پرش به محتوا

آموزش و پرورش در دوره سامانیان: تفاوت میان نسخه‌ها

از ویکی ایران
Samei (بحث | مشارکت‌ها)
صفحه‌ای تازه حاوی «'''دوازدهم سامانیان''' سامانیان منسوب به سامان خدأت از خاندان‌های ایرانی بودند که در خراسان و ماوراءالنهر و بخشی از ایران مرکزی از سال ۲۶۱ تا ۳۸۹ قمری حکومت کردند. بنابر منابع تاریخی، نسب آنان به بهرام چوبینه و خسروپرویز می‌رسد. امیر اسماعیل‌...» ایجاد کرد
 
Samei (بحث | مشارکت‌ها)
 
(یک نسخهٔ میانیِ ایجادشده توسط همین کاربر نشان داده نشد)
خط ۱: خط ۱:
'''دوازدهم سامانیان'''
[[سامانیان]] منسوب به سامان خدأت از خاندان‌های ایرانی بودند که در خراسان و ماوراءالنهر و بخشی از ایران مرکزی از سال ۲۶۱ تا ۳۸۹ قمری حکومت کردند. بنابر منابع تاریخی، نسب آنان به بهرام چوبینه و [[خسرو پرویز|خسروپرویز]] می‌رسد. امیر اسماعیل‌بن احمد، بنیانگذار این سلسله از امرایی بود که تا سال ۲۵۹ قمری با عدل و انصاف حکومت کرد. معروف است که در بخارا برای رسیدگی به امور قضایی دیوانخانه‌ای داشت و در سفرها هم گروهی از قضات را همراه می‌برد تا در صورت لزوم به حل و فصل مشکلات بپردازند. در این دوره، خراسان و ماوراءالنهر از مراکز مهم علمی و ادبی کشور بود. مقدسی درباره [[سامانیان]] می‌نویسد:<blockquote>«خدا ایشان را پیروزی بخشید که خوش رفتارترین شاهان و فرهنگ پرورترین ایشان‌اند. از امثال زبانزد مردم است که هرگاه درختی بر خاندان [[سامانیان]] یاغی شود، خشک خواهد شد.»<ref>مقدسی، همان، ص ۴۹۴. .</ref></blockquote>شهر بخارا در زمان [[سامانیان]] از رونق زیادی برخوردار بود. ابوعلی سینا بازار کتابفروشان بخارا را بی‌نظیر می‌داند و اظهار می‌دارد که در یکی از کتابفروشی‌های آنجا موفق شد نسخه‌ای از آثار فارابی را بیاید؛ این اثر او را در درک بهتر افکار ارسطو یاری کرد. در این شهر دکان‌های کتاب فروشی تنها مختص فروش کتاب نبود؛ بلکه محل تجمع شعرا، حکما، اطباء و سایر گروه‌های علمی و ادبی بود. اکثر کتابفروشان افرادی باسواد و صاحب فضل بودند.


سامانیان منسوب به سامان خدأت از خاندان‌های ایرانی بودند که در خراسان و ماوراءالنهر و بخشی از ایران مرکزی از سال ۲۶۱ تا ۳۸۹ قمری حکومت کردند. بنابر منابع تاریخی، نسب آنان به بهرام چوبینه و خسروپرویز می‌رسد. امیر اسماعیل‌بن احمد، بنیانگذار این سلسله از امرایی بود که تا سال ۲۵۹ قمری با عدل و انصاف حکومت کرد. معروف است که در بخارا برای رسیدگی به امور قضایی دیوانخانه‌ای داشت و در سفرها هم گروهی از قضات را همراه
در این دوره ادب و [[فارسی|زبان فارسی]] رونق بسزایی داشت. شاعران و مترجمان تشویق می‌شدند و کتاب‌های بسیاری مانند: تاریخ طبری، تفسیر کبیر طبری، سندباد نامه، [[بختیارنامه]] و [[کلیله و دمنه]] از [[عربی]] به [[فارسی]] ترجمه شد و آثار منظومی مانند: آفرین‌نامه ابوشکور، شاهنامه مسعودی مروزی، گشتاسب نامه دقیقی و [[شاهنامه فردوسی]] سروده شد. این عهد را یکی از بهترین دوره‌های ادبی [[فارسی|زبان فارسی]] در شعر و نثر دانسته‌اند<ref>صفا، ذبیح الله (1365)، '''''خلاصه تاریخ سیاسی، اجتماعی و فرهنگی ایران'''''، تهران: امیرکبیر، ص ۱۵۱</ref><ref>محمد سلطانزاده، همان، ص ۸۱</ref>. در این دوران نویسندگان، شاعران و علمایی ظهور کردند که به دو [[فارسی|زبان فارسی]] و [[عربی]] مسلط بودند از آثار نظم و نثر برجای مانده می‌توان نتیجه گرفت که علاوه بر زبان و فرهنگ ایرانی، زبان و ادبیات و معارف اسلامی و [[عربی]] تدریس می‌شد.


