سفرنامه نویسی: تفاوت میان نسخهها
صفحهای تازه حاوی « سفرنامهنويسي، نوشتن گزارش سفر، يا مشاهدات گشت و گذار در سرزمينهاي گوناگون. از آن جا كه سفرهاي انسان به انگيزههاي گوناگوني مانند داد و ستد و كسب و پيشه، سياحت و زيارت، تبليغ ديني و سياسي، سفارت، اكتشاف و پويش، پژوهشهاي علمي و سرانجام ج...» ایجاد کرد |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۱: | خط ۱: | ||
سفرنامهنویسی، نوشتن گزارش سفر، یا مشاهدات گشت و گذار در سرزمینهای گوناگون. | |||
از آن جا كه سفرهای انسان به انگیزههای گوناگونی مانند داد و ستد و كسب و پیشه، سیاحت و زیارت، تبلیغ دینی و سیاسی، سفارت، اكتشاف و پویش، پژوهشهای علمی و سرانجام جنگ و لشكركشی انجام میگیرد، سفرنامهها نیز كه معمولاً بر اساس یادداشتهای روزانه و توصیفات و تجربیات سفرها نوشته میشوند، بنا بر انگیزههای سفر تنوعی گسترده دارند. گستردگی و گیرایی موضوع بسیاری از سیاستمداران، پژوهشگران، مبلّغان، ماجراجویان، پزشكان، پویندگان، دریانوردان و مانند آنها را به سفرنامهنویسی برانگیخته است، به طوری كه امروزه آثار گرانبهایی از آنها در دست است.<sup>1</sup> بنا بر آنكه مسافرت نویسندگان سفرها و سیاحتهایی عادی و واقعی و گردش در آفاق و انفس باشد، یا سیری درونی و معنوی، به دو دسته تقسیم میشوند: الف ـ سفرنامههای خیالی: این گونه سفرنامهها كه اغلب به صورت قصّه یا تمثیل بیان میشوند، گزارشهایی از ذهنیات نویسندگان درباره امری باطنی و اعتقادی هستند، نظیر آثاری چون [[ارداویرافنامه|ارداویرافنامه]]<sup>*</sup> كه موضوع آن سفر معنوی یا معراجی ارداویراف، موبد فرزانه زردشتی معاصر اردشیر بابكان (حك 224ـ241م) است. در این سفر روحانی ارداویراف از جهنم و بهشت دیدار میكند و مشاهدات خود را بر اساس آموختههای دین زردشت به نگارش درمیآورد. | |||
ب ـ سفرنامههای واقعی: این نوع سفرنامهها، شرح مسافرتهایی است در جهان واقعی. نویسندگان آنها خاطرات خود و رخدادهایی را كه در جریان سفر دیده و شنیدهاند، به رشته تحریر درآوردهاند، نظیر ''سفرنامه ناصرخسرو قبادیانی''<sup>*</sup> كه شرح سفر هفت ساله وی از بلخ تا مصر (از 437 تا 444 ق / 1045-1052م) است.<sup>2</sup> | |||
تاریخچه سفرنامهنویسی: نخستین سفرنامهها، گشتنامههایی خیالی به دنیای ارواح بوده است. سفر به دنیای مردگان در اساطیر ملّتهایی چون یونان، رم، مصر، هند و ایران به گونههای متفاوت وجود دارد. در ادبیات بابِل، ایشتار [1]برای به دست آوردن تَموز[2] به دوزخ سفر میكند. در اساطیر یونان، اورفئوس[3] برای یافتن همسرش بههادس[4] (سرزمین زیر فرمان هادس، حكمروای عالم زیرین) میرود. مفصلترین داستان از این نوع به هومر[5]، شاعر بزرگ یونان تعلق دارد كه در حماسه اودیسه[6]، قهرمان داستانش، اولیس[7] را به دنیای ارواح میبرد و خاطرات سفر زندگان به دنیای دیگر را بازگو میكند.<sup>3</sup> | |||
كهنترین گزارشهای سفر متعلق به چینیان و مصریان است. قدیمترین سفرنامههای چینی سفرنامه فاهین[8] (ح 399-414م)، شرح سفر او به هند و سیلان و سفرنامه هیوئن تسانگ[9]، زایر چینی و دیدارش در اواخر دوره ساسانیان از سرزمینهای همسایه ایران است. سفرنامه كوسموس اسكندرانی (ح 548م) نیز از سفرنامههای كهن مصری و گزارش سفرهای او به اتیوپی، هند غربی و سیلان است. | |||
