پرش به محتوا

بلاغت: تفاوت میان نسخه‌ها

از ویکی ایران
Samei (بحث | مشارکت‌ها)
صفحه‌ای تازه حاوی « بلاغت (rhetoric)، بلاغت در لغت به معناي رسايي و شيوايي و در اصطلاح آن است كه سخن متناسب با موقعيت ادا شود.<sup>1</sup> بلاغت به دو گونه است: 1- بلاغت كلام/ كلام بليغ كه در آن كلام فصيح به اقتضاي حال باشد. 2- بلاغت متكلم / متكلم بليغ كه در آن گوينده قصد خود را...» ایجاد کرد
 
Samei (بحث | مشارکت‌ها)
بدون خلاصۀ ویرایش
 
(۴ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۲ کاربر نشان داده نشد)
خط ۱: خط ۱:


بلاغت (rhetoric)، بلاغت در لغت به معنای رسایی و شیوایی و در اصطلاح آن است که سخن متناسب با موقعیت ادا شود<ref>ميرصادقي (ذوالقدر)، ميمنت. '''''واژه‌نامه هنر شاعری'''''. تهران: كتاب مهناز،  1376، ج.2، ص40.</ref>.


بلاغت (rhetoric)، بلاغت در لغت به معناي رسايي و شيوايي و در اصطلاح آن است كه سخن متناسب با موقعيت ادا شود.<sup>1</sup>
بلاغت به دو گونه است:


بلاغت به دو گونه است: 1- بلاغت كلام/ كلام بليغ كه در آن كلام فصيح به اقتضاي حال باشد. 2- بلاغت متكلم / متكلم بليغ كه در آن گوينده قصد خود را به راحتي با كلام بليغ و شيوا بيان مي‌كند.<sup>2</sup> مقصود علماي بلاغت از الزام اقتضاي حال در سخن بليغ، همانا بستگي آن با زمان، مكان و حالت روحي متكلم و مخاطب است و اين‌كه گوينده بايد در ايجاد ارتباط معني دار با شنونده بكوشد. در واقع، كلام بليغ و غير بليغ بايد با اقتضاي حال تناسب داشته باشد<sup>3</sup> يعني گوينده و نويسنده يا شاعر، براي نيل به مقصود به اقتضاي بلاغت گاه سخن خود را به وجه حقيقت و زماني به نحو مجاز و در جاهاي ديگر به اشكالي نظير استعاره، تمثيل، ‌كنايه و يا صراحت كامل بيان مي‌كند.<sup>4</sup> بسياري از علماي بلاغت، فصاحت و گاه نيز براعت را الفاظي مترادف دانسته‌اند و به الفاظي كه معاني را به وضوح از متكلم به مخاطب انتقال دهند، بليغ و فصيح اطلاق كرده‌اند.<sup>5</sup> فنون بلاغت / علوم بلاغت به سه فن معاني، بيان و بديع شناخته شده است كه در ابتدا به هم آميخته بود،‌ اما به مرور زمان و بيشتر در تأليف‌هاي عربي از يكديگر تفكيك شد و هريك به عنوان فني خاص نام گرفت.<sup>6</sup>
# بلاغت کلام/ کلام بلیغ که در آن کلام فصیح به اقتضای حال باشد؛
# بلاغت متکلم / متکلم بلیغ که در آن گوینده قصد خود را به راحتی با کلام بلیغ و شیوا بیان می‌کند<ref>اسفندیارپور، هوشمند. '''''عروسان سخن.''''' تهران: فردوس، چ1، 1383، ص15.</ref>.


