطبعه شوروی، 1304، ص13.</ref>. شمار ساکنان ترک زبان آذربایجان ـ به ویژه با هجوم مغول ـ افزایش یافت<ref>اُرانسکی، ای. م. '''''مقدمه فقه اللغه ایرانی'''''. ص240.</ref> و سرانجام در اواخر سده 17م/ 11ق جای زبان آذری را در اکثر مناطق گرفت<ref name=":2" />. امروزه آذربایجانی زبان مادری مردم آذربایجان و سایر نقاط ترک زبان ایران (غیر از ترکمن‌ها) است<ref>هیئت، جواد. '''''سیری در تاریخ و لهجه‌های ترکی'''''. تهران: نشر نو، 1365، ص305.</ref>. علاوه بر آذربایجان شرقی و غربی، گونه‌های آذربایجانی در اکثر استان‌های ایران به ویژه اردبیل، زنجان، قزوین و همدان دیده می‌شوند<ref>هیئت، جواد. '''''سیری در تاریخ و لهجه‌های ترکی'''''. تهران: نشر نو، 1365، ص310- 305.</ref>. آمار متفاوتی از کل گویشوران گونه‌های [[آذربایجانی]] در ایران در دست است. این رقم حداکثر تا 3/1 کل جمعیت ایران نیز ثبت شده است<ref>www.Ethnologue.Com/ "Azerbaijani, South: a language of  Iran. و هیئت، جواد. '''''سیری در تاریخ زبان و لهجه‌های ترکی'''''. ص305.</ref>. این زبان در گذشته به خط [[عربی]] نوشته می‌‌شد، از 1925 در جمهوری آذربایجان الفبای لاتینی مطرح شد و مورد استفاده قرار گرفت<ref name=":1" /> و در 1939 الفبای سیریلی جانشین آن شد. در حال حاضر، در ترکیه از خط لاتینی و در ایران از خط [[عربی]] استفاده می‌شود<ref name=":1" />. به نظر می‌رسد به دلایلی مانند تعداد بیشتر واکه‌های آذربایجانی نسبت به فارسی، نمی‌توان قواعد تقریباً منظمی برای نگارش این زبان با الفبای فارسی ارائه نمود<ref>فرزانه، محمدعلی. '''''مبانی دستور زبان آذربایجان'''''. ص17.</ref>. با این وجود نشر کتاب و مجله آذربایجانی درباره زبان و ادبیات این زبان در ایران؛ در دو سه دهه اخیر رشد قابل توجهی داشته است<ref>هئیت، جواد. «تحول زبان آذربایجانی و هویت آن»، '''''وارلیق'''''. س25، 1382، ش1-128، ص94.</ref>. از جمله تفاوت‌های عمده میان گویش‌های آذربایجانی شمالی و آذربایجانی جنوبی، واژه‌های دخیل است: این زبان در شمال بیشتر تحت تأثیر روسی و در جنوب تحت تأثیر فارسی و عربی بوده است<ref>هئیت، جواد. '''''سیری در تاریخ زبان و لهجه‌های ترکی'''''. ص313.</ref>. این تأثیرات در سطوح دیگر زبان ـ مانند کاهش بسامد رخداد هماهنگی واکه‌ای در واژه‌های آذربایجانی در ایران که در سطح واجی رخ داده است ـ نیز قابل ملاحظه است<ref name=":3">Johanson. L, "Iranian Elements in Azeri Turkish", '''''Encyclopeadia''''' '''''Iranica'''''. ed. Ehsan Yarshater", New York: Routledge & kenan paul lnc. 1988, vol III, fascicle 3, p. 249.</ref>. بخش قابل ملاحظه‌ای از ویژگی‌‌های زبان آذربایجانی با سایر زبان‌های ترکی مُشترک است (نک. ترکی). تفاوت‌ آواهای آذربایجانی و فارسی در نظام واکه‌ای نسبت به نظام همخوانی محسوس‌تر است، به گونه‌ای که این زبان و ترکی خراسانی هر یک 9 واکه، فارسی معیار 6 واکه ساده<ref>فرزانه، محمدعلی. «بررسی و نقد کتاب دستور تطبیقی ترکی و فارسی»، '''''وارلیق'''''. س26، 1383، ش135- 134، ص111. و Doerfer. G. "Azeri (Ādarī) Turkish". P. 246.