سیاستهای آموزش و پرورش در سالهای پس از جنگ
با پایان گرفتن جنگ دوره جدیدی در تاریخ نهادهای فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی و سیاسی، کشور آغاز شد. آموزش و پرورش در اجرای اهداف پیشبینی شدهاش به ویژه از لحاظ مادی، با مشکلات شدیدی روبهرو بود. به همین دلیل مسئولان نظام و وزارتخانه در جستجوی راههایی برای تأمین حداقل نیازهای مالی آموزش و پرورش بودند که با توجه به رشد بیسابقه جمعیت دانشآموزی در دهه ۶۵-۱۳۵۵ و نیز ویرانیهای ناشی از وضعیتی بحرانی داشت و پذیرای مشکلات و کمبودهای عظیمی بود. بدین منظور با تفسیر جدیدی که از قانون اساسی، به عمل آمد، تأمین بخشی از هزینههای آموزش و پرورش از مردم مورد توجه قرار گرفت. احداث مدارس خصوصی، بار دیگر مجاز شناخته شد. این اقدام متناسب با تغییراتی بود که در سالهای پس از جنگ در قانون اساسی و سیاستهای کلی نظام صورت گرفت. به موجب این تغییرات برخلاف سالهای نخستین پس از انقلاب و دوران جنگ، نظام جمهوری اسلامی، سیاست کلان خصوصی سازی را که بر آن نام سیاست تعدیل نهاده شده مورد تأکید قرار داد. اساس این سیاست، واگذاری هر چه بیشتر فعالیتهای خدماتی و تولیدی به بخش خصوصی بود که آموزش و پرورش را نیز در بر میگرفت. بدین ترتیب هشت سال پس از دولتی کردن و حتی تعطیلی بسیاری از مدارس خصوصی دوران پهلوی، بار دیگر بر ایجاد مدارس خصوصی در سطح کشور تأکید شد. البته پیشتر، دانشگاه آزاد در مقام یک دانشگاه غیر دولتی فعالیت رو به رشدی داشت. اما آموزش در سطوح پایینتر از دانشگاه توسط دولت از لحاظ مالی و اداری تأمین میشد. در این زمینه دو نوع مدارس نمونه مردمی و غیرانتفاعی اجازه فعالیت گرفتند.
مدارس نمونه مردمی بخشی از هزینههای خود را از خانواده دانشآموز دریافت میکردند و مدارس غیرانتفاعی تمام هزینه خود را؛ البته دولت تسهیلاتی مانند وام و آموزگار در اختیار مدارس غیرانتفاعی قرار میدهد و این مدارس موظف هستند از لحاظ کتابهای درسی و نحوه آزمون و سایر مسائل آموزشی و پرورشی طبق ضوابط آموزش و پرورش عمل کنند. مدارس نمونه مردمی و غیرانتفاعی هر دو از سال ۱۳۶۸ شمسی شروع به فعالیت کردند. بدین ترتیب برای نخستین بار پس از انقلاب و بعد از دولتی شدن و انحلال مدارس خصوصی، پس از تصویب قانون اساسی جمهوری اسلامی بار دیگر بخشی از تعلیم و تربیت به بخش خصوصی سپرده شد. (در سال تحصیلی ۷۶-۱۳۷۵ تعداد مدارس نمونه مردمی ۱۸۱۶ باب بود.) همچنین در این سالها نظام جدید آموزش متوسطه بر اساس نظام واحدی و اولویت نهادن به کاربردی شدن تحصیلات متوسطه به اجرا در آمد.
در گزارشی که با عنوان «هشت سال تلاش» توسط وزارت آموزش و پرورش منتشر شد، سیاستها و اقدامات وزارت آموزش و پرورش طی سالهای ۱۳۶۸ تا ۱۳۷۵ ش به تفصیل شرح داده شده است. این گزارش نشانگر چرخش از آموزش و پرورش دولتی به سوی خصوصی و نیز حاکی از تلاش دست اندرکاران جهت عادی سازی وضعیت آموزش و پرورش پس از جنگ، حفظ حداقل شرایط لازم و موفقیتهای حاصله و در ضمن ناموفق ماندن سیاست تغییر بنیادی نظام آموزش و پرورش و عدم تحقق برخی از برنامههای پیشبینی شده است. در بخشی از این گزارش آمده است: «از هنگام پیروزی انقلاب اسلامی تاکنون امر اصلاح و یا تغییر بنیادی نظام آموزش و پرورش همواره توجه عالیترین مراجع تصمیمگیری و هدایت امور کشور بوده است[۱].»
