جمهوری اسلامی ایران، احیاگر جاده ابریشم
ابریشم؛ در روزگاران کهن از اهمیتی و یژه برخوردار بوده است. جاده ابریشم راهی بود، که ابریشم برای رسیدن به مقصد خود طی میکرد. این جاده، غرب آسیا و سرزمین باستانی چین را از طریق شهرهای خراسان بزرگ به آسیای صغیر و بخشهای شرقی اروپا پیوند میداد.
مسیر این جاده از دروازه غربی شهری که اکنون به ناهسیان در استان شانکسی(Chanxi) قرار دارد، آغاز میشد و از جنوب بیابانگُبی(Gobi) به ترکستان غربی متصل میگردید؛ سپس از سین کیانگ و کاشغر گذشته و به جیحون میرسید و با گذشتن شهرهای عمدهای مانند سمرقند، مرو، بلخ به مرزهای ایران رسیده و از شهرهای توس، نیشابور، دامغان،گرگان و ری میگذشت.
این راه در قزوین به شعباتی تقسیم میشد. شاخهای به آذربایجان یا آران یا طرابوزان متصل میشد و شاخه دیگر از طریق همدان به بغداد یا موصل و انطاکیه و یا به کاپادوکیه و سارد (حدود ازمیر امروزی) و به اسلامبول میرسید و بقیه راه تا روم از میان دریای مدیترانه میگذشت. این جاده با انشعابات فرعی، هندوستان را از طریق پیشاور، خیبر، کابل، قندهار و هرات به توس متصل میساخت.
ارتباط شهرهای آباد و پر رونقی که در طول این راه قرار داشتند و مبادلات بین شرق و غرب به کمک کاروانهای مجهز به ویژه کاروانهای سغدی و ایغوری برقرار میشد.
در بعضی از شهرها و مناطق این راه طولانی مانند: ختن، بخارا، سمرقند و ارمنستان انبارهای بزرگی وجود داشت. در انبارهای ختن مواد عطری انبار میشد. مواد پشمی در سیبریه، سمور، سکه و غیره که در ایران و روم شرقی خریدار داشت در سمرقند، پوست برههای، هشترخان (حاج طرخان) در بخارا و کالاهای ممالک اسلامی در سیسیل و ارمنستان جمع آوری، میگردید.
بازرگانان این جاده بزرگ اقتصادی با زبانهای چینی، فارسی، ترکی و عربی آشنایی داشتند و در معاملات خود به مقتضای موقعیت شهرها با این زبانها سخن میگفتند. آرام آرام جاده ابریشم اهمیت فراوانی از نظر اقتصادی به دست آورد و مورد توجه سایر کشورها نیز قرار گرفت. کشورهایی که در مسیر این راه بزرگ نبودند، آرزو داشتند تا از این راه در انجام مبادلات کالای خود استفاده کنند.
دنباله چند راه دریایی نیز از هرمز، سیراف، بصره و کناره دریایسرخ با عبور از شهرهای، مختلف ایران به آن میپیوست. کاروانهایی که این مسیر را میپیمودند تمام طول مسیر را طی میکردند، بار قافلهها در هر واحه و دژی از تاجری به تاجر دیگر منتقل میشد و با هر تغییر، قیمتها افزایش مییافت، با آنکه هیچ یک از دو تمدن شرق و غرب از تمدنهایی که دور از حاشیه این جاده قرار داشتند؛ چندان با خبر نبودند، باز هم طرحها و نقوش تزیینی پارچههای ابریشمی از تمام فرهنگهای متفاوت مناطق طول مسیر تأثیر میپذیرفت.
در متنی که از سوی سازمان یونسکو در تیرماه ۱۳۶۶ درباره جاده ابریشم منتشر شد، آمده است:
«جاده ابریشم، مجموعهای از راههای زمینی، دریایی بودهاند که تمدنهای مختلف را به هم مرتبط میساختند. با وجودیکه پیدایش و آغاز این جاده در تاریکی زمانگم میشود، لیکن آثار آنها از دوران قبل از میلاد هنور به جا مانده است. این جادهها با پیدایش خود کمک شایانی به پیشرفت تمدن انسانی کردهاند».
اگر چه این راه که در قرون وسطی ارزش اقتصادی فراوانی داشت، در قرن هجدهم پس از استقرار جاده سیبری، اهمیت و موقعیت گذشته خود را از دست داد و امروزه از آن و شهرهایی که در کنارش جای داشتند، از کاروانها و آهنگ جرسها، آن مردم و رسوم و عاداتشان که به تاریخ و افسانه پیوستهاند تنها در کتابها و یا پرده سینما میتوان سراغ گرفت، اما امروزه هم صنعت ابریشم همچونگذشته و شاید شکوفاتر از پیش، چون خورشید فروزانی بر تارک صنایع بافتنی جهان میدرخشد.
