پرش به محتوا

نظارت( استصوابی- استطلاعی): تفاوت میان نسخه‌ها

از ویکی ایران
Samei (بحث | مشارکت‌ها)
صفحه‌ای تازه حاوی «نظارت (استصوابي- استطلاعي) خيراله خيري اصل نظارت عبارت است از عمل يا فرايند رسيدگي، بازرسي يا تماشا كردن براي اطمينان از درست انجام شدن كاري (صدري افشار، ذيل واژه). نظارت به اين معني خود به دو نوع متفاوت تقسيم مي‌شود: نظارت استصوابي و نظارت اط...» ایجاد کرد
 
Setayesh (بحث | مشارکت‌ها)
بدون خلاصۀ ویرایش
 
خط ۱: خط ۱:
نظارت (استصوابي- استطلاعي)
نظارت عبارت است از عمل یا فرایند رسیدگی، بازرسی یا تماشا کردن برای اطمینان از درست انجام شدن کاری<ref>صدری‌افشار، غلامحسین، فرهنگ فارسی، تهران، انتشارات فرهنگ معاصر، 1348.</ref>. نظارت به این معنی خود به دو نوع متفاوت تقسیم می‌شود: نظارت استصوابی و نظارت اطلاعی یا استطلاعی. نظارت استصوابی یعنی مراقبت داشتن ناظر بر اقدامات متولی و تصویب کردن اعمال وی پیش از اجرای آن و نظارت اطلاعی یعنی مراقبت داشتن ناظر بر اعمال متولی در امور وقف، بدین صورت که از اقدام متولی آگاه گردد ولیکن تصویب اعمال متولی از طرف ناظر لازم نیست.<ref>معین، محمد، فرهنگ فارسی معین.</ref> به عبارت دیگر در نظارت استطلاعی ناظر حق صدور حکم ندارد و در صورتی که حکمی را صادر نماید اطاعت از حکم وی الزامی نیست. در این نوع نظارت، ناظر تنها به دنبال کسب اطلاع از اقدام متولی است.<ref>مرندی، محمّد‌رضا، نظارت استصوابی و شبهه دور، تهران، مؤسسه فرهنگی دانش و اندیشه معاصر، 1379، ص16.</ref> به عنوان مثال در نظارت استطلاعی مصوبه‌ای را به اطلاع مقام عالی می‌رسانند؛ مثلاً در تشکیلات سازمان‌های اداری، مقام پایین‌تر مصوبه‌ای را به اطلاع وزیر می‌رساند. در اینجا مدیرکل یا معاون مصوبه را اجرا می‌کند؛ یعنی خود تصمیم می‌گیرد و فقط به مقام مافوق اطلاع می‌دهد و دیگر لازم نیست که به امضای او برساند. از این رو فقط هنگامی که مقام مافوق بگوید مصوبه خلاف است با آن برخورد می‌کند.<ref>کعبی، عباس، ضمانت‌های اجرایی قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، قم، مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی (ره)، مرکز انتشارات، 1384، ص41.</ref> در مقابل نظارت استصوابی، نظارتی است که در آن ناظر می‌تواند حکم کند و متولی باید از حکم صادر شده تبعید نماید. بنابراین این نوع نظارت اعم از نظارت استطلاعی است یعنی علاوه بر این‌که ناظر، اطلاع کسب می‌کند حکم نیز صادر می‌کند.<ref>مرندی، محمّد‌رضا، نظارت استصوابی و شبهه دور، تهران، مؤسسه فرهنگی دانش و اندیشه معاصر، 1379، ص17-18.</ref> برای مثال نظارتی که مدیر یک کارخانه یا رئیس یک اداره در راستای مدیریتش بر عملکرد کارکنان و زیردستان خود اعمال می‌کند، از نوع نظارت استصوابی است. به عبارت دیگر مدیر، نظارتش به کسب اطلاع، ضمانت اجرایی را نیز در بر دارد. یعنی در صورت لزوم، حق صدور دستور را دارد و کارکنان یا کارمندان وی نیز موظف به انجام حکم و دستور او می‌باشند.<ref>مرندی، محمّد‌رضا، حقوق اساسی جمهوری اسلامی ایران، تهران، انتشارات پارسایان، 1382، ص41.</ref>


