پرش به محتوا

تلوین و تمکین

از ویکی ایران
نسخهٔ تاریخ ‏۱۷ آوریل ۲۰۲۵، ساعت ۱۸:۵۵ توسط Samei (بحث | مشارکت‌ها)

تلوین و تمکین، از اصطلاحات عرفانی. تلوین در لغت به معنای رنگ کردن، از حالی به حالی گشتن و دگرگونی در حالات مختلف است. تمکین به معنای جای گرفتن و پا بر جا شدن است[۱]. احتمالاً حلاج نخستین صوفی‌ای است که از این دو اصطلاح سخن گفته است[۲] تلوین صفت ارباب احوال و تمکین از اوصاف اهل حقایق است. تا آن زمان که صوفی در سلوک است تلوین بر او غالب است، یعنی. از حالی به حالی و از منزلی به منزل دیگر متبدل می‌شود و هنگامی که به مقصد برسد و به حقیقت دست یابد، تمکین می‌یابد[۳]. سالک تا در مرحله تلوین باشد، گاه قبض بر او چیره می‌شود و گاه بسط[۴] اما صاحب تمکین به وصل رسیده و از هستی وی چیزی نمانده است. هستی او بر صفاتش غالب شده است. پس به هر صفتی که بخواهد، متصف می‌شود[۵]. اصحاب تلوین محکوم و مجبور اوامر الهی‌اند در حالی که صاحبان تمکین مختار‌اند و سختی‌ای در انجام فرمان الهی و آن‌چه از ایشان طلب می‌شود، احساس نمی‌کنند. امر خداوند با اراده و خواست ایشان منطبق است و نیز از سوی دیگر، خواسته و طلب آنان در دنیا، نزد خداوند پذیرفته و مقبول است. از همین رو توانایی تصرف در امور عالم دارند و خواست و اراده‌شان محقق می‌شود[۶].

نیز نگاه کنید به

مآخذ

  1. بیهقی، احمد بن علی. تاج المصادر. چاپ هادی عالم‌زاده، تهران: 1366- 1375ش، 2/584، 605.
  2. روزبهان، بقلی. شرح شطحیات. به تصحیح و مقدمه هانری کربن، تهران: 1344، ص619- 620.
  3. قشیری، عبدالکریم بن هوازن. ترجمه رساله قشیریه، چاپ بدیع‌الزمان فروزانفر، تهران: 1361ش، ص. 121- 122.
  4. قشیری، عبدالکریم بن هوازن. ترجمه رساله قشیریه، چاپ بدیع‌الزمان فروزانفر، تهران: 1361ش،ص. 41، 121- 122.
  5. غزالی، احمد بن محمد. سوانح. چاپ نصرالله پورجوادی، 1359ش، 52.
  6.   عبادی، منصور بن اردشیر. صوفی‌نامه. التصفیه فی احوال المتصوفه. چاپ غلامحسین یوسفی، تهران: 1368ش، 177- 178.

منبع اصلی

سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، مرکز مطالعات راهبردی روابط فرهنگی (1398). دانشنامه ایران. تهران: موسسه فرهنگی هنری و انتشارات بین المللی الهدی،

نویسنده مقاله

امیرحسین ساکن اف