'''تاريخچة‌ بلاغت:''' الف) بلاغت در ادب عربي: بلاغت در ادبيات و رساله‌هاي عربي نخست در عصر جاهلي و با سروده‌هاي شاعران اين دوره چون زُهير، حطيئه و ديگران شكل گرفت. با ظهور اسلام و گسترش آن از شبه جزيرة عربستان به سرزمين‌هاي اطراف، ادب عرب نيز به آن نواحي نفوذ يافت و نزول قرآن كريم منجر به طرح اولين مسائل بلاغي با هدف درك بهتر اين كتاب آسماني توسط راويان شد.<sup>7</sup>  كهن‌ترين سندي كه در آن از صناعات ادبي قرآن سخن رفته، ''معاني القرآن'' تأليف فراّء كوفي (د 207 ق) از راويان سدة 3ق/ 9م است.<sup>8</sup> در اين سده و نيز در سدة 4ق / 10م دانشمندان ديگري نظير جاحظ (د 255 ق) در ''البيان والتبيين''،‌ ابن قتيبه (د 276 ق) در ''الشعر و الشعرا،'' ‌عبدالله بن مُعتِز (د 296 ق) در ''البديع'' و قدامة بن جعفر (د 337 ق) در نقد الشعر به مسائل مهمي دربارة بلاغت پرداختند.<sup>9</sup> از اواسط سدة 4 تا اوايل سدة 5 ق / 11م متكلماني از جمله رُمّاني (د 386 ق) در ''النُكَتْ في اعجاز القرآن''،‌ باقلاني (د 403 ق) در ''اعجازالقرآن'' و به ويژه عبدالقاهر جرجاني (د 471 ق) در كتاب‌هاي ''دلائل الاعجاز و اسرارالبلاغه'' بحث‌هاي با ارزشي در باب بلاغت مطرح كردند. جرجاني با تدوين دو كتاب اخير تحولي بزرگ در علم بلاغت پديد آورد.<sup>10</sup> در سدة 7 ق/ 13م ابن اثير موصلي (د 637ق / 1239م) ''المثل السائر في ادب الكاتب و الشاعر'' و ابن ميثم بحراني ''تجريدالبلاغه'' و سراج‌الدين سكاكي (د 626ق/ 1228م) نيز ''مفتاح العلوم'' را در علوم ادب و بلاغت به نگارش درآورند.<sup>11</sup> در سدة 8ق / 14م ادباي بلاغت به تلخيص كتاب‌هاي پيشين پرداختند. مهم‌ترين اين تلخيص‌ها، ‌تلخيص ''المفتاح'' اثر خطيب قزويني (د 739ق/ 1338م) بود.<sup>12</sup> گروهي از دانشمندان از جمله سعدالدين تفتازاني (د 791 يا 792ق/ 1388 يا 1389م) شروحي بر اين تلخيص‌ها نوشتند. تفتازاني شروح خود را ''مختصر و مطول'' ناميد.<sup>13</sup> از سدة 9ق/ 15م به بعد نويسندگان علوم بلاغي آثاري در پيروي از پيشينيان عرضه كردند.<sup>14</sup> ب) بلاغت ادب فارسي: تحقيقات نشان مي‌دهد كه ايرانيان در روزگار پيش از اسلام به‌ويژه در دورة ساسانيان در علم بلاغت قواعد و قوانين مدوّني داشتند. جاحظ از كاروند به عنوان يكي از كتاب‌هاي بلاغت عجم ياد كرده است.<sup>15</sup> در اواخر سدة 5ق/ 11م محمد بن عمر رادوياني نخستين كتاب بلاغت فارسي را به نام ''ترجمان البلاغه''٭ نوشت. در سدة 6ق/ 12م رشيدالدين / رشيد وطواط٭ (د 573 ق) با اقتباس از اثر رادوياني، ''حدائق السحر في دقائق الشعر'' را به نگارش درآورد. همچنين در اوايل سدة 7 ق / 13م، شمس قيس رازي ''المعجم في معاييراشعار العجم'' را در علوم  بلاغي عرضه كرد. اين سه كتاب از امهات كتاب‌هاي بلاغت فارسي به شمار مي‌روند.