گزنفون[10] (ح 428ـ ح 354 پ. م)، مورخ یونانی نیز در كتابش به نام ''آناباز'' آگاهیهایی درباره بازگشت خود در رأس ده هزار سرباز مزدور یونانی از ایران به یونان كه برای یاری كوروش دوم در جنگ با برادرش اردشیر دوم رفته بودند، پس از شكست كورش دوم (401پ.م) به دست میدهد. كتاب گزنفون را میتوان به گونهای در شمار كهنترین سیاحتنامههای موجود درباره ایران دانست.<sup>4</sup> از نخستین اروپاییانی كه پس از اسلام به ایران سفر كردهاند، بنیامین تودلایی[11]/ بنیامین التُطیلی (د 1173م)، خاخام و جهانگرد یهودی اسپانیایی است كه در 1159-1173م به سرزمینهایی از جمله فلسطین، ایران و چین سفر كردو از راه عربستان، مصر و سیسیل به اسپانیا بازگشت و شرح سفرهای خود را در سفرنامهای نوشت.<sup>5</sup> دیگر ماركوپولو[12]، جهانگرد ونیزی است كه سفرنامه او شرح سفرش در سده 7 ق، از راه آسیای صغیر و ایران به چین و گزارش از مشاهداتش در مسیر راه ابریشم از چین و تركستان و مغولستان و بخشی از جنوب شرقی آسیاست. كلاویخو[13] (د 1412م) نیز كه از 806-809ق / 1403-1406م به سفارت از سویهانری سوم، پادشاه اسپانیا در دربار امیر تیمور گوركانی در سمرقند به سر میبرد، سفر نامهای درباره سفر خود از اسپانیا به قسطنطنیه و از آنجا به سمرقند نوشت. بسیاری دیگر از سیاحان اروپایی از سده 17م / 11ق به ایران سفر كردهاند و سفرنامههایی درباره اوضاع سیاسی، آداب و رسوم ایرانیان و وضعیت دربارهای صفوی و قاجاریه نوشتهاند كه بیشتر آنها به فارسی ترجمه شده است. ''سفرنامه برادران شرلی''، نوشته آنتونی و ربرت شرلی[14]، مأموران انگلیسی در دربار شاه عباس بزرگ صفوی (حك 996-1038ق / 1588-1629م)، ''سفرنامه'' ژان شاردن[15]، جهانگرد فرانسوی (1643-1713م)، با عنوان ''سفر به ایران و هند شرقی''، ''سفرنامه'' ژان باتیست تاورنیه[16]، جهانگرد هلندی الاصل فرانسوی (1605-1689م)، به ممالك عثمانی، ایران و هند، ''سفرنامه'' ادوارد پولاك[17] جهانگرد آلمانی (1818-1891م) و پزشك مخصوص ناصرالدین شاه قاجار با نام ایران، ''سرزمین و مردم آن'' و ''سفرنامه'' دوگوبینو[18] فرانسوی (1816-1882م) از آن جملهاند.<sup>6</sup> | |||
سفرنامهنویسی در میان مسلمانان به ویژه عربها، پس از اسلام، مسلمانان سفرنامههای بسیاری را تألیف كردند. احمد بن فضلان كه در 309-310 ق / 921-922م با هیأتی از سوی خلیفه مقتدر عباسی، از مسیر همدان، ری، نیشابور، مرو، بخارا، خوارزم، اطراف دریاچه آرال و جاهای دیگر به دربار بلغارها بر كران رود ولگا ـ در جمهوری خود مختار كنونی تاتارستان به روسیه رفت، شرح سفرش را در سفرنامهای كه قدیمترین سفرنامههاست، آورده است.<sup>7</sup> رسالههای ابودلف مسعر بن المهلهل الخزرجی شاعر و جغرافیانویس و جهانگرد عرب در سده 4ق / 10م در شرح سفرهایش به آسیای میانه، چین و هند نیز نمونهای از نحوه سفرنامهنویسی در اوایل آن سده است. از سفرنامههای مهم دیگر مسلمانان، سفرنامه محمد بن عبدالله ابن بَطوطه (703-779ق / 1304-1377م) جهانگرد مشهور مراكشی درباره سفر سی ساله اش به آسیا، افریقا و اروپاست. رعایت انصاف و دوری گزیدن از تعصبات خشك از ویژگیهای اساسی این سفرنامه است.