می‌برد تا در صورت لزوم به حل و فصل مشکلات بپردازند.
رشد زبان و ادبیات فارسی به پیشرفت تعلیم و تربیت عمومی کمک کرد. به طور کلی [[سامانیان]] به اهل علم و ادب احترام می‌گذاشتند. در کتابخانه [[سامانیان]] ترجمه‌هایی از کتب قدیمی یونانی و هندی در ردیف فقه و حدیث وجود داشت. در این دوره حکما و علما تقدیر و تشویق می‌شدند<ref>زرین کوب، عبدالحسین (1375)، '''''از گذشته ادبی ایران'''''، تهران: انتشارات بین‌المللی الهدی، جلد ۱، ص ۲۳۶.</ref>.<blockquote>«یکی از آیین‌های دربار [[سامانیان]] این بود که دانشمندان را به زمین‌بوس خویش روا نمی‌داشتند و ایشان را مجالسی شبانه بود و در ماه رمضان فراهم می‌کردند و در حضور پادشاه، دانشمندان مناظره می‌کردند و پادشاه خود، در مناظره را می‌گشود و پرسش می‌کرد و دانشمندان که بودند با وی سخن می‌گفتند و راه دانش می‌پیمودند.»<ref>راوندی، مرتضی ( 1367)، '''''سیر فرهنگ و تاریخ تعلیم و تربیت در ایران و اروپا'''''، تهران: انتشارات پگاه،  چ ۲، ص.16.</ref>.</blockquote>اکثر امرای [[سامانیان|سامانی]] مانند [[طاهریان]] کمابیش به سعادت مردم علاقه‌مند بودند و در راه تعلیم و تربیت طبقات مختلف اجتماعی مانعی ایجاد نمی‌کردند. در کتابخانه آنها مخصوصاً نوح‌بن منصور (م ۳۸۷ ق) به روی تمام مردم باز بود. [[ابن سینا، ادبیات|ابن‌سینا]] در این باره می‌نویسد:


.
«من وارد سردابی شدم که خانه‌های بسیار داشت و در هر خانه‌ای صندوق‌های کتاب را روی هم انباشته بودند. در یک خانه کتاب‌های [[عربی]] و شعر و در دیگری فقه و بدین‌گونه در هر خانه‌ای کتاب‌های یک علم وجود داشت. پس فهرست کتاب‌های اوایل را مطالعه کردم و آنچه را بدان نیاز داشتم خواستم و کتاب‌هایی دیدم که نامشان بر بسیاری از مردم پوشیده بود. من هم پیش از آن ندیده بودم و پس از آن هم ندیدم. پس این کتاب‌ها را خواندم و از آنها سودها بردم و ارزش هر مردی را در دانش وی شناختم»<ref>ثعالبی، '''''یتیمةالدهر'''''، چاپ بیروت: ۲۳ ،IV به نقل از: بارتولد، ترکستان نامه، ترجمه کریم کشاورز، ص ۵۰.</ref>.