<sup>16</sup> حسين محمدشاه نيز در سدة 7 ق در خارج از كشور كتاب ''كنزالفوائد'' را در علوم بلاغي پديد آورد. در سدة 8 ق/ 16م تاج الحلاوي كتابي در علم بديع به نام ''دقايق الشعر'' تأليف كرد. در سده‌هاي 9 و 10 ق/ 15 و 16م نويسندگاني چون ملاحسين واعظ كاشفي (906ق/ 1500م) مؤلف ''بدايع الافكار في صنايع الاشعار'' آثاري در علم بديع، عروض و قافيه نوشتند. در سده‌هاي 11، 12 و 13 ق/ 17، 18 و 19م هم تأليفاتي در زمينة علوم بلاغي نظير معاني، بيان و بديع تأليف شد كه بيشتر تقليدي از آثار نويسندگان پيشين بود. از ميان اين آثار به ''انوارالبلاغه'' اثر محمد هادي مازندراني، ''رسالة ‌بيان بديع'' تأليف شمس‌العلما گرگاني (د 1305ق / 1926م) مي‌توان اشاره كرد.<sup>17</sup> در سدة 14ق/ 20م نويسندگان علوم بلاغي آثاري تأليف كردند كه برخي از آن‌ها تقليدي از كتاب‌هاي پيشين به شمار مي‌رفت و بعضي ديگر با نوآوري‌ها و دخل و تصرف در صناعات بديعي همراه بود. استاد جلال‌الدين همايي (د 1359ش/ 1980م) مؤلف ''فنون بلاغت و صناعات ادبي'' و محمد خليل رجايي مؤلف ''معالم البلاغه'' از نويسندگان موفق اين دوره هستند.<sup>18</sup>  
مقصود علمای بلاغت از الزام اقتضای حال در سخن بلیغ، همانا بستگی آن با زمان، مکان و حالت روحی متکلم و مخاطب است و این‌که گوینده باید در ایجاد ارتباط معنی دار با شنونده بکوشد. در واقع، کلام بلیغ و غیر بلیغ باید با اقتضای حال تناسب داشته باشد<ref>علوی‌مقدم، محمد؛ اشرف‌زاده، رضا. '''''معانی و بیان'''.'' تهران: سمت، چ1، 1376، ص25.</ref> یعنی گوینده و نویسنده یا شاعر، برای نیل به مقصود به اقتضای بلاغت گاه سخن خود را به وجه حقیقت و زمانی به نحو مجاز و در جاهای دیگر به اشکالی نظیر استعاره، تمثیل، ‌کنایه و یا صراحت کامل بیان می‌کند<ref>رضانژاد (نوشین)، غلامحسین. '''''اصول علم بلاغت در زبان فارسی'''''. تهران: انتشارات الزهراء ، چ1، 1367، ص30.</ref>. بسیاری از علمای بلاغت، فصاحت و گاه نیز براعت را الفاظی مترادف دانسته‌اند و به الفاظی که معانی را به وضوح از متکلم به مخاطب انتقال دهند، بلیغ و فصیح اطلاق کرده‌اند<ref>نصیریان، یدالله. '''''علوم بلاغت و اعجاز قرآن'''''. تهران: سمت، چ2، 1380، ص37.</ref>. فنون بلاغت / علوم بلاغت به سه فن معانی، بیان و بدیع شناخته شده است که در ابتدا به هم آمیخته بود،‌ اما به مرور زمان و بیشتر در تألیف‌های [[عربی]] از یکدیگر تفکیک شد و هریک به عنوان فنی خاص نام گرفت<ref>همایی، جلال‌الدین. '''''فنون بلاغت و صناعات ادبی'''''. تهران: توس، چ2، 1361، ج1، ص8.</ref>.


