سفرنامه نویسی
سفرنامهنویسی، نوشتن گزارش سفر، یا مشاهدات گشت و گذار در سرزمینهای گوناگون.
از آن جا که سفرهای انسان به انگیزههای گوناگونی مانند داد و ستد و کسب و پیشه، سیاحت و زیارت، تبلیغ دینی و سیاسی، سفارت، اکتشاف و پویش، پژوهشهای علمی و سرانجام جنگ و لشکرکشی انجام میگیرد، سفرنامهها نیز که معمولاً بر اساس یادداشتهای روزانه و توصیفات و تجربیات سفرها نوشته میشوند، بنا بر انگیزههای سفر تنوعی گسترده دارند. گستردگی و گیرایی موضوع بسیاری از سیاستمداران، پژوهشگران، مبلّغان، ماجراجویان، پزشکان، پویندگان، دریانوردان و مانند آنها را به سفرنامهنویسی برانگیخته است، به طوری که امروزه آثار گرانبهایی از آنها در دست است[۱]. بنا بر آنکه مسافرت نویسندگان سفرها و سیاحتهایی عادی و واقعی و گردش در آفاق و انفس باشد، یا سیری درونی و معنوی، به دو دسته تقسیم میشوند:
الف ـ سفرنامههای خیالی
این گونه سفرنامهها که اغلب به صورت قصّه یا تمثیل بیان میشوند، گزارشهایی از ذهنیات نویسندگان درباره امری باطنی و اعتقادی هستند، نظیر آثاری چون ارداویرافنامه که موضوع آن سفر معنوی یا معراجی ارداویراف، موبد فرزانه زردشتی معاصر اردشیر بابکان (حک 224ـ241م) است. در این سفر روحانی ارداویراف از جهنم و بهشت دیدار میکند و مشاهدات خود را بر اساس آموختههای دین زردشت به نگارش درمیآورد.
ب ـ سفرنامههای واقعی
این نوع سفرنامهها، شرح مسافرتهایی است در جهان واقعی. نویسندگان آنها خاطرات خود و رخدادهایی را که در جریان سفر دیده و شنیدهاند، به رشته تحریر درآوردهاند، نظیر سفرنامه ناصرخسرو قبادیانی که شرح سفر هفت ساله وی از بلخ تا مصر (از 437 تا 444 ق / 1045-1052م) است[۲].
تاریخچه سفرنامهنویسی
نخستین سفرنامهها، گشتنامههایی خیالی به دنیای ارواح بوده است. سفر به دنیای مردگان در اساطیر ملّتهایی چون یونان، رم، مصر، هند و ایران به گونههای متفاوت وجود دارد. در ادبیات بابِل، ایشتار [ Ishtar]برای به دست آوردن تَموز[ Tammuz] به دوزخ سفر میکند. در اساطیر یونان، اورفئوس[Orpheus] برای یافتن همسرش بههادس[Hades] (سرزمین زیر فرمان هادس، حکمروای عالم زیرین) میرود. مفصلترین داستان از این نوع به هومر[Homer]، شاعر بزرگ یونان تعلق دارد که در حماسه اودیسه[Odyssey]، قهرمان داستانش، اولیس[ Ulysses] را به دنیای ارواح میبرد و خاطرات سفر زندگان به دنیای دیگر را بازگو میکند[۳].
کهنترین گزارشهای سفر متعلق به چینیان و مصریان است. قدیمترین سفرنامههای چینی سفرنامه فاهین[ Fa – Hien] (ح 399-414م)، شرح سفر او به هند و سیلان و سفرنامه هیوئن تسانگ[H. Tsang]، زایر چینی و دیدارش در اواخر دوره ساسانیان از سرزمینهای همسایه ایران است. سفرنامه کوسموس اسکندرانی (ح 548م) نیز از سفرنامههای کهن مصری و گزارش سفرهای او به اتیوپی، هند غربی و سیلان است.