خيراله خيري اصل
اصل 99 [[قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران]] مرجع ناظر بر انتخابات را در کشور اعم از انتخابات [[مجلس خبرگان رهبری]]، ریاست‌ جمهوری، [[مجلس شورای اسلامی]] و مراجعه به آراء عمومی و همه‌پرسی شورای نگهبان دانسته است. بر اساس این اصل «[[شورای نگهبان]]، نظارت بر انتخابات [[مجلس خبرگان رهبری]]، ریاست جمهور‌ی، [[مجلس شورای ملی]] و مراجعه به آراء‌ عمومی و همه‌پرسی را بر عهده دارد».<ref>قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران‌، اصل 99.</ref>


امّا لفظ «نظارت» در اصل 99 [[قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران|قانون اساسی‌]]، تفسیر بردار است و به راحتی استصوابی یا اطلاعی بودن نظارت [[شورای نگهبان]] را نمی‌توان از این اصل استخراج کرد. قانون اساسی طبق اصل 98 مرجع تفسیر قانون را نیز [[شورای نگهبان]] ذکر کرده است. و [[شورای نگهبان]] در نامه خود به رئیس هیأت مرکزی نظارت [[شورای نگهبان]] بر انتخابات در تاریخ 1/3/1370 «نظارت» مذکور در اصل 99 قانون اساسی را «استصوابی» دانسته است:<blockquote>«نظارت مذکور در اصل 99 قانون اساسی استصوابی است و شامل تمام مراحل اجرایی انتخابات، از جمله تأیید و رد صلاحیت کاندیداها می‌شود».<ref>منصور، جهانگیر، نظریات تفسیری و مشورتی شورای نگهبان درباره‌ی قانون اساسی همراه با قانون اساسی مصوب 1358، تهران، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، سازمان چاپ و انتشارات، 1380، ص205.</ref></blockquote>عده‌ای این نوع تفسیر را تفسیر به نفع مفسر دانسته‌اند:<blockquote>«تفسیر ارائمه شده از سوی شورای نگهبان و عملکردهای جاری در زمینه‌ی نظارت بر انتخابات مؤید این نکته است که شورای نگهبان شدیدترین شقوق نظارتی را به عنوان مصداق صلاحیت خود در زمینه‌ی نظارت بر انتخابات به رسمیت شناخته است. این نوع تلقی همان است که با عنوان «تفسیر به نفع مفسر» به آن اشاره می‌شود».<ref>علینقی، امیرحسین، نظارت بر انتخابات و تشخیص صلاحیت داوطلبان، تهران، نشر نی، 1378، ص73.</ref></blockquote>همچنین عده‌ای استدلال کرده‌اند که نظارت استصوابی شورای نگهبان به «سنتی قابل پیش‌بینی جهت محرومیت عده‌ای از شهروندان از حقوق اساسی خود تبدیل شده است» و در عمل موجب حجیم و بزرگتر شدن ساختار دولتی و تمرکز روزافزون منابع قدرت سیاسی اعم از اجبارآمیز و غیر اجباری و کاهش توان و ظرفیت جامعه‌ی مدنی و ظهور نهادهای مدنی نحیف و نارس شده است». (اصغرزاده در «نظارت استصوابی»، ص 5).


