پرش به محتوا

داروشناسی و داروسازی

از ویکی ایران

داروشناسی و داروسازی، از سابقه پرداختن ایرانیان به داروشناسی و داروسازی، پیش از تأسیس بیمارستان جندی شاپور آگاهی اندکی داریم. اما بی‌تردید این رشته، مدت‌ها پیش از آنکه اردشیر و شاهپور ساسانی در سده 3م به گردآوری و ترجمه آثار علمی هندی و یونانی بپردازند، در ایران رواج داشته است. مزدا پرستان بر آن بوده‌اند که اورمزد برای درمان هر بیماری دست کم یک گیاه آفریده است. در سفرنامه منسوب به فیثاغورث به بهره گیری زردشت از «داروی گیاهی» و «داروی خواب آور» اشاره شده و در یَسنا و یشت‌ها نیز از گیاه هوم با صفت «نیک درمان دهنده»، «دور دارنده مرگ» و «نیرو دهنده» یاد شده است. در ایران باستان نیز گیاه‌پزشک یکی از طبقات پزشکان به شمار می‌آمده است. در دوره اسلامی برخلاف پزشکی که از سنت پزشکی یونان تأثیر گرفته بود، داروشناسی و داروسازی بیشتر رنگ و بویی ایرانی و گاه هندی داشت. زیرا از یک سو بسیاری از داروهای یاد شده در آثار یونانیان در سرزمین‌های شرقی یافت نمی‌شد و از سوی دیگر در شرایط اقلیمی متنوع ایران و هند گیاهان دارویی بسیاری می‌رویید که یونانیان حتی از وجود آنها آگاهی نداشتند. به همین دلیل حتی در آثار عربی نوشته شده در دورترین سرزمین‌های اسلامی نسبت به ایران (تونس، مراکش و اسپانیا)، مانند الاعتماد فی الادویه المفرده ابن جزار، الأدویه المفرده غافقی، الجامع لمفردات ابن بیطار و کشف الرموز ابن حمادوش نسبت واژگان فنی و نام‌های فارسی داروها به مراتب بیش از یونانی و حتی بیش از عربی بود. این نکته از تأثیر عمیق سنت داروشناسی و داروسازی ایران باستان بر علوم دوره اسلامی حکایت دارد. برخی از اصطلاحات فارسی بدین قرار است: جُوارِش (معرب گوارش= خوردنی گوارا، نام عمومی برخی داروهای ترکیبی مانند گوارش شهریاران، فیروزنوش و خسروی)؛ سکنجبین (= سُک + انگبین= سرکه + عسل)، آب زن (ظرف بزرگی که در آن دارو می‌ریختند و در آن می‌نشستند). در بیمارستان‌های بزرگ دوره اسلامی نیز به تقلید از بیمارستان جندی‌شاپور، داروخانه‌ای همراه با بخش داروسازی وجود داشت که رئیس آن را مهتر شرابخانه (رئیس داروخانه) و متصدی بخش داروها را شرابدار می‌نامیدند.

در داروشناسی قدیم، داروهایی را که به صورت طبیعی یافت می‌شد مفرد (مجموعه آنها را: ادویه مفرده) می‌نامیدند. اما همواره برای افزایش کارآیی دارو و نیز کاهش عوارض جانبی برخی داروهای مفرد، لازم بود که چند دارو را با هم بیامیزند تا داروی مرکبی پدید آید. کتاب‌هایی که در فن ساخت داروهای ترکیبی نوشته می‌شد عنوان عمومی قَراباذین داشت. شاپور بن سهل (د 255ق) آخرین رئیس شناخته شده بیمارستان جندی شاپور، قراباذینی نوشت که تا مدت‌ها مهم‌ترین مأخذ داروسازان دوره اسلامی بود. چند سال بعد ابن سرابیون که به احتمال قوی یکی از شاگردان مکتب جندی شاپور بود نیمی از کُنّاش (=مجموعه طبی) خود را به این فن اختصاص داد. در همان سال‌ها روایت عربی رساله اَبْدال الادویه (در مورد جایگزینی داروها) نوشته شخصیتی مرموز به نام بَدیغورس رواجی شگرف یافت. در این اثر شمار قابل توجهی از داروهای محلی ایرانی (مثلا کرمانی) آ‏مده است. رازی* پزشک برجسته ایرانی در اواخر سده 3ق/9م جلد 20 و 21 کتاب مشهور خود الحاوی را به شناخت داروهای مفرد اختصاص داد که کامل‌ترین فرهنگ داروشناسی تا آن زمان بود. وی تکنگاری‌هایی درباره مجموعه‌های خاص دارویی (مانند پادزهرها و جز آن) و آثاری درباره داروسازی و کاربرد داروهای ترکیبی نوشت. اهوازی* در کامل الصِناعه در ضمن یادکرد بیماری‌ها و ابن سینا در بخش پایانی القانون به تفصیل از ترکیب داروهای مختلف یاد کردند. ابن سینا* همچنین در کتاب دوم القانون به نحوی ستایش برانگیز خواص داروهای ساده را دسته بندی کرد. ابومنصور موفق هروی در 447ق الأبنیه عن حقائق الأدویه* را نوشت که نخستین رساله داروشناسی به زبان فارسی در دوره اسلامی به شمار می‌آید. جرجانی* در بخش‌هایی از دو کتاب فارسی ذخیره خوارزمشاهی و الاغراض الطبیه داروهای ترکیبی جدیدی را ارائه کرد. از این پس داروشناسان اندلسی با بهره گیری از آثار داروشناسان ایرانی یاد شده آثار مهمی نوشتند که بر آثار فارسی داروشناسی دوره‌های بعدی چون اختیارات بدیعی حاج زین العطار شیرازی، تحفه حکیم محمد مؤمن تنکابنی و مخزن الأدویه عقیلی علوی شیرازی (یا خراسانی) تأثیری بسزا گذاشت[۱][۲][۳][۴].

نیز نگاه کنید به

مآخذ

  1. کرامتی، یونس. «تاریخ پزشکی» و «دوره انتقال علوم» در تاریخ جامع ایران (زیر چاپ).
  2. کرامتی، یونس. کارنامه پزشکی ایران (زیر چاپ).
  3. کرامتی، یونس. «ایران» (علوم)، دایره المعارف بزرگ اسلامی. ج 10.
  4. سجادی، صادق. «بیمارستان»، دایره المعارف بزرگ اسلامی. ج 13 (زیر چاپ).