حیات پس از مرگ (در دین زرتشتی)
حیات پس از مرگ (در دین زرتشتی)، سرنوشت روان پس از مرگ و پاداش و کیفر هر شخص در جهان دیگر که در نهایت به رستاخیز و سرنوشت نهایی جهان نیز ارتباط مییابد.
در گاثاها (سرودههای زرتشت و مهمترین و کهنترین بخش اوستا) چندین بار به پلی مربوط به جهان پسین (پل چینوَد) و عبور آسان درستکاران و دشوار شریران از آن برمی خوریم؛ این روان یا دَئِنا (وجدان یا دین) درگذشتگان است که باید از پل بگذرد. در گاثاها به ارتباط آتش و سروش با داوری روانها و تقسیم پاداش اشاره شده است: پرهیزکاران بهترین پاداشها را میگیرند و بدکاران سزاوار کیفرهای مختلفاند. جایگاه پرهیزکاران با نامهای مختلفی از جمله «بهترین هستی»، «خانه اهورا مزدا»، «گَرودمان»... و جایگاه دُروندان با نامهای «خانه دروج» و «بدترین هستی» آمده است[۱]. جایگاه کسانی را هم که اعمال نیک و بدشان برابر است با واژهای نام بردهاند که برخی آن را معادل هَمیستَگان (= برزخ) پهلوی میدانند[۲].
در اوستای نو، در هادُخت نَسْک، بخشی به سرنوشت روان پرهیزکاران و بخشی دیگر به سرنوشت روان شریران اختصاص یافته است. در وندیداد نیز مطالب اندکی درباره سرنوشت روان پس از مرگ قابل ملاحظه است[۳].

آنچه در متون پهلوی آمده تفصیل همان مبانی گاثاهایی و مطالب اجمالی اوستای نو است. در این آثار، روان شخص سه شب در اطراف کالبد شخص درگذشته میگردد و امید به بازگشت به تن را دارد. در بامداد روز چهارم همراه با ایزد سروش، وای نیک و بهرام به سوی پل میرود، در حالی که دیوان آن را تهدید میکنند[۴].
در ابتدای پل، نخستین داوری صورت میگیرد؛ ریاست این داوری را مهر بر عهده دارد و همراهان او سروش ورشن هستند. این داوری کاملاً عادلانه است و هیچ تفاوتی بین افراد به لحاظ مقام و رتبه قائل نمیشوند[۵][۶][۷][۸]. این نیز گفته شده که داوری بر عهده رشن، اَشْتاد و زامیاد است[۹]. اگر اعمال نیک فرد افزون باشد، پل چینود برای عبور او فراخ میشود تا به راحتی از آن گذر کند و ایزدان سروش و آذر به او کمک میکنند. همچنین دوشیزهای زیبارو، که تشخص وجدان فرد است، او را رهنمون میشود تا از پل عبور کند. روان سه گام برمیدارد و با این سه گام از سه طبقه بهشت، یعنی ستاره پایه، ماه پایه و خورشید پایه گذر میکند و با گام چهارم به روشنی بیپایان (گرودمان) میرسد. ایزدان و امشاسپندان به استقبال او میآیند و برایش خوراک بهشتی مهیا میکنند و تا رستاخیز این خوراک او خواهد بود[۱۰][۱۱][۱۲][۱۳][۱۴][۷]. اما روان فردی که اعمال بدش بیشتر از کارهای نیک اوست، سه شب آغازین پس از مرگ را با دشواری پشت سر میگذارد و پس از داوری اولیه، با همراهی عجوزهای زشترو ـ که تجسم وجدان وی است ـ روی پل چینود، که چون لبه تیغی است، میرود. وی پس از برداشتن سه گام بر پل با گام چهارم به دوزخ فرو میافتد[۱۵][۱۶][۱۷]. در دوزخ گناهکاران دیگر به پیشواز او میآیند و برایش بدترین خوراک را آماده میکنند که تا رستاخیز خوراک او خواهد بود[۱۸]. اگر گناه و ثواب فرد برابر باشد، به همیستگان میرود، جایی که روانهای دارای اعمال آمیخته نیک و بد در آن هستند[۱۹].
در دین مزدایی، این سرنوشت ابدی ارواح نیست. روانهای درستکاران شادی کامل را پس از نوسازی نهائی عالم وجود به دست میآورند و دوزخ نیز جایگاهی موقت برای اصلاح است که با گناه تناسب دارد و مجازاتهای فردی بر حسب اعمال نیک فرد تعدیل میشوند[۲۰][۲۱][۲۲]. کتاب ارداویرافنامه، که یکی از مهمترین منابع شناخت درباره جهان دیگر در تفکر زرتشتی است، نشان میدهد که اکثر پاداشها و عذابها جسمانی هستند، نه صرفاً معنوی و روحانی[۲۳]. قضاوت نهایی پس از رستاخیز «وتنِ پسین» صورت میگیرد. پارسایان از بدکاران جدا خواهند شد و رودی از فلز مذاب جریان خواهد یافت که همه باید از آن عبور کنند. آنهایی که غیر قابل اصلاح بودهاند، نابود خواهند شد و سایر مردمان جاودانه بر زمین شاد خواهند زیست[۲۴].