نظارت عبارت است از عمل يا فرايند رسيدگي، بازرسي يا تماشا كردن براي اطمينان از درست انجام شدن كاري (صدري افشار، ذيل واژه). نظارت به اين معني خود به دو نوع متفاوت تقسيم مي‌شود: نظارت استصوابي و نظارت اطلاعي يا استطلاعي. نظارت استصوابي يعني مراقبت داشتن ناظر بر اقدامات متولي و تصويب كردن اعمال وي پيش از اجراي آن و نظارت اطلاعي يعني مراقبت داشتن ناظر بر اعمال متولي در امور وقف، بدين صورت كه از اقدام متولي آگاه گردد وليكن تصويب اعمال متولي از طرف ناظر لازم نيست. (معين، ذيل واژه نظارت). به عبارت ديگر در نظارت استطلاعي ناظر حق صدور حكم ندارد و در صورتي كه حكمي را صادر نمايد اطاعت از حكم وي الزامي نيست. در اين نوع نظارت، ناظر تنها به دنبال كسب اطلاع از اقدام متولي است. (مرندي، نظارت استصوابي و شبهه دور،  16) به عنوان مثال در نظارت استطلاعي مصوبه‌اي را به اطلاع مقام عالي مي‌رسانند؛ مثلاً در تشكيلات سازمان‌هاي اداري، مقام پايين‌تر مصوبه‌اي را به اطلاع وزير مي‌رساند. در اينجا مديركل يا معاون مصوبه را اجرا مي‌كند؛ يعني خود تصميم مي‌گيرد و فقط به مقام مافوق اطلاع مي‌دهد و ديگر لازم نيست كه به امضاي او برساند. از اين رو فقط هنگامي كه مقام مافوق بگويد مصوبه خلاف است با آن برخورد مي‌كند. (كعبي، 41). در مقابل نظارت استصوابي، نظارتي است كه در آن ناظر مي‌تواند حكم كند و متولي بايد از حكم صادر شده تبعيد نمايد. بنابراين اين نوع نظارت اعم از نظارت استطلاعي است يعني علاوه بر اين‌كه ناظر، اطلاع كسب مي‌كند حكم نيز صادر مي‌كند. (مرندي. نظارت استصوابي و شبهه‌ي دور، 18- 17) براي مثال نظارتي كه مدير يك كارخانه يا رئيس يك اداره در راستاي مديريتش بر عملكرد كاركنان و زيردستان خود اعمال مي‌كند، از نوع نظارت استصوابي است. به عبارت ديگر مدير، نظارتش به كسب اطلاع، ضمانت اجرايي را نيز در بر دارد. يعني در صورت لزوم، حق صدور دستور را دارد و كاركنان يا كارمندان وي نيز موظف به انجام حكم و دستور او مي‌باشند. (مرندي، حقوق اساسي جمهوري اسلامي ايران، 41)
باید توجه داشت که در هر جامعه و حکومتی، اصول و مبانی اعتقادی و فرهنگی مشترکی وجود دارد که قسم عمده‌ای از آن‌ها در قانون اساسی آن کشور متبلور می‌شود. از آنجا که حفظ این اصول و مبانی، ضامن حفظ هویت و وحدت ملی جوامع به شمار می‌آید، نظام‌های سیاسی که نمایندگان جوامع خود هستند در حفظ این اصول و مبانی می‌کوشند.<ref>مرندی، محمّد‌رضا، نظارت استصوابی و شبهه دور، تهران، مؤسسه فرهنگی دانش و اندیشه معاصر، 1379، ص23.</ref> در [[جمهوری اسلامی]] ایران نیز علت اصلی از نظارت [[شورای نگهبان]] بر انتخابات حفظ نظام [[جمهوری اسلامی]] ایران است. یکی از راه‌های اساسی انحراف [[جمهوری اسلامی]] ایران از [[اسلام]] وضع قوانی غیر اسلامی در مجلس شورای اسلامی است. برای جلوگیری از چنین انحرافاتی، نظارت اسلام‌شناسان که فقها هستند، لازم است. این نظارت در دو زمینه می‌باشد. یکی در بررسی عدم مغایرت مصوبات مجلس با اصول و احکام [[اسلام]] است که [[قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران|قانون اساسی]] به آن صراحت دارد و دیگری نظارت بر انتخابات است، نظارت بر انتخابات مشمول کیفیت انتخابات است که در [[قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران|قانون اساسی]] بیان شده که تعیین کیفیت انتخابات از طریق وضع قوانین عادی است.<ref>سائلی کرده‌ده، مجید، سیر تحول قوانین انتخاباتی مجلس در ایران، تهران، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، 1378، ص380.</ref>