گزنفون[Xenophon] (ح 428ـ ح 354 پ. م)، مورخ یونانی نیز در کتابش به نام آناباز آگاهیهایی درباره بازگشت خود در رأس ده هزار سرباز مزدور یونانی از ایران به یونان که برای یاری کوروش دوم در جنگ با برادرش اردشیر دوم رفته بودند، پس از شکست کورش دوم (401پ.م) به دست میدهد. کتاب گزنفون را میتوان به گونهای در شمار کهنترین سیاحتنامههای موجود درباره ایران دانست[۴]. از نخستین اروپاییانی که پس از اسلام به ایران سفر کردهاند، بنیامین تودلایی[Benjamin of Tudela]/ بنیامین التُطیلی (د 1173م)، خاخام و جهانگرد یهودی اسپانیایی است که در 1159-1173م به سرزمینهایی از جمله فلسطین، ایران و چین سفر کردو از راه عربستان، مصر و سیسیل به اسپانیا بازگشت و شرح سفرهای خود را در سفرنامهای نوشت[۵]. دیگر مارکوپولو[Marco Polo]، جهانگرد ونیزی است که سفرنامه او شرح سفرش در سده 7 ق، از راه آسیای صغیر و ایران به چین و گزارش از مشاهداتش در مسیر راه ابریشم از چین و ترکستان و مغولستان و بخشی از جنوب شرقی آسیاست. کلاویخو[Clavijo] (د 1412م) نیز که از 806-809ق / 1403-1406م به سفارت از سویهانری سوم، پادشاه اسپانیا در دربار امیر تیمور گورکانی در سمرقند به سر میبرد، سفر نامهای درباره سفر خود از اسپانیا به قسطنطنیه و از آنجا به سمرقند نوشت. بسیاری دیگر از سیاحان اروپایی از سده 17م / 11ق به ایران سفر کردهاند و سفرنامههایی درباره اوضاع سیاسی، آداب و رسوم ایرانیان و وضعیت دربارهای صفوی و قاجاریه نوشتهاند که بیشتر آنها به فارسی ترجمه شده است. سفرنامه برادران شرلی، نوشته آنتونی و ربرت شرلی[Shirley]، مأموران انگلیسی در دربار شاه عباس بزرگ صفوی (حک 996-1038ق / 1588-1629م)، سفرنامه ژان شاردن[Jean Chardin]، جهانگرد فرانسوی (1643-1713م)، با عنوان سفر به ایران و هند شرقی، سفرنامه ژان باتیست تاورنیه[Jean – Baptiste Tavernier]، جهانگرد هلندی الاصل فرانسوی (1605-1689م)، به ممالک عثمانی، ایران و هند، سفرنامه ادوارد پولاک[Edward – Pulak] جهانگرد آلمانی (1818-1891م) و پزشک مخصوص ناصرالدین شاه قاجار با نام ایران، سرزمین و مردم آن و سفرنامه دوگوبینو[De Gobineau] فرانسوی (1816-1882م) از آن جملهاند[۶].
سفرنامهنویسی در میان مسلمانان به ویژه عربها، پس از اسلام، مسلمانان سفرنامههای بسیاری را تألیف کردند. احمد بن فضلان که در 309-310 ق / 921-922م با هیأتی از سوی خلیفه مقتدر عباسی، از مسیر همدان، ری، نیشابور، مرو، بخارا، خوارزم، اطراف دریاچه آرال و جاهای دیگر به دربار بلغارها بر کران رود ولگا ـ در جمهوری خود مختار کنونی تاتارستان به روسیه رفت، شرح سفرش را در سفرنامهای که قدیمترین سفرنامههاست، آورده است[۷]. رسالههای ابودلف مسعر بن المهلهل الخزرجی شاعر و جغرافیانویس و جهانگرد عرب در سده 4ق / 10م در شرح سفرهایش به آسیای میانه، چین و هند نیز نمونهای از نحوه سفرنامهنویسی در اوایل آن سده است. از سفرنامههای مهم دیگر مسلمانان، سفرنامه محمد بن عبدالله ابن بَطوطه (703-779ق / 1304-1377م) جهانگرد مشهور مراکشی درباره سفر سی ساله اش به آسیا، افریقا و اروپاست. رعایت انصاف و دوری گزیدن از تعصبات خشک از ویژگیهای اساسی این سفرنامه است[۸][۹]. سفرنامههای ابوالحسین محمد ابن جبیر اندلسی (540-614ق / 1145-1217م) و العبدری (ز 688ق / 1289م) و اولیا چلبی (د ح 1090ق / 1679م) از بهترین سفرنامهها است. سفرنامه چلبی شرح سفرهایش در دوره امپراتوری عثمانی است که حاوی اطلاعات سودمندی درباره تاریخ، جغرافیا، رسوم و فرهنگ عامیانه سرزمینهایی است که از آنها ـ از جمله بخشهایی از ایران ـ بازدید کرده است[۷].