باور زرتشتی درباره زندگی پس از مرگ نشان از جاودانگی انسان و جایگاه حقیقی او دارد، زیرا مرگ سلاح اهریمن است و اگر مرگ پایان همه چیز میبود، اهریمن پیروز نبرد بزرگ کیهانی میبود.
نیز نگاه کنید به
مآخذ
- ↑ Humbach, H., The Gāthās of Zarathushtea. Heidelberg: 1991, I/135, 136,131, 152, 155, 171, 175.
- ↑ Humbach, H., The Gāthās of Zarathushtea. Heidelberg: II/93, I/136.
- ↑ اوستا. ترجمه جلیل دوستخواه، تهران: مروارید، 1370، ج 1، ص 509-515، ج 2، ص 869-871.
- ↑ مینوی خرد. ترجمه احمد تفضلی، تهران: توس، 1379، ص 24.
- ↑ مینوی خرد. ترجمه احمد تفضلی، تهران: توس، 1379، ص 24-25.
- ↑ بویس، مری. زرتشتیان، باورها و آداب دینی آنها. ترجمه عسکر بهرامی، تهران: ققنوس، 1381، ص 51-52.
- ↑ ۷٫۰ ۷٫۱ Tafażżolī, A. «Činwadpuhl», Encyclopaedia Iranica. 1992, Vol V, P. 594.
- ↑ Boyce, M. Zoroastrianism,Their Religious Beliefs and Practices. .London: Routledge, 1979, P. 27
- ↑ The Complete text of the Pahlavi Dinkard, ed. D.M. Madan, Bombay: 1911, Vol II, P. 809.
- ↑ روایت پهلوی. ترجمه مهشید میرفخرایی، تهران: مؤسسه مطالعات و تحقیقات فرهنگی، 1367، ص 35-36.
- ↑ بندهش. ترجمه مهرداد بهار، تهران: توس، 1369، ص 130-131.
- ↑ مینوی خرد. ترجمه احمد تفضلی، تهران: توس، 1379، ص 26.
- ↑ هینلز، جان. شناخت اساطیر ایران. ترجمه ژاله آموزگار و احمد تفضلی، تهران: نشر چشمه، 1368، ص 101.
- ↑ .Hinnells, J.R. Persian Mythology. London: Hamlyn, 1975, P. 62
- ↑ مینوی خرد. ترجمه احمد تفضلی، تهران: توس، 1379، ص 26-27.
- ↑ بندهش. ترجمه مهرداد بهار، تهران: توس، 1369، ص 130-131.
- ↑ روایت پهلوی. ترجمه مهشید میرفخرایی، تهران: مؤسسه مطالعات و تحقیقات فرهنگی، 1367، ص 36-37.
- ↑ روایت پهلوی. ترجمه مهشید میرفخرایی، تهران: مؤسسه مطالعات و تحقیقات فرهنگی، 1367، ص 35 و 36؛ بندهش. ترجمه مهرداد بهار، تهران: توس، 1369، ص 130-131؛ مینوی خرد. ص 26؛ هینلز، جان. شناخت اساطیر ایران. ترجمه ژاله آموزگار و احمد تفضلی، تهران: نشر چشمه، 1368، ص 37.
- ↑ بندهش. ترجمه مهرداد بهار، تهران: توس، 1369، ص 131.
- ↑ بویس، مری. زرتشتیان، باورها و آداب دینی آنها. ترجمه عسکر بهرامی، تهران: ققنوس، 1381، ص 52.
- ↑ هینلز، جان. شناخت اساطیر ایران. ترجمه ژاله آموزگار و احمد تفضلی، تهران: نشر چشمه، 1368، ص 100-103.
- ↑ Hinnells, J.R. Persian Mythology. London: Hamlyn, 1975, PP. 62, 64.
- ↑ فیلیپ ژینیو. مقدمه ارداویرافنامه. ترجمه ژاله آموزگار، تهران: معین / انجمن ایرانشناسی فرانسه، 1372، ص 11 و 12.
- ↑ بویس، مری. زرتشتیان، باورها و آداب دینی آنها. ترجمه عسکر بهرامی، تهران: ققنوس، 1381، ص 52-53.
منبع اصلی
سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، مرکز مطالعات راهبردی روابط فرهنگی (1398). دانشنامه ایران. تهران: موسسه فرهنگی هنری و انتشارات بین المللی الهدی،
پیوند به بیرون
بررسی حقیقت مرگ در دین زرتشت، سایت پرتال جامع علوم انسانی،برگرفته از https://ensani.ir/fa/article
معاد و حیات پس از مرگ در دین زرتشت، سایت پرسمان دانشگاهیان، برگرفته از https://www.porseman.com
نویسنده مقاله
نامعلوم