نوروز پس از قاجاریه
خویش بپردازند معین میکنند. این دیدارها چند ساعت به طول میانجامد، چنانکه اغلب در یک روز بیش از یک دیدار به عمل تغییرات مهم اجتماعی در هر عرصهای که فرصت خودنمایی یافته باشد، هنوز در میدان سنتهای پایدار حیات ایرانی و خاصه نوروز مجال موسعی برای دگرگونی پیدا نکرده است. به همین دلیل، دیده میشود که تا امروز در سفره عید، علاوه بر شیرینی و آجیل و تخممرغهای پخته رنگی و گردههای نان، هفت سین هم چیده میشود که همان هفت سین سنتی است که سیر و سرکه و سماق و سمنو و سیب و سپستان و سبزی را دربرمیگیرد و در کنار کتاب عزیز آسمانی قرآن، آینه و ظرفی از آب ماهی دار جلوه مییابد. آنچه که رسم است این است که همه افراد خانواده، به هنگام تحویل سال بر سر سفره مزبور بنشینند و بر گرد بزرگتر خانواده حلقه زنند.
وقتی که غرش توپها، تحویل سال را اعلام کرد، در میان اهل خانه روبوسی و تبریک عید آغاز میشود و به صرف شربت و شیرینی میپردازند. بزرگ خانواده به همگان، عیدی میدهد و جملگی منتظر نخستین کسی میشوند که با قدمهای مهربان خود در خانه را بگشاید و به همگان عید مبارک باد بگوید.کار دید و بازدیدها، معمولاً ساعتی پس از تحویل سال شروع میشود و معمول هم این است که به همدیگر ادای احترام کنند. در مناطق غیرشهری ایران، هنوز هم خانوادهها به طور دستجمعی به دیدن یکدیگر میروند و مثلاً یک روز صرف آن میشود که مردم بخش سفلی روستا به دیدار خانوادههای بخش علیا بروند و روز دیگر هم برعکس همانها در خانه بمانند و بازدیدها انجام شود. بدین نحو قسمت عمده دید و بازدیدها در همان سه روز نخست سال پایان میگیرد و بقیهُ ایّام، صرف دیدارهای خصوصیتر خانوادههای نزدیک با هم میشود.
با اینکه پخت و فروش شیرینی و حلویات و انواع تنقلات، در مناطق شهری و پرجمعیت به وسیله دکانداران انجام میشود ولی هنوز در مناطق عشایری و روستایی و حتی شهرهایی که سنتیتر ماندهاند، خانوادهها خود به تهیه نانهای قندی و انواع شیرنی میپردازند و سفره عید را با مأکولاتی که نماینده تشخص و تعین آنها باشد، انباشته میکنند. مجموعههای متنوع خوراکیها، علیالرسم تا پایان روز دوازدهم نوروز، برقرار میماند و تکلیف هر صاحبخانهای است که میهمانان ناخوانده نوروزی را با هدایای کوچک و بزرگی که علیقدر مراتبهم تدارک دیده است، خشنود نگاه دارد. هیچ بخش از آداب شناسای سنّتی نوروز، اعتبار خود را از دست نداده است و میتوان گفت که جمله آنها با جلال و شکوه کافی خود بر جای ماندهاند. حتی در شب روز عید خانم خانواده بهترین و مطبوعترین غذاها را برای اهل خانه تدارک ببینند و کمتر خانهای است که در شب و روز عید، ماهیپلو و رشتهپلو و مرغپلو نداشته باشد. معمولا رشتهپلو را در روز اول سال میخورند که رشته کارها در دستشان بماند برخی نیز آش رشته میپزند که سررشته کارها را بیدا کنند و در دست بگیرند.
تکلفاتی که به مقتضای پیدایش ابزارهای فراوان مدنی در روزگار ما بر دست و پای افراد سنگینی ایجاد کرده است، مشکلات خاصی را هم البته به وجود آورده است که گاه برخی طاقتها را طاق میکند و نیروها را تحلیل میبرد، اما در هیچ حالتی احساس نمیشود که اعتقاد تودههای ایرانیبه اصالت کارهایی که میکنند تزلزل یابد. اصل پذیرفتهشدهای است که نوروز همگانی است و بی اینکه شرایطی تحمیلی در آن ملحوظ شده باشد، به خود مردم و توانائیهای بیش وکم آنها مرتبط است. هرکس به قدر قوه و استطاعت در ایفای مراسم اصلی مشارکت میجوید و تا هر حدّی که میسر او باشد، در این راه قدم برمیدارد. چون امید به زندگی و بهبود وضع در سال جدید نیز بیشک امری منتظر است و مقبول همه موجودات زنده قرار میگیرد. دانایان و اندیشمندان به همان اندازه به نوروز عزّت میگذارند که کمتر دانان و کمتر درس خواندگان. متمکنان و دولتمندان نیز به همان چشمی به نوروز مینگرند که مسکینان و تهیدستان، نوروز به ذات خود فقیر و غنی نمیشناسد، بهگونهایکه حاکم و محکوم یا زبردست و زیردست در پیش نگاه آن، یکسانند. عیدی است همگانی، که چون به قاطبه مردمان تعلق دارد، عزیزش میشمارند. با اینکه تجلیل ذات زمان است به تعبیر تاریخی آن از قید زمان رسته است و به همان صورتی که در گذشتهها بوده، هماکنون نیز هست و بیتردید به عصرهای دور و دورتر نیز تعلق دارد.
نیز نگاه کنید به
منبع اصلی
شعبانی، رضا (1379). آداب و رسوم نوروز. تهران: موسسه فرهنگی، هنری و انتشاراتی بین المللی الهدی.
نویسنده مقاله
رضا شعبانی