در پایان سال ۱۳۶۴ شمسی شورای عالی انقلاب فرهنگی به پیشنهاد وزارت آموزش و پرورش، شورای تغییر بنیادی نظام آموزش و پرورش را مأمور بررسیهای لازم و ارائه طرح بنیادی نظام آموزش و پرورش کرد.
سرانجام طرح «کلیات نظام آموزش و پرورش جمهوری اسلامی ایران» که این شورا آن را تهیه و تأیید کرده بود، در تیرماه ۱۳۶۸ شمسی به تأیید شورای عالی انقلاب فرهنگی رسید و وزارت آموزش و پرورش موظف شد با هدایت شورایی جدید موسوم به «شورای تغییر نظام آموزش و پرورش» به طراحی تفصیلی بپردازد و برنامههای اجرایی لازم را تهیه کند. در اجرای این مصوبه سازماندهی کار شورا با تشکیل ۷ کمیسیون به ترتیب زیر آغاز شد:
- آموزش و پرورش پیش دبستانی و دبستانی
- آموزش و پرورش دوره راهنمایی تحصیلی
- آموزش و پرورش دوره متوسطه فراگیر و فنی و حرفهای
- تأمین و تربیت نیروی انسانی
- نظام اداری و تشکیلاتی،
- برنامهریزی توسعه
- فعالیتهای تربیتی
در عمل مشاهده شد که محدودیت منابع حتی امکان اجرای موردی یک بخش از نظام آموزش و پرورش یعنی آموزش متوسطه، را هم به شکل مطلوب فراهم نمیکند و به شرحی، که در بخش منابع مالی آمده است، وزارت آموزش و پرورش از سال ۱۳۷۰ شمسی همواره با کسری بودجهای بین ۱۲ تا ۴۵ درصد روبرو بوده است.
در فاصله سالهای ۶۷ تا ۱۳۷۴ بیش از 5/1 میلیون نفر به تعداد دانشآموزان اضافه شده است و نسبت دانشآموزان راهنمایی تحصیلی و متوسطه به کل دانشآموزان از 35/3 درصد در سال ۱۳۶۷ شمسی به 47/2 درصد در سال ۱۳۷۴ شمسی افزایش یافته است و این امر موجب افزایش هزینههای آموزش و پرورش شده است. زیرا هزینه سرانه آموزش متوسطه تقریباً ۹۵ درصد و برای آموزش راهنمایی ۲۲ درصد بیشتر از آموزش ابتدایی است. ساختار اقتصادی وابسته بازمانده از رژیم گذشته، که بر اساس تزریق در آمد نفت از طریق بودجه دولت در اقتصاد شکل گرفته بود، موجب شد که جامعه منابع کافی برای بهبود کیفیت و توسعه کمی آموزش و پرورش نداشته باشد. در عمل نیز مشاهده شده است که سهم منابع آموزش و پرورش از تولید ناخالص داخلی در فاصله سالهای ۶۸ تا ۷۵ تغییر چندانی نداشته و از ۳ درصد به 3/2 درصد رسیده است.
تجربه قبلی کشور در اجرای نظام جدید آموزش و پرورش که از ۱۳۴۵ شمسی آغاز شد نشان داد که امکان موفقیت طرحهای وسیع آموزشی بدون فراهم آوردن زمینههای تجربی و اجرای تدریجی آنها کم است. پس از اجرای آزمایشی نظام جدید متوسطه معلوم شد که اجرای آزمایشی برنامههای کیفی و پیچیده بسیار ضروری است. بدین ترتیب به تدریج فکر اجرای انتخابی و تدریجی طرحها و برنامهها در قالب طرح تغییر بنیادی نظام آموزش و پرورش قوت گرفت. از اسفند ماه ۱۳۶۹ شمسی با تصویب شورای تغییر نظام، فعالیتهای طراحی تفصیلی نظام آموزش و پرورش در دو رشته، یکی در زمینه آموزش متوسطه و دیگری در زمینه آموزش عمومی (پیش دبستانی، ابتدایی و راهنمایی تحصیلی) متمرکز شد.
