هفت سین خوان نوروزی
هفتسین خوان نوروزی
استاد پور داوود این سفره را همان خوانی میداند که موجد خیر و برکت و آبسالی است وبرای فروهرهای در گذشتگان میگستردند: هنوز هم در ایران در این اوقات خانه میآرایند، همه جا را پاک میکنند، رخت نو میپوشند، بوی خوش بخور میدهند، گل و شیرینی و شربت مینهند، دعا میکنند و نماز میگزارند، و در خوانچهای هفت چیز که اسمشان با حرف سین شروع شده باشد مثل: سبزه و سیب و سنجد و غیره میگذارند. این عدد هفت که از زمان قدیم مقدّس بوده اشاره به هفت امشا سپندان و یا بزرگترین فرشتگان آئین مزدیسنا دارد. بیشک این رسوم که از روزگاران کهن به یادگار مانده اساساً برای این بوده که فروهرهای مقدّسین و نامداران و در گذشتگان خانوادهها که از آسمان فرود میآیند و چند روزی به رسم سرکشی در روی زمین میگذرانند از خانه و زندگانی بستگان و از دینداری و پرهیزگاری و داد و دهش بازماندگان خویش خشنود گردند و از درگاه خداوند خوشی و تندرستی آنان را بخواهند.[۱]
ابوریحان مینویسد:
در ایام فروردگان در اتاق در گذشته و بالای بام خانه در فارس و خوارزم برای پذیرایی از ارواح غذا میگذارند و بوی خوش بخور میکنند.[۲]
اما در هر حال، سفره کنایت آمیزی است که جنبههای تمثیلی زندگانی را ارائه میدهد و جهت شگون و افزایش خیر و برکت در سال نو تدارک دیده میشود، در کتاب المحاسن والاضداد چنین آمده که بامداد روز نوروز مردی خوشنام و خوششگون، به حضور شاه بار مییافت و میزی سیمین روبروی او مینهاد. در کنار میز کلوچههایی گذاشته شده و نیز از حبوباتگوناگون مانندگندم، جو، ارزن، نخود، عدس، برنج، کنجد و لوبیای پختهشده قرار گرفته بود که هفت دانه از هر یک از انواع این حبوبات را برمیداشتند و در کنار میز میگذاشتند. در وسط میز هفت شاخه درختهایی را مینهادند که از روی نام آنها پیشگویی میکردند و شکل آنها را به فال نیک میگرفتند، از قبیل، بید، زیتون، به و انار که هر کدام به اندازه یک یا دو و یا سه بند قطع شده بود و هر شاخهای را به نام یکی از ایالات روی میز میگذاشتند و بر جاهای مختلف مینوشتند: (ابزود - ابزاید - ابزون - بروار - فراخی) یعنی افزود، افزوده خواهد شد، افزونی، ثروت، خوشبختی، فراوانی. و هفت جام سفید و هفت درهم سفید ضرب همان سال و یک دینار نو و یک بسته اسپند میگذاشتند و او تمام اینها را برمیداشت و برای شاه زندگی ابدی و سلطنت طولانی و خوشبختی و خوشنامی آرزو میکرد.[۳]
گفتیم که ابوریحان این سفره هفت رقمی را از زمان جم میداند. چون جمشید بر اهریمن که راه خیر و برکت و بارش باران و سبزشدن گیاهان و نعمت و فراوانی را بسته بود، پیروز شد، دوباره خیر و برکت و نعمت باران و سبز شدن گیاهان، شروع شد و هر کشتزار و شاخه و درختی که خشک شده بود، سبز و بارور گردید به همین جهت مردم گفتند: «روز نو» یعنی روزی نوین و دوری تازه. پس هر کس از راه تبرک و یادمان، در این روز در ظرفی جو کاشت. سپس این رسم در ایران پایدار ماند که برای روز نوروز، مردم در هفت ظرف، هفت نوع از غلات را کاشته و سبز میکردند و از رویش و نمو این غلات، خوبی و بدی محصول و کشت و کار را در سالی که در پیش رو داشتند، حدس میزدند.