'''مآخذ:'''
=== تاریخچه‌ بلاغت ===


1. ميرصادقي (ذوالقدر)، ميمنت. '''''واژه‌نامة هنر شاعري'''''. تهران: كتاب مهناز، چ2، 1376، ص40.
==== الف) بلاغت در ادب عربی ====
بلاغت در ادبیات و رساله‌های عربی نخست در عصر جاهلی و با سروده‌های شاعران این دوره چون زُهیر، حطیئه و دیگران شکل گرفت. با ظهور [[اسلام]] و گسترش آن از شبه جزیره عربستان به سرزمین‌های اطراف، ادب عرب نیز به آن نواحی نفوذ یافت و نزول [[قرآن|قرآن کریم]] منجر به طرح اولین مسائل بلاغی با هدف درک بهتر این کتاب آسمانی توسط راویان شد<ref>اسفندیارپور، هوشمند. '''''عروسان سخن.''''' تهران: فردوس، چ1، 1383،ص 16، 17.</ref>.کهن‌ترین سندی که در آن از صناعات ادبی قرآن سخن رفته، معانی القرآن تألیف فراّء کوفی (د 207 ق) از راویان سده 3ق/ 9م است<ref>صفوی، ‌کوروش. «فنون بلاغت، تاریخچه»، '''''فرهنگنامه ادبی فارسی ؛ دانشنامه ادب فارسی (2).''''' به سرپرستی حسن انوشه، تهران: سازمان چاپ و انتشارات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، چ1، 1376، ص1070.</ref>.در این سده و نیز در سده 4ق / 10م دانشمندان دیگری نظیر جاحظ (د 255 ق) در البیان والتبیین،‌ ابن قتیبه (د 276 ق) در الشعر و الشعرا، ‌عبدالله بن مُعتِز (د 296 ق) در البدیع و قدامه بن جعفر (د 337 ق) در نقد الشعر به مسائل مهمی درباره بلاغت پرداختند<ref>اسفندیارپور، هوشمند. '''''عروسان سخن.''''' تهران: فردوس، چ1، 1383،ص18.</ref>. از اواسط سده 4 تا اوایل سده 5 ق / 11م متکلمانی از جمله رُمّانی (د 386 ق) در النُکَتْ فی اعجاز القرآن،‌ باقلانی (د 403 ق) در اعجازالقرآن و به ویژه عبدالقاهر جرجانی (د 471 ق) در کتاب‌های دلائل الاعجاز و اسرارالبلاغه بحث‌های با ارزشی در باب بلاغت مطرح کردند. جرجانی با تدوین دو کتاب اخیر تحولی بزرگ در علم بلاغت پدید آورد<ref>زرین‌کوب، حمید. «تکامل بلاغت و بدیع در قرن چهارم و پنجم هجری»، '''''مجله دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه فردوسی'''. مشهد'': س11، ش2، ص215، 217 ، 218.</ref>. در سده 7 ق/ 13م ابن اثیر موصلی (د 637ق / 1239م) المثل السائر فی ادب الکاتب و الشاعر و ابن میثم بحرانی تجریدالبلاغه و سراج‌الدین سکاکی (د 626ق/ 1228م) نیز مفتاح العلوم را در علوم ادب و بلاغت به نگارش درآورند<ref>رضانژاد (نوشین)، غلامحسین. '''''اصول علم بلاغت در زبان فارسی'''''. تهران: انتشارات الزهراء ، چ1، 1367، ص53.</ref>. در سده 8ق / 14م ادبای بلاغت به تلخیص کتاب‌های پیشین پرداختند. مهم‌ترین این تلخیص‌ها، ‌تلخیص المفتاح اثر خطیب قزوینی (د 739ق/ 1338م) بود<ref>میرصادقی (ذوالقدر)، میمنت. '''''واژه‌نامه هنر شاعری'''''. تهران: کتاب مهناز، چ2، 1376، ص41.</ref>.گروهی از دانشمندان از جمله سعدالدین تفتازانی (د 791 یا 792ق/ 1388 یا 1389م) شروحی بر این تلخیص‌ها نوشتند. تفتازانی شروح خود را مختصر و مطول نامید<ref>علوی‌مقدم، محمد. «بحثی در تطور بلاغت تا قرن هشتم هجری»، '''''پردگیان خیال ؛ ارجنامه محمد قهرمان'''''. به درخواست و اشراف محمد رضا شفیعی کدکنی و محمد جعفر یاحقی ، مشهد: دانشگاه فردوسی و انجمن آثار و مفاخر فرهنگی خراسان رضوی ، چ1، 1384، ص300.</ref>. از سده 9ق/ 15م به بعد نویسندگان علوم بلاغی آثاری در پیروی از پیشینیان عرضه کردند<ref>اسفندیارپور، هوشمند. '''''عروسان سخن.''''' تهران: فردوس، چ1، 1383،ص20.</ref>.