<sup>8</sup> سفرنامههای ابوالحسین محمد ابن جبیر اندلسی (540-614ق / 1145-1217م) و العبدری (ز 688ق / 1289م) و اولیا چلبی (د ح 1090ق / 1679م) از بهترین سفرنامهها است. سفرنامه چلبی شرح سفرهایش در دوره امپراتوری عثمانی است كه حاوی اطلاعات سودمندی درباره تاریخ، جغرافیا، رسوم و فرهنگ عامیانه سرزمینهایی است كه از آنها ـ از جمله بخشهایی از ایران ـ بازدید كرده است.<sup>9</sup> | |||
'''سفرنامهنویسی فارسی'''، در طول سدههای 3 تا 7ق / 9 تا 13م، اگرچه به سبب رشد اقتصادی و فرهنگی در جوامع شرقی، سیر و سفر رواج داشت، اما نوشتن سفرنامه مرسوم نبود و تنها چهار سفرنامه فارسی از این دوره موجود است: 1ـ سفرنامه ''اخبارالصین و الهند'' نوشته سلیمان تاجر در 235ق / 849م، 2ـ ''سفرنامه'' ناصرخسرو<sup>*</sup>، حكیم خردگرای سده 5ق، در شرح سفر هفت سالهاش از مرو به آسیای صغیر، شام، حجاز، مصر، قاهره تا بازگشت به بلخ از 437 تا 444ق / 1045-1052م، 3ـ مثنوی ''تحفهالعراقین'' خاقانی (د 582ق / 1186م) سروده 554ق / 1159م، در شرح سفر مكّه وی كه گونهای سیاحتنامه منظوم به شمار میرود، 4ـ ''حجازیه'' اثر ابوالاشراف حسینی یزدی نوشته شده در 757ق / 1356م.<sup>10</sup> نزاری قهستانی (د 720ق / 1320م) شاعر نیز گزارش سفر دو سالهاش را كه در 678ق / 1279م آغاز شد، در سفرنامههای خود به نظم آورده است. گزارش سفر جلال الدین حسین بخارایی (د 785ق / 1383م) به مكّه، مدینه، مصر، شهرهای فلسطین، جزیره، بخارا، خراسان و جاهای دیگر به نام ''جهانیان جهانگشت'' سفرنامه گونهای عرفانی است از سده 8 هجری قمری یكی دیگر از سفرنامههای كهن فارسی سفرنامه غیاثالدین نقاش، هنرمند دوره بایسنقر شاهزاده تیموری (د 838ق / 1435م) است كه در 823ق / 1420م با هیأتی از سوی شاهرخ تیموری (حك 807-850ق / 1404-1446م) به سفارت به چین رفت و آنچه را كه در راه دیده بود، نوشت و نقاشی كرد. چندین سفرنامه منظوم فارسی نیز در این دوره وجود دارد كه یكی از آنها مثنوی ''فتوح الحرمین'' محییالدین لاری (د 932ق / 1526م) در 911ق / 1505م است. سفرنامه مبسوطی نیز به نام ''سفرنامه اروج بیگ'' مشهور به دون ژوان ایرانی (د 1013ق / 1604م)، از امردی قزلباش در عهد شاه عباس بزرگ به سفارت اسپانیا رفت و دیدهها و شنیدههای خود را در طول سفرش به اروپا نوشته است.<sup>11</sup> نمونههایی از سفرنامههای مشهور سدههای 10، 11 و 12ق در نثر و نظم فارسی عبارتند از ''مهمان نامه بخارا،'' اثر فضل الله بن روزبهان خُنجی در 914ق / 1508م''؛ انیس الحجاج'' صفی بن ولی قزوینی در 1087ق / 1676م؛ ''سفینه سلیمانی'' از محمد ربیع بن محمد ابراهیم در 1094-1098ق / 1683-1687م؛ ''سفرنامه حزین'' از حزین لاهیجی در 1154ق / 1741م؛ ''مسیر طالبی / سفرنامه میرزا ابوطالب خان'' نوشته ابوطالب خان تبریزی در 1213-1218ق / 1798-1803م؛ ''تحفه العالم و ذیل التحفه'' از عبداللطیف شوشتری در 1216ق / 1801م؛ ''سفرنامه هندوستان / تحفه الخاقانیه'' نوشته ابوالفتح حسن حسینی در 1221ق / 1806م و ''مرآت الاحوال'' / ''جهان نما'' از آقا احمد در 1223ق / 1808م.