سعدی
سعدی (ح 606ـ691 یا 694ق / ؟م) شاعر، نویسنده.

شیخ مشرفالدین مصلح بن عبدالله، مکنی به ابومحمد، ملقب به شیخ اجل و افصح المتکلمین و متخلص به سعدی بی گمان یکی از پنج شاعر طراز اول ایران و بزرگترین شاعر جامع الاطراف زبان فارسی است[۱]. سعدی در شیراز در میان خاندانی که از عالمان دین بودند، متولد شد. ظاهراً پدرش ملازم اتابک سعد بن زنگی بود. در دوران کودکی پدر خود را از دست داد و تحت تربیت نیای مادری خود قرار گرفت[۲]. در آغاز جوانی به عبادت و تقوا گرایید و شب و روز را به بیداری گذراند. مقدمات علوم متداول عصر را در شیراز آموخت[۳]. در 623ق / 1226م به دلیل اوضاع آشفته فارس، شیراز را ترک گفت و برای تکمیل تحصیلات به بغداد رفت و در مدرسه نظامیه به کسب دانش پرداخت[۴]. در بغداد از مجالس ذوق و سماع آن شهر بزرگ عباسیان بهره برد. صحبت شیخ شهابالدین عمر سهروردی (د 632ق / ؟م) صوفی بزرگ آن عهد را دریافت و از ابوالفر ج بن جوزی (د 597ق / ؟م) فقیه و محتسب بغداد ارشاد گرفت. با کاروان حج مکرّر پیاده حجّ گزارد. مدتی را نیز در بصره و کوفه به سر برد. چندی هم به حلب رفت و در آنجا گرفتار زن بدخوی عرب شد. در صنعا طفل خردسالش را از دست داد. او بجز بلاد عرب از شهرهای شرق مانند بلخ، بامیان، کاشغر و سومنات در هند هم دیدار کرد[۵]. سرانجام در دوره فرمانروایی ابوبکر بن سعد زنگی از اتابکان سلغری فارس به شیراز بازگشت. در این زمان، او شاعری مشهور و مورد احترام مردم و حکومت بود. در شیراز به خانقاه ابوعبدالله بن خفیف (د 371ق / ؟م) صوفی مشهور، فرود آمد[۶]. در 655ق / ؟م بوستان و یکسال بعد گلستان را نوشت. نزد اتابکان فارس، به ویژه سعد بن ابوبکر بن سعد زنگی (حک 632ـ668ق / ؟م) که شیخ تخلص خود را از نام او برگزیده بود، شأن و اعتبار بسیار یافت[۷]. سعدی جز ابوبکر بن سعد و پسرش، بزرگان و دانشمندانی مانند شمسالدین صاحب دیوان و برادرش عطاملک جوینی را مدح گفت. با شاعرانی چون مجد همگر (د 686ق / ؟م) و خواجه همام تبریزی (د 714ق / ؟م) ارتباط داشت و مورد ستایش آنان قرار گرفت[۸]. سرانجام سعدی در زادگاهش درگذشت و در خانقاهی که اکنون به تکیه سعدی مشهور و زیارتگاه مردم جهان است، به خاک سپرده شد[۳].
آثار سعدی به اعتبار موضوع در عامترین تقسیم شامل دو گروه است:
- آثاری که مایه آنها پند واندرز و آموزشهای اخلاقی است؛
- آثار تغزّلی، غنایی و عاشقانه[۹].
از آثار مهم او به جز منظومه بوستان و دیوان غزلیات میتوان مجالس پنجگانه، رساله در پاسخ صاحب دیوان، رساله در عقل و عشق، رساله نصیحه الملوک و گلستان را در نثر نام برد[۱۰]. گفتنی است که اقامت و تحصیل سعدی در دیار عرب سبب تبحّر او در زبان عربی و ادب عرب گردید، چنان که قصاید عربی و ملمعات او گواه این تبحّر است. طرز بیان او بر انسجام لفظ و رقت معنی استوار است و به ویژه سهل ممتنع در سخن او جلوهای بارز دارد[۱۱]. بدون شبهه، سعدی یکی از گویندگانی است که مستند معیار فارسی امروزی به شمار میرود. او منتهی الیه سیر تحول زبان فارسی قرار گرفت و ضابطه زبانی شد که بدان تکلّم میکنیم[۱۲]. به گفته هانری ماسه[Henry Massé] خاورشناس فرانسوی، در سدههای 18و 19م، نویسندگان و شاعران اروپایی مانند دیده رو[Diderot]، ولتر[Voltarie]، گوته[Goethe]، ویکتور هوگو[V. Hugo] و جز آنان از سعدی و مقام ارجمند وی بسیار سخن گفتهاند. رالف امرسون[Ralph Emerson] شاعر و فیلسوف امریکایی مینویسد:
بشریت به سعدی علاقهمند است. سعدی شاعر دوستی، عشق، ایثار، بخشش، صفا و عنایت الهی است[۱۳][۱۴].
