کوچک خان جنگلی
كوچك خان جنگلي: ميرزا يونس معروف به ميرزا كوچك فرزند ميرزا بزرگ رهبر نهضت جنگل.
ميرزا كوچك خان جنگلي در رشت (1297ق) متولد شد و تحصيلاتش را در آن شهر و مدرسه محمود تهران به پايان برد. نخستين حركت سياسي وي در جمع روحانيون مشروطهخواه بود و پس از آن با ستارخان همكاري داشت. در پي فتح تهران در جنگ با قواي محمدعلي شاه زخمي شد و به بعد از مداوا در بادكوبه، به تهران آمد1 و پس از چندي به قم تبعيد شد. به دليل كمكهاي او به انقلابيون كرمانشاه به تهران بازگردانيده و در باغشاه زنداني شد پس از آن، با چند نفر از ملّيون كه علاقمند به اتحاد اسلام بودند متفق شد كه وحدت اسلامي، اعاده مشروطيت، قطع ايادي اسبتداد و مبارزه با نيرنگ بازان را سرلوحه كارشان قرار دهند. اين جمع دو دسته معتقد به مبارزه ملايم و مقاومت مسلحانه و ميرزا جزو دسته دوم بود.2 ميرزاعلي خان ديوسالار از مجاهدان مشروطه به مازندران رفت اما پس از جدايي از او به لاهيجان رفت و دكتر حشمت، حاجي احمد كسائي و سلطان داودخان و برادرش غلامرضاخان و احسان الله خان با او همراه شدند و به گرد او جمع شدند و كميته اتحاد اسلام را درگيلان به وجود آورند.3 روزنامه جنگل نيز كه ناشر افكار نهضت بود توسط حسين كمالي افكار نهضت را نشر ميداد. آلمانها و عثمانيان (متحدين) در ابتدا از او در برابر روسيه حمايت كردند. ميرزا مدتي نيز با نيروهاي انگليس براي راندن نيروهاي بلشويك از گيلان همكاري كرد و سپس خود با احسان الله خان به حكومت انقلابي گيلان پيوست و چون بلشويكها از قواي قزاق و انگليس شكست خوردند به انزلي عقب نشست. ميرزا در پسيخان ناحيه از جنگلهاي شمال كمين گرفت و عليه دولت مركزي قيام كرد.4 هرج و مرج سياسي اواخر سال 1338ق و اوايل 1339ق/ فروردين تا ديماه 1299ه. ش/ 1920م حكومت مركزي در گسترش قيام جنگل بسيار مؤثر افتاد. سيدضياء كه وارث پيمان مودت با شوروي شد با كسب اطمينان از طرف شوروي تصميم به براندازي نهضت جنگل گرفت.5 اما در عملياتهاي دوره قوامالسلطه نيروي جنگل در مازندران و به رهبري احسانالله خان در تنكابن از قواي دولتي شكست خورد و ميرزا و خالو قربان نيز كه به كمك او شتافتند شكست خوردند. اختلافهاي آنان موجب جداييشان از يكديگر شد. احسان الله خان به باكو گريخت و خالوقربان از ميرزا جدا شد و حيدرعمواوغلي به دست ميرزا به قتل رسيد و ميرزا در (مهر ماه 1300ه. ش/ 1921م) به جنگل پناه برد. كابينه قوامالسلطنه در مجلس دچار تشنج شد و سردار سپه (رضاخان) شخصاً كار جنگل را دنبال كرد. سعدالله خان حكمران مازندران نيز طبق كه به احمدشاه براي تصفية جنگل داده بود در صدد تسليم ميرزا برآمد.6 ميرزا كه تسليم شدن به دولت ايران و فرار به شوروي را نميپذيرفت سرانجام در پي مقاومت در برابر رضاخان بعد از تسليم شدن خالو قربان، با يك نفر آلماني كه از دوستان صميمي بود در گردنه بين طالش و خلخال از سرما هلاك گرديد.7 (آذرماه 1300ه. ش/ 1921م) نهضت جنگل از نظر مالي متكي به منطقه بود و گاهي با كمكهاي طرفداران و گاهي مصادره اموال خوانين و عوارض كالا به ميزان يكدهم تأمين ميشد. تعدادي از عناصر خارجي نيز با آنان همكاري ميكردند. رئيس مدرسه نظام يك آلماني به نام ويليامفن پاشن بود و چند اتريشي به نامهاي استريخ، اشنايدر و والتريخ به آنان آموزش نظامي ميدادند. تغييرات سياسي در شوروي و حكومت مركزي ايران، اختلاف نظر بين سران جنگل و تغيير سياست انگلستان از مهمترين عوامل سرنگوني نهضت جنگل بود.8
مآخذ:
1- ميراحمدي، مريم، پژوهشي در تاريخ معاصر ايران، مشهد، آستان قدس، 1364، ص 21.
2- مدني، جلالالدين، تاريخ تحولات سياسي و روابط خارجي ايران، ج 2، قم، اسلامي، بيتا، صص 249- 243.
3- فخرائي، ابراهيم، سردار جنگل، تهران، جاويدان، 1357، ص 94.
4- آوري، پيتر، تاريخ معاصر ايران، ج 1، ترجمه محمد رفيعي مهرآبادي، تهران، عطايي، 1373، صص 412 و 411.
5- هوشنگ مهدوي، عبدالرضا، تاريخ روابط خارجي ايران، تهران، اميركبير، 1375، ص 369.
6- شميم، علي اصغر، ايران در دوره سلطنت قاجار، تهران، مدبّر، 1378، ص 622.
7- لنچوفسكي، گئورگ، رقابت روسيه و غرب در ايران، ترجمه اسماعيل راشين، تهران، جاويدان، 1356، ص 96.
8- فوران، جان، مقاومت شكننده، ترجمه احمد تدين، تهران، رسا، 1378، 298.
کورش صالحی