پرش به محتوا

ابوریحان بیرونی

از ویکی ایران

بیرونی، ابوریحان محمد بن احمد، بزرگترین دانشمند جهان اسلام و یكی از برجسته‌ترین شخصیت‌های جامعه بشری تا پایان قرون وسطی. وی در 362 قمری در بیرونِ (خارج) شهر كاث، پایتخت كهن خوارزم كه در آن روزگار پایتخت خوارزم‌شاهیان آل عراق بود، یا شاید دژی به نام بیرون در خوارزم زاده شد. خانواده وی احتمالا از طبقات پایین و تنگدست جامعه بودند. از كودكی نزد ابونصر منصور بن عراق* از اعضای خانواده سلطنتی آل عراق، به تحصیل پرداخت و از حمایت وی برخوردار شد. در 387 قمری، مطابق قراری كه با بوزجانی* گذاشته بود، خسوفی را همزمان از كاث و بغداد رصد كردند و بیرونی با مقایسه نتایج این دو رصد، اختلاف طول جغرافیایی میان بغداد و كاث را حساب كرد. سپس به ری رفت و با كوشیار گیلانی* و خجندی* آشنا شد و گزارشی از «سُدْسِ فَخری» خجندی نوشت. در همین روزگار كتاب مهم مقالید علم الهیئه را برای مرزبان بن رستم بن شروین نوشت كه نخستین كتاب مستقل درباره مثلثات و نیز از مآخذ مهم مورخان ریاضی به شمار می‌رود. در 391 قمری كتاب مشهور الآثار الباقیه را برای قابوس بن وشمیگر تألیف كرد. این كتاب یكی از مهم‌ترین مآخذ پژوهشگران معاصر درباره آداب، رسوم، جشن‌ها و گاهشماری اقوام و ملل گذشته به شمار می‌آید‌. بیرونی در ضمن این كتاب گهگاه نكات علمی بسیار جالبی را نیز شرح داده است. از جمله: یافتن علت فوران آب از برخی چاه‌ها (چاه آرتزین)، اشاره به نظمی كه در شمار گلبرگ گل‌ها وجود دارد و غیره. در 394 قمری به گرگانج، پایتخت جدید خوارزم رفت و در آنجا با دانشمندان مشهوری چون ابن سیناابوسهل مسیحی* و دیگران همنشین شد. در این روزگار در امور سیاسی خوارزمشاهان جدید نیز دست داشت. پس از یورش محمود غزنوی به خوارزم به ناچار همراه وی به غزنه و از آنجا به هندوستان رفت. اما به رغم آنكه در این سال‌ها بسیار پریشان حال و تنگدست بود كتاب مهم تَحدید نِهایات الاَماكن (نخستین كتاب جغرافیای ریاضی) و سپس كتاب تحقیق ماللهند را نوشت. بیرونی در این كتاب نظریات بسیار مهمی در زمینه تاریخ، دین پژوهی، مردم شناسی، و قوم شناسی مطرح كرد. این كتاب نیز یكی از مهم‌ترین مآخذ هند شناسان معاصر به شمار می‌آید. در روزگار مسعود غزنوی، كتاب مشهور القانون المسعودی را كه دانش نامه‌ای از آگاهی‌های نجومی آن دوران بود تألیف كرد. در حكومت مودود بن مسعود نیز كتاب مهم الجَماهر فی الجواهر (در گوهر شناسی) را نوشت و در واپسین سال‌های زندگی، كتاب صیدنه (در داروشناسی) رادر حالی نوشت كه به سبب ضعف بینایی و شنوایی، به دستیار نیاز داشت.

بیرونی از كودكی تا هنگام مرگ همواره درپی كسب دانش بود و می‌پنداشت كه دانشجو نباید در كسب علم انگیزه‌‌ای جز «لذت بردن از دانستن» داشته باشد و همواره كسانی را كه به قصد سودجویی به دانش روی آورده‌اند نكوهش می‌كرد. وی همواره خود را خادم علم می‌دانست. از باورهای عامیانه و خرافات، تعصب در امور علمی و پیروی كوركورانه از نظرات پیشینیان سخت پرهیز داشت و همیشه با اخبار و روایات تاریخی حتی برخی مسائل علمی بسیار رایج و مشهور با دیدی انتقادی برخورد می‌كرد. هر آنچه را كه آزمودنی بود، می‌آزمود و اگر امكان آزمایش در آن مورد فراهم نمی‌شد از اظهار نظر بی‌مورد خودداری می‌كرد. وی در آثارش برخی از این آزمایش‌ها را با دقت بسیار شرح داده است. با استناد به این آزمایش‌ها می‌توان گفت كه بیرونی، به مراتب از دانشمندان معاصر خود جلوتر و از نظر روحیه علمی همچون دانشمندان نوین اروپایی بوده است.

متن عربی و ترجمه بسیاری از آثار بیرونی به زبان‌های انگلیسی، فرانسه، آلمانی، روسی و فارسی طی یك قرن اخیر در نقاط مختلف جهان به چاپ رسیده و پژوهشگران تاریخ علم مقالات و كتاب‌های پرشماری درباره احوال و آثار بیرونی نوشته‌اند (شاید حتی درباره ابن سینا* نیز این همه كتاب و مقاله تحقیقی منتشر نشده است)[۱][۲][۳][۴].

نیز نگاه کنید به

مآخذ

  1. كرامتی. هواشناخت. تهران: 1381ش، صص 141-148.
  2. كرامتی. كارنامه ایرانیان. تهران: 1380ش، صص 109-11.
  3. كرامتی، یونس. «بیرونی»، دایره المعارف بزرگ اسلامی. ج 13 (زیر چاپ).
  4. قربانی، ابوالقاسم. تحقیقی در آثار ریاضی ابوریحان بیرونی. تهران: 1374ش.

منبع اصلی

سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، مرکز مطالعات راهبردی روابط فرهنگی (1398). دانشنامه ایران. تهران: موسسه فرهنگی هنری و انتشارات بین المللی الهدی،

نویسنده مقاله

یونس كرامتی