</ref> و ترکی استانبولی 8 واکه دارند<ref>Kornfilt, J, "Turkish", '''''International Encyclopedia of Linguistics''''', ed. W. Bright, New York: OUP, 1992, vol 4, p. 191.</ref>. [[آذربایجانی]] مانند فارسی ـ و مغایر با ترکی معاصر (ترکی استانبولی)‌ ـ دارای همخوان سایشی [] است<ref name=":3" />. برخی از پیشوندها و پسوندهای زبان‌های ایرانی در ساخت واژگان [[آذربایجانی]] یافت می‌شوند، -baz در /qušbaz/ = کفترباز از آن جمله است<ref name=":3" />. عناصر ایرانی در [[آذربایجانی]] به ویژه در سطح واژگان متنوع است که برخی از آن‌ها در [[ترکی]] حذف شده و یا به ندرت به کار می‌روند، مانند /ĵavan/ = جوان و /bar/= میوه<ref name=":4">Johanson. L, "Iranian Elements in Azeri Turkish", '''''Encyclopeadia''''' '''''Iranica'''''. ed. Ehsan Yarshater", New York: Routledge & kenan paul lnc. 1988, vol III, fascicle 3, p. 250.</ref>. از طرف دیگر بسیاری از واژه‌های [[آذربایجانی]] نیز وارد فارسی (و بیشتر از آن وارد کردی) شده است، چرا که از سده 16م عمدتاً حکمرانان و سربازان آذربایجانی زبان بر ایران حکومت می‌کردند. این واژه‌ها غالباً در حوزه‌های حکومت، لقب‌ها و امور جنگ هستند<ref name=":1" />. تأثیر زبان‌های ایرانی بر نحو [[آذربایجانی]] به ویژه در ساخت جملات پیچیده و به خصوص در گفتار افراد تحصیل‌ کرده آشکار است<ref name=":4" />. بیشتر این ویژگی‌ها در [[ترکی]] عثمانی با بسامد قابل توجهی استفاده می‌شده، اما امروزه غالباً کنار گذاشته شده است<ref name=":4" />. چندین حرف ربط یا قیدهای ربطی که منشاء فارسی دارند، حتی در آذربایجانی معیار استفاده می‌شوند، مانند /Rægær/= اگر، /čunki/ = برای اینکه، چونکه<ref name=":4" />. به علت تبادل فرهنگی ناچیز میان جمهوری آذربایجان و آذربایجان ایران، فهم متقابل افراد این دو بخش رو به کاهش است<ref name=":4" />. [[آذربایجانی]] از نظر گستره افعال از زبان‌های بسیار غنی محسوب می‌شود و از نظر باقاعده بودن افعال، یکی از قانونمندترین زبان‌هاست<ref>فرزانه، محمدعلی. «بررسی و نقد کتاب دستور تطبیقی ترکی و فارسی».  ص115.</ref>. فعل در این زبان دارای جهت، وجه، زمان دستوری و صورت‌های بی‌زمان است<ref>Campbell. G. L. "Azerbaijani". '''''Compendium of the world's Languages.''''' London: Routledge. (2000), 2nd ed. Vol I, p 165.</ref>. میان آذربایجانی و سایر زبان‌های ترکیک، تفاوت قابل ملاحظه‌ای در سایر مُشخصه‌های برجسته زبانی مانند توالی کلمات در جمله (فاعل ـ مفعول ـ فعل) دیده نمی‌شود<ref>Kornfilt, J, "Turkish and the Turkic Languages, "'''''The world's Major Languages.''''' B. Comrie (ed) London & New York: Routledge. 1989, p. 619.</ref>.