اصل 99 قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران مرجع ناظر بر انتخابات را در كشور اعم از انتخابات مجلس خبرگان رهبري، رياست‌ جمهوري، مجلس شوراي اسلامي و مراجعه به آراء عمومي و همه‌پرسي شوراي نگهبان دانسته است. بر اساس اين اصل «شوراي نگهبان، نظارت بر انتخابات مجلس خبرگان رهبري، رياست جمهور‌ي، مجلس شوراي ملي و مراجعه به آراء‌عمومي و همه‌پرسي را بر عهده دارد». (قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران‌، اصل 99)
از نظر حقویقی نیز دلایلی مبنی بر استصوای بودن نظارت [[شورای نگهبان]] بر انتخابات ارائه شده است. در قانون اساسی هر جا که مسأله نظارت اطلاعی مطرح شده، در کنار مقام ناظر یک مقام ذی‌صلاح برای ارجاع امر به آن و تصحیح جریان کار نیز پیش‌بینی شده است، امّا چنین مقام ذی‌صلاحی را برای نظارت [[شورای نگهبان]] بر انتخابات مشاهده نمی‌کنمی. بنابراین می‌توان نتیجه گرفت که از دیدگاه قانون اساسی نظارت [[شورای نگهبان]] بر انتخابات استصوابی است.<ref>هدایت‌نیا، فرج‌اله و محمّد‌هادی کاویانی، بررسی فقهی- حقوقی شورای نگهبان، تهران، مؤسسه فرهنگی دانش و اندیشه معاصر، 1380، ص178.</ref> همچنین نظارت مذکور در اصل 99 قانون اساسی عام و مطلق بوده و لذا تخصیص و تقیید آن به برخی از مراحل انتخابات، نیازمند دلیل و قرینه می‌باشد که علی‌الغرض، مفقود است. هیچ قیدی برای نظارت در [[قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران|قانون اساسی]] ذکر نگردیده و بالطبع نظارت تام و کامل آن قابل استظهار می‌باشد که همان نظارت استصوابی است.<ref>ارشدی، علی‌یار، حقوق اساسی و شرح و نقد قانون اساسی ایران، تهران، سرمدی، 1382، ص310.</ref><ref>روابط عمومی دفتر تحکیم وحدت، نظارت استصوابی، تهران، نشر افکار، 1378.</ref>


امّا لفظ «نظارت» در اصل 99 قانون اساسي‌، تفسير بردار است و به راحتي استصوابي يا اطلاعي بودن نظارت شوراي نگهبان را نمي‌توان از اين اصل استخراج كرد. قانون اساسي طبق اصل 98 مرجع تفسير قانون را نيز شوراي نگهبان ذكر كرده است. و شوراي نگهبان در نامه خود به رئيس هيأت مركزي نظارت شوراي نگهبان بر انتخابات در تاريخ 1/3/1370 «نظارت» مذكور در اصل 99 قانون اساسي را «استصوابي» دانسته است: «نظارت مذكور در اصل 99 قانون اساسي استصوابي است و شامل تمام مراحل اجرايي انتخابات، از جمله تأييد و رد صلاحيت كانديداها مي‌شود». (منصور، 205) عده‌اي اين نوع تفسير را تفسير به نفع مفسر دانسته‌اند: «تفسير ارائمه شده از سوي شوراي نگهبان و عملكردهاي جاري در زمينه‌ي نظارت بر انتخابات مؤيد اين نكته است كه شوراي نگهبان شديدترين شقوق نظارتي را به عنوان مصداق صلاحيت خود در زمينه‌ي نظارت بر انتخابات به رسميت شناخته است. اين نوع تلقي همان است كه با عنوان «تفسير به نفع مفسر» به آن اشاره مي‌شود». (علينقي، 73). همچنين عده‌اي استدلال كرده‌اند كه نظارت استصوابي شوراي نگهبان به «سنتي قابل پيش‌بيني جهت محروميت عده‌اي از شهروندان از حقوق اساسي خود تبديل شده است» و در عمل موجب حجيم و بزرگتر شدن ساختار دولتي و تمركز روزافزون منابع قدرت سياسي اعم از اجبارآميز و غير اجباري و كاهش توان و ظرفيت جامعه‌ي مدني و ظهور نهادهاي مدني نحيف و نارس شده است». (اصغرزاده در «نظارت استصوابي»، ص 5).
== نیز نگاه کنید به ==