اهمیت سعدی در سرودن غزل عاشقانه در آن است که زبان غزل را کمال بخشید و چون به سبک انوری (د 585ق / ؟م) توجه داشت، زبان غزل را هموار و زود فهم کرد[۲][۱۵][۱۶][۱۷]. آثار سعدی، به ویژه بوستان و گلستان به زبانهای گوناگون دنیا ترجمه و شرح شده است. همچنین کتابهای مختلفی درباره سعدی و یا به تقلید از آثار او به زبانهای گوناگون نوشتهاند.
نیز نگاه کنید به
مآخذ
- ↑ خالقیراد، حسین. قطعه و قطعه سرایی. تهران: شرکت انتشارات علمی و فرهنگی، 1375، ج.1، ص 337.
- ↑ ۲٫۰ ۲٫۱ تمیمداری، احمد. کتاب ایران، تاریخ ادب پارسی. تهران: انتشارات بینالمللی الهدی، 1379، ص 216.
- ↑ ۳٫۰ ۳٫۱ محلاتی شیرازی، صدرالدین. مکتب عرفان سعدی. شیراز: دانشگاه پهلوی (شیراز)، 1346، ج 1، ص 42 (مقدمه).
- ↑ براون، ادوارد. از سنایی تا سعدی. ترجمه غلامحسین صدری افشار، تهران: مروارید، 1351، ص 211ـ 212.
- ↑ زرینکوب، عبدالحسین. با کاروان حلّه. تهران: آریا، 1343، ص 230.
- ↑ موحد، ضیاء. سعدی. تهران: طرح نو، 1374، ص 58ـ 59 (به اختصار).
- ↑ سعدی، کلیات سعدی. با تصحیح و مقدمه محمدعلی فروغی، تهران: جاویدان، بی تا، ص چهار (مقدمه).
- ↑ خانلری (کیا)، زهرا. فرهنگ ادبیات فارسی دری. تهران: بنیاد فرهنگ ایران، 1348، ص 269.
- ↑ موحد، ضیاء. سعدی. تهران: طرح نو، 1374، ص 67.
- ↑ رستگار فسایی، منصور. انواع نثر فارسی. تهران: سمت، 1380، ص 482ـ 483 ـ 484 (به اختصار).
- ↑ مصاحب، غلامحسین. دایره المعارف فارسی. تهران: جیبی، 1381، ج 1، ص 1296 ـ 1297 (ذیل سعدی).
- ↑ دشتی، علی. قلمرو سعدی. تهران: امیرکبیر، 1344، ج.3، ص 91.
- ↑ پزشکزاد، ایرج. طنز فاخر فارسی. تهران: نشر شهاب، 1381، ص 15 (درآمد).
- ↑ Ralf waldo Emerson. Journals. vol. IX, Boston, 1912, p.562.
- ↑ حسن لی، کاووس. فرهنگ سعدی پژوهی. شیراز: بنیاد فارس شناسی با همکاری مرکز سعدی شناسی، چ 1، 1380.
- ↑ ذکر جمیل سعدی. کمیسیون ملی یونسکو و وزارت ارشاد اسلامی، 1364، 3ج.
- ↑ رستگار فسایی، منصور. مقالاتی درباره زندگی و شعر سعدی. شیراز: دانشگاه پهلوی (شیراز)، چ 1، 1352.
منبع اصلی
سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، مرکز مطالعات راهبردی روابط فرهنگی (1398). دانشنامه ایران. تهران: موسسه فرهنگی هنری و انتشارات بین المللی الهدی،
نویسنده مقاله
ابوالقاسم رادفر