نک. ترکی.
نک. ترکی.
خط ۶: خط ۶:


== '''مآخذ''' ==
== '''مآخذ''' ==
#
# .Doerfer. G. "Azeri (Ādarī) Turkish" '''''Encyclopeadia Iranica'''''. ed. Ehsan Yarshater, NEW YORK: Routledge & kegan paul lnc. (1988), vol III, fascicle 3, p 245
# همانجا.
# .Doerfer. G. "Azeri (Ādarī) Turkish" '''''Encyclopeadia Iranica'''''. ed. Ehsan Yarshater, NEW YORK: Routledge & kegan paul lnc. (1988), vol III, fascicle 3, p 246
# همانجا.
# Caferoğlu. A. "Azeri, a Turkish dialect", '''''The Encyclopeadia of  Islam'''''. Leiden: E. J. Brill, (1986), vol I, p. 192.
# رضایی‌ باغ‌بیدی، حسن. «زبان‌های غیر ایرانی»، '''''دایرهالمعارف بزرگ اسلامی'''''. زیر نظر کاظم موسوی بجنوردی، تهران: مرکز دایرهالمعارف بزرگ اسلامی، 1380، ج10، ص552.
# اُرانسکی، ای. م. '''''مقدمه فقه‌اللغه ایرانی'''''. ترجمه کریم کشاورز، تهران: انتشارات پیام، 1379، ص240، و کسروی‌تبریزی، احمد. '''''آذری یا زبان باستان آذربایگان'''''. تهران: مطبعه شوروی، 1304، ص13.
# اُرانسکی، ای. م. '''''مقدمه فقه اللغه ایرانی'''''. ص240.
# رضایی باغ‌بیدی، حسن. '''''«زبان‌های غیرایرانی».''''' ص552.
# هیئت، جواد. '''''سیری در تاریخ و لهجه‌های ترکی'''''. تهران: نشر نو، 1365، ص305.
# هیئت، جواد. '''''سیری در تاریخ و لهجه‌های ترکی'''''. تهران: نشر نو، 1365، ص310- 305.
# www.Ethnologue.Com/ "Azerbaijani, South: a language of  Iran. و هیئت، جواد. '''''سیری در تاریخ زبان و لهجه‌های ترکی'''''. ص305.
# Doerfer, G, "Azeri (Ādarī) Turkish, p. 246.
# همانجا.
# فرزانه، محمدعلی. '''''مبانی دستور زبان آذربایجان'''''. ص17.
# هئیت، جواد. «تحول زبان آذربایجانی و هویت آن»، '''''وارلیق'''''. س25، 1382، ش1-128، ص94.
# هئیت، جواد. '''''سیری در تاریخ زبان و لهجه‌های ترکی'''''. ص313.
# Johanson. L, "Iranian Elements in Azeri Turkish", '''''Encyclopeadia''''' '''''Iranica'''''. ed. Ehsan Yarshater", New York: Routledge & kenan paul lnc. 1988, vol III, fascicle 3, p. 249.
# فرزانه، محمدعلی. «بررسی و نقد کتاب دستور تطبیقی ترکی و فارسی»، '''''وارلیق'''''. س26، 1383، ش135- 134، ص111. و Doerfer. G. "Azeri (Ādarī) Turkish". P. 246.
# Kornfilt, J, "Turkish", '''''International Encyclopedia of Linguistics''''', ed. W. Bright, New York: OUP, 1992, vol 4, p. 191.
# Johanson. L, "Iranian Elements in Azeri Turkish". P. 249.
# همانجا.
# همان، ص250.
# Doerfer. G. "Azeri (Ādarī) Turkish". P. 246.
# Johanson. L, "Iranian Elements in Azeri Turkish". P. 250.
# همانجا.
# همانجا.
# همانجا.
# فرزانه، محمدعلی. «بررسی و نقد کتاب دستور تطبیقی ترکی و فارسی».  ص115.
# Campbell. G. L. "Azerbaijani". '''''Compendium of the world's Languages.''''' London: Routledge. (2000), 2nd ed. Vol I, p 165.