بايد توجه داشت كه در هر جامعه و حكومتي، اصول و مباني اعتقادي و فرهنگي مشتركي وجود دارد كه قسم عمده‌اي از آنها در قانون اساسي آن كشور متبلور مي‌شود. از آنجا كه حفظ اين اصول و مباني، ضامن حفظ هويت و وحدت ملي جوامع به شمار مي‌آيد، نظام‌هاي سياسي كه نمايندگان جوامع خود هستند در حفظ اين اصول و مباني مي‌كوشند. (مرندي، نظارت استصوابي و شبهه دور، 23). در جمهوري اسلامي ايران نيز علت اصلي از نظارت شوراي نگهبان بر انتخابات حفظ نظام جمهوري اسلامي ايران است. يكي از راه‌هاي اساسي انحراف جمهوري اسلامي ايران از اسلام وضع قواني غير اسلامي در مجلس شوراي اسلامي است. براي جلوگيري از چنين انحرافاتي، نظارت اسلام‌شناسان كه فقها هستند، لازم است. اين نظارت در دو زمينه مي‌باشد. يكي در بررسي عدم مغايرت مصوبات مجلس با اصول و احكام اسلام است كه قانون اساسي به آن صراحت دارد و ديگري نظارت بر انتخابات است، نظارت بر انتخابات مشمول كيفيت انتخابات است كه در قانون اساسي بيان شده كه تعيين كيفيت انتخابات از طريق وضع قوانين عادي است. (سائلي كرده‌ده، 380).
* [[قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران]]
* [[جمهوری اسلامی]]
* [[مجلس خبرگان رهبری]]
* [[شورای نگهبان]]
* [[مجلس شورای ملی]]


از نظر حقويقي نيز دلايلي مبني بر استصواي بودن نظارت شوراي نگهبان بر انتخابات ارائه شده است. در قانون اساسي هر :جا كه مسأله نظارت اطلاعي مطرح شده، در كنار مقام ناظر يك مقام ذي‌صلاح براي ارجاع امر به آن و تصحيح جريان كار نيز پيش‌بيني شده است، امّا چنين مقام ذي‌صلاحي را براي نظارت شوراي نگهبان بر انتخابات مشاهده نمي‌كنمي. بنابراين مي‌توان نتيجه گرفت كه از ديدگاه قانون اساسي نظارت شوراي نگهبان بر انتخابات استصوابي است. (هدايت‌نيا، 178). همچنين نظارت مذكور در اصل 99 قانون اساسي عام و مطلق بوده و لذا تخصيص و تقييد آن به برخي از مراحل انتخابات، نيازمند دليل و قرينه مي‌باشد كه علي‌الغرض، مفقود است. هيچ قيدي براي نظارت در قانون اساسي ذكر نگرديده و بالطبع نظارت تام و كامل آن قابل استظهار مي‌باشد كه همان نظارت استصوابي است. (ارشدي، 310).
== مآخذ ==
<references />


'''فهرست منابع'''
== منبع اصلی ==
[https://icro.ir/ سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی]، مرکز مطالعات راهبردی روابط فرهنگی (1401)، درآمدی بر دانشنامه [[انقلاب اسلامی ایران|انقلاب اسلامی]]، [https://alhodapub.com/ موسسه فرهنگی هنری و انتشارات بین المللی الهدی].