در این دوره، خراسان و ماوراءالنهر از مراکز مهم علمی و ادبی کشور بود. مقدسی درباره سامانیان می‌نویسد: «خدا ایشان را پیروزی بخشید که خوش رفتارترین شاهان و فرهنگ پرورترین ایشان‌اند. از امثال زبانزد مردم است که هرگاه درختی بر خاندان سامانیان یاغی شود، خشک خواهد شد.»^{۱}
== نیز نگاه کنید به ==


شهر بخارا در زمان سامانیان از رونق زیادی برخوردار بود. ابوعلی سینا بازار کتابفروشان بخارا را بی‌نظیر می‌داند و اظهار می‌دارد که در یکی از کتابفروشی‌های آنجا موفق شد نسخه‌ای از آثار فارابی را بیاید؛ این اثر او را در درک بهتر افکار ارسطو یاری کرد. در این شهر دکان‌های
* [[تاریخ فرهنگی ایران در سده‌های سوم و چهارم هجری]]


1. مقدسی، همان، ص ۴۹۴. .
* [[آموزش و پرورش در دوره طاهریان]]
* [[آموزش و پرورش در دوره صفاریان]]
* [[آموزش و پرورش در دوره غزنویان]]
* [[آموزش و پرورش در دوره زیاریان]]
* [[آموزش و پرورش در دوره آل بویه]]


== مآخذ ==
<references />
== منبع اصلی ==
ملک، حسن (1387). کتاب ایران: تاریخ آموزش و پرورش در ایران. ویراستاری مرضیه مرآت نیا. تهران: [https://alhoda.ir موسسه فرهنگی، هنری و انتشاراتی بین المللی الهدی].


۷۴
== نویسنده مقاله ==
 
حسن ملک
تاریخ آموزش و پرورش در ایران
[[رده:تعلیم و تربیت]]
 
کتاب فروشی تنها مختص فروش کتاب نبود؛ بلکه محل تجمع شعرا، حکما، اطباء و سایر گروه‌های علمی و ادبی بود. اکثر کتابفروشان افرادی باسواد و صاحب فضل بودند.
 
در این دوره ادب و زبان فارسی رونق بسزایی داشت. شاعران و مترجمان تشویق می‌شدند و کتاب‌های بسیاری مانند: تاریخ طبری، تفسیر کبیر طبری، سندباد نامه، بختیارنامه و کلیله و دمنه از عربی به فارسی ترجمه شد و آثار منظومی مانند: آفرین‌نامه ابوشکور، شاهنامه مسعودی مروزی، گشتاسب نامه دقیقی و شاهنامه فردوسی سروده شد. این عهد را یکی از بهترین دوره‌های ادبی زبان فارسی در شعر و نثر دانسته‌اند.^{۲}
 
در این دوران نویسندگان، شاعران و علمایی ظهور کردند که به دو زبان فارسی و عربی مسلط بودند از آثار نظم و نثر برجای مانده می‌توان نتیجه گرفت که علاوه بر زبان و فرهنگ ایرانی، زبان و ادبیات و معارف اسلامی و عربی تدریس می‌شد.
 
رشد زبان و ادبیات فارسی به پیشرفت تعلیم و تربیت عمومی کمک کرد. به طور کلی سامانیان به اهل علم و ادب احترام می‌گذاشتند. در کتابخانه سامانیان ترجمه‌هایی از کتب قدیمی یونانی و هندی در ردیف فقه و حدیث وجود داشت. در این دوره حکما و علما تقدیر و تشویق می‌شدند.^{۳}
 
«یکی از آیین‌های دربار سامانیان این بود که دانشمندان را به زمین‌بوس خویش روا نمی‌داشتند و ایشان را مجالسی شبانه بود و در ماه رمضان فراهم می‌کردند و در حضور پادشاه، دانشمندان مناظره می‌کردند و پادشاه خود، در مناظره را می‌گشود و پرسش می‌کرد و دانشمندان که بودند با وی سخن می‌گفتند و راه دانش می‌پیمودند.»^{۴}
 