<sup>12</sup> از دیگر سفرنامههای معروف در این دوران میتوان ''سفرنامه میرزا ابوالحسن خان شیرازی ایلچی،'' اثر میرزا محمدهادی علوی شیرازی؛ ''سفرنامه عبدالفتاح گرمرودی'' در شرح سفر وی به اروپا؛ ''سفرنامه ناصرالدین شاه به كربلا و نجف''؛ ''سفرنامه محمد حسن خان صنیعالدوله'' درباره سفرش به تفلیس و بازگشت او به ایران؛ ''سفرنامه حاجی پیرزاده'' در شرح سفر او به اروپا و آسیا؛ ''سفرنامه ابراهیم صحّافباشی تهرانی'' درباره سفر مؤلف به اروپا؛ ''سفرنامه مرو'' از سید محمد لشكرنویس نوری در 1277ق / 1860م؛ سفرنامه گونه ''خاطرات و خطرات'' اثر مهدیقلی خان هدایت؛ ''روزنامه'' ''سفر خراسان'' از علینقی حكیمالممالك؛ روزنامه ''سفر مازندران'' از ناصرالدین شاه؛ ''سفرنامه خوزستان'' نوشته حاج میرزا عبدالغفار نجمالملك در 1299ق 1882م؛ ''سفرنامه سرخس'' از محمد تقی میرزای ركنالدوله و ''سیاحتنامه ابراهیم بیگ'' اثر حاج زینالعابدین مراغهای را نام برد.<sup>13</sup> سفرنامههایی چون ''سفرنامه حاج سیاح به فرنگ''، ''مخزن الوقایع'' از حسین فرزند عبدالله سرابی ملقب به گرانمایه در 1272 تا 1274ق / 1856-1858م در سفرنامه سفارت فرخ خان امینالملك به اروپا، ''سفرنامه حج'' از میرزا علی خان امینالدوله (د 1322ق / 1904م)، ''سفرنامه مكّه'' سلطان مراد میرزا حسامالسلطنه (د 1300ق / 1883م)، ''سفرنامه مكّه'' محمد حسین فراهانی و ''خسی در میقات'' جلال آل احمد از سفرنامههای مشهور فارسی در دو سده اخیر هستند.<sup>14</sup> | |||
''' | |||
مآخذ: | مآخذ: | ||
# ''''' | # '''''فرهنگنامه ادبی فارسی،''''' '''''دانشنامه'''''. به كوشش حسن انوشه، تهران: وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، چ 1، 1376، ج 2، ص 817. | ||
# رزمجو، | # رزمجو، حسین. '''''انواع ادبی و آثار آن در زبان فارسی'''''. مشهد: آستان قدس رضوی، چ 1، 1370، ص 199، 200 و 201. | ||
# | # كراچی، روحانگیز. '''''دیدارهای دور'''''. تهران: نشر چاپار، 1381، ص 14. | ||
# ''''' | # '''''فرهنگنامه ادبی فارسی'''''. همان، ج 2، ص 817ـ818. | ||
# مصاحب، | # مصاحب، غلامحسین. '''''دایرهالمعارف فارسی'''''. ج 1، ص 456. | ||
# رزمجو. '''''همان'''''. ص 201ـ203. | # رزمجو. '''''همان'''''. ص 201ـ203. | ||
# ''''' | # '''''فرهنگنامه ادبی فارسی'''''. همان، ج 2، ص 819. | ||
# | # فاروقی، فوأد. '''''سیری در سفرنامهها، با مقدمه حامد فولادوند'''''. تهران: عطایی، چ 1، 1361، ص 27 و 28؛ برای اطلاع بیشتر درباره سفرنامههای ابن بطوطه، ابن فضلان و ابودلف نك: '''''دایرهالمعارف بزرگ اسلامی'''''. ج 3، 4 و 5، 1374، 1377 و چ 1، 1372، ذیل همین نامها. | ||
# ''''' | # '''''فرهنگنامه ادبی فارسی'''''. همانجا. | ||
# | # كراچی. '''''همان'''''. ص 16 و 17. | ||
# ''''' | # '''''فرهنگنامه ادبی فارسی'''''. همان. ص 819 ـ820؛ مصاحب. همان. ج 1، ص 108. | ||
# | # كراچی. '''''همان'''''. ص 17 و 18. | ||
# | # فاروقی. '''''همان'''''. ص 172، 183، 197، 205، 208، 214، 218، 220، 228، 229 و 232. | ||
# ''''' | # '''''فرهنگنامه ادبی فارسی'''''. همان، ص 821. | ||
[1]. Ishtar | [1]. Ishtar | ||
نسخهٔ ۶ ژوئن ۲۰۲۵، ساعت ۱۹:۲۸
سفرنامهنویسی، نوشتن گزارش سفر، یا مشاهدات گشت و گذار در سرزمینهای گوناگون.