2. اسفنديارپور، هوشمند. '''''عروسان سخن.''''' تهران: فردوس، چ1، 1383، ص15.
==== ب) بلاغت ادب [[فارسی]] ====
تحقیقات نشان می‌دهد که ایرانیان در روزگار پیش از [[اسلام]] به‌ویژه در [[ساسانیان|دوره ساسانیان]] در علم بلاغت قواعد و قوانین مدوّنی داشتند. جاحظ از کاروند به عنوان یکی از کتاب‌های بلاغت عجم یاد کرده است<ref>داد، سیما'''''. فرهنگ اصطلاحات ادبی'''''. تهران: مروارید ، چ1 (ویرایش جدید)، 1382، ص80.</ref>. در اواخر سده 5ق/ 11م محمد بن عمر رادویانی نخستین کتاب بلاغت فارسی را به نام [[ترجمان البلاغه]] نوشت. در سده 6ق/ 12م رشیدالدین / [[رشيدِ وَطواط|رشید وطواط]] (د 573 ق) با اقتباس از اثر رادویانی، حدائق السحر فی دقائق الشعر را به نگارش درآورد. همچنین در اوایل سده 7 ق / 13م، شمس قیس رازی المعجم فی معاییراشعار العجم را در علوم  بلاغی عرضه کرد. این سه کتاب از امهات کتاب‌های بلاغت [[فارسی]] به شمار می‌روند<ref>علوی‌مقدم، محمد؛ اشرف‌زاده، رضا. '''''معانی و بیان'''.'' تهران: سمت، چ1، 1376، ص297، 298.</ref>. حسین محمدشاه نیز در سده 7 ق در خارج از کشور کتاب کنزالفوائد را در علوم بلاغی پدید آورد. در سده 8 ق/ 16م تاج الحلاوی کتابی در علم بدیع به نام دقایق الشعر تألیف کرد. در سده‌های 9 و 10 ق/ 15 و 16م نویسندگانی چون ملاحسین واعظ کاشفی (906ق/ 1500م) مؤلف بدایع الافکار فی صنایع الاشعار آثاری در علم [[بدیع]]، عروض و قافیه نوشتند. در سده‌های 11، 12 و 13 ق/ 17، 18 و 19م هم تألیفاتی در زمینه علوم بلاغی نظیر معانی، بیان و بدیع تألیف شد که بیشتر تقلیدی از آثار نویسندگان پیشین بود. از میان این آثار به انوارالبلاغه اثر محمد هادی مازندرانی، رساله ‌بیان بدیع تألیف شمس‌العلما گرگانی (د 1305ق / 1926م) می‌توان اشاره کرد<ref>اسفندیارپور، هوشمند. '''''عروسان سخن.''''' تهران: فردوس، چ1، 1383،ص24، 25.</ref>.در سده 14ق/ 20م نویسندگان علوم بلاغی آثاری تألیف کردند که برخی از آن‌ها تقلیدی از کتاب‌های پیشین به شمار می‌رفت و بعضی دیگر با نوآوری‌ها و دخل و تصرف در صناعات بدیعی همراه بود. استاد [[جلال الدین همایی|جلال‌الدین همایی]] (د 1359ش/ 1980م) مؤلف فنون بلاغت و صناعات ادبی و محمد خلیل رجایی مؤلف معالم البلاغه از نویسندگان موفق این دوره هستند<ref>شفیعی‌کدکنی، محمدرضا. '''''صور خیال در شعر فارسی، تحقیق در تطور ایماژهای شعر فارسی و سیر نظریه بلاغت در اسلام و ایران'''''. تهران: نیل، 1350.</ref><ref>عسگری، حسن‌بن عبدالله. '''''معیار البلاغه: مقدمه‌ای در مباحث علوم بلاغت'''''. تهران: دانشگاه تهران، 1372؛</ref><ref>شیرازی، امین. '''''آیین بلاغت'''''. بی‌جا، احمد امین شیرازی، 1369؛</ref><ref>اسفندیارپور، هوشمند. '''''عروسان سخن.''''' تهران: فردوس، چ1، 1383،ص26، 25.</ref>.


3. علوي‌مقدم، محمد؛ اشرف‌زاده، رضا. '''''معاني و بيان'''.'' تهران: سمت، چ1، 1376، ص25.
== نیز نگاه کنید به ==


4. رضانژاد (نوشين)، غلامحسين. '''''اصول علم بلاغت در زبان فارسي'''''. تهران: انتشارات الزهراء ، چ1، 1367، ص30.
* [[رشيدِ وَطواط|رشید وطواط]]
* [[ترجمان البلاغه]]
* [[جلال الدین همایی]]


5. نصيريان، يدالله. '''''علوم بلاغت و اعجاز قرآن'''''. تهران: سمت، چ2، 1380، ص37.
== مآخذ ==
<references />


6. همايي، جلال‌الدين. '''''فنون بلاغت و صناعات ادبي'''''. تهران: توس، چ2، 1361، ج1، ص8.
== منبع اصلی ==
 
[https://icro.ir/ سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، مرکز مطالعات راهبردی روابط فرهنگی] (1398). دانشنامه ایران. تهران: [https://alhoda.ir/ موسسه فرهنگی هنری و انتشارات بین المللی الهدی]،
7. اسفنديارپور، هوشمند. همان، ص 16، 17.
 
8. صفوي، ‌كوروش. «فنون بلاغت، تاريخچه»، '''''فرهنگنامة ادبي فارسي ؛ دانشنامة ادب فارسي (2).''''' به سرپرستي حسن انوشه، تهران: سازمان چاپ و انتشارات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي، چ1، 1376، ص1070.
 
9. اسفنديارپور، هوشمند. همان، ص18.
 
10.  زرين‌كوب، حميد. «تكامل بلاغت و بديع در قرن چهارم و پنجم هجري»، '''''مجلة دانشكدة ادبيات و علوم انساني دانشگاه فردوسي'''. مشهد'': س11، ش2، ص215، 217 ، 218.
 