اکثر امرای سامانی مانند طاهریان کمابیش به سعادت مردم علاقه‌مند بودند و در راه تعلیم و تربیت طبقات مختلف اجتماعی مانعی ایجاد نمی‌کردند. در کتابخانه آنها مخصوصاً نوح‌بن منصور (م ۳۸۷ ق) به روی تمام مردم باز بود. ابن‌سینا در این باره می‌نویسد: «من وارد سردابی شدم که خانه‌های بسیار داشت و در هر خانه‌ای صندوق‌های کتاب را روی هم انباشته بودند. ۲. ذبیح الله صفا، خلاصه تاریخ سیاسی، اجتماعی و فرهنگی ایران، تهران: امیرکبیر، [۱۳۵۶]، ص ۱۵۱؛ محمد سلطانزاده، همان، ص ۸۱
 
3. عبدالحسین زرین کوب، از گذشته ادبی ایران، چ ۱، تهران: انتشارات بین‌المللی الهدی، ۱۳۷۵، ص ۲۳۶. ۴. مرتضی راوندی، همان، ص ۱۶.
 
 
سامانیان
 
۷۵
 
در یک خانه کتاب‌های عربی و شعر و در دیگری فقه و بدین‌گونه در هر خانه‌ای کتاب‌های یک علم وجود داشت. پس فهرست کتاب‌های اوایل را مطالعه کردم و آنچه را بدان نیاز داشتم خواستم و کتاب‌هایی دیدم که نامشان بر بسیاری از مردم پوشیده بود. من هم پیش از آن ندیده بودم و پس از آن هم ندیدم. پس این کتاب‌ها را خواندم و از آنها سودها بردم و ارزش هر مردی را در دانش وی شناختم.»^{۵}
 
۵. ثعالبی، یتیمةالدهر، چاپ بیروت: ۲۳ ،IV به نقل از: بارتولد، ترکستان نامه، ترجمه کریم کشاورز، ص ۵۰.

نسخهٔ کنونی تا ‏۱۶ فوریهٔ ۲۰۲۶، ساعت ۲۳:۴۳

سامانیان منسوب به سامان خدأت از خاندان‌های ایرانی بودند که در خراسان و ماوراءالنهر و بخشی از ایران مرکزی از سال ۲۶۱ تا ۳۸۹ قمری حکومت کردند. بنابر منابع تاریخی، نسب آنان به بهرام چوبینه و خسروپرویز می‌رسد. امیر اسماعیل‌بن احمد، بنیانگذار این سلسله از امرایی بود که تا سال ۲۵۹ قمری با عدل و انصاف حکومت کرد. معروف است که در بخارا برای رسیدگی به امور قضایی دیوانخانه‌ای داشت و در سفرها هم گروهی از قضات را همراه می‌برد تا در صورت لزوم به حل و فصل مشکلات بپردازند. در این دوره، خراسان و ماوراءالنهر از مراکز مهم علمی و ادبی کشور بود. مقدسی درباره سامانیان می‌نویسد:

«خدا ایشان را پیروزی بخشید که خوش رفتارترین شاهان و فرهنگ پرورترین ایشان‌اند. از امثال زبانزد مردم است که هرگاه درختی بر خاندان سامانیان یاغی شود، خشک خواهد شد.»[۱]

شهر بخارا در زمان سامانیان از رونق زیادی برخوردار بود. ابوعلی سینا بازار کتابفروشان بخارا را بی‌نظیر می‌داند و اظهار می‌دارد که در یکی از کتابفروشی‌های آنجا موفق شد نسخه‌ای از آثار فارابی را بیاید؛ این اثر او را در درک بهتر افکار ارسطو یاری کرد. در این شهر دکان‌های کتاب فروشی تنها مختص فروش کتاب نبود؛ بلکه محل تجمع شعرا، حکما، اطباء و سایر گروه‌های علمی و ادبی بود. اکثر کتابفروشان افرادی باسواد و صاحب فضل بودند.