اولویتها و راهبردهای کیفی آموزش و پرورش طی سالهای ۷۶-۱۳۶۸شمسی
در این گزارش[۱] در زمینه اولویتها موارد زیر عنوان شده است:
- اولویت دادن به تعمیم آموزش ابتدایی برای کلیه کودکان واجب التعلیم ۶ تا ۱۰ ساله و اجباری کردن آموزش ابتدایی.
- تأکید بر فراهم آوردن زمینه مناسب برای تغییر بنیادی آموزشی و پرورشی و تسریع در اجرای نظام جدید آموزش متوسطه.
- رفع محرومیتهای آموزشی، توجه به آموزش دختران، تفاوتهای اقلیمی و کودکان استثنایی.
- افزایش کیفیت فعالیتها و برنامههای آموزشی، بازنگری در محتوای دروس، تقویت بنیه علمی دانشآموزان مستعد در مناطق محروم و ادامه توجه به دانشآموزان تیز هوش.
- ریشه کن کردن بیسوادی در گروه سنی بزرگسالان زیر ۴۰ سال.
ترکیب دانشآموزان، تغییر و تحولات عمده آن طی سالهای ۷۶-۱۳۶۸شمسی[۲]،
الف) آموزش دختران
سهم دختران در مجموع آموزشها از 42/1 درصد در سال ۷۶-۱۳۶۸ به 46/7 درصد در سال ۷۶-۱۳۷۵ افزایش یافته است.
افزایش در دوره متوسطه بیش از سایر دورههاست. به طوری که از 39/9 درصد به 47/8 درصد رسیده است. سهم دختران در آموزشگاههای فنی و حرفهای و کار و دانش از 20/5 درصد در سال تحصیلی ۶۸-۱۳۶۷ به 33/9 درصد در سال تحصیلی ۷۶-۱۳۷۵ افزایش یافته است. علت این استقبال، اجرای نظام جدید آموزش متوسطه و شیوه هدایت تحصیلی در این دوره و نیز اختصاص امکانات ویژه برای آموزشهای فنی و حرفهای دختران ذکر شده است.
ب) آموزش روستاییان
هر چند تعداد دانشآموزان روستایی در این دوره از ۵ میلیون به 5/8 میلیون نفر رسیده و نسبت دانشآموزان از ۳۹ درصد در سال ۶۸-۱۳۶۷ شمسی به 31/3 در سال ۷۶ -۱۳۷۵ شمسی رسیده است. این کاهش ناشی از تقلیل سهم جمعیت روستایی در فاصله سالهای ۱۳۶۷ تا ۱۳۷۵ است. علی رغم اینکه سهم دانشآموزان ابتدایی و راهنمایی روستایی کاهش داشته است، سهم دانشآموزان متوسطه روستایی از ۹ درصد به 11/1 درصد افزایش یافته است. این افزایش در شاخه فنی و حرفهای و کار و دانش از ۲/۴ درصد به 9/1 درصد رسیده است.
ج) توسعه بیشتر رشتههای علمی و فنی در دوره متوسطه
سهم آموزشهای فنی و حرفهای از 13/2 درصد در سال تحصیلی ۶۸-۱۳۶۷ شمسی به 17/8 درصد در سال تحصیلی ۷۶-۱۳۷۵ شمسی رسیده است. در مجموع، آموزش متوسطه افزایش یافته (در بین دانشآموزان نظام جدید این نسبت ۲/۳۴ درصد است). تعداد دانشآموزان رشته ریاضی - فیزیک از 13/2 درصد در سال ۶۸-۱۳۶۷ شمسی به 20/7 درصد در سال ۷۶-۱۳۷۵ شمسی افزایش یافته است.
