پرش به محتوا

زمینه‌های اجتماعی سوگواریهای مذهبی در ایران بعد از اسلام

از ویکی ایران
نسخهٔ تاریخ ‏۲۶ نوامبر ۲۰۲۵، ساعت ۰۶:۳۸ توسط Arghavan (بحث | مشارکت‌ها)

پدیده‌های اجتماعی به خصوص آنها که ریشه در بینش و نیازهای معنوی جامعه دارند و مورد حمایت و پشتیبانی جامعه قرار می‌گیرند از لحاظ مقتضیات و شرایط تاریخی حائز اهمیت‌اند زیرا باید شرایط و اوضاع مناسبی وجود داشته باشد تا موجبات تکوین و پیدایی آن نمودها یا پدیده‌ها را فراهم سازد. سوگواریهای مذهبی که ریشه در نیازهای عاطفی، مذهبی و غیره دارد مانند هر پدیده فرهنگی دیگری منبعث از شرایط تاریخی خاصی است زیرا باید محیط و فضای مذهبی جنبه ملی به خود بگیرد و در اعماق و عناصر اصلی تشکیل دهنده هویت ریشه داشته باشد.

در ایران نفوذ مذهب شیعه در عناصر تشکیل دهنده فرهنگ ملی به حدی است که تحت عنوان ایدئولوژی اعتقادی، سیاسی، اقتصادی و ... مردم ایران مطرح است. ساختار اقتصادی و سیاسی جامعه ایران، که بر اساس آن طبقه فئودال و ارباب یا خان زمامدار سرنوشت و مقدرات جامعه بوده، موجب شده است تا از نیروهای انسانی طبقات کم دست مثل دهقانان و عشایر و ... حداکثر بهره‌برداری را بنماید. از این روی این طبقات که اکثریت قریب به اتفاق جامعه را تشکیل می‌دادند زیر بار ستم خم شده و هیچ راهی جز متأثر شدن از القائات نادرست گروه حاکم برایشان باقی نمانده بود. سرانجام این تسلیم‌پذیری جهل و نادانی و زبونی بود که حکام منشأ آن را مشیت الهی می‌دانستند و به این بهانه تا آنجا که توان داشتند بر مردم ستم روا می‌داشتند و کسی را یارای آن نبود که زبان به شکوه بگشاید.

تحقق شکوه و شکایت و اعتراض در جو اختناق و فشارهای سیاسی فقط از طریق کاربرد عملی آداب و رسوم اعتقادی، که نزد همه افراد جامعه مابه‌الاشتراک است، امکان‌پذیر بود از این روی مردم با توسل به محیط مذهبی توانستند از طریق استفاده از نمادها و سمبلها و در پناه مذهب از زور و ظلم و جور و ستم و بی‌عدالتی و ... زبان به شکوه بگشایند. نماد حقیقی ظلم و ستم، یزید است و تبار فرمانبردارش و نماد حق و عدالت و آزادگی و دیانت و ... حسین(ع) و یاران و خانواده محترم و مقدسش.

به سخن دیگر دو جریان فکری با استفاده از دو گروه شریر و نجیب؛ ظالم و ستمگر و عادل و آزاده رو در روی یکدیگر قرار می‌گیرند و ضمن بزرگداشت و تقدس بخشیدن به خاندان علی(ع) و اولاد او رنج و درد وارد بر مردم زمان را نیز برملا می‌کنند.

در مراسم سوگ با تعزیه به آسانی نوحه می‌خوانند، می‌نالند، گریه می‌کنند، بدی و فساد را تخطئه می‌کنند، به یزیدان و قدرتمندان ظالم همه زمانها لعنت و نفرین می‌فرستند، ستم و ستمگری را نفی می‌کنند و این کار را با هوشیاری و رندی در می‌آمیزند که دستگاههای جبار حکومتی را شدیداً تحت تأثیر قرار داده و آن را در خدمت و به خدمت مردم می‌گیرند که این خود سرآغاز سقوط نهضت است زیرا وقتی حکام مجری نهاد یا ابزارهای اعتراضی مردم بشوند در آن صورت فلسفه وجودی آن تضعیف می‌گردد. وقتی آداب و رسوم جنبه رسمی و دولتی پیدا کند و طبیعت مردمی و توده‌ای خود را از دست بدهد، محتوای اصلی خود را از دست می‌دهد و مبدل به یک ابزار سرگرم کننده می‌شود که حامل پیام حکام است نه نیازهای واقعی مردم.