جاده ابریشم آثار اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی فراوانی داشت. در طول جاده ابریشم اولین چیزیکه به حرکت در میآمد «کالا» بود. این جاده در روزگار اشکانیان و ساسانیان، کالاهای چین - بویژه ابریشم - را به سرزمینهای ایران و روم انتقال میداد و آنگاه کالاهای سر راه را گردآوری کرده و به چین میرساند. در دوران اسلامی نیز بازرگانان مسلمان کاروانهای بزرگی، براه میانداختند و خود را از خاور به باختر و از باختر به خاور میرساندند.
این جابجایی کالا علاوه بر اثرات اقتصادی که نصیب تجار و کشورهای مسیر جاده میساخت؛ منجر به تبادل فرهنگ، هنر و ویژگیهای ملی و بومی کشور سازنده کالا با سایر کشورها نیز میگردید.
دست ساختهای صنعتی، محصولات کشاورزی، عطریات و حتی فنون و روشهای کالاها مردم کشور را با مردم کشور مبدأ آشنا میکرد.
در ایران تا قبل از حمله مغول درآمد ارزی و رونق اقتصادی بیشتر از راه همین داد و ستدها بود و میتوان گفت یکی از علتهای تنگدستی و درجا زدن، در دوران پس از مغول، بویژه از دوره زندیان، محروم شدن از این درآمد ارزی و زمینگیر شدن کالاهای مربوط به تجار ایرانی بوده است.
از جمله عواملی که منجر به کاهش و یا عدم جابجایی کالا در طول مسیر در طول جاده گردیده و نهایتاً منجر به نابودی آن گشت میتوان پیدایش و تکامل صنایع نوین را ذکر کرد. صنایع نوین موجب استفاده از کالاهای جدید به جای کالاهای سنتی شد. بدین سان به جای مشک آهو که یکی از باستانی ترین فرآوردههایی بود که ایرانیان سابقاً به جستجوی آن تا چین میرفتند و تجارتش هجده قرن به طول انجامید، مشک مصنوعی که از محصولات دست دوم نفت است، قرار گرفت. و به جای آینههای فولادی ختایی، دیگها و ماهی تابههای چدنی و سوزن یا قیچی و سوهانهای فلزی و آتش زنههای مرغوب برای افروختن آتش و تقریباً تمامی اقلام چلنگری که به وسیله بازرگانان ایرانی، عثمانی، تاتار و روس از چین آورده میشد،کالاهای، ساخته شده فرنگستان قرار گرفت. بدین ترتیب این تحول عمده هم منجر به کاهش اهمیت جاده ابریشم شده و هم آثار اقتصادی، اجتماعی جدید را از خود برجای نهاد که ثمره آن فقر و تنگدستی برخی از تجار و مردم و حتماً کشورهای مسیر جاده بود. از دوره صفویه به بعد هم که یکه تازان دریا و دریانوردان و دزدان دریایی پرتغالی - اسپانیایی، هلندی و انگلیسی راه ابریشم دریایی را بنا نهادند، بجای بازرگانان مسلمان، اروپاییهای استعمارگر اختیار «کالا»، «تنوع کالا»، «تغییر ذائقهها» و «سلیقههای اقتصادی» مسیر جاده ابریشم را در دست گرفته و فرهنگ و مذهب و آداب و رسوم خود را برجای آنچه که بود نشاندند.
جاده ابریشم علاوه بر تأثیرات اقتصادی، دارای و یژگیها و جاذبههای گردشگری نیز بود. هر چند هیچ کس ابتدا به ساکن و صرفاً به منظور آن چیزی که امروزه به آن «توریست یا گردشگر» میگویند، راهی جاده ابریشم نمیشد و برای ورود و استفاده از جاده، تخصصی لازم بود که مبتنی بر شناختهای ویژهای براساس زباندانی، قوم"شناسی وعلم اقتصاد بود که هرکس - حتی تجار - میبایست در خانه خود و در مکتب پدری میآموخت. لیکن تعداد اندکی را هم میشناسیم که در این راه وارد و صرفاً مقصود جهانگردی داشتند.