هفت حبوب، هفت گرده نان که از هفت حبوب پخته شده باشد. هفت شاخهگیاه، هفت جام سپید و هفت درهم سپید و یک سکه ضرب همان سال و یک بسته اسپند بر سفرهای که بر جاهای گوناگون آن کلمات و واژههایی حاکی از افزایش خیر و برکت نوشته شده بود. پس سابقه سفره هفتسین بایستی بسیار کهن باشد چون نقل از مآخذی است که به زمان ساسانیان بسیار نزدیک است.
سبزه را که از دوازده یا هفت حبوب بوده، در دربار شاهان بر دوازده ستون حیاط سبز میکردند. اما اینکه جرا این سفره هفتسین نامیده شده، باید امری تازه و مستحدث و از سدههای چهارم و پنجم هجری به بعد بوده باشد. اغلب گویند که مظهری از هفت امشاسپند در آئین زرتشت است. این هفت ملک یا ایزد بزرگ عبارتند از: وهومنه یا بهمن، اشاو هیشته یا اردیبهشت، خشتر و ثیریه یا شهریور، سپنت آرمئیتی یا سپندارمذ، هئوروتات یا خرداد، امرتات یا امرداد که در رأس این ششر ایزد سرئوشه ( سروش) یا خود اهورامزدا قرار دارد.
از آنجا که اینها صفات اهورامزدایند که تشخّص یافتهاند. هفت اسپنته یا هفت مقدّس هستند و چون به صفت (سپنته) یعنی مقدّس نامزدند و اهمیت ویژهای دارند، این اندیشه به وجود آمد که (هفت سین) به موجب شمار این مقدّسان و صفاتشان در خوانی نوروزی قرار میگیرد. بعضی گویند که در اصل هفت (شین) بوده است، چون شیر و شکر وشیرینی ..
.. تحقیق دکتر بهرام فرهوشی جالب توجه است که مینویسد:
«در روزگار ساسانیان قابهای زیبای منقوش و گرانبهایی از جنس کائولین از چین به ایران آورده میشد و یکی ازکالاهای ارزشمند بازرگانی چین و ایران همین ظرفهایی بود که بعدها به نام کشوری که از آن آمده بود، نامگذاری شد و به نام (چینی) و به گویشی دیگر به صورت سینی و به شکل معرب «تسینی» در ایران رواج یافت. چینی تسینی یعنی منسوب به چین یا سین و نام سینی یا چینی از واژهای آمده است که در اصل نام سلسله پادشاهی چین است و حرف (is) میتواند در گویشها و زبانهای مختلف صدای «س - چ» بدهد. در ایران برای تمایز بین ظرفهای مختلفی که از چین آورده میشد، آنکه از فلز ساخته میشد به نام سینی و آیکه از کائولین با خاک رس مخصوص ساخته میشد به نام چینی رواج بافت باری در آئینهای نوروزی برای چیدن خوان نوروزی از همین ضرقنای منفت بسبار نفیس که از چین آورده شده بود و نوع مُرغی آن هنوز در ایراد بهای زیاد دارد، بهره میگرفتند، و این ظرفها را پر از نقل و قند و شکر و شیرینی میکردند و آنها را به عدد هفت امشاسپند بر سر خوانهای نوروزی میگذاشتند و از اینرو خوان نوروزی هفتسین و یا هفتقاب نام گرفت و بعدها با حذف یاء نسبت به صورت هفت سین درآمد و هنوز در برخی از روستاها به صورت هفت سینی تلفظ میشود. معمولا به نام هر یک از امشاسپندان یک قاب منقش بزرگ «سینی» نهاده میشد و در قابهای دیگر چیزهای دیگر مینهادند و آنها را در پیرامون خوان میگذاشتند.»[۴]
در دوازده یا هفت ظرف حبوبات یادشده را از پیش از نوروز سبز میکردند. این سبزهها را بیگمان چندین روز پس از جشن به آب میانداختند چنانکه امروزه در روز سیزدهم فروردین سبزهها را به آب جشنها و مراسمروان میاندازند. هدف اصلی از این رسم که چون اغلب مراسم نوروزی جنبه تمثیلی و جادوی تقلیدی دارد آن است که طبیعت را به تحرک و اجنبشی درآورند که نباتات وگیاهان در آن ببالند و رشد کنند.