پس از سقوط حکومت ساسانیان و ترویج دین اسلام در ایران و اعمال حاکمیت سیاسی و نظامی زمامداران عرب تا رحلت پیامبر اسلام (ص) ایرانیان ضمن پذیرش دین اسلام با فاتحان همکاری داشته و مناقشه عمده‌ای نداشتند. پس از رحلت پیغمبر (ص) در زمان حکومت خلفای راشدین و بنی‌امیه رفتار حکام عرب با ایرانیان بر روابط استکباری استوار شد و ایرانیان و تمدن و فرهنگشان مورد بی‌اعتنایی قرار گرفت همچنین روش و شیوه حکومتی حکمرانان با آنچه که در صدر اسلام وجود داشت متفاوت بود تساوی و برادری که اسلام به ارمغان آورده بود مجدداً بدل به نابرابری و ستمگری شد.

پیروی ایرانیان از حضرت علی (ع) و فرزندانش و ستمی که خلفای بنی‌امیه نسبت به این خاندان روا داشتند زمینه را برای پیدایش نهضت‌های اعتراضی و استقلال‌طلبانه فراهم آورد که یکی از مهمترین ابزارهای آن برگزاری مراسم سوگواری در دهه اول محرم، سالروز شهادت حضرت امام حسین (ع) و یاران و خانواده‌اش بود.

در تاریخ ابن کثیر شامی آمده است که معزالدوله احمد بن بویه در بغداد در دهه اول محرم امر کرد تمامی بازارهای بغداد را بسته، سوگ سیاه پوشیدند و به تعزیه سیدالشهدا پرداختند. چون این قاعده در بغداد رسم نبود بنابراین، اهل سنت آن را بدعتی بزرگ دانستند و چون بر معزالدوله دستی نداشتند چاره‌ای جز تسلیم نداشتند.

بعد از آن تا انقراض دولت دیالمه هر سال شیعیان در ده روز اول محرم در جمیع بلاد رسم تعزیه به جا آوردند این رسم در بغداد تا اوایل حکومت سلجوقی برقرار بود.

معزالدوله سوگواری را برای خاندان رسول عمومی کرد و طی هفت قرن مرحله به مرحله شکل نمایشی تعزیه یا شبیه‌خوانی از آن خارج شد.[۱] به سخن دیگر اجتماعی شدن سوگواری حسین بن علی (ع)، که قربانی ظلم بنی‌امیه شد، مقارن با زمانی است که ایرانیان و شیعیان علی (ع) به قدرت‌یابی در برابر جامعه برخاسته بودند.

به این ترتیب راه انداختن دسته‌های سوگواری در دوره اسلامی صورت مذهبی به خود گرفت و از طریق بیان محاسن و صفات عالیه مقدسین و معصومین حالت تقدس دیندارانه یافت. گفته می‌شود که ظهور این نوع آیین سوگواری مذهبی ادامه و تکامل همان آیینی است که مردم ایران در سوگ سیاووش اعمال می‌کردند. سیر تکوینی مراسم سوگواری چنین بوده است:

ابتدا دسته‌ها به کندی از برابر تماشاچیان می‌گذشتند و با سینه زدن و زنجیر زدن و کوبیدن سنج و حمل نشانه‌ها و علم‌هایی که بی‌شباهت به ابزارهای جنگی نبود و نیز هماوازی و همسرایی در خواندن نوحه، ماجرای کربلا را برای مردم یادآوری می‌کردند.

سوگواریهای مدهبی در ایران

در مرحله دوم آوازهای دسته جمعی کمتر شد و نشانه‌ها بیشتر و یکی دو واقعه خوان ماجرای کربلا را برای تماشاگران نقل می‌کردند و سنج و طبل و نوحه آنها را همراهی می‌کرد. اندکی بعد به جای نقالان شبیه چند تن از شهدا را به مردم نشان دادند که با شبیه‌سازی و لباسهای نزدیک به واقعیت می‌آمدند و مصائب خود را شرح می‌دادند. مرحله بعد گفت و شنود شبیه‌ها با هم بود و بعد پیدایش بازیگران.

گفته می‌شود که در اواخر نیم قرن دوره صفویه تعزیه به صورت نمایش مذهبی تحول نهایی خود را طی کرده و به آن شکلی که امروز وجود دارد درآمده است.