# Kornfilt, J, "Turkish and the Turkic Languages, "'''''The world's Major Languages.''''' B. Comrie (ed) London & New York: Routledge. 1989, p. 619.
فرزین فهیم‌نیا
فرزین فهیم‌نیا

نسخهٔ ‏۱۰ مهٔ ۲۰۲۵، ساعت ۰۹:۵۲

آذربایجانی/ Pazærbayjanι/، از گروه اغوز شاخه ترکیک خانواده آلتایی است[۱]. در گذشته اغوز به ترکی ترکیه، آذربایجانی و ترکمنی تقسیم می‌شد، اما تحقیقات جدید تا حدی این طرح ساده را تغییر داده است[۲]. امروزه شاید بتوان ترکی ترکیه، آذربایجانی، افشاری، ترکی خراسانی و ترکمنی را در این گروه از هم متمایز کرد[۲]. آذربایجانی خود شامل گروه‌های مختلفی است: شرقی، غربی، شمالی، جنوبی، مرکزی، شمال عراق، شمال غربی ایران و جنوب شرقی دریای خزر[۳]. می‌توان آناتولیایی شرقی، قشقایی، اینالّو، سُنقری، گونه‌های جنوب قم و افشاری کابل را نیز به این گروه‌ها افزود[۳]. با این حال طبقه‌بندی‌های دیگری نیز از گونه‌های آذربایجانی ارائه شده است[۴]. پیش از گسترش زبان ترکی در آذربایجان، زبان آذری ـ که از زبان‌های ایرانی غربی بود ـ در آن منطقه رواج داشت[۵]. در زمان سلجوقیان ترک زبان (12و 11م/ 6و5ق) قبایل ترک زبان به نواحی شمال غربی فلات ایران و آذربایجان نیز سرازیر شدند و جریان برخورد و اختلاط زبان‌های ترکی با لهجه‌های محلی آذربایجان جنوبی آغاز گشت[۶]. شمار ساکنان ترک زبان آذربایجان ـ به ویژه با هجوم مغول ـ افزایش یافت[۷] و سرانجام در اواخر سده 17م/ 11ق جای زبان آذری را در اکثر مناطق گرفت[۵]. امروزه آذربایجانی زبان مادری مردم آذربایجان و سایر نقاط ترک زبان ایران (غیر از ترکمن‌ها) است[۸]. علاوه بر آذربایجان شرقی و غربی، گونه‌های آذربایجانی در اکثر استان‌های ایران به ویژه اردبیل، زنجان، قزوین و همدان دیده می‌شوند[۹]. آمار متفاوتی از کل گویشوران گونه‌های آذربایجانی در ایران در دست است. این رقم حداکثر تا 3/1 کل جمعیت ایران نیز ثبت شده است[۱۰]. این زبان در گذشته به خط عربی نوشته می‌‌شد، از 1925 در جمهوری آذربایجان الفبای لاتینی مطرح شد و مورد استفاده قرار گرفت[۳] و در 1939 الفبای سیریلی جانشین آن شد. در حال حاضر، در ترکیه از خط لاتینی و در ایران از خط عربی استفاده می‌شود[۳]. به نظر می‌رسد به دلایلی مانند تعداد بیشتر واکه‌های آذربایجانی نسبت به فارسی، نمی‌توان قواعد تقریباً منظمی برای نگارش این زبان با الفبای فارسی ارائه نمود[۱۱]. با این وجود نشر کتاب و مجله آذربایجانی درباره زبان و ادبیات این زبان در ایران؛ در دو سه دهه اخیر رشد قابل توجهی داشته است[۱۲]. از جمله تفاوت‌های عمده میان گویش‌های آذربایجانی شمالی و آذربایجانی جنوبی، واژه‌های دخیل است: این زبان در