در جشنهای مربوط به آدونیس که در یونان و سراسر حوزه مدیترانه و در میان مردم آسیای صغیر رواج داشت نیز چنین رسمی معمول بود. آدونیس نیمه خدای بسیار زببائی بود که آفرودیت الهه عشق و زیبایی بدو دل بسته بود. آدونیس از درختی تولد یافته بود و اسطورهای تمثیلی از مرگ و رستاخیز طبیعت محسوب میشد. وی در جریان شکار اکشته شده بود و در آغاز هر بهار مردم برای وی چند روزی به سوگواری میپرداختند و فغان و وای میکردند. آنگاه با فاصله کمی در آغاز بهار به جشن و شادی میپرداختند.
در صفحات پیشین همین دفتر اشارتی رفت که احیاناً این اسطوره استعارهآمیز به مرگ سیاوش در اساطیر ایرانی بیشباهت نیست. ابوبکر محمد بن جعفر نرشخی در اوصاف بخارا بدینگونه آورده است:
«... و آن را دروازه غوریان خوانند که سیاوش را آنجا دفن کردند و مغان بخارا به این سبب آنجا را عزیز دارند و هر سال هر فردی آن جا یکی خروس بکشد، پیش از برآمدن آفتاب روز نوروز و مردم بخارا را در کشتن سیاوش نوحههاست. چنانچه در همه ولایت معروف است و مطربان آن را سرود ساخته و میگویند و قوالان آن راگریستن مغان خوانند... و اهل بخارا را بر کشتن سیاوش سرودهای عجیب است و مطربان آن سرودها را کین سیاوش گویند و محمدبن جعفر گوید از این تاریخ سه هزار سال است.»[۵] جشنهای آدونیس نیز چنین بود. سوگواری در پایان زمستان به آخر میرسید و جشن بهاری شروع میشد. پیش از جشن بهاری، در ظروف سفالی بعضی دانههای گیاهی سبز میکردند. دوشیزگان از آن مراقبت کرده و آب میدادند. آنگاه در پایان جشن بهاری یا جشنهای مربوط به آدونیس، آن سبزهها را در آب میافکندند. نهادن آتشدان در سفره و خوان نوروزی نیز اهمیت ویژه دینی داشت. در کنار آتشدان چوبهای خوبسوز و عود و اسپند و سایر بخورها را مینهادند. آتشدان بعدها به شمعدان و چراغ تبدیلگشت. آتش در اغلب مراسم دینی و ملی و جشنها عنصر اصلی محسوب میشد.
«برسم» نیز یکی دیگر از چیزهایی است که بر خوانی مینهادند. «برسم» نوعی گیاه ویژه از شاخههای درخت معینی بوده است. و یا از چندین نوع درخت مانند شاخههای اناره بید، زیتون، انجیر و درختهای دیگر را به سربند یا گره بریده و به تعداد سه، هفت، دوازده، و بیست و یک شاخه دسته کرده و در سفره مینهادند. کتاب آسمانی نیز در زمره چیزهایی است که بر سفره مینهند. زرتشتیان اوستا و مسلمانان قرآن و یهودیان تورات را به عنوان تیمن و تقدّس بر سفره میگذارند. کوزه آب نیز قرار داده میشد. نان نشان برکت بود. شیر تازه، پنیر، خرما در سر سفره قرار داشت. شیر تازه و پنیر و خرما از اغذیههایی بودند که پادشاهان ساسانی در بامداد نوروز میخوردند. شیر نیز چون نان درون در مراسم ویژه تقدیس شده و با عصاره گیاه هوم آمیخته میشد و هر کس اندکی از آن مینوشید. این تمثیلی از نوزایی است، نوزایی آدمی و جشنها و مراسم نوروزی رستاخیز طبیعت.
