کلیله و دمنه
كلیله و دمنه، مجموعهای از حكایات حاوی حِكَم و پند و مواعظ از زبان حیوانات به نثر فارسی و انشاء نصرالله منشی.
بخشی از این كتاب را حكمای هند در سدههای پیش از میلاد از زبان حیوانات نوشته و بخش دیگر آن را حكمای ایرانی دورة انوشیروان و جانشینان او تألیف و به ترجمة پهلوی اصل كتاب ملحق كردهاند.1 منبع اصلی آن پَنْجَه تَنْتَرَه، به سنسكریت در 5 باب در دست است.2
برزویة طبیب در زمان خسرو انوشیروان ساسانی (حك 531-579م) آن را از هند به ایران آورد و از سانسكریت به پهلوی برگردانید. پس از گذشت حدود دو سده، عبدالله بن مقفع (د 142ق / 759م) آن را از پهلوی به نثر عربی ترجمه كرد.3 نثر ابن مقفع در این ترجمه كهنترین نثر مصنوع به شمار میرود.4 در 165ق / 782م نیز عبدالله بن هلال اهوازی نیز بار دیگر آن را به عربی برگردانید. سهل بن نوبخت نیز همین ترجمه را به نظم كشید. گذشته از وی شاعران دیگری نیز كلیله و دمنه را به شعر عربی درآوردند.5 به درخواست نصر بن احمد سامانی كلیله و دمنه به نثر دری و از روی همان ترجمه به وسیلة رودكی به نظم درآمد. ابوالمعالی نصرالله منشی بعد از 512ق / 1118م و پیش از 547ق / 1152م آن را به نام بهرامشاه غزنوی به فارسی ترجمه كرد.6 كتاب نصرالله منشی بدان سبب كه وی مقید به متابعت از اصل نبوده، ترجمهای آزاد و متفاوت با دیگر ترجمههاست.7 پس از آن نیز كلیله و دمنه چند بار با انشای مختلف و با نامهای گوناگون، مانند داستانهای بیدپای و انوار سهیلی تحریر شد.8
مآخذ:
1. اقبال آشتیانی، عباس. تاریخ مختصر ادبیات ایران. به كوشش میرهاشم محدث، تهران: هما، 1376، ص 66-67.
2. تفضلی، احمد. تاریخ ادبیات ایران پیش از اسلام. به كوشش ژالة آموزگار، تهران: سخن، ص 302.
3. خانلری (كیا)، زهرا. فرهنگ ادبیات فارسی. تهران: بنیاد فرهنگ ایران، 1348، ص 412.
4. حاكمی، اسماعیل. گزیدهای از نثرهای مصنوع و مزین. تهران: دانشگاه تهران، 1364، ص 1.
5. انزابینژاد، رضا. مقدمه بر گزیدة كلیله و دمنه. تهران: جامی، 1372، ص 11-12.
6. حاكمی. همان. ص 13.
7. مینوی، مجتبی. مقدمه بر كلیله و دمنة نصرالله منشی. تهران: دانشگاه تهران، 1362، ص ح (مقدمه).
8. تفضلی. همان. ص 303.
ابوالقاسم رادفر