هر سال مقارن پاییز، چندین کاروان اسلامی، هر یک مرکب از چند صد تاجر از طریق «دروازه ابریشم» به چین میرسیدند و به تجارت و مبادله کالا میپرداختند و ضمن مبادله کالا به جاذبههای طبیعی و سایر جاذبههایی که برای مردم، بعضاً شگفتی آور بود میپرداختند. امروزه نیز در طول مسیر جاده ابریشم بویژه در ایران آثار تاریخی، طبیعی، انسانی و اقتصادی فراوانی وجود دارد که جاذبههای توریستی را در این مسیر پرپیچ و خم فراهم آورده است و بویژه برای جهانگردان قارههای اروپا و امریکا جالب توجه میباشند. جاده مهم و پراعتبار ابریشم، بستر مناسبی برای نقل و انتقالات فرهنگی و زبانی نیز بشمار میرفت و این ارتباط آنقدر جدی بود که به قول ابنبطوطه - جهانگرد بزرگ مسلمان (قرن هشتم) - ملوانان چینی شعرهای سعدی را ترنم میکردهاند و شاید معنی آن را هم نمیدانستهاند.
مذهب، زبان، لباس، آداب و رسوم، خط و سایر عناصر تشکیل دهنده فرهنگ هر کشور در این مسیر اسطورهای جابجا گشته و با دیگر کشورها تبادل پیدا میکرده است. اسلام به عنوان کاملترین دین از شبه جزیره عربستان به ایران و از ایران به آسیای مرکزی و تا ایالت سینکیانگ چین گسترش یافت.
در قرن پانزدهم بر کاشیهای لاجوردی، حروف فارسی تعلیق با خطوط برجسته نسخی قرآنی به سبک دوره تیموری نقش بست که در کلکسیونهای «ظروف متبرک» اماکن مقدسه شیعیان و یا در موزههای انباشته از اشیای عتیقه ایران از جمله موازههای استانبول، مسکو، پاریس و لندن یافت میشوند.
زبانهای فارسی، چینی، عربی و بعدها هندی و انگلیسی از جمله زبانهای اصلی بودند که در ارتباط و تبادل قرار داشتند.
زبان فارسی از جمله زبانهای کارآمد در این مسیر بود. زبان رسمی تیموریان هند و زبان متون مذهبی صوفیان روحانی و مولویهایی که اسلام را در چین تبلیغ مینمودند، زبان فارسی، بود. فارسی دری زبان علمی بسیاری از منجمین گردید و میتوان گفت که در مجموع زبان ویژه جاده ابریشم از پکن تا جمهوری ونیز فارسی دری بود. نخستین رهبانان لاتینی نظیر پادری «پدر روحانی» اودوریک که از راه خشکی خود را تا حدود چین به مخاطره انداختند، بناچار فارسی دری آموختند. در آغاز قرن نوزدهم هم حتی خود انگلیسیها نیز نمیتوانستند در هندوستان به استقبال خطر بروند، مگر پس از آنکه کم و بیش اندکی زبان فارسی دری آموخته باشند. بد نیست بدانیم که در سدههای میانه - بلکه تا آغاز قرن نوزدهم - زبان فارسی دری در امپراتوری عثمانی و در بقیه آسیا همان نقشی را ایفا میکرد که در دنیای کنونی زبان انگلیسی بر عهده دارد. جاده ابریشم همچنین در طول تاریخ خود شاهد بزرگترین حوادث، جنگها، تهاجمات و کوچهای انسانی نیز بوده است. سرداران بزرگی چون کوروش و کراسوس برای سلطه بر آن جان باختهاند. اسکندر مقدونی نیز جان خود را به خاطر سرمستی از پیروزی بر این جاده از کف داد. برای چندین سده بین ایران و یونان، ایران و روم و ایران و اقوام مرکزی برای تصرف نقاط سوق الجیشی این جاده چون خراسان، ارمنستان، بینالنهرین و سوریه نبردهای سنگینی درگرفت. زمانی نیز شهرهایی چون ترمذ، بلخ، مرو، نیشابور، ری، بابل، سلوکیه، تیسفون، پالمیر و انطاکیه که در مسیر جاده ابریشم قرار داشتند به دلیل تجارت چنان شکوهی یافته بودند که یاد آنها هنوز در خاطرهها باقی است.
در دورهای نیز همین شهرها به خاطر ثروتی که از تجارت این راههای ارتباطی به دست آورده بودند، دچار مصیبتها و ویرانیهای عظیمی شدند و اکنون نیز از آنها چیزی جز ویرانه نمانده است.
