پرش به محتوا

امام حسن مجتبی(ع)

از ویکی ایران

حسن بن علی (ع)، امام مجتبی (2ـ50 ق)، امام دوم از ائمه اثنی‌عشر و چهارمین معصوم از چهارده معصوم، فرزند نخست علی بن ابی‌طالب از حضرت فاطمه[۱][۲].

حافظ ذهبی گوید: امام حسن، بزرگ‌منش و زیباروی و عاقل و متین و سخی و نیکوکار و متدیّن و متّقی و باحشمت و از هر کس فاضل‌تر و پارساتر و فداکارتر بود. هرگز سخن دل‌آزار بر زبان نیاورد، به اتفاق همه مورّخین کسی جز سخن راست از او نشنید و بلاغت و تبحر او در قرآن و حدیث و کلام عرب و روانی طبع او تا جایی بود که معاویه شامیان و طرفداران خود را از بحث و احتجاج با آن حضرت برحذر می‌داشت. در حلم و اغماض وارث بر حق پدر بود، پانزده‌بار حج کرد و بیش‌تر آن را از مدینه تا مکه با پای پیاده طی کرد[۳].

پس از شهادت امام علی در سال 40 ق، مردم کوفه با امام حسن  بیعت کردند. امام حسن در زمان حیات پدر بزرگوار خود، یعنی از جنگ صفین و قضیه حکمین به این طرف، سستی و تزلزل رأی بیش‌تر مردم کوفه را در جنگ با معاویه به‌خوبی درک کرده بود و می‌دانست که مردم کوفه از سخت‌گیری علی در تقسیم بیت‌المال و از رفتار سخت او حتا با خانواده و خویشان خود در مورد اموال عمومی ناراحت و ناراضی‌اند، شهادت امام علی نیز بر نومیدی امام حسن افزود و لذا در سال 40 ق در حالی‌که عبدالله بن عامر بن کریز او را محاصره کرده بود، خلافت را با شرایطی به معاویه بازگذاشت[۴].

مهم‌ترین شرایط صلح امام حسن عبارت بودند از این‌که: اولاً، حسن او (معاویه) را امیرالمؤمنین نخواند و پیش او شهادتی ندهد و معاویه شیعه علی را تعقیب نکند و ایشان را امان و زنهار دهد و بدی به ایشان نرساند و هر که از ایشان صاحب حقی باشد، آن حق را به او بازگرداند و یک میلیون درهم به فرزندان کسانی که در جنگ‌های صفین و جمل در رکاب علی کشته‌ شده‌اند، از خراج داراب‌گرد بدهد و معاویه البته به شرایط صلح وفا نکرد[۵][۶].

سید مرتضی در تنزیه الانبیاء در توجیه صلح امام حسن گفته‌: امام حسن، امام معصوم و مؤید است و باید در برابر همه کارهای او سر فرود آورد و آن را حمل بر صحت کرد، اگرچه توجیه آن به‌تفصیل معلوم نباشد. امام خود را از امامت خلع نکرد، زیرا امامت پس از حصول آن از او سلب نمی‌شود. امام اگر از راه ناچاری و اکراه خود را خلع کرد، این خلع تأثیری ندارد. نیز امام امر خلافت را به معاویه تسلیم نفرمود، بلکه متارکه جنگ کرد و این به جهت نبودن یاور مساعد بود. امّا بیعت او به معاویه به معنی رضایت ظاهری و خودداری از نزاع بود، هم‌چنان که حضرت امیر نیز با خلفای سه‌گانه بیعت کرد، ولی این بیعت به‌معنی رضایت باطنی و طیب نفس نبود، چنان‌که رفتار و گفتار او بعدها شاهد این مدعاست. پس از آن سید مرتضی اخذ عطایا و صلات را که امام از معاویه قبول می‌فرمود نیز توجیه کرده است[۷][۸][۹][۱۰][۱۱][۱۲].

امام حسن خلافت را به معاویه بازگذاشت و خود به مدینه مراجعت فرمود. به گفته ابوالفرج اصفهانی، معاویه می‌خواست برای فرزند خود یزید بن معاویه بیعت بگیرد و با وجود امام حسن و سعد بن ابی‌وقاص جرأت چنین کاری نداشت تا آن‌که هر دو را مسموم ساخت و پس از آن برای بیعت‌گرفتن به یزید آماده گردید. معاویه امام حسن را از راه زن او که دختر اشعث بن قیس کندی به‌نام جعده بود، مسموم ساخت. او را می‌خواستند بنا به وصیتش در جوار جدش دفن کنند، ولی مروان بن الحکم نگذاشت، لذا او را در قبرستان بقیع دفن کردند[۱۳][۱۴].

نیز نگاه کنید به

مآخذ

  1.   جامی، عبدالرحمان. شواهد النبوه، چاپ سیدحسن امین، 1379، ص 343-346
  2. طباطبایی، سید محمدحسین. شیعه در اسلام. ص 130ـ132.
  3. حافظ ذهبی. سیر اعلام النبلاء. ج 3، ص 253.
  4. علامه حلی. منهاج الکرامه. میراث مکتوب، 1376، ج 1، ص 135ـ143.
  5. مجلسی. بحارالانوار. ج 10، ص 101 به بعد.
  6. ابن ابی الحدید. شرح نهج‌البلاغه. ج 16.
  7. مجلسی. همان‌جا، ج10، ص 106-107.
  8. ابن صباغ. مقاتل الطالبیین. ص 29-50
  9. طبرسی. احتجاج. ج 2
  10. امین، سیدمحسن. اعیان الشیعه. 1
  11. لسان‌العرب (مادﺓ «حسن»)
  12. شرح باب حادی عشر. ص 69-89.
  13. مدرسی، محمدتقی. زندگینامه چهارده معصوم. ترجمه محمدصادق شریعت، تهران: انتشارات محبان‌الحسین، 1380، ص 319-384
  14. امینی. الغدیر. ج 11، ص 5؛ میبدی. کشف‌الاسرار. ج 8، ص 45؛ المستدرک. ج 3، ص 137؛ ابن حنبل. مسند. ج 1، ص 101؛ اسدالغابه. ج 5، ص 269.

منبع اصلی

سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، مرکز مطالعات راهبردی روابط فرهنگی (1398). دانشنامه ایران. تهران: موسسه فرهنگی هنری و انتشارات بین المللی الهدی،

نویسنده مقاله

سید حسن امین