د) مدارس غیر انتفاعی
در سال ۷۶-۱۳۷۵ شمسی سهم دانشآموزان مدارس غیرانتفاعی به 3/72 درصد رسیده است. 36/8 درصد دانشآموزان این گونه مدارس در ابتدایی، 35/4 درصد در راهنمایی تحصیلی، 28/1 درصد در آموزش متوسطه مشغول تحصیل هستند.
ه) ضریب پوشش تحصیلی
طبق آمار موجود نرخ پوشش تحصیلی در ابتدایی از 82/7 درصد در سال تحصیلی ۶۸-۱۳۶۷ شمسی به 96/5 درصد در سال تحصیلی ۷۶-۱۳۷۵ شمسی افزایش یافته است. در مجموع سه دوره وضعیت پوشش ظاهری از 78/8 درصد در سال تحصیلی ۶۸-۱۳۶۷ شمسی به 82/9 درصد در سال تحصیلی ۷۶-۱۳۷۵ شمسی افزایش پیدا کرده است. بیشترین افزایش در دوره متوسطه و بعد در دوره راهنمایی تحصیلی روی داده است. اما پوشش ظاهری تحصیلی در آموزش ابتدایی به میزان 2/7 واحد کاهش یافته که حاکی از کاهش تعداد کودکان خارج از گروه سنی در دوره ابتدایی به علت فراهم آوردن به موقع امکانات تحصیلی برای کودکان ۶ ساله و بیشتر در روستاهاست.
و) توجه به آموزش گروههای خاص
از ۱۳۶۷ تا ۱۳۷۵ شمسی تحولاتی در آموزش گروههای خاص از جمله فرزندان شاهد، ایثارگر، بسیج، کودکان استثنایی، تیز هوش، عشایر، محرومان و... صورت گرفت که در اینجا درباره توجه به پرورش استعدادهای درخشان اشاره میشود.
سازمان استعدادهای درخشان از ۶۸-۱۳۶۷ شمسی با دایرکردن ۱۸ واحد آموزشی و ۲۵۰۰ دانشآموز شروع به کارکرد. در سال تحصیلی ۷۶-۱۳۷۵ شمسی سازمان ۸۳ مدرسه راهنمایی، و ۷۴ دبیرستان با حدود ۲۷۶۴۷ دانشآموز داشت. از نظر کیفیت تحصیلات دانش آموختگان این مراکز باید گفت در آزمونهای داخلی المپیاد سال ۱۳۷۵ شمسی در چهار گروه ریاضی، فیزیک، کامپیوتر، دانشآموزان این مراکز از مجموع ۴۱ نشان طلای کشور ۳۴ نشان طلا را از آن خود کردهاند.
تحولات کیفی برنامهریزی درسی، تألیف و چاپ کتابهای درسی در دوره هشت ساله ۷۶-۱۳۶۸ ش
طرحها و فعالیتهای ارتقای کیفیت در آموزش عمومی
الف) تهیه و اجرای طرح کلی ارزشیابی از پیشرفت تحصیلی دانشآموزان و ارزشیابی از مدارس در دورههای مختلف تحصیلی به منظور اصلاح شیوه ارزشیابی و ارتقای سطح کیفی آموزش.
ب) اجرای طرح روستای مرکزی.
ج) اجرای طرح مدارس نمونه مردمی؛ در سال تحصیلی ۷۶-۱۳۷۵ شمسی در سطح کشور جمعاً ۱۸۱۶ مدرسه نمونه مردمی با ۶۵۸۵۹۱ دانشآموز دایر بوده است.
د) اجرای طرح تشکیل کلاسهای جبرانی تابستانی.
ه) برگزاری همایش بینالمللی علمی - کاربردی بهبود کیفی آموزش و پرورش عمومی.
مهمترین مشکلات و نارساییهای آموزش عمومی
الف) توسعه مدارس خاص و جذب نیروهای مستعد و با تجربه مدارس دولتی به این گونه مدارس و در نتیجه افت کیفی در مدارس عادی.
ب) عدم جاذبه شغل معلمی و روی آوردن معلمان به مشاغل غیرآموزشی.
ج) رواج پدیدهای به عنوان تدریس خصوصی و افت تحصیلی در مدارس دولتی.
د) ناچیز بودن سرانه دانشآموزی در مدارس دولتی.