شمال بیشتر تحت تأثیر روسی و در جنوب تحت تأثیر فارسی و عربی بوده است[۱۳]. این تأثیرات در سطوح دیگر زبان ـ مانند کاهش بسامد رخداد هماهنگی واکه‌ای در واژه‌های آذربایجانی در ایران که در سطح واجی رخ داده است ـ نیز قابل ملاحظه است[۱۴]. بخش قابل ملاحظه‌ای از ویژگی‌‌های زبان آذربایجانی با سایر زبان‌های ترکی مُشترک است (نک. ترکی). تفاوت‌ آواهای آذربایجانی و فارسی در نظام واکه‌ای نسبت به نظام همخوانی محسوس‌تر است، به گونه‌ای که این زبان و ترکی خراسانی هر یک 9 واکه، فارسی معیار 6 واکه ساده[۱۵] و ترکی استانبولی 8 واکه دارند[۱۶]. آذربایجانی مانند فارسی ـ و مغایر با ترکی معاصر (ترکی استانبولی)‌ ـ دارای همخوان سایشی [] است[۱۴]. برخی از پیشوندها و پسوندهای زبان‌های ایرانی در ساخت واژگان آذربایجانی یافت می‌شوند، -baz در /qušbaz/ = کفترباز از آن جمله است[۱۴]. عناصر ایرانی در آذربایجانی به ویژه در سطح واژگان متنوع است که برخی از آن‌ها در ترکی حذف شده و یا به ندرت به کار می‌روند، مانند /ĵavan/ = جوان و /bar/= میوه[۱۷]. از طرف دیگر بسیاری از واژه‌های آذربایجانی نیز وارد فارسی (و بیشتر از آن وارد کردی) شده است، چرا که از سده 16م عمدتاً حکمرانان و سربازان آذربایجانی زبان بر ایران حکومت می‌کردند. این واژه‌ها غالباً در حوزه‌های حکومت، لقب‌ها و امور جنگ هستند[۳]. تأثیر زبان‌های ایرانی بر نحو آذربایجانی به ویژه در ساخت جملات پیچیده و به خصوص در گفتار افراد تحصیل‌ کرده آشکار است[۱۷]. بیشتر این ویژگی‌ها در ترکی عثمانی با بسامد قابل توجهی استفاده می‌شده، اما امروزه غالباً کنار گذاشته شده است[۱۷]. چندین حرف ربط یا قیدهای ربطی که منشاء فارسی دارند، حتی در آذربایجانی معیار استفاده می‌شوند، مانند /Rægær/= اگر، /čunki/ = برای اینکه، چونکه[۱۷]. به علت تبادل فرهنگی ناچیز میان جمهوری آذربایجان و آذربایجان ایران، فهم متقابل افراد این دو بخش رو به کاهش است[۱۷]. آذربایجانی از نظر گستره افعال از زبان‌های بسیار غنی محسوب می‌شود و از نظر باقاعده بودن افعال، یکی از قانونمندترین زبان‌هاست[۱۸]. فعل در این زبان دارای جهت، وجه، زمان دستوری و صورت‌های بی‌زمان است[۱۹]. میان آذربایجانی و سایر زبان‌های ترکیک، تفاوت قابل ملاحظه‌ای در سایر مُشخصه‌های برجسته زبانی مانند توالی کلمات در جمله (فاعل ـ مفعول ـ فعل) دیده نمی‌شود[۲۰].

نک. ترکی.

نیز نگاه کنید به

مآخذ

فرزین فهیم‌نیا

  1. Campbell. G. L. "Turkic Languages". Compendium of the world's Languages. London: Routledge. (2000), 2nd ed. Vol II, p 1687. و فرزانه، محمدعلی. مبانی دستور زبان آذربایجان. تبریز: شمس، (1344)، ص2و1.
