اصول فقه
اصول فقه، علم اجتهاد یا «منطق فقه» یعنی مجموع قواعدی که برای استنباط احکام شرعی فرعی به وسیلـه ادلـه تفصیلی آن تدوین و تنظیم شده است. غرض یا فایده اصول فقه، قدرت بر استنباط و استخراج احکام شرعی از مدارک و ادلـه فقه اسلامی است. موضوع اصول، یعنی ادلّهای که مدرک استنباط احکام شرعاند، عبارتند از: کتاب (= قرآن)، سنّت (گفتار و کردار و تقریر رسول اکرم (ص) و ائمـه اطهار (ع))، اجماع، و عقل (اهل سنّت بهجای عقل، قیاس را دلیل میشمرند)[۱][۲]. از مهمترین متون علم اصول، یکی الذریعـه الی اصول الشریعـه تصنیف سید مرتضی علمالهدی (م 436 ق)[۳] و دیگری کفایـه الاصول تألیف آخوند ملا محمدکاظم خراسانی (م 1329 ق)[۴] که در میانشان 9 قرن فاصله است.
مباحث علم اصول در طی سیزده قرنی که از تأسیس آن میگذرد، تحول و تکامل شگرفی طی کرده است. علم اصول فقه، در نیمـه اول قرن اول هجری و حداکثر در نیمـه دوم آن جوانه زده است. در زمان حیات پیامبر، از آنجا که مراجعـه مستقیم به آن حضرت و پرسش حکم به صورت موردی، مقدور بود، به اجتهاد و استنباط احکام نیاز چندانی نبود. در عین حال، هرگاه که پیامبر برای مناطق دوردست، نمایندگان یا والیانی اعزام میداشت، به آنان اجازه رأی شخصی در مواردی که حکمی در کتاب و سنّت بیان نشده، میداد[۵].
اکثریت محققان، شافعی و ابوحنیفه و بعضی ابویوسف قاضی و محمد بن حسن شیبانی را نخستین بنیانگذاران و رسالهنویسان در زمینـه اصول فقه اهل سنّت میدانند. در شیعه عصر نص و دسترسی به معصوم تا زمان غیبت کبری (329 ق) ادامه داشته، معالوصف همانگونه که نطفههای علم اصول اهل سنّت در حیات حضرت رسول (ص) بسته شده، علم اصول فقه شیعه نیز در عصر ائمه، علیالخصوص صادقین (امام باقر و امام صادق) نشأت گرفته است. زیرا از یک سو شیعیانی که در بلاد دوردست نسبت به مواطن ائمه (ع) به سر میبردند، همه وقت به ائمه (ع) دسترسی نداشتند. دیگر اینکه روایات ائمه (ع) خود عام و خاص و مطلق و مقیّد داشت و راویان و محدثان طبعاً در جمع بین روایات و رفع تعارض آنها که خود اساس اجتهاد و استنباط است میکوشیدند[۶][۷]. دیگر اینکه ائمه (ع) اصحاب خود را به افتاء و رد فروع بر اصول تشویق میفرمودند. چنانکه از حضرت امام جعفر صادق (ع) و امام رضا (ع) روایتی به این مضمون نقل شده که القاء اصول از ماست و تفریع آن بر شماست[۸][۹].
نیز نگاه کنید به
مأخذ
- ↑ شهابی، محمود. تقريرات اصول. تهران: دانشكده حقوق دانشگاه تهران، 1328، ص 1ـ4.
- ↑ مطهری، مرتضی. آشنايي با علوم اسلامی. صدرا، 1376، ج 3، ص 16.
- ↑ سید مرتضی. الذریعه الی اصول الشریعه. چاپ ابوالقاسم گرجی، تهران: دانشگاه تهران، دو جلد.
- ↑ آخوند خراسانی. کفایـه الاصول. سنگی، 1329 ق.
- ↑ صدر، محمدباقر. المعالم الجدیده للاصول. (درآمدی بر تاریخ و تحول علم اصول)، ترجمـه عباس اسداللهی، تهران: انتشارات مکتبالزهرا، 1381، ص 85 ـ 144.
- ↑ فاضل قائینی، علی. علم الاصول تاریخا و تطوراً. نجف: 1400 ق.
- ↑ گرجی، ابوالقاسم. «نگاهی به تحول علم اصول»، مقالات و بررسیها. دفتر 13 و 14، 1352.
- ↑ «اصول فقه (مبانی حقوق اسلامی)»، دایرةالمعارف انسانشناسی. مؤسسـه پژوهشی ابنسینا، 1378.
- ↑ دایرةالمعارف تشیّع. ذیل مدخل «اصول فقه»، ج 2.
منبع اصلی
سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، مرکز مطالعات راهبردی روابط فرهنگی (1398). دانشنامه ایران. تهران: موسسه فرهنگی هنری و انتشارات بین المللی الهدی،
نویسنده مقاله
سید حسن امین