قشقایی

قشقایی/qæšqayi/، از گویشهای آذربایجانی[۱][۲] گروه اغوز شاخه ترکیک از خانواده زبانهای آلتایی[۳]. برخی آن را از گویشهای ترکی افشاری میدانند[۴] و نه آذربایجانی[۵]. به نظر میرسد گویش طایفه قلیچ، شاخهای از ایل قشقایی از سایر گویشهای مرتبط، متفاوت باشد[۶]. کلمه «قشقایی» ترکی است[۷] و از ریشه «قاشقا» آمده که معانی مختلفی دارد. مثلاً «قاشقا آتلاری» یعنی اسبهایی با لکه سفید در پیشانی[۸]. «قاش» به محل نگهداری اسب و گوسفند نیز گفته میشود و «قایی» به معنی غیر قابل فتح و محکم است و «قاشقایی» به معنای غیر قابل فتح است[۸]. البته وجوه تسمیه دیگری نیز برای نام قشقایی ذکر شده است[۹][۱۰]. از قدیمیترین متون فارسی که نام قشقایی را به عنوان یک عشیره در بر دارد، کتاب جامع التواریخ حسنی تألیف تاجالدین حسن ابن شهاب یزدی حدود 855 تا 857ق / ؟م است[۱۱]. در فارس علاوه بر قشقایی سه ایل ترک زبان دیگر یعنی اینالّو، بهارلو و نفر وجود دارد که با دو ایل عرب زبان[۱۲] ـ و در برخی منابع با یک ایل فارس زبان به نام باصری و یک ایل عرب زبان[۱۳] ـ ایلات خمسه فارس را تشکیل میدهند. قشقایی و خمسه از مهمترین قبایل ترک زبان در استان فارس و جنوب غربی ایران هستند[۱۴][۱۵][۱۶]. قشقاییها در مقایسه با گونههایی مانند اینالّو، بهارلو، مقدم، نفر، قجر، قرهگزلو و شاهسونی بخش قابل توجهی از جمعیت ترک زبان ایران را شامل میشود[۱][۱۷]. به عبارت دیگر احتمالاً پس از گویش اصلی آذربایجانی، ترکمنی و ترکی خراسانی بیشترین گویشور ترک زبان را در ایران دارد[۱۸]. قشقاییها اصلاً ترک زبان هستند اما تعدادی از لُرها و لکها نیز مانند تیرههای بیگدلی و گشتاسبی با آنان آمیخته شدهاند[۱۹]. تاریخچه این ایل کاملاً روشن نیست و به درستی معلوم نشده که دقیقاً از چه زمانی و از کجا و بر اثر چه عواملی به فارس کوچ کردهاند[۲۰]. اما تقریباً مسلم است که این ایل به طور یک جا و در یک زمان به صورت ایلی واحد و یکپارچه به فارس نیامده است[۲۱]، بلکه به تدریج از گردهم آمدن تیرهها و طوایف ترک زبان ـ که ضرورتاً منشاء واحد هم نداشتهاند ـ تشکیل شده است. این ایل احتمالاً در سده 11م/ 5ق با سلجوقیان به فارس آمده و البته قبل از آن مدتی هم در آذربایجان به سر بردهاند، زیرا در بین آنها تیرههایی مانند بیگدلی، افشار، بیات و قرهگزلو وجود دارد[۲۲]. امروزه ایل قشقایی از اتحاد حدود 200 تیره از ترک و لُر و کرد و عرب که همگی به ترکی سخن میگویند، تشکیل شده است[۲۳]. در میان گونههای ترکی رایج در ایران، قشقایی و اینالّو به طور قابل ملاحظهای تحت تأثیر فارسی بودهاند[۲۴]. بسیاری از افراد قشقایی دو زبانه فارسی و قشقاییاند و به خوبی به فارسی سخن میگویند[۱][۲۵]. ترکی قشقایی ضمن حفظ ویژگیهای آذربایجانی و شباهت فراوان با آن،[۸][۱] دارای بعضی خصوصیات ترکی آناتولی نیز هست؛ بنابراین تا حدی با آذربایجانی متفاوت شده است[۸]. این تفاوتها معمولاً در سطح واژگان یا آوایی است[۲۶]. در قشقایی واکه کشیده وجود دارد[۲۶] ولی هماهنگی واکهای ضعیف عمل میکند. مثلاً کاربردِ /varimuš/ «بوده است» به جای / varimiš/.[۱۲] این قوم از خط عربی ـ فارسی رایج در ایران استفاده میکند[۲۵][۱]. در میان قشقاییها از دیرباز ادبیات شفاهی به ویژه اشعار غنایی رونق داشته است و گاه به رشته تحریر درآمده است[۲۶]. اشعار عاشقانه، توصیف دلاوریها و افسانه کوروغلی از مهمترین اشعار این سرزمین است[۱۰]. ابراهیم، حسینعلی بیگبیات، علی شاهلو و یوسف علی بیک از مهمترین شاعران قشقایی هستند[۲۶].
نیز نگاه کنید به
مآخذ
- ↑ ۱٫۰ ۱٫۱ ۱٫۲ ۱٫۳ ۱٫۴ برگرفته از https://www.ethnologue.com/.