1- كعبي، عباس، ضمانت‌هاي اجرايي قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران، قم، مؤسسه آموزشي و پژوهشي امام خميني (ره)، مركز انتشارات، 1384
== نویسنده مقاله ==
 
خیراله خیری اصل
2- مرندي، محمّد‌رضا، حقوق اساسي جمهوري اسلامي ايران، تهران، انتشارات پارسايان، 1382
[[رده:انقلاب اسلامی]]
 
3- منصور، جهانگير، نظريات تفسيري و مشورتي شوراي نگهبان درباره‌ي قانون اساسي همراه با قانون اساسي مصوب 1358، تهران، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي، سازمان چاپ و انتشارات، 1380
 
4- علينقي، اميرحسين، نظارت بر انتخابات و تشخيص صلاحيت داوطلبان، تهران، نشر ني، 1378
 
5- روابط عمومي دفتر تحكيم وحدت، نظارت استصوابي، تهران، نشر افكار، 1378
 
6- سائلي كرده‌ده، مجيد، سير تحول قوانين انتخاباتي مجلس در ايران، تهران، مركز اسناد انقلاب اسلامي، 1378
 
7- هدايت‌نيا، فرج‌اله و محمّد‌هادي كاوياني، بررسي فقهي- حقوقي شوراي نگهبان، تهران، مؤسسه فرهنگي دانش و انديشه معاصر، 1380
 
8- ارشدي، علي‌يار، حقوق اساسي و شرح و نقد قانون اساسي ايران، تهران، سرمدي، 1382
 
9- مرندي، محمّد‌رضا، نظارت استصوابي و شبهه دور، تهران، مؤسسه فرهنگي دانش و انديشه معاصر، 1379
 
نوري، ‌ شيخ‌ فضل‌ الله (12

نسخهٔ کنونی تا ‏۲۸ ژوئیهٔ ۲۰۲۶، ساعت ۱۴:۵۱

نظارت عبارت است از عمل یا فرایند رسیدگی، بازرسی یا تماشا کردن برای اطمینان از درست انجام شدن کاری[۱]. نظارت به این معنی خود به دو نوع متفاوت تقسیم می‌شود: نظارت استصوابی و نظارت اطلاعی یا استطلاعی. نظارت استصوابی یعنی مراقبت داشتن ناظر بر اقدامات متولی و تصویب کردن اعمال وی پیش از اجرای آن و نظارت اطلاعی یعنی مراقبت داشتن ناظر بر اعمال متولی در امور وقف، بدین صورت که از اقدام متولی آگاه گردد ولیکن تصویب اعمال متولی از طرف ناظر لازم نیست.[۲] به عبارت دیگر در نظارت استطلاعی ناظر حق صدور حکم ندارد و در صورتی که حکمی را صادر نماید اطاعت از حکم وی الزامی نیست. در این نوع نظارت، ناظر تنها به دنبال کسب اطلاع از اقدام متولی است.[۳] به عنوان مثال در نظارت استطلاعی مصوبه‌ای را به اطلاع مقام عالی می‌رسانند؛ مثلاً در تشکیلات سازمان‌های اداری، مقام پایین‌تر مصوبه‌ای را به اطلاع وزیر می‌رساند. در اینجا مدیرکل یا معاون مصوبه را اجرا می‌کند؛ یعنی خود تصمیم می‌گیرد و فقط به مقام مافوق اطلاع می‌دهد و دیگر لازم نیست که به امضای او برساند. از این رو فقط هنگامی که مقام مافوق بگوید مصوبه خلاف است با آن برخورد می‌کند.[۴] در مقابل نظارت استصوابی، نظارتی است که در آن ناظر می‌تواند حکم کند و متولی باید از حکم صادر شده تبعید نماید. بنابراین این نوع نظارت اعم از نظارت استطلاعی است یعنی علاوه بر این‌که ناظر، اطلاع کسب می‌کند حکم نیز صادر می‌کند.[۵] برای مثال نظارتی که مدیر یک کارخانه یا رئیس یک اداره در راستای مدیریتش بر عملکرد کارکنان و زیردستان خود اعمال می‌کند، از نوع نظارت استصوابی است. به عبارت دیگر مدیر، نظارتش به کسب اطلاع، ضمانت اجرایی را نیز در بر دارد. یعنی در صورت لزوم، حق صدور دستور را دارد و کارکنان یا کارمندان وی نیز موظف به انجام حکم و دستور او می‌باشند.[۶]