از آن جا كه سفرهای انسان به انگیزههای گوناگونی مانند داد و ستد و كسب و پیشه، سیاحت و زیارت، تبلیغ دینی و سیاسی، سفارت، اكتشاف و پویش، پژوهشهای علمی و سرانجام جنگ و لشكركشی انجام میگیرد، سفرنامهها نیز كه معمولاً بر اساس یادداشتهای روزانه و توصیفات و تجربیات سفرها نوشته میشوند، بنا بر انگیزههای سفر تنوعی گسترده دارند. گستردگی و گیرایی موضوع بسیاری از سیاستمداران، پژوهشگران، مبلّغان، ماجراجویان، پزشكان، پویندگان، دریانوردان و مانند آنها را به سفرنامهنویسی برانگیخته است، به طوری كه امروزه آثار گرانبهایی از آنها در دست است.1 بنا بر آنكه مسافرت نویسندگان سفرها و سیاحتهایی عادی و واقعی و گردش در آفاق و انفس باشد، یا سیری درونی و معنوی، به دو دسته تقسیم میشوند: الف ـ سفرنامههای خیالی: این گونه سفرنامهها كه اغلب به صورت قصّه یا تمثیل بیان میشوند، گزارشهایی از ذهنیات نویسندگان درباره امری باطنی و اعتقادی هستند، نظیر آثاری چون ارداویرافنامه* كه موضوع آن سفر معنوی یا معراجی ارداویراف، موبد فرزانه زردشتی معاصر اردشیر بابكان (حك 224ـ241م) است. در این سفر روحانی ارداویراف از جهنم و بهشت دیدار میكند و مشاهدات خود را بر اساس آموختههای دین زردشت به نگارش درمیآورد.
ب ـ سفرنامههای واقعی: این نوع سفرنامهها، شرح مسافرتهایی است در جهان واقعی. نویسندگان آنها خاطرات خود و رخدادهایی را كه در جریان سفر دیده و شنیدهاند، به رشته تحریر درآوردهاند، نظیر سفرنامه ناصرخسرو قبادیانی* كه شرح سفر هفت ساله وی از بلخ تا مصر (از 437 تا 444 ق / 1045-1052م) است.2
تاریخچه سفرنامهنویسی: نخستین سفرنامهها، گشتنامههایی خیالی به دنیای ارواح بوده است. سفر به دنیای مردگان در اساطیر ملّتهایی چون یونان، رم، مصر، هند و ایران به گونههای متفاوت وجود دارد. در ادبیات بابِل، ایشتار [1]برای به دست آوردن تَموز[2] به دوزخ سفر میكند. در اساطیر یونان، اورفئوس[3] برای یافتن همسرش بههادس[4] (سرزمین زیر فرمان هادس، حكمروای عالم زیرین) میرود. مفصلترین داستان از این نوع به هومر[5]، شاعر بزرگ یونان تعلق دارد كه در حماسه اودیسه[6]، قهرمان داستانش، اولیس[7] را به دنیای ارواح میبرد و خاطرات سفر زندگان به دنیای دیگر را بازگو میكند.3
كهنترین گزارشهای سفر متعلق به چینیان و مصریان است. قدیمترین سفرنامههای چینی سفرنامه فاهین[8] (ح 399-414م)، شرح سفر او به هند و سیلان و سفرنامه هیوئن تسانگ[9]، زایر چینی و دیدارش در اواخر دوره ساسانیان از سرزمینهای همسایه ایران است. سفرنامه كوسموس اسكندرانی (ح 548م) نیز از سفرنامههای كهن مصری و گزارش سفرهای او به اتیوپی، هند غربی و سیلان است.
