پرش به محتوا

سهراب سپهری

از ویکی ایران
نسخهٔ تاریخ ‏۶ ژوئن ۲۰۲۵، ساعت ۱۸:۵۵ توسط Samei (بحث | مشارکت‌ها)
(تفاوت) → نسخهٔ قدیمی‌تر | نمایش نسخهٔ فعلی (تفاوت) | نسخهٔ جدیدتر ← (تفاوت)
سهراب سپهری، قابل بازیابی از https://mobinchap.ir/product/%D8%AA%D8%A7%D8%A8%D9%84%D9%88-%D9%87%D9%86%D8%B1%D9%85%D9%86%D8%AF%D8%A7%D9%86-%D8%B9%DA%A9%D8%B3-%D8%B3%D9%87%D8%B1%D8%A7%D8%A8-%D8%B3%D9%BE%D9%87%D8%B1%DB%8C/

سپهری، سهراب (1307 ـ 1359ش) نقاش، ‌شاعر نوپرداز معاصر.

سهراب سپهری سومین فرزند اسدالله خان سپهری و فروغ سپهری و اهل کاشان بود. پدرش رئیس اداره‌پست و تلگراف شهر و فرزند میرزا نصر‌الله خان از خوانین کاشان و مادرش فرزند ملک‌المورخین و نواده لسان الملک سپهر مؤلف ناسخ التواریخ بودند[۱]. به گفته خودش در قم زاده شد، ‌اما خیلی زود همراه خانواده به گلپایگان و خوانسار و سپس به سرزمین پدری کوچید. هنوز کودک بود که پدرش بیمار شد و تا پایان زندگی بیمار ماند. از پدر خود که در طراحی، ‌خوشنویسی و نواختن تار دستی داشت، نقاشی آموخت[۲]. او دوران آموزش ابتدایی را از 1313 تا 1319ش در دبستان خیّام کاشان گذراند. در این دوره به خوشنویسی، ‌نقاشی و شعر روی آورد[۳]. در 1319 دوره‌اول متوسطه را در دبیرستان پهلوی سابق آغاز کرد و در این زمان با کتاب و مطالعه به طور جدی آشنا شد. گوته[Gothe]، لامارتین[Lamartine]، زولا[Zola]، حافظ، ‌سعدی، نظام وفا و کسان دیگر از شاعران و‌نویسندگان مورد علاقه او در این دوران بودند[۴]. هم در این دوره، به سبب عشق به موسیقی، نواختن سنتور و نی را در خانه نزد خود آموخت. در 1322 پس از پایان دوره اول متوسطه به تهران آمد و در دانشسرای مقدماتی به تحصیل ادامه داد[۵].

در این هنگام، علاقه‌او به نقاشی و حشر و نشر با اعضای انجمن ادبی صبای کاشان، قوّت گرفت. در 1324 دوره دو ساله دانشسرا را به پایان برد. در 1325 به استخدام اداره فرهنگ (آموزش و پرورش کنونی) کاشان درآمد و در همین سال در امتحانات ششم ادبی شرکت کرد[۳]. در 1326 با مشفق کاشانی که در آن وقت شاعری جوان بود، در اداره فرهنگ آشنا شد و این آشنایی تأثیر مثبتی در زندگی او گذاشت. مشفق الفبای شاعری را به سهراب آموخت و به اصلاح شعرهای او پرداخت. یک‌سال بعد، با منوچهر شیبانی، ‌نقاش و شاعر معاصر در قمصر کاشان دیدارهایی انجام داد و آشنایی با وی، سبک و روش سهراب را دگرگون ساخت[۶]. در همین سال پس از اخذ مدرک دیپلم، از اداره فرهنگ استعفا داد و برای تحصیل در رشته نقاشی در دانشکده هنرهای زیبا به تهران آمد. ضمن تحصیل در دانشکده، در شرکت نفت به خدمت پرداخت.

او به تدریج با سروده‌های نیما و تولّلی آشنا شد و در قالب‌هایی چون چارپاره شروع به طبع آزمایی کرد. جز آن در جلسات ادبی مورخ‌الدوله سپهر شرکت جست و با کسانی مانند محسن هشترودی، ‌محمدابراهیم باستانی پاریزی، کریم پورشیرازی در این انجمن آشنا شد[۷]. در 1330 نخستین دفتر شعرش را انتشار داد. در 1332 از دانشکده با رتبه اول فارغ‌التحصیل شد. در همین سال نشان درجه اول علمی گرفت و در چندین نمایشگاه نقاشی در تهران شرکت کرد. افزون بر این، در هنرستان‌های هنرهای زیبا به تدریس پرداخت[۸]. در 1336 به پاریس رفت و در مدرسه هنرهای زیبای آن شهر در رشته لیتوگرافی (چاپ سنگی) ثبت نام کرد[۹]. در 1337 به رُم رفت و ضمن اقامت دو ماهه در آن شهر از بی نیال ونیز دیدن کرد. سپس به ایران بازگشت و تابلوهایش را در نخستین بی نیال تهران ارایه داد و جایزه اول هنرهای زیبا را گرفت. از 1339 تا 1354 رهسپار ژاپن، هندوستان، ‌امریکا، ‌مصر، یونان و بیشتر کشورهای اروپایی شد و در چندین نمایشگاه نقاشی و جشنواره‌ بین‌المللی شرکت کرد[۱۰]. در 1358 برای درمان بیماری سرطان خون به لندن رفت. سرانجام در تهران درگذشت و در صحن امامزاده سلطان علی در قریه مشهدِ اردهالِ کاشان به خاک سپرده شد[۱۱].