اصل 99 قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران مرجع ناظر بر انتخابات را در کشور اعم از انتخابات مجلس خبرگان رهبری، ریاست‌ جمهوری، مجلس شورای اسلامی و مراجعه به آراء عمومی و همه‌پرسی شورای نگهبان دانسته است. بر اساس این اصل «شورای نگهبان، نظارت بر انتخابات مجلس خبرگان رهبری، ریاست جمهور‌ی، مجلس شورای ملی و مراجعه به آراء‌ عمومی و همه‌پرسی را بر عهده دارد».[۷]

امّا لفظ «نظارت» در اصل 99 قانون اساسی‌، تفسیر بردار است و به راحتی استصوابی یا اطلاعی بودن نظارت شورای نگهبان را نمی‌توان از این اصل استخراج کرد. قانون اساسی طبق اصل 98 مرجع تفسیر قانون را نیز شورای نگهبان ذکر کرده است. و شورای نگهبان در نامه خود به رئیس هیأت مرکزی نظارت شورای نگهبان بر انتخابات در تاریخ 1/3/1370 «نظارت» مذکور در اصل 99 قانون اساسی را «استصوابی» دانسته است:

«نظارت مذکور در اصل 99 قانون اساسی استصوابی است و شامل تمام مراحل اجرایی انتخابات، از جمله تأیید و رد صلاحیت کاندیداها می‌شود».[۸]

عده‌ای این نوع تفسیر را تفسیر به نفع مفسر دانسته‌اند:

«تفسیر ارائمه شده از سوی شورای نگهبان و عملکردهای جاری در زمینه‌ی نظارت بر انتخابات مؤید این نکته است که شورای نگهبان شدیدترین شقوق نظارتی را به عنوان مصداق صلاحیت خود در زمینه‌ی نظارت بر انتخابات به رسمیت شناخته است. این نوع تلقی همان است که با عنوان «تفسیر به نفع مفسر» به آن اشاره می‌شود».[۹]

همچنین عده‌ای استدلال کرده‌اند که نظارت استصوابی شورای نگهبان به «سنتی قابل پیش‌بینی جهت محرومیت عده‌ای از شهروندان از حقوق اساسی خود تبدیل شده است» و در عمل موجب حجیم و بزرگتر شدن ساختار دولتی و تمرکز روزافزون منابع قدرت سیاسی اعم از اجبارآمیز و غیر اجباری و کاهش توان و ظرفیت جامعه‌ی مدنی و ظهور نهادهای مدنی نحیف و نارس شده است». (اصغرزاده در «نظارت استصوابی»، ص 5).

باید توجه داشت که در هر جامعه و حکومتی، اصول و مبانی اعتقادی و فرهنگی مشترکی وجود دارد که قسم عمده‌ای از آن‌ها در قانون اساسی آن کشور متبلور می‌شود. از آنجا که حفظ این اصول و مبانی، ضامن حفظ هویت و وحدت ملی جوامع به شمار می‌آید، نظام‌های سیاسی که نمایندگان جوامع خود هستند در حفظ این اصول و مبانی می‌کوشند.[۱۰] در جمهوری اسلامی ایران نیز علت اصلی از نظارت شورای نگهبان بر انتخابات حفظ نظام جمهوری اسلامی ایران است. یکی از راه‌های اساسی انحراف جمهوری اسلامی ایران از اسلام وضع قوانی غیر اسلامی در مجلس شورای اسلامی است. برای جلوگیری از چنین انحرافاتی، نظارت اسلام‌شناسان که فقها هستند، لازم است. این نظارت در دو زمینه می‌باشد. یکی در بررسی عدم مغایرت مصوبات مجلس با اصول و احکام اسلام است که قانون اساسی به آن صراحت دارد و دیگری نظارت بر انتخابات است، نظارت بر انتخابات مشمول کیفیت انتخابات است که در قانون اساسی بیان شده که تعیین کیفیت انتخابات از طریق وضع قوانین عادی است.[۱۱]