گزنفون[10] (ح 428ـ ح 354 پ. م)، مورخ یونانی نیز در كتابش به نام آناباز آگاهیهایی درباره بازگشت خود در رأس ده هزار سرباز مزدور یونانی از ایران به یونان كه برای یاری كوروش دوم در جنگ با برادرش اردشیر دوم رفته بودند، پس از شكست كورش دوم (401پ.م) به دست میدهد. كتاب گزنفون را میتوان به گونهای در شمار كهنترین سیاحتنامههای موجود درباره ایران دانست.4 از نخستین اروپاییانی كه پس از اسلام به ایران سفر كردهاند، بنیامین تودلایی[11]/ بنیامین التُطیلی (د 1173م)، خاخام و جهانگرد یهودی اسپانیایی است كه در 1159-1173م به سرزمینهایی از جمله فلسطین، ایران و چین سفر كردو از راه عربستان، مصر و سیسیل به اسپانیا بازگشت و شرح سفرهای خود را در سفرنامهای نوشت.5 دیگر ماركوپولو[12]، جهانگرد ونیزی است كه سفرنامه او شرح سفرش در سده 7 ق، از راه آسیای صغیر و ایران به چین و گزارش از مشاهداتش در مسیر راه ابریشم از چین و تركستان و مغولستان و بخشی از جنوب شرقی آسیاست. كلاویخو[13] (د 1412م) نیز كه از 806-809ق / 1403-1406م به سفارت از سویهانری سوم، پادشاه اسپانیا در دربار امیر تیمور گوركانی در سمرقند به سر میبرد، سفر نامهای درباره سفر خود از اسپانیا به قسطنطنیه و از آنجا به سمرقند نوشت. بسیاری دیگر از سیاحان اروپایی از سده 17م / 11ق به ایران سفر كردهاند و سفرنامههایی درباره اوضاع سیاسی، آداب و رسوم ایرانیان و وضعیت دربارهای صفوی و قاجاریه نوشتهاند كه بیشتر آنها به فارسی ترجمه شده است. سفرنامه برادران شرلی، نوشته آنتونی و ربرت شرلی[14]، مأموران انگلیسی در دربار شاه عباس بزرگ صفوی (حك 996-1038ق / 1588-1629م)، سفرنامه ژان شاردن[15]، جهانگرد فرانسوی (1643-1713م)، با عنوان سفر به ایران و هند شرقی، سفرنامه ژان باتیست تاورنیه[16]، جهانگرد هلندی الاصل فرانسوی (1605-1689م)، به ممالك عثمانی، ایران و هند، سفرنامه ادوارد پولاك[17] جهانگرد آلمانی (1818-1891م) و پزشك مخصوص ناصرالدین شاه قاجار با نام ایران، سرزمین و مردم آن و سفرنامه دوگوبینو[18] فرانسوی (1816-1882م) از آن جملهاند.6
سفرنامهنویسی در میان مسلمانان به ویژه عربها، پس از اسلام، مسلمانان سفرنامههای بسیاری را تألیف كردند. احمد بن فضلان كه در 309-310 ق / 921-922م با هیأتی از سوی خلیفه مقتدر عباسی، از مسیر همدان، ری، نیشابور، مرو، بخارا، خوارزم، اطراف دریاچه آرال و جاهای دیگر به دربار بلغارها بر كران رود ولگا ـ در جمهوری خود مختار كنونی تاتارستان به روسیه رفت، شرح سفرش را در سفرنامهای كه قدیمترین سفرنامههاست، آورده است.7 رسالههای ابودلف مسعر بن المهلهل الخزرجی شاعر و جغرافیانویس و جهانگرد عرب در سده 4ق / 10م در شرح سفرهایش به آسیای میانه، چین و هند نیز نمونهای از نحوه سفرنامهنویسی در اوایل آن سده است. از سفرنامههای مهم دیگر مسلمانان، سفرنامه محمد بن عبدالله ابن بَطوطه (703-779ق / 1304-1377م) جهانگرد مشهور مراكشی درباره سفر سی ساله اش به آسیا، افریقا و اروپاست. رعایت