11.  رضانژاد (نوشين)، غلامحسين. همان، ص53.
 
12.  ميرصادقي (ذوالقدر) ، ميمنت. همان، ص41.
 
13.  علوي‌مقدم، محمد. «بحثي در تطور بلاغت تا قرن هشتم هجري»، '''''پردگيان خيال ؛ ارجنامة محمد قهرمان'''''. به درخواست و اشراف محمد رضا شفيعي كدكني و محمد جعفر ياحقي ، مشهد: دانشگاه فردوسي و انجمن آثار و مفاخر فرهنگي خراسان رضوي ، چ1، 1384، ص300.
 
14.   اسفنديارپور، هوشمند. همان، ص20.
 
15.  داد، سيما'''''. فرهنگ اصطلاحات ادبي'''''. تهران: مرواريد ، چ1 (ويرايش جديد)، 1382، ص80.
 
16.  علوي مقدم، محمد. همان، ص297، 298.
 
17.  اسفنديارپور، هوشمند. همان، ص24، 25.
 
18.  همان،  25، 26.
 
و نيز نگ: شيرازي، امين. '''''آيين بلاغت'''''. بي‌جا، احمد امين شيرازي، 1369؛ عسگري، حسن‌بن عبدالله. '''''معيار البلاغه: مقدمه‌اي در مباحث علوم بلاغت'''''. تهران: دانشگاه تهران، 1372؛ شفيعي‌كدكني، محمدرضا. '''''صور خيال در شعر فارسي، تحقيق در تطور ايماژهاي شعر فارسي و سير نظرية بلاغت در اسلام و ايران'''''. تهران: نيل، 1350.


== نویسنده مقاله ==
ابوالقاسم رادفر
ابوالقاسم رادفر
[[رده:ادبیات و زبان شناسی]]
[[رده:ادبیات]]

نسخهٔ کنونی تا ‏۹ ژوئن ۲۰۲۵، ساعت ۱۳:۴۴

بلاغت (rhetoric)، بلاغت در لغت به معنای رسایی و شیوایی و در اصطلاح آن است که سخن متناسب با موقعیت ادا شود[۱].

بلاغت به دو گونه است:

  1. بلاغت کلام/ کلام بلیغ که در آن کلام فصیح به اقتضای حال باشد؛
  2. بلاغت متکلم / متکلم بلیغ که در آن گوینده قصد خود را به راحتی با کلام بلیغ و شیوا بیان می‌کند[۲].

مقصود علمای بلاغت از الزام اقتضای حال در سخن بلیغ، همانا بستگی آن با زمان، مکان و حالت روحی متکلم و مخاطب است و این‌که گوینده باید در ایجاد ارتباط معنی دار با شنونده بکوشد. در واقع، کلام بلیغ و غیر بلیغ باید با اقتضای حال تناسب داشته باشد[۳] یعنی گوینده و نویسنده یا شاعر، برای نیل به مقصود به اقتضای بلاغت گاه سخن خود را به وجه حقیقت و زمانی به نحو مجاز و در جاهای دیگر به اشکالی نظیر استعاره، تمثیل، ‌کنایه و یا صراحت کامل بیان می‌کند[۴]. بسیاری از علمای بلاغت، فصاحت و گاه نیز براعت را الفاظی مترادف دانسته‌اند و به الفاظی که معانی را به وضوح از متکلم به مخاطب انتقال دهند، بلیغ و فصیح اطلاق کرده‌اند[۵]. فنون بلاغت / علوم بلاغت به سه فن معانی، بیان و بدیع شناخته شده است که در ابتدا به هم آمیخته بود،‌ اما به مرور زمان و بیشتر در تألیف‌های عربی از یکدیگر تفکیک شد و هریک به عنوان فنی خاص نام گرفت[۶].