- ↑ Doerfer. G. "Azeri (Ādarī) Turkish" Encyclopeadia Iranica. ed. Ehsan Yarshater, NEW YORK: Routledge & kegan paul lnc. (1988) vol III, fascicle 3, p 246
- ↑ Campbell. G. L. "Turkic languages", Compendium of the world’s Languages. London: Routledge. (2000), 2nd ed. Vol II, p 1687.
- ↑ "Doerfer. G. "Azeri (Ādarī) Turkish" Encyclopeadia Iranica. ed. Ehsan Yarshater, NEW YORK: Routledge & kegan paul lnc. (1988) vol III, fascicle 3, p 245.
- ↑ Johanson. L, "Iranian Elements in Azeri Turkish", Encyclopeadia Iranica. ed. Ehsan Yarshater, New York: Routledg & kegan paul lnc. 1988, vol III, fascicle 3, p. 248.
- ↑ رضایی باغبیدی، حسن. «زبانهای غیر ایرانی»، دایرهالمعارف بزرگ اسلامی. زیر نظر کاظم موسوی بجنوردی، تهران: مرکز دایرهالمعارف بزرگ اسلامی، 1380، ج10، ص552.
- ↑ دهخدا، علیاکبر. لغتنامه. تهران: مؤسسه انتشارات و چاپ دانشگاه تهران، 1373، ج11، ص15508 و معین، محمد. فرهنگ فارسی. تهران: مؤسسه انتشارات امیرکبیر، 1382، ج6، ص1465.
- ↑ ۸٫۰ ۸٫۱ ۸٫۲ ۸٫۳ هیئت، جواد. سیری در تاریخ زبان و لهجههای ترکی. تهران: نشر نو، 1365، ص321.
- ↑ پرهام، سیروس. «ایل قشقایی کی و از کجا به فارس آمده است؟، «ایلات و عشایر». تهران: آگاه، 1362، ص261و 247.
- ↑ ۱۰٫۰ ۱۰٫۱ Sumer, F. "kashkāy". Encyclopeadia of Islam, Leiden: Brill, 1978, vol IV, p. 706.
- ↑ افشار، ایرج. «کُنیه، لقب، نسبت عشایر و ذکر آنها در متون فارسی»، ایلات و عشایر. تهران: آگاه، 1362، ص244.
- ↑ ۱۲٫۰ ۱۲٫۱ هیئت، جواد. سیری در تاریخ زبان و لهجههای ترکی. تهران: نشر نو، 1365، ص323.
- ↑ Lambton, A. K. S. "Īlāt", Encyclopeadia of Islam, Leiden: Brill. 1971, vol III, p. 1106.
- ↑ Oberling, p. "Ethnography" Encyclopeadia Iranica. New York: Bibliotheca persica press. 1999, vol IX, p. 360
- ↑ Ingham, B, "Iran: Language Situation", The Encyclopeadia of Language and Linguistics. Ed. R. E. Asher, Oxford: pergamon press, 1994, vol 4, p. 1773
- ↑ Asher, R. E. " Languages of South Asia from Iran to Bangladesh. Atlas of the world’s Languages. London: Routledge, 1994, p. 216
- ↑ Kornfilt, J. "Turkish", International Encyclopeadia of Linguistics, ed. W. Bright, New york: OUP, 1992, vol 4, p. 190
- ↑ Asher, R. E. " Languages of South Asia from Iran to Bangladesh. Atlas of the world’s Languages. London: Routledge, 1994, p. 205
- ↑ کیانی، منوچهر. کوچ با عشق شقایق. شیراز: کیان نشر، 1377، ص14؛ «ایل قشقایی کی و از کجا به فارس آمده است؟»، ایلات و عشایر. ص257.
- ↑ کیانی، منوچهر. کوچ با عشق شقایق. شیراز: کیان نشر، 1377، ص13؛ «ایل قشقایی کی و از کجا به فارس آمده است؟»، ایلات و عشایر. ص246.
- ↑ "Doerfer. G. "Azeri (Ādarī) Turkish" Encyclopeadia Iranica. ed. Ehsan Yarshater, NEW YORK: Routledge & kegan paul lnc. (1988) vol III, .fascicle 3, P. 360
- ↑ هیئت، جواد. سیری در تاریخ زبان و لهجههای ترکی. تهران: نشر نو، 1365، ص320.
- ↑ فیروزان، ت. «درباره ترکیب و سازمان ایلات و عشایر ایران»، ایلات و عشایر. تهران: آگاه، 1362، ص27.
- ↑ "Johanson. L, "Iranian Elements in Azeri Turkish", Encyclopeadia Iranica. ed. Ehsan Yarshater, New York: Routledg & kegan paul lnc. 1988, vol III, fascicle 3, pp. 248, 249
- ↑ ۲۵٫۰ ۲۵٫۱ برگرفته از https://www.Wikipedia.com
- ↑ ۲۶٫۰ ۲۶٫۱ ۲۶٫۲ ۲۶٫۳ هیئت، جواد. سیری در تاریخ زبان و لهجههای ترکی. تهران: نشر نو، 1365، ص322.
منبع اصلی
سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، مرکز مطالعات راهبردی روابط فرهنگی (1398). دانشنامه ایران. تهران: موسسه فرهنگی هنری و انتشارات بین المللی الهدی،
نویسنده مقاله
فرزین فهیم نیا