پرش به محتوا

حوّا: تفاوت میان نسخه‌ها

از ویکی ایران
Samei (بحث | مشارکت‌ها)
صفحه‌ای تازه حاوی «'''حوّا،''' نخستين زن، زوجة آدم ابوالبشر (ام‌ البشر)، مادر قابيل، هابيل، شيث و همة آدميان. اين نام، در قرآن نيامده است، اما در برخي از آيات، كه از حضرت آدم<sup>(ع)</sup> نام برده شده است، با عناويني چون «زوجك» از حوّا ياد شده است.<sup>1</sup> در كتب تفسير قر...» ایجاد کرد
 
Samei (بحث | مشارکت‌ها)
بدون خلاصۀ ویرایش
 
(۳ نسخهٔ میانیِ ایجادشده توسط همین کاربر نشان داده نشد)
خط ۱: خط ۱:
'''حوّا،''' نخستين زن، زوجة آدم ابوالبشر (ام‌ البشر)، مادر قابيل، هابيل، شيث و همة آدميان.  
'''حوّا،''' نخستین زن، زوجه آدم ابوالبشر (ام‌ البشر)، مادر قابیل، هابیل، شیث و همه آدمیان.  


اين نام، در قرآن نيامده است، اما در برخي از آيات، كه از حضرت آدم<sup>(ع)</sup> نام برده شده است، با عناويني چون «زوجك» از حوّا ياد شده است.<sup>1</sup> در كتب تفسير قرآن، آمده است كه حوّا از ريشة «حيات» و به صورت محدود، از «الحوة» به معني زندگي، گرفته شده است.<sup>2</sup> در روايات آمده است كه خداوند، پس از خلقت آدم، براي اين‌كه او تنها نباشد، او را به خوابي گران فرو برد و در اين فاصله، حوّا را آفريد.<sup>3</sup> دربارة آفرينش حوّا، سه ديدگاه موجود است: 1) خداوند، يكي از دنده‌هاي چپ آدم را برداشت، جاي آن را با گوشت پر كرد و حوّا را از آن آفريد؛<sup>4</sup> 2) حوّا را از باقيماندة گل آدم آفريد؛<sup>5</sup> 3) خداوند، حوّا را از همة وجود آدم آفريد و او را زوجة آدم قرار داد.<sup>6</sup> خداوند، ايشان را در بهشت عدن جاي داده و از خوردن ميوة درخت معرفت، ممنوع كرده بود،<sup>7</sup> تا اين‌كه شيطان، كه طبق روايات، به دهن يا شكم مار، فرو رفته بود، آن دو را فريب داد، پس همگي آن‌ها، از بهشت، اخراج شدند؛<sup>8</sup> آدم به سرزميني به نام سراندليب (سيلان) افتاد، حوّا به جدّه، شيطان به بيسان (مسيان يا اُبُلِّه) و مار به اصفهان.<sup>9</sup> سرانجام، آدم‌ پس از سال‌هاي دراز و توبه و تضرّع به درگاه الهي،<sup>10</sup> در مُزدلفه و عرفات به حوّا رسيد.<sup>11</sup>
این نام، در [[قرآن]] نیامده است، اما در برخی از آیات، که از [[آدم|حضرت آدم<sup>(ع)</sup>]] نام برده شده است، با عناوینی چون «زوجک» از حوّا یاد شده است<ref>قرآن‌ کريم، النساء/ 4/ 1؛ الاعراف/ 7/189.</ref> <ref name=":0">خرمشاهی، بهاء الدین( 1377). دانشنامه قرآن پژوهی، تهران: انتشارات دوستان ـ ناهيد، ج1، ص967.</ref>. در کتب تفسیر [[قرآن]]، آمده است که حوّا از ریشه «حیات» و به صورت محدود، از «الحوه» به معنی زندگی، گرفته شده است<ref name=":0" />. در روایات آمده است که خداوند، پس از خلقت [[آدم]]، برای این‌که او تنها نباشد، او را به خوابی گران فرو برد و در این فاصله، حوّا را آفرید<ref name=":1">مصاحب، غلامحسین. دایره المعارف فارسی. تهران: انتشارات فرانکلین، 1345، ج1، ص896.</ref>. درباره [[آفرینش انسان|آفرینش]] حوّا، سه دیدگاه موجود است:  


# خداوند، یکی از دنده‌های چپ [[آدم]] را برداشت، جای آن را با گوشت پر کرد و حوّا را از آن آفرید<ref name=":1" />؛
# حوّا را از باقیمانده گل آدم آفرید<ref name=":1" /><ref>قرآن کریم، الزمر / 39/6</ref><ref>دایره المعارف تشیع. ص6، 54، 544.</ref>؛
# خداوند، حوّا را از همه وجود [[آدم]] آفرید و او را زوجه [[آدم]] قرار داد<ref name=":1" />.


'''مآخذ:'''
خداوند، ایشان را در [[بهشت]] عدن جای داده و از خوردن میوه درخت معرفت، ممنوع کرده بود،<ref>قرآن کریم، البقره / 2/35؛ الاعراف 7/19؛ طه 20/117.</ref> تا این‌که شیطان، که طبق روایات، به دهن یا شکم مار، فرو رفته بود، آن دو را فریب داد، پس همگی آن‌ها، از [[بهشت]]، اخراج شدند؛<ref>قرآن کریم،  طه 20/120.</ref> آدم به سرزمینی به نام سراندلیب (سیلان) افتاد، حوّا به جدّه، [[ابلیس|شیطان]] به بیسان (مسیان یا اُبُلِّه) و مار به [[اصفهان]]<ref name=":1" />. سرانجام، [[آدم|آدم‌]] پس از سال‌های دراز و توبه و تضرّع به درگاه الهی،<ref>قرآن کریم، طه 20/122.</ref> در مُزدلفه و عرفات به حوّا رسید<ref name=":1" />.


1. قرآن‌ كريم، النساء/ 4/ 1؛ الاعراف/ 7/189؛ خرمشاهي. دانشنامة قرآن پژوهي، تهران: انتشارات دوستان ـ ناهيد، 1377، ج1، ص967.
== نیز نگاه کنید به ==


2. دانشنامة قرآن پژوهي. همانجا.
* [[آدم]]
 
* [[قرآن]]
3. مصاحب، غلامحسين. دايرةالمعارف فارسي. تهران: انتشارات فرانكلين، 1345، ج1، ص896.
* [[آفرینش انسان]]
 
* [[بهشت]]
4. '''''همان'''''.
 
5. '''''همان'''''؛ الزمر / 39/6؛ دايرةالمعارف تشيع. ص6، 54، 544.
 
6. دايرةالمعارف فارسي مصاحب. همانجا.
 
7. البقره / 2/35؛ الاعراف 7/19؛ طه 20/117.
 
8. طه 20/120.
 
9. دايرةالمعارف فارسي مصاحب. همانجا.