از نظر حقویقی نیز دلایلی مبنی بر استصوای بودن نظارت شورای نگهبان بر انتخابات ارائه شده است. در قانون اساسی هر جا که مسأله نظارت اطلاعی مطرح شده، در کنار مقام ناظر یک مقام ذی‌صلاح برای ارجاع امر به آن و تصحیح جریان کار نیز پیش‌بینی شده است، امّا چنین مقام ذی‌صلاحی را برای نظارت شورای نگهبان بر انتخابات مشاهده نمی‌کنمی. بنابراین می‌توان نتیجه گرفت که از دیدگاه قانون اساسی نظارت شورای نگهبان بر انتخابات استصوابی است.[۱۲] همچنین نظارت مذکور در اصل 99 قانون اساسی عام و مطلق بوده و لذا تخصیص و تقیید آن به برخی از مراحل انتخابات، نیازمند دلیل و قرینه می‌باشد که علی‌الغرض، مفقود است. هیچ قیدی برای نظارت در قانون اساسی ذکر نگردیده و بالطبع نظارت تام و کامل آن قابل استظهار می‌باشد که همان نظارت استصوابی است.[۱۳][۱۴]

نیز نگاه کنید به

مآخذ

  1. صدری‌افشار، غلامحسین، فرهنگ فارسی، تهران، انتشارات فرهنگ معاصر، 1348.
  2. معین، محمد، فرهنگ فارسی معین.
  3. مرندی، محمّد‌رضا، نظارت استصوابی و شبهه دور، تهران، مؤسسه فرهنگی دانش و اندیشه معاصر، 1379، ص16.
  4. کعبی، عباس، ضمانت‌های اجرایی قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، قم، مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی (ره)، مرکز انتشارات، 1384، ص41.
  5. مرندی، محمّد‌رضا، نظارت استصوابی و شبهه دور، تهران، مؤسسه فرهنگی دانش و اندیشه معاصر، 1379، ص17-18.
  6. مرندی، محمّد‌رضا، حقوق اساسی جمهوری اسلامی ایران، تهران، انتشارات پارسایان، 1382، ص41.
  7. قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران‌، اصل 99.
  8. منصور، جهانگیر، نظریات تفسیری و مشورتی شورای نگهبان درباره‌ی قانون اساسی همراه با قانون اساسی مصوب 1358، تهران، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، سازمان چاپ و انتشارات، 1380، ص205.
  9. علینقی، امیرحسین، نظارت بر انتخابات و تشخیص صلاحیت داوطلبان، تهران، نشر نی، 1378، ص73.
  10. مرندی، محمّد‌رضا، نظارت استصوابی و شبهه دور، تهران، مؤسسه فرهنگی دانش و اندیشه معاصر، 1379، ص23.
  11. سائلی کرده‌ده، مجید، سیر تحول قوانین انتخاباتی مجلس در ایران، تهران، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، 1378، ص380.
  12. هدایت‌نیا، فرج‌اله و محمّد‌هادی کاویانی، بررسی فقهی- حقوقی شورای نگهبان، تهران، مؤسسه فرهنگی دانش و اندیشه معاصر، 1380، ص178.
  13. ارشدی، علی‌یار، حقوق اساسی و شرح و نقد قانون اساسی ایران، تهران، سرمدی، 1382، ص310.
  14. روابط عمومی دفتر تحکیم وحدت، نظارت استصوابی، تهران، نشر افکار، 1378.

منبع اصلی

سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، مرکز مطالعات راهبردی روابط فرهنگی (1401)، درآمدی بر دانشنامه انقلاب اسلامی، موسسه فرهنگی هنری و انتشارات بین المللی الهدی.

نویسنده مقاله

خیراله خیری اصل