از مشهورترین آثار او در زمینه شعر می‌توان مرگ زندگی(1330)، ‌زندگی خواب‌ها(1332)، آوار آفتاب (1337)، شرقِ اندوه (1340)، صدای پای آب (1344)، ‌مسافر (1345)، حجم سبز (1346) و هشت کتاب (1356) را نام برد[۱۲]. سهراب سپهری دارای تخیلی بسیار پیشترفته و مدرن است، از آن گونه که در شعر بیدل دیده می‌شود و پس از بیدل تا ظهور سهراب، در شعر فارسی سابقه ندارد[۱۳]. از آنجا که سهراب هم شاعر بود و هم نقاش، ‌شعرش طراحی لحظه‌های شاعرانه و نقاشی او لبریز از شعر است[۱۴]. هنوز از کوچِ مظلومانه او مدت زیادی نگذشته است، اما ذهن جامعه اشعار او را مانند اشعار حافظ و سعدی پذیرفته، به خاطر سپرده و زنده نگاه داشته است[۱۵]. اشعار سهراب به زبان‌های گوناگون جهان مانند انگلیسی، فرانسه، آلمانی، عربی و در سال‌های اخیر به زبان‌های اسپانیولی، ‌ترکی و سوئدی برگردانیده شده است[۱۶]. دفتری از شعرهای برگزیده او به نام عاشق همیشه تنهاست، را کریم امامی همراه ترجمه انگلیسی آن در 1382 در زمره انتشارات سخن در تهران چاپ کرد[۱۷][۱۸][۱۹][۲۰][۲۱].

نیز نگاه کنید به

مآخذ

  1. سپهری، پریدخت. سهراب، ‌مرغ مهاجر. تهران: طهوری، 1377، ج.4، ص 17.
  2. سپهری، پریدخت، هنوز در سفرم. تهران: فرزان، 1380، ج.1، ص 14.
  3. ۳٫۰ ۳٫۱ مرادی کوچی، ‌شهناز. معرفی و شناخت سهراب سپهری. تهران: نشر قطره، 1380، ج.1، ص 11.
  4. عابدی، ‌کامیار. تپش سایه‌دوست. تهران: کامیار عابدی، 1377، ص96.
  5. سپهری، پریدخت. سهراب، مرغ مهاجر. همان، ص 55، 56 و 62.
  6. سپهری، پریدخت. هنوز در سفرم، تهران: فرزان، چ 1، 1380، ص 18 و19.
  7. عابدی، ‌کامیار. تپش سایه‌دوست. تهران: کامیار عابدی، 1377، ص 101 ـ 102.
  8. آشوری، ‌داریوش و دیگران. پیامی در راه. ‌تهران: طهوری، 1366، ص 10.
  9. مرادی کوچی، ‌شهناز. معرفی و شناخت سهراب سپهری. تهران: نشر قطره، چ 1، 1380، ص 12.
  10. سپهری، پریدخت. هنوز در سفرم، تهران: فرزان، چ 1، 1380، ص 124ـ 125.
  11. آشوری، ‌داریوش و دیگران. پیامی در راه. ‌تهران: طهوری، 1366، ص 14.
  12. مرادی کوچی، ‌شهناز. معرفی و شناخت سهراب سپهری. تهران: نشر قطره، 1380، ج.1، ص 12ـ 13 (به اختصار).
  13. کاظمی، محمدکاظم. شعر پارسی. مشهد: مؤسسه فرهنگی هنری و انتشاراتی ضریح آفتاب، 1379، ج.1، ص 102.
  14. شایگان، داریوش. «لحظه‌ای در واحه»، ‌سهراب سپهری، شاعر، ‌نقاش. به کوشش لیلی گلستان، تهران: امیرکبیر، 1361، ج.3، ص 39.
  15. شمیسا، ‌سیروس. نگاهی به سپهری. ‌تهران: مروارید، چ 4، 1372، ج.4، ص 6 (پیشگفتار).
  16. سپهری، پریدخت. سهراب، ‌مرغ مهاجر. ‌تهران: طهوری، 1377، ج.4، ص 83
  17. افشار، ‌ایرج. نادره کاران. به کوشش محمود نیکویه، تهران: نشر قطره، ‌چ 1، 1383، ص458ـ 459.
  18. تسلیمی، علی. گزاره‌هایی در ادبیات معاصر ایران (شعر). تهران: اختران، 1383، ص 138ـ 153.
  19. عاشق همیشه تنهاست. گزیده اشعار سهراب سپهری، ترجمه‌کریم امامی، ویراسته شائول بخاش، تهران: نشر قطره، چ 1، 1382.
  20. زرین کوب، حمید. چشم انداز شعر نو. تهران: توس، 1358، ص 120ـ 122.
  21. شمس لنگرودی، محمد. تاریخ تحلیلی شعر نو (1). تهران: نشر مرکز، 1370، ج.1، ص 507 ـ 522.

منبع اصلی

سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، مرکز مطالعات راهبردی روابط فرهنگی (1398). دانشنامه ایران. تهران: موسسه فرهنگی هنری و انتشارات بین المللی الهدی،

نویسنده مقاله

ابوالقاسم رادفر