  2. ۲٫۰ ۲٫۱ Doerfer. G. "Azeri (Ādarī) Turkish" Encyclopeadia Iranica. ed. Ehsan Yarshater, NEW YORK: Routledge & kegan paul lnc. (1988), vol III, fascicle 3, p 245
  3. ۳٫۰ ۳٫۱ ۳٫۲ ۳٫۳ ۳٫۴ Doerfer. G. "Azeri (Ādarī) Turkish" Encyclopeadia Iranica. ed. Ehsan Yarshater, NEW YORK: Routledge & kegan paul lnc. (1988), vol III, fascicle 3, p 246
  4. Caferoğlu. A. "Azeri, a Turkish dialect", The Encyclopeadia of  Islam. Leiden: E. J. Brill, (1986), vol I, p. 192.
  5. ۵٫۰ ۵٫۱ رضایی‌ باغ‌بیدی، حسن. «زبان‌های غیر ایرانی»، دایرهالمعارف بزرگ اسلامی. زیر نظر کاظم موسوی بجنوردی، تهران: مرکز دایرهالمعارف بزرگ اسلامی، 1380، ج10، ص552.
  6. اُرانسکی، ای. م. مقدمه فقه‌اللغه ایرانی. ترجمه کریم کشاورز، تهران: انتشارات پیام، 1379، ص240، و کسروی‌تبریزی، احمد. آذری یا زبان باستان آذربایگان. تهران: مطبعه شوروی، 1304، ص13.
  7. اُرانسکی، ای. م. مقدمه فقه اللغه ایرانی. ص240.
  8. هیئت، جواد. سیری در تاریخ و لهجه‌های ترکی. تهران: نشر نو، 1365، ص305.
  9. هیئت، جواد. سیری در تاریخ و لهجه‌های ترکی. تهران: نشر نو، 1365، ص310- 305.
  10. www.Ethnologue.Com/ "Azerbaijani, South: a language of  Iran. و هیئت، جواد. سیری در تاریخ زبان و لهجه‌های ترکی. ص305.
  11. فرزانه، محمدعلی. مبانی دستور زبان آذربایجان. ص17.
  12. هئیت، جواد. «تحول زبان آذربایجانی و هویت آن»، وارلیق. س25، 1382، ش1-128، ص94.
  13. هئیت، جواد. سیری در تاریخ زبان و لهجه‌های ترکی. ص313.
  14. ۱۴٫۰ ۱۴٫۱ ۱۴٫۲ Johanson. L, "Iranian Elements in Azeri Turkish", Encyclopeadia Iranica. ed. Ehsan Yarshater", New York: Routledge & kenan paul lnc. 1988, vol III, fascicle 3, p. 249.
  15. فرزانه، محمدعلی. «بررسی و نقد کتاب دستور تطبیقی ترکی و فارسی»، وارلیق. س26، 1383، ش135- 134، ص111. و Doerfer. G. "Azeri (Ādarī) Turkish". P. 246.
  16. Kornfilt, J, "Turkish", International Encyclopedia of Linguistics, ed. W. Bright, New York: OUP, 1992, vol 4, p. 191.
  17. ۱۷٫۰ ۱۷٫۱ ۱۷٫۲ ۱۷٫۳ ۱۷٫۴ Johanson. L, "Iranian Elements in Azeri Turkish", Encyclopeadia Iranica. ed. Ehsan Yarshater", New York: Routledge & kenan paul lnc. 1988, vol III, fascicle 3, p. 250.
  18. فرزانه، محمدعلی. «بررسی و نقد کتاب دستور تطبیقی ترکی و فارسی».  ص115.
  19. Campbell. G. L. "Azerbaijani". Compendium of the world's Languages. London: Routledge. (2000), 2nd ed. Vol I, p 165.
  20. Kornfilt, J, "Turkish and the Turkic Languages, "The world's Major Languages. B. Comrie (ed) London & New York: Routledge. 1989, p. 619.