سفرنامهنویسی فارسی
در طول سدههای 3 تا 7ق / 9 تا 13م، اگرچه به سبب رشد اقتصادی و فرهنگی در جوامع شرقی، سیر و سفر رواج داشت، اما نوشتن سفرنامه مرسوم نبود و تنها چهار سفرنامه فارسی از این دوره موجود است:
- سفرنامه اخبارالصین و الهند نوشته سلیمان تاجر در 235ق / 849م؛
- سفرنامه ناصرخسرو، حکیم خردگرای سده 5ق، در شرح سفر هفت سالهاش از مرو به آسیای صغیر، شام، حجاز، مصر، قاهره تا بازگشت به بلخ از 437 تا 444ق / 1045-1052م؛
- مثنوی تحفه العراقین خاقانی (د 582ق / 1186م) سروده 554ق / 1159م، در شرح سفر مکّه وی که گونهای سیاحتنامه منظوم به شمار میرود؛
- حجازیه اثر ابوالاشراف حسینی یزدی نوشته شده در 757ق / 1356م[۱۰].
نزاری قهستانی (د 720ق / 1320م) شاعر نیز گزارش سفر دو سالهاش را که در 678ق / 1279م آغاز شد، در سفرنامههای خود به نظم آورده است. گزارش سفر جلال الدین حسین بخارایی (د 785ق / 1383م) به مکّه، مدینه، مصر، شهرهای فلسطین، جزیره، بخارا، خراسان و جاهای دیگر به نام جهانیان جهانگشت سفرنامه گونهای عرفانی است از سده 8 هجری قمری یکی دیگر از سفرنامههای کهن فارسی سفرنامه غیاثالدین نقاش، هنرمند دوره بایسنقر شاهزاده تیموری (د 838ق / 1435م) است که در 823ق / 1420م با هیأتی از سوی شاهرخ تیموری (حک 807-850ق / 1404-1446م) به سفارت به چین رفت و آنچه را که در راه دیده بود، نوشت و نقاشی کرد. چندین سفرنامه منظوم فارسی نیز در این دوره وجود دارد که یکی از آنها مثنوی فتوح الحرمین محییالدین لاری (د 932ق / 1526م) در 911ق / 1505م است. سفرنامه مبسوطی نیز به نام سفرنامه اروج بیگ مشهور به دون ژوان ایرانی (د 1013ق / 1604م)، از امردی قزلباش در عهد شاه عباس بزرگ به سفارت اسپانیا رفت و دیدهها و شنیدههای خود را در طول سفرش به اروپا نوشته است[۱۱][۱۲].
نمونههایی از سفرنامههای مشهور سدههای 10، 11 و 12ق در نثر و نظم فارسی عبارتند از مهمان نامه بخارا، اثر فضل الله بن روزبهان خُنجی در 914ق / 1508م؛ انیس الحجاج صفی بن ولی قزوینی در 1087ق / 1676م؛ سفینه سلیمانی از محمد ربیع بن محمد ابراهیم در 1094-1098ق / 1683-1687م؛ سفرنامه حزین از حزین لاهیجی در 1154ق / 1741م؛ مسیر طالبی / سفرنامه میرزا ابوطالب خان نوشته ابوطالب خان تبریزی در 1213-1218ق / 1798-1803م؛ تحفه العالم و ذیل التحفه از عبداللطیف شوشتری در 1216ق / 1801م؛ سفرنامه هندوستان / تحفه الخاقانیه نوشته ابوالفتح حسن حسینی در 1221ق / 1806م و مرآت الاحوال / جهان نما از آقا احمد در 1223ق / 1808م[۱۳]. از دیگر سفرنامههای معروف در این دوران میتوان سفرنامه میرزا ابوالحسن خان شیرازی ایلچی، اثر میرزا محمدهادی علوی شیرازی؛ سفرنامه عبدالفتاح گرمرودی در شرح سفر وی به اروپا؛ سفرنامه ناصرالدین شاه به کربلا و نجف؛ سفرنامه محمد حسن خان صنیعالدوله درباره سفرش به تفلیس و بازگشت او به ایران؛ سفرنامه حاجی پیرزاده در شرح سفر او به اروپا و آسیا؛ سفرنامه ابراهیم صحّافباشی تهرانی درباره سفر مؤلف به اروپا؛ سفرنامه مرو از سید محمد لشکرنویس نوری در 1277ق / 1860م؛ سفرنامه گونه خاطرات و خطرات اثر مهدیقلی خان هدایت؛ روزنامه سفر خراسان از علینقی حکیمالممالک؛ روزنامه سفر مازندران از ناصرالدین شاه؛ سفرنامه خوزستان نوشته حاج میرزا عبدالغفار نجمالملک در 1299ق 1882م؛ سفرنامه سرخس از محمد تقی میرزای رکنالدوله و سیاحتنامه ابراهیم بیگ اثر حاج زینالعابدین مراغهای را نام برد[۱۴]. سفرنامههایی چون سفرنامه حاج سیاح به فرنگ، مخزن الوقایع از حسین فرزند عبدالله سرابی ملقب به گرانمایه در 1272 تا 1274ق / 1856-1858م در سفرنامه سفارت فرخ خان امینالملک به اروپا، سفرنامه حج از میرزا علی خان امینالدوله (د 1322ق / 1904م)، سفرنامه مکّه سلطان مراد میرزا حسامالسلطنه (د 1300ق / 1883م)، سفرنامه مکّه محمد حسین فراهانی و خسی در میقات جلال آل احمد از سفرنامههای مشهور فارسی در دو سده اخیر هستند[۱۵].
نیز نگاه کنید به
مآخذ
- ↑ فرهنگنامه ادبی فارسی، دانشنامه. به کوشش حسن انوشه، تهران: وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، 1376، ج 2، ص 817.
- ↑ رزمجو، حسین. انواع ادبی و آثار آن در زبان فارسی. مشهد: آستان قدس رضوی، 1370، ج.1، ص 199، 200 و 201.
- ↑ کراچی، روحانگیز. دیدارهای دور. تهران: نشر چاپار، 1381، ص 14.
- ↑ فرهنگنامه ادبی فارسی، دانشنامه. به کوشش حسن انوشه، تهران: وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، 1376، ج 2، ص 817ـ818.
- ↑ مصاحب، غلامحسین. دایره المعارف فارسی. ج 1، ص 456.
- ↑ رزمجو، حسین. انواع ادبی و آثار آن در زبان فارسی. مشهد: آستان قدس رضوی، 1370، ج.1، ص 201ـ203.
- ↑ ۷٫۰ ۷٫۱ فرهنگنامه ادبی فارسی، دانشنامه. به کوشش حسن انوشه، تهران: وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، 1376، ج 2، ص 819.
- ↑ فاروقی، فوأد. سیری در سفرنامهها، با مقدمه حامد فولادوند. تهران: عطایی، 1361، ج.1، ص 27 و 28.
- ↑ برای اطلاع بیشتر درباره سفرنامههای ابن بطوطه، ابن فضلان و ابودلف نک: دایره المعارف بزرگ اسلامی. ج 3، 4 و 5، 1374، 1377 و چ 1، 1372، ذیل همین نامها.
- ↑ کراچی، روحانگیز. دیدارهای دور. تهران: نشر چاپار، 1381، ص 16 و 17.
- ↑ فرهنگنامه ادبی فارسی، دانشنامه. به کوشش حسن انوشه، تهران: وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، 1376، ج 2، ص 819 ـ820.
- ↑ مصاحب، غلامحسین. دایره المعارف فارسی، ج 1، ص 108.
- ↑ کراچی، روحانگیز. دیدارهای دور. تهران: نشر چاپار، 1381، ص 17 و 18.
- ↑ فاروقی، فوأد. سیری در سفرنامهها، با مقدمه حامد فولادوند. تهران: عطایی، ج 1، 1361، ص 172، 183، 197، 205، 208، 214، 218، 220، 228، 229 و 232.
- ↑ فرهنگنامه ادبی فارسی، دانشنامه. به کوشش حسن انوشه، تهران: وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، 1376، ج 2، ص 821.
منبع اصلی
سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، مرکز مطالعات راهبردی روابط فرهنگی (1398). دانشنامه ایران. تهران: موسسه فرهنگی هنری و انتشارات بین المللی الهدی،
نویسنده مقاله
حسین برزگر کشتلی
تلخیصکننده: ابوالقاسم رادفر