از آنجا که آخرین روز سال، جشن همسپتمدم (همسیتمیدیم گاه)و جشن آفرینش انسان است. شاید به این دلیل شیر تازه یک رسم کهن است از نوشدن آن. تخممرغ نشان نطفه و نژاد است چون آخرین روز سال جشن آفرینش آدمیان است. آینه، سمنو، سنجد که نشان عشق و زایش و تولد است و ماهی نشان برج حوت یا اسفند که سپری میشده و سیب که میوهایست با راز و رمز عشق و زایش و انار که میوه درختی مقدّس است. سکههای تازه، نشان برکت و دارندگی و ثروت است. گل بیدمشک نشان امشاسپند سپندار مذ و گل ویژه اسفندماه است. نارنج که گویمانند و چون زمین است در ظرفی از آب قرار میگرفت و دانههای مقدّس اسپند که بخوری معطر است.[۶]
درباره هفتسین و یا هفتشین سخن بسیار است، برخی بر آن سرند که هفت شین از سابقه معتبرتری برخوردار است و «شمع، شیرینی، شراب، شیر، شربت، شکر، شهد»، از اصالت بیشتری سود میجویند، در نهایت چون ایرانیان مسلمان از صرف شراب نهی شدهاند، بدین جهتهفت شین موقوف شده و هفت سین جای آن راگرفته است.[۷] ولی نقطه ضعف این استدلال در کلمات عربی آن است که بیگمان معمول ایرانیان کهن نبوده است.
به نقل از ابوریحان بیرونی در آثار الباقیه عنالقرون الخالیه نیز ملاحظه میشود که هفت سین عبارت از هفت قسم سبزه است که بر سر هفت استوانه در کنار خانه سبز میکنند.[۸] نحوه برآمدن سبزهها و رشد و انبوهی آنهاکنایه از کیفیت رشد هر محصول در سال نو دارد و به دهقانان که در گذشته اکثریت مردم را تشکیل میدادند و تأمین رزق همه افراد جامعه را برعهده داشتند، قوت قلب میبخشید. مهرداد بهار حدس میزند که هفتسین ارتباط با هفت سیارهای دارد که به گمان انسانهای قدیم، سرنوشت بشر در دست آنها بوده، و تصور میشده که اگر کسی هر هفت را در اختیار داشته باشد یعنی نظر لطف هفت سیاره را به خود جلب کند، خوشبخت میزید.[۹]
نیز نگاه کنید به
- سوال از فقها در مورد نوروز
- نوروز در میان سایر اقوام و ملل
- جشن بهاری و مراسم سوگواری
- اندیشه وحدت گرایی جشن نوروز
مآخذ
- شاهنامه به کوشش دکتر محمد دبیرسیافی
- محققان زمان پیامبر اریایی را قریب یک هزار و یک صد سال یپش از میلاد تخمین میزنند.
منبع اصلی
شعبانی، رضا (1379). آداب و رسوم نوروز. تهران: موسسه فرهنگی، هنری و انتشاراتی بین المللی الهدی.
نویسنده مقاله
رضا شعبانی
- وزیر محمداشرف خان (اشرف)، ارمغان گلگیت، لاهور، ۱۹۵۷.
- جشن های باستانی
- ↑ پورداود، ابراهیم، فرهنگ ایران باستان، به نقل از رضی،گاهشماری و جشنهای ایران باستان، یادشده، ص ۳۵۷.
- ↑ نقل از: همان کتاب، همانجا.
- ↑ همان کتاب، همان جا.
- ↑ همان کتاب، همان جا.
- ↑ به نقل از رضی، هاشم، گاهشماری و جشنهای ایران باستان، ص ۳۵۶.
- ↑ همان کتاب، همان جا.
- ↑ خوروش دیلمایی، علی، جشنهای باستانی ایران، اقبال، تهران، ۱۳۴۲، ص ۵۵.
- ↑ میرنیا، سیدعلی، فرهنگ مردم، یاد شده، ص ۴۳
- ↑ جستاری چند در فرهنگ ایران، یادشده، ص ۲۲۴.