احیای جاده ابریشم تحت عنوان «جاده آهنین»، که به همت مسئولان جمهوری اسلامی، ایران صورت گرفته است، امروزه نیز میتواند منجر به خلق چشماندازهای جدید و ایجاد تحولات اقتصادی، فرهنگی و سیاسی و اجتماعیگردد.
شرکت یازده رئیس جمهور در افتتاح خط آهن مشهد - سرخس - تجن حاکی از تحول جدی در زمینههای یاد شده در این منطقه از جهان دارد. رئیس جمهور تاجیکستان درخصوص مو قعیت استراتژیکی این خط آهن گفت:
«به عنوان یک خدمت بزرگ بشریت در تاریخ جاودان خواهد ماند».
برهانالدینربانی رئیس جمهور افغانستان گفت:
«این طرح از لحاظ اقتصادی، سیاسی و امنیتی برای کل منطقه منشأ خیر و برکت است».
در طرح احیای جاده ابریشم شهرهای استانبول، آنکارا، تبریز، تهران، مشهد، سرخس، تجن، عشقآباد، بخارا، دوشنبه، تاشکند، بیشکک، آلماتا و اورمچی، لانچو، شانگهای و پکن به هم وصل میشوند. علاوه بر آن هزاران شهر کوچک، دهکده و آبادی نیز در مسیر نوین جاده ابریشم قرار دارند که یا در مسیر اصلی و یا در مسیرهای فرعی جاده وجود دارند. در مسیر این جاده؛ ملتها، اقوام و قبایل متعدد و متنوعی زندگی میکنند. هر ملت، قوم و قبیله، مجموعهای از باورداشتها، اعتقادات، آداب و رسوم، برگزاری مراسم عروسی و سوگواری، ضربالمثلها و زبانزدها، چیستانها، اعتقاد به سعد و نحس ایام و بالاخره جشنهای مخصوص بخود دارد. برخی از این مراسم و باورداشتها و اعتقادات در کشورهای دیگر نفوذ و رسوخ کرده و گسترش مییابد: یکی از مهمترین عناصر فرهنگی در قلمرو جاده ابریشم برگزاری مراسم «عید نوروز» است. امروزه در ترکیه، ایران، جمهوری آذربایجان، تاجیکستان، ترکمنستان، افغانستان، پاکستان و حتی در بخشهایی از چین عید نوروز را جشن میگیرند. این گونه مراسم میتواند موجب پیوندهای مستحکمی بین ملتهای منطقه گردیده و همه آنها را به صلح و ثبات و دوستی پایدار بشارت دهد. به گفته ناپلئون:
«تاریخ هر کشور در جغرافیای آن مستتر است».
این گفته راگو ییگذشت زمان ثابت کرده است. احیای جاده ابریشم نشانگر آن است که هنوز هم عامل جغرافیا و برخورداری از موقعیت استراتژیک جغرافیایی در برقراری همکاریهای دو و چند جانبه اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و فرهنگی واجد اهمیت بسیار است. فرو پاشی اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی و استقلال آسیای مرکزی و قفقاز با ذخائر عظیم معدنی، نفت و گاز، این منطقه مهم را مورد توجه ویژه جهانیان قرار داده است. همسایگی منطقه آسیای مرکزی با جمهوری اسلامی ایران و وجود مشترکات فراوان فرهنگی و دینی ایجاب میکرد تا ایران نسبت به خروج این کشورها از بنبستهایی که طی هفتاد سال بر آنها تحمیل گردیده است، کمر همت بربندد.
احیای جاده ابریشم،گام مهمی در این زمینه میباشد. احیای این جاده، همچنین احیای همان .حرکت تاریخی - اجتماعی است که دین مبین اسلام را تا دور دستهای چین انتشار داد. با استفاده از چنین موقعیتی ایران، همچون کانونی مطمئن و نقطهای امید بخش برای، مردم کشورهای منطقه، جاده ابریشم جدیدی را احیاء نمود که ثمره آن میتواند به گسترش اسلام و معنویت، اتحاد و صلح و زندگی بهتر برای تمام مردم منطقه باشد.
نیز نگاه کنید به
- شهرهای ایران
- روستاهای ایران
- جامعه عشایری ایران
- جمعیت ایران
- ساختار سنی و جنسی جمعیت ایران
- شهرنشینی و روستانشینی ایران
منبع اصلی
کیانی هفت لنگ، کیانوش (1379). کتاب ایران: گذری بر جغرافیای ایران. تهران: موسسه فرهنگی، هنری و انتشاراتی بین المللی الهدی.