انصاف و دوری گزیدن از تعصبات خشك از ویژگیهای اساسی این سفرنامه است.8 سفرنامههای ابوالحسین محمد ابن جبیر اندلسی (540-614ق / 1145-1217م) و العبدری (ز 688ق / 1289م) و اولیا چلبی (د ح 1090ق / 1679م) از بهترین سفرنامهها است. سفرنامه چلبی شرح سفرهایش در دوره امپراتوری عثمانی است كه حاوی اطلاعات سودمندی درباره تاریخ، جغرافیا، رسوم و فرهنگ عامیانه سرزمینهایی است كه از آنها ـ از جمله بخشهایی از ایران ـ بازدید كرده است.9
سفرنامهنویسی فارسی، در طول سدههای 3 تا 7ق / 9 تا 13م، اگرچه به سبب رشد اقتصادی و فرهنگی در جوامع شرقی، سیر و سفر رواج داشت، اما نوشتن سفرنامه مرسوم نبود و تنها چهار سفرنامه فارسی از این دوره موجود است: 1ـ سفرنامه اخبارالصین و الهند نوشته سلیمان تاجر در 235ق / 849م، 2ـ سفرنامه ناصرخسرو*، حكیم خردگرای سده 5ق، در شرح سفر هفت سالهاش از مرو به آسیای صغیر، شام، حجاز، مصر، قاهره تا بازگشت به بلخ از 437 تا 444ق / 1045-1052م، 3ـ مثنوی تحفهالعراقین خاقانی (د 582ق / 1186م) سروده 554ق / 1159م، در شرح سفر مكّه وی كه گونهای سیاحتنامه منظوم به شمار میرود، 4ـ حجازیه اثر ابوالاشراف حسینی یزدی نوشته شده در 757ق / 1356م.10 نزاری قهستانی (د 720ق / 1320م) شاعر نیز گزارش سفر دو سالهاش را كه در 678ق / 1279م آغاز شد، در سفرنامههای خود به نظم آورده است. گزارش سفر جلال الدین حسین بخارایی (د 785ق / 1383م) به مكّه، مدینه، مصر، شهرهای فلسطین، جزیره، بخارا، خراسان و جاهای دیگر به نام جهانیان جهانگشت سفرنامه گونهای عرفانی است از سده 8 هجری قمری یكی دیگر از سفرنامههای كهن فارسی سفرنامه غیاثالدین نقاش، هنرمند دوره بایسنقر شاهزاده تیموری (د 838ق / 1435م) است كه در 823ق / 1420م با هیأتی از سوی شاهرخ تیموری (حك 807-850ق / 1404-1446م) به سفارت به چین رفت و آنچه را كه در راه دیده بود، نوشت و نقاشی كرد. چندین سفرنامه منظوم فارسی نیز در این دوره وجود دارد كه یكی از آنها مثنوی فتوح الحرمین محییالدین لاری (د 932ق / 1526م) در 911ق / 1505م است. سفرنامه مبسوطی نیز به نام سفرنامه اروج بیگ مشهور به دون ژوان ایرانی (د 1013ق / 1604م)، از امردی قزلباش در عهد شاه عباس بزرگ به سفارت اسپانیا رفت و دیدهها و شنیدههای خود را در طول سفرش به اروپا نوشته است.11 نمونههایی از سفرنامههای مشهور سدههای 10، 11 و 12ق در نثر و نظم فارسی عبارتند از مهمان نامه بخارا، اثر فضل الله بن روزبهان خُنجی در 914ق / 1508م؛ انیس الحجاج صفی بن ولی قزوینی در 1087ق / 1676م؛ سفینه سلیمانی از محمد ربیع بن محمد ابراهیم در 1094-1098ق / 1683-1687م؛ سفرنامه حزین از حزین لاهیجی در 1154ق / 1741م؛ مسیر طالبی / سفرنامه میرزا ابوطالب خان نوشته ابوطالب خان تبریزی در 1213-1218ق / 1798-1803م؛ تحفه العالم و ذیل التحفه از عبداللطیف شوشتری در 1216ق / 1801م؛ سفرنامه هندوستان / تحفه الخاقانیه نوشته ابوالفتح حسن حسینی در 1221ق / 1806م و مرآت الاحوال / جهان