علامت
عَلامَت، نشانه یا علمی چلیپا شکل با تیغ یا تیغههای فولادی یا فلزیِ سرو مانند که بر روی چوب یا آهن افقی آن به طور عمودی نصب شده است و در مراسم عزاداری ایام عاشورا آن را با پارچه و چراغ میآرایند و در دستههای عزا حمل میکنند و میگردانند.
اصطلاح علامت را به صورت عَلَمات نیز آوردهاند[۱]. (! علم) در قدیم هر محلّه هیئت و علامت مخصوص به خود داشت. علامتها معمولاً 3 یا 5 تیغه بودند[۲]. رفته رفته به تیغهها افزوده شد و تعداد آنها و به 21 تا حتی 23 تیغه هم رسید. زبانه تیغه میانی علامت از تیغههای دو طرفش پهنتر و بلندتر و انعطافپذیرتر، و تیغههای دو سوی آن تا دو سر علامت به ترتیب یکی از دیگری کوتاهتر است. تیغههای قدیمی را از فولاد میساختند و روی آنها را کندهکاری و طلاکوبی میکردند. روی برخی تیغهها، به ویژه تیغه میانی، آیههای قرآنی یا عبارات دعایی حک میکردند[۳]. در دو سر تیرک افقی معمولاً تندیس دو اژدهای فلزی دهان گشوده و در فاصله میان تیغهها صندوقچههای مشبک ضریح مانند و پنجه و ماهچه و گنبدک و تندیسهای کبوتر و طاووس و گوی فلزی نصب شده. از سر زبانه تیغهها نیز معمولاً منگوله و زنگولههای فلزی یا گویهای کوچک شیشهای الوان میآویزند[۳][۴][۵]. علامتی که زبانه تیغه میانیش بسیار بلند و پهن و انعطافپذیریش به هنگام تعظیم و سلام در برابر دستههای عزاداری بیشتر، و به اصطلاح «خوش سلام» باشد، علامتی خوش جنس و ساخت به شمار میآید و آن را «تیغه سلامدار» مینامند[۳][۶][۷].
در دوره رضاشاه علامت 5 تیغه قزاقخانه از علامتهای دستههای دیگر سینهزنی شکوهمندتر بود. تیغههای این علامت را تیزابکاری و آب طلاکاری کرده بودند و بر آن انواع گوی و قُبّه و زنگوله و ناقوس و کبوتر آب طلاکاری شده و لالههای تک شاخه نصب کرده بودند.
در دسته قزاقخانه علامت 5 تیغه را در پیشاپیش علامتهای 3 تیغه حمل میکردند[۴].
بعدها پُر تیغه بودن علامت و خمپذیرتر بودن تیغه میانی علامت، نشانه شکوه و جلال محله و دسته سینهزن و قدرت بازوی پهلوان علامتکش شد[۸]. علامتکشان علامتهای بزرگ و سنگین پُر تیغه، جوانان و پهلوانان زورخانه کار محلهها بودند، و هنوز هم یلان و پهلوانان محلههای قدیم و سنتی شهرها علامتکشان دستههای عزاداری هستند[۹].
برای روزهای عزاداری در محرم و صفر علامتها را میبندند. بدینگونه که چند تخته شال ترمه و پارچههای حریر سبز و سیاه بر روی چوب افقی و در میان تیغهها میآویزند و پَر یا اَبْلَق (پَرِ دو رنگ، رنگ سفید و رنگ دیگر) و لاله و فانوس روشن، یا شمع در میان شمعدانهای آن قرار میدهند[۳]. در گذشته، در روزهای برگزاری مجالس تعزیهخوانی، علامتی را بر یکی از دیرک ها، یا ستون یکی از طاقنماهای تکیه میبستند، و شبها، به ویژه در شبهای تعزیهخوانی، لالهها و چراغهای علامت را میافروختند[۵].
نیز نگاه کنید به
مآخذ
- ↑ معتمدی، حسین. عزاداری سنتی شیعیان در بیوت علما و حوزههای علمیه و کشورهای جهان. قم: عصر ظهور، 1378ش، 1/590.
- ↑ معین، محمد. فرهنگ فارسی. تهران: امیرکبیر، 1357ش، 2/2333.
- ↑ ۳٫۰ ۳٫۱ ۳٫۲ ۳٫۳ بلوکباشی، علی. نخلگردانی. تهران: دفتر پژوهشهای فرهنگی، 1383ش، 101.
- ↑ ۴٫۰ ۴٫۱ شهری، جعفر. تاریخ اجتماعی تهران در قرن سیزدهم. تهران: اسماعیلیان و مؤسسه فرهنگی رسا، 1368ش، 3/309.
- ↑ ۵٫۰ ۵٫۱ شهیدی، عنایتالله. پژوهشی در تعزیه و تعزیهخوانی از آغاز تا پایان دوره قاجاری. با همکاری و نظارت علی بلوکباشی، تهران: دفتر پژوهشهای فرهنگی، 1380ش، 414.
- ↑ شهری، جعفر. تاریخ اجتماعی تهران در قرن سیزدهم. تهران: اسماعیلیان و مؤسسه فرهنگی رسا، 1368ش، ص 431.
- ↑ شهری، جعفر. تاریخ اجتماعی تهران در قرن سیزدهم. تهران: اسماعیلیان و مؤسسه فرهنگی رسا، 1368ش، 3/310.
- ↑ یادداشت مؤلف.
- ↑ بلوکباشی، علی. قهوهخانههای ایران. تهران: دفتر پژوهشهای فرهنگی، 1357ش،ص 139- 140.
منبع اصلی
سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، مرکز مطالعات راهبردی روابط فرهنگی (1398). دانشنامه ایران. تهران: موسسه فرهنگی هنری و انتشارات بین المللی الهدی،
نویسنده مقاله
علی بلوکباشی