نوروز عامه
روایات دیگری نیز که در دست است و در منابع مختلف از آنها یاد شده، بیش و کم با همین تعبیرات همراهی دارد که: «روز اول فروردین، ابتداء بهار است، و این را نوروز کوچک و نوروز عامه و نوروز صغیر، گویند. خدای تعالی در این روز عالم را آفرید و هر هفت کوکب در اوج تدویر بودند و اوجات همه در نقطه اوّل حمل بود در این روز حکم شد که به سیر و دور درآیند و آدم علیهالسلام را نیز در این روز خلق کرد، و بعضی گفتهاند که جمشید که او اول جم نام داشت و عربان او را منو شلخ میگویند سیر عالم میکرد چون به آذربایجان رسید فرمود تخت مرصعی بر جای بلندی رو به جانب مشرقگذارند و خود تاج مرصعی بر سر نهاده بر آن تخت بنشست، همین که آفتاب طلوع کرد و پرتوش بر آن تاج و تخت افتاد شعاعی در غایت روشنی پدید آمد، مردمان از آن شاد شدند و گفتند این روز نو است و چون به زبان پهلوی شعاع را شید میگویند این لفظ رابر حکم افزودند و او را جمشید خواندند و جشن عظیم کردند و از آن روز این رسم پیدا نشد.»[۱]
محرز است که اگر هم در دربار شاهان ساسانی، یک ماه را به نوروز اختصاص میدادند، این امر مستلزم آن نبود که آحاد رعیت نیز دست از کار بکشند و به عیش و نوش پردازند. چون روال زندگی اکثریت زحمتکش نیز بر کار و تلاش دائم استوار بود و همان که سیزده نوروز به سر میرسید، به طور جدّی کوششهای وقفهناپذیر و بیتکلف خود را از سرمیگرفتند.
نیز نگاه کنید به
مآخذ
- شاهنامه به کوشش دکتر محمد دبیرسیافی
- محققان زمان پیامبر اریایی را قریب یک هزار و یک صد سال یپش از میلاد تخمین میزنند.
منبع اصلی
شعبانی، رضا (1379). آداب و رسوم نوروز. تهران: موسسه فرهنگی، هنری و انتشاراتی بین المللی الهدی.
نویسنده مقاله
رضا شعبانی
- دکتر صفا، ذبیح الله، گاهشماری و جشنهای ایران، شورای فرهنگ و هنر، تهران، صص ۷۱-۶۳ / اورنگ، مراد، جشنهای ایران باستان، درستی، ۱۳۳۵، صص ۴-۱ / دهخدا، علیاکبر، لفتنامه، ج ۱۴، دانشگاه تهران، پاییز ۱۳۷۳، ص ۲۰۱۸۲.
- ↑ دهخدا، علیاکبر. لغتنامه. ج ۱۴، تهران، مؤسسه انتشارات و چاپ دانشگاه تهران، پاییز ۱۳۷۳، ص ۲۰۱۸۲/ تبریزی، محمد حسینبن خلف، برهان قاطع، باهتمام دِکتر معین، ج ۴، ناشر: ابنسینا، ۱۳۴۲، ص ۲۱۸۷ / بزرگزاد، حبیبالله، جشنها و اعیاد ملّی و مذهبی در ایران، یاد شده، ص ۱۵.