ه) مشکل تأمین دبیران متخصص در مدارس مناطق محروم.
و) کمبود وسایل و ابزارهای کمک آموزشی (کارگاهی - آزمایشگاهی).
ز) فقر مدارس از نظر کتابهای غیر درسی.
ح) کمبود فضاهای آموزشی در مدارس و غیر متخصص بودن اغلب مربیان ورزشی.
فعالیتهای برنامهریزی درسی، ارزشیابی، تألیف و چاپ کتابهای درسی
در دوره مورد بررسی اقدامات زیر در زمینه تألیف و چاپ کتابهای درسی صورت گرفت:
الف) برنامهریزی و تألیف بیش از ۱۰۰ عنوان کتاب جدید در دورههای آموزشی.
ب) تألیف بیش از ۳۰ عنوان کتاب روش تدریس برای دروس مختلف.
ج) شرکت همه ساله کارشناسان ستادی متخصص برنامهریزی درسی و تألیف در گردهمایی معلمان.
د) تشکیل سالانه حدود ۵۰۰ جلسه شورای برنامهریزی کمیتههای تألیف برای دروس مختلف.
ه) ارزشیابی مستمر از کتابهای دورههای ابتدایی، راهنمایی و متوسطه.
و) تهیه نرمافزارها و کاربرد تکنولوژی آموزشی.
چشمانداز آینده تا ۱۳۸۰ ش[۳]
تعداد دانشآموزان مدارس دولتی، غیر دولتی و بزرگسالان از 18/9 میلیون نفر در سال ۱۳۷۶ به 17/6 میلیون نفر در سال ۱۳۸۰ شمسی کاهش یافت. این کاهش بر اثر کاسته شدن از کودکان لازم التعلیم ۶ تا ۱۰ ساله و ۱۱ تا ۱۳ ساله در دوره مورد بررسی است که مستقیماً سبب کاهش تعداد دانشآموزان ابتدایی و راهنمایی به میزان 1/8 میلیون نفر شد. این دوره نسبت دانشآموزان مدارس غیرانتفاعی از ۴/۴ درصد به 7/9 درصد افزایش یافت.
تحول در مشارکت مردمی
مدارس غیر انتفاعی
قانون تأسیس مدارس غیر انتفاعی در سال ۱۳۶۷ شمسی تصویب و از سال ۱۳۶۸ شمسی این فعالیت آغاز شد. توسعه مدارس غیر انتفاعی از نظر کمی در طول ۸ سال گذشته از موقعیتی مناسب برخوردار بوده است. در این مدت بیش از ۶۰۰۰ مدرسه در سراسر کشور تأسیس شد؛ و نزدیک به ۷۰۰.۰۰۰ دانشآموز در این مدارس به تحصیل اشتغال دارند.
نیز نگاه کنید به
- آموزش و پرورش پس از انقلاب اسلامی
- دوره آموزش و پرورش عمومی
- آموزشهای فراگیر کاربردی و علمی
- شاخصهای آموزش و پرورش در سالهای ۱۳۵۷ تا ۱۳۶۷ و مقایسه آن با پیش از انقلاب
- طرح تغییر بنیادی نظام آموزش متوسطه در دوره 1357 تا 1368
- آموزش عالی ایران
- سوادآموزی در ایران
مآخذ
- ↑ ۱٫۰ ۱٫۱ عبدالحسین نفیسی، هشت سال تلاش، معاونت برنامهریزی و نیروی انسانی وزارت آموزش و پرورش، ۱۳۷۵، ص 2.
- ↑ عبدالحسین نفیسی، هشت سال تلاش، معاونت برنامهریزی و نیروی انسانی وزارت آموزش و پرورش، ۱۳۷۵، ص3-5.
- ↑ عبدالحسین نفیسی، هشت سال تلاش، معاونت برنامهریزی و نیروی انسانی وزارت آموزش و پرورش، ۱۳۷۵، ص18.
منبع اصلی
ملک، حسن (1387). کتاب ایران: تاریخ آموزش و پرورش در ایران. ویراستاری مرضیه مرآت نیا. تهران: موسسه فرهنگی، هنری و انتشاراتی بین المللی الهدی.
نویسنده مقاله
حسن ملک