تاریخچه‌ بلاغت

الف) بلاغت در ادب عربی

بلاغت در ادبیات و رساله‌های عربی نخست در عصر جاهلی و با سروده‌های شاعران این دوره چون زُهیر، حطیئه و دیگران شکل گرفت. با ظهور اسلام و گسترش آن از شبه جزیره عربستان به سرزمین‌های اطراف، ادب عرب نیز به آن نواحی نفوذ یافت و نزول قرآن کریم منجر به طرح اولین مسائل بلاغی با هدف درک بهتر این کتاب آسمانی توسط راویان شد[۷].کهن‌ترین سندی که در آن از صناعات ادبی قرآن سخن رفته، معانی القرآن تألیف فراّء کوفی (د 207 ق) از راویان سده 3ق/ 9م است[۸].در این سده و نیز در سده 4ق / 10م دانشمندان دیگری نظیر جاحظ (د 255 ق) در البیان والتبیین،‌ ابن قتیبه (د 276 ق) در الشعر و الشعرا، ‌عبدالله بن مُعتِز (د 296 ق) در البدیع و قدامه بن جعفر (د 337 ق) در نقد الشعر به مسائل مهمی درباره بلاغت پرداختند[۹]. از اواسط سده 4 تا اوایل سده 5 ق / 11م متکلمانی از جمله رُمّانی (د 386 ق) در النُکَتْ فی اعجاز القرآن،‌ باقلانی (د 403 ق) در اعجازالقرآن و به ویژه عبدالقاهر جرجانی (د 471 ق) در کتاب‌های دلائل الاعجاز و اسرارالبلاغه بحث‌های با ارزشی در باب بلاغت مطرح کردند. جرجانی با تدوین دو کتاب اخیر تحولی بزرگ در علم بلاغت پدید آورد[۱۰]. در سده 7 ق/ 13م ابن اثیر موصلی (د 637ق / 1239م) المثل السائر فی ادب الکاتب و الشاعر و ابن میثم بحرانی تجریدالبلاغه و سراج‌الدین سکاکی (د 626ق/ 1228م) نیز مفتاح العلوم را در علوم ادب و بلاغت به نگارش درآورند[۱۱]. در سده 8ق / 14م ادبای بلاغت به تلخیص کتاب‌های پیشین پرداختند. مهم‌ترین این تلخیص‌ها، ‌تلخیص المفتاح اثر خطیب قزوینی (د 739ق/ 1338م) بود[۱۲].گروهی از دانشمندان از جمله سعدالدین تفتازانی (د 791 یا 792ق/ 1388 یا 1389م) شروحی بر این تلخیص‌ها نوشتند. تفتازانی شروح خود را مختصر و مطول نامید[۱۳]. از سده 9ق/ 15م به بعد نویسندگان علوم بلاغی آثاری در پیروی از پیشینیان عرضه کردند[۱۴].

ب) بلاغت ادب فارسی

تحقیقات نشان می‌دهد که ایرانیان در روزگار پیش از اسلام به‌ویژه در دوره ساسانیان در علم بلاغت قواعد و قوانین مدوّنی داشتند. جاحظ از کاروند به عنوان یکی از کتاب‌های بلاغت عجم یاد کرده است[۱۵]. در اواخر سده 5ق/ 11م محمد بن عمر رادویانی نخستین کتاب بلاغت فارسی را به نام ترجمان البلاغه نوشت. در سده 6ق/ 12م رشیدالدین / رشید وطواط (د 573 ق) با اقتباس از اثر رادویانی، حدائق السحر فی دقائق الشعر را به نگارش درآورد. همچنین در اوایل سده 7 ق / 13م، شمس قیس رازی المعجم فی معاییراشعار العجم را در علوم  بلاغی عرضه کرد. این سه کتاب از امهات کتاب‌های بلاغت فارسی به شمار می‌روند[۱۶]. حسین محمدشاه نیز در سده 7 ق در خارج از کشور کتاب کنزالفوائد را در علوم بلاغی پدید آورد. در سده 8 ق/ 16م تاج الحلاوی کتابی در علم بدیع به نام دقایق الشعر تألیف کرد. در سده‌های 9 و 10 ق/ 15 و 16م نویسندگانی چون ملاحسین واعظ کاشفی (906ق/ 1500م) مؤلف بدایع الافکار فی صنایع الاشعار آثاری در علم بدیع، عروض و قافیه نوشتند. در سده‌های 11، 12 و 13 ق/ 17، 18 و 19م هم تألیفاتی در زمینه علوم بلاغی نظیر معانی، بیان و بدیع تألیف شد که بیشتر تقلیدی از آثار نویسندگان پیشین بود. از میان این آثار به انوارالبلاغه اثر محمد هادی مازندرانی، رساله ‌بیان بدیع تألیف شمس‌العلما گرگانی (د 1305ق / 1926م) می‌توان اشاره کرد[۱۷].در سده 14ق/ 20م نویسندگان علوم بلاغی آثاری تألیف کردند که برخی از آن‌ها تقلیدی از کتاب‌های پیشین به شمار می‌رفت و بعضی دیگر با نوآوری‌ها و دخل و تصرف در صناعات بدیعی همراه بود. استاد جلال‌الدین همایی (د 1359ش/ 1980م) مؤلف فنون بلاغت و صناعات ادبی و محمد خلیل رجایی مؤلف معالم البلاغه از نویسندگان موفق این دوره هستند[۱۸][۱۹][۲۰][۲۱].