در این دوره ادب و زبان فارسی رونق بسزایی داشت. شاعران و مترجمان تشویق می‌شدند و کتاب‌های بسیاری مانند: تاریخ طبری، تفسیر کبیر طبری، سندباد نامه، بختیارنامه و کلیله و دمنه از عربی به فارسی ترجمه شد و آثار منظومی مانند: آفرین‌نامه ابوشکور، شاهنامه مسعودی مروزی، گشتاسب نامه دقیقی و شاهنامه فردوسی سروده شد. این عهد را یکی از بهترین دوره‌های ادبی زبان فارسی در شعر و نثر دانسته‌اند[۲][۳]. در این دوران نویسندگان، شاعران و علمایی ظهور کردند که به دو زبان فارسی و عربی مسلط بودند از آثار نظم و نثر برجای مانده می‌توان نتیجه گرفت که علاوه بر زبان و فرهنگ ایرانی، زبان و ادبیات و معارف اسلامی و عربی تدریس می‌شد.

رشد زبان و ادبیات فارسی به پیشرفت تعلیم و تربیت عمومی کمک کرد. به طور کلی سامانیان به اهل علم و ادب احترام می‌گذاشتند. در کتابخانه سامانیان ترجمه‌هایی از کتب قدیمی یونانی و هندی در ردیف فقه و حدیث وجود داشت. در این دوره حکما و علما تقدیر و تشویق می‌شدند[۴].

«یکی از آیین‌های دربار سامانیان این بود که دانشمندان را به زمین‌بوس خویش روا نمی‌داشتند و ایشان را مجالسی شبانه بود و در ماه رمضان فراهم می‌کردند و در حضور پادشاه، دانشمندان مناظره می‌کردند و پادشاه خود، در مناظره را می‌گشود و پرسش می‌کرد و دانشمندان که بودند با وی سخن می‌گفتند و راه دانش می‌پیمودند.»[۵].

اکثر امرای سامانی مانند طاهریان کمابیش به سعادت مردم علاقه‌مند بودند و در راه تعلیم و تربیت طبقات مختلف اجتماعی مانعی ایجاد نمی‌کردند. در کتابخانه آنها مخصوصاً نوح‌بن منصور (م ۳۸۷ ق) به روی تمام مردم باز بود. ابن‌سینا در این باره می‌نویسد:

«من وارد سردابی شدم که خانه‌های بسیار داشت و در هر خانه‌ای صندوق‌های کتاب را روی هم انباشته بودند. در یک خانه کتاب‌های عربی و شعر و در دیگری فقه و بدین‌گونه در هر خانه‌ای کتاب‌های یک علم وجود داشت. پس فهرست کتاب‌های اوایل را مطالعه کردم و آنچه را بدان نیاز داشتم خواستم و کتاب‌هایی دیدم که نامشان بر بسیاری از مردم پوشیده بود. من هم پیش از آن ندیده بودم و پس از آن هم ندیدم. پس این کتاب‌ها را خواندم و از آنها سودها بردم و ارزش هر مردی را در دانش وی شناختم»[۶].

نیز نگاه کنید به

مآخذ

  1. مقدسی، همان، ص ۴۹۴. .
  2. صفا، ذبیح الله (1365)، خلاصه تاریخ سیاسی، اجتماعی و فرهنگی ایران، تهران: امیرکبیر، ص ۱۵۱
  3. محمد سلطانزاده، همان، ص ۸۱
  4. زرین کوب، عبدالحسین (1375)، از گذشته ادبی ایران، تهران: انتشارات بین‌المللی الهدی، جلد ۱، ص ۲۳۶.
  5. راوندی، مرتضی ( 1367)، سیر فرهنگ و تاریخ تعلیم و تربیت در ایران و اروپا، تهران: انتشارات پگاه، چ ۲، ص.16.
  6. ثعالبی، یتیمةالدهر، چاپ بیروت: ۲۳ ،IV به نقل از: بارتولد، ترکستان نامه، ترجمه کریم کشاورز، ص ۵۰.

منبع اصلی

ملک، حسن (1387). کتاب ایران: تاریخ آموزش و پرورش در ایران. ویراستاری مرضیه مرآت نیا. تهران: موسسه فرهنگی، هنری و انتشاراتی بین المللی الهدی.

نویسنده مقاله

حسن ملک