نما از آقا احمد در 1223ق / 1808م.12 از دیگر سفرنامههای معروف در این دوران میتوان سفرنامه میرزا ابوالحسن خان شیرازی ایلچی، اثر میرزا محمدهادی علوی شیرازی؛ سفرنامه عبدالفتاح گرمرودی در شرح سفر وی به اروپا؛ سفرنامه ناصرالدین شاه به كربلا و نجف؛ سفرنامه محمد حسن خان صنیعالدوله درباره سفرش به تفلیس و بازگشت او به ایران؛ سفرنامه حاجی پیرزاده در شرح سفر او به اروپا و آسیا؛ سفرنامه ابراهیم صحّافباشی تهرانی درباره سفر مؤلف به اروپا؛ سفرنامه مرو از سید محمد لشكرنویس نوری در 1277ق / 1860م؛ سفرنامه گونه خاطرات و خطرات اثر مهدیقلی خان هدایت؛ روزنامه سفر خراسان از علینقی حكیمالممالك؛ روزنامه سفر مازندران از ناصرالدین شاه؛ سفرنامه خوزستان نوشته حاج میرزا عبدالغفار نجمالملك در 1299ق 1882م؛ سفرنامه سرخس از محمد تقی میرزای ركنالدوله و سیاحتنامه ابراهیم بیگ اثر حاج زینالعابدین مراغهای را نام برد.13 سفرنامههایی چون سفرنامه حاج سیاح به فرنگ، مخزن الوقایع از حسین فرزند عبدالله سرابی ملقب به گرانمایه در 1272 تا 1274ق / 1856-1858م در سفرنامه سفارت فرخ خان امینالملك به اروپا، سفرنامه حج از میرزا علی خان امینالدوله (د 1322ق / 1904م)، سفرنامه مكّه سلطان مراد میرزا حسامالسلطنه (د 1300ق / 1883م)، سفرنامه مكّه محمد حسین فراهانی و خسی در میقات جلال آل احمد از سفرنامههای مشهور فارسی در دو سده اخیر هستند.14
مآخذ:
- فرهنگنامه ادبی فارسی، دانشنامه. به كوشش حسن انوشه، تهران: وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، چ 1، 1376، ج 2، ص 817.
- رزمجو، حسین. انواع ادبی و آثار آن در زبان فارسی. مشهد: آستان قدس رضوی، چ 1، 1370، ص 199، 200 و 201.
- كراچی، روحانگیز. دیدارهای دور. تهران: نشر چاپار، 1381، ص 14.
- فرهنگنامه ادبی فارسی. همان، ج 2، ص 817ـ818.
- مصاحب، غلامحسین. دایرهالمعارف فارسی. ج 1، ص 456.
- رزمجو. همان. ص 201ـ203.
- فرهنگنامه ادبی فارسی. همان، ج 2، ص 819.
- فاروقی، فوأد. سیری در سفرنامهها، با مقدمه حامد فولادوند. تهران: عطایی، چ 1، 1361، ص 27 و 28؛ برای اطلاع بیشتر درباره سفرنامههای ابن بطوطه، ابن فضلان و ابودلف نك: دایرهالمعارف بزرگ اسلامی. ج 3، 4 و 5، 1374، 1377 و چ 1، 1372، ذیل همین نامها.
- فرهنگنامه ادبی فارسی. همانجا.
- كراچی. همان. ص 16 و 17.
- فرهنگنامه ادبی فارسی. همان. ص 819 ـ820؛ مصاحب. همان. ج 1، ص 108.
- كراچی. همان. ص 17 و 18.
- فاروقی. همان. ص 172، 183، 197، 205، 208، 214، 218، 220، 228، 229 و 232.
- فرهنگنامه ادبی فارسی. همان، ص 821.
[1]. Ishtar
[2]. Tammuz
[3]. Orpheus
[4]. Hades
[5]. Homer
[6]. Odyssey
[7]. Ulysses
[8]. Fa – Hien
[9]. H. Tsang
[10]. Xenophon
[11]. Benjamin of Tudela
[12]. Marco Polo
[13]. Clavijo
[14]. Shirley
[15]. Jean Chardin
[16]. Jean – Baptiste Tavernier
[17]. Edward – Pulak
[18]. De Gobineau
حسین برزگر کشتلی
تلخیصکننده: ابوالقاسم رادفر