حمایت دولتها و حکام ایرانی از مراسم سوگواری موجب شد که برگزاری این مراسم به عنوان یک ابزار سیاسی علیه دولتهای دیگر و به نفع تثبیت قدرت داخلی مورد استفاده قرار گیرد. از عصر آل بویه به بعد سیاستمداران از سوگواری استفاده‌های سیاسی می‌کردند و بعدها در دوره صفویه نیز سلاطین این سلسله شیعیان را بیش از پیش علیه اهل تسنن و عثمانیها تحریک می‌نمودند و به نام دین خون مخالفان سیاسی خود را به زمین می‌ریختند، از این روی در ایام محرم و صفر آتش اختلافات مذهبی بالا می‌گرفت. به نحوی که دولتها در پاره‌ای موارد برای جلوگیری از مناقشات قومی و مذهبی مجبور به مداخله می‌شدند. در دوره قاجاریه مأموران دولتی و ژاندارمها مأموریت پیدا می‌کردند تا از خونریزیها و مشاجرات مردم که به همین مناسبت به وجود می‌آمد جلوگیری‌کنند.

ژان کالمار می‌نویسد:

«در دهه‌های آخر سده دهم هجری قمری شاهد متداول شدن مراسم سوگواری ماه محرم در مراکز شهری ایران شیعی هستیم با سوگی عمومی که گرایش به آن دارد که از دهه اول محرم گام فراتر نهد و تا بیستم و حتی بیست و هشتم صفر کشانیده شود (۲۰ صفر چهلمین روز شهادت امام حسین (ع)، ۲۸ صفر شهادت امام حسن (ع) برادر بزرگ امام حسین (ع) است - م) و ناظر بر شدت وحدتی در فرقه‌گرایی است که اینک میان گروه‌های شیعی بروز می‌کند و بر وجوه مختلف شعائر دینی رعایت مصیبت اثر می‌گذارد. به موازات این امر روضه‌خوانی گسترش می‌یابد و از سده یازدهم موجب افزایش خیرات برای پذیرایی از جمع کثیری، که به این مجلس روی می‌آورند، می‌گردد.

از آن پس این مراسم سوگواری به صورت مصیبت نماهای واقعی در می‌آیند که حیثیت و آبروی آنها نصیب پادشاه یا حکمرانی می‌شود که سازمان یافتن آن را زیر نظر دارد و برحسب نوع آن، اعتبار مصارف و هزینه‌های آنها را تأمین می‌کند.

پس از افغانان و افشاریان مراسم سوگواری عمری دوباره پیدا کرد که همراه با نوآوریهایی در اجرای مراسم است. این تکامل در شمال و فارس روی داد که با گسترش وسایلی که برای اجرای مراسم لازم است همزمان می‌گردد».[۲]

بدینسان تعزیه‌های سیار و دسته‌های سینه‌زنی و مناظره زنده مصائب رو به رشد گذاشت. پیدایش این گروه‌های سوگوار نیاز به یک نظام منظم و منسجم داشت که به وسیله سرپرست رسمی یا خصوصی آن اداره شود این امر در مورد گروه‌بندیهای شهری که در هیأتهای سوگوار به وجود آمد، محقق گردید (مانند محله‌ها، صنف‌ها یا جماعات گوناگون). در دوره قاجاریه آیین‌های سوگواری، روضه‌خوانی و تعزیه‌خوانی به معنی نمایش‌های مذهبی و به معنی اخص آن هم از نظر محتوی و هم از نظر کیفیت و هم از نظر برگزاری و محل آن به اوج تکامل رسید و بنابر شواهد موجود در زمان ناصرالدین شاه قاجار افراد تا آن حد آگاهی یافته بودند که بدانند فکر دراماتیزه کردن مراسم مذهبی تدریجاً به ظهور رسیده است. بنابراین می‌توان گفت اجرای مراسم سوگواری مذهبی و تعزیه یک فرآیند تکامل تدریجی و طولانی است تا نتیجه الهام یک نبوغ خلاق و یک فرد معین.

نیز نگاه کنید به

مآخذ

  1. بیضایی، بهرام. نمایش در ایران. تهران: نشر کاویان، ۱۳۴۴، ص ۱۱۹-۱۲۲.
  2. کالمار،ژان. تعزیه هنر بومی پیشرو ایران. ترجمه داوود حاتمی، تهران: انتشارات علمی و فرهنگی، ۱۳۶۷، ص ۱۶۹-۱۶۵.

منبع اصلی

فربد، محمد صادق (1385). کتاب ایران: سوگواری های مذهبی در ایران. تهران: موسسه فرهنگی، هنری و انتشاراتی بین المللی الهدی.

نویسنده مقاله

محمد صادق فربد