نیز نگاه کنید به

مآخذ

  1. ميرصادقي (ذوالقدر)، ميمنت. واژه‌نامه هنر شاعری. تهران: كتاب مهناز، 1376، ج.2، ص40.
  2. اسفندیارپور، هوشمند. عروسان سخن. تهران: فردوس، چ1، 1383، ص15.
  3. علوی‌مقدم، محمد؛ اشرف‌زاده، رضا. معانی و بیان. تهران: سمت، چ1، 1376، ص25.
  4. رضانژاد (نوشین)، غلامحسین. اصول علم بلاغت در زبان فارسی. تهران: انتشارات الزهراء ، چ1، 1367، ص30.
  5. نصیریان، یدالله. علوم بلاغت و اعجاز قرآن. تهران: سمت، چ2، 1380، ص37.
  6. همایی، جلال‌الدین. فنون بلاغت و صناعات ادبی. تهران: توس، چ2، 1361، ج1، ص8.
  7. اسفندیارپور، هوشمند. عروسان سخن. تهران: فردوس، چ1، 1383،ص 16، 17.
  8. صفوی، ‌کوروش. «فنون بلاغت، تاریخچه»، فرهنگنامه ادبی فارسی ؛ دانشنامه ادب فارسی (2). به سرپرستی حسن انوشه، تهران: سازمان چاپ و انتشارات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، چ1، 1376، ص1070.
  9. اسفندیارپور، هوشمند. عروسان سخن. تهران: فردوس، چ1، 1383،ص18.
  10. زرین‌کوب، حمید. «تکامل بلاغت و بدیع در قرن چهارم و پنجم هجری»، مجله دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه فردوسی. مشهد: س11، ش2، ص215، 217 ، 218.
  11. رضانژاد (نوشین)، غلامحسین. اصول علم بلاغت در زبان فارسی. تهران: انتشارات الزهراء ، چ1، 1367، ص53.
  12. میرصادقی (ذوالقدر)، میمنت. واژه‌نامه هنر شاعری. تهران: کتاب مهناز، چ2، 1376، ص41.
  13. علوی‌مقدم، محمد. «بحثی در تطور بلاغت تا قرن هشتم هجری»، پردگیان خیال ؛ ارجنامه محمد قهرمان. به درخواست و اشراف محمد رضا شفیعی کدکنی و محمد جعفر یاحقی ، مشهد: دانشگاه فردوسی و انجمن آثار و مفاخر فرهنگی خراسان رضوی ، چ1، 1384، ص300.
  14. اسفندیارپور، هوشمند. عروسان سخن. تهران: فردوس، چ1، 1383،ص20.
  15. داد، سیما. فرهنگ اصطلاحات ادبی. تهران: مروارید ، چ1 (ویرایش جدید)، 1382، ص80.
  16. علوی‌مقدم، محمد؛ اشرف‌زاده، رضا. معانی و بیان. تهران: سمت، چ1، 1376، ص297، 298.
  17. اسفندیارپور، هوشمند. عروسان سخن. تهران: فردوس، چ1، 1383،ص24، 25.
  18. شفیعی‌کدکنی، محمدرضا. صور خیال در شعر فارسی، تحقیق در تطور ایماژهای شعر فارسی و سیر نظریه بلاغت در اسلام و ایران. تهران: نیل، 1350.
  19. عسگری، حسن‌بن عبدالله. معیار البلاغه: مقدمه‌ای در مباحث علوم بلاغت. تهران: دانشگاه تهران، 1372؛
  20. شیرازی، امین. آیین بلاغت. بی‌جا، احمد امین شیرازی، 1369؛
  21. اسفندیارپور، هوشمند. عروسان سخن. تهران: فردوس، چ1، 1383،ص26، 25.

منبع اصلی

سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، مرکز مطالعات راهبردی روابط فرهنگی (1398). دانشنامه ایران. تهران: موسسه فرهنگی هنری و انتشارات بین المللی الهدی،

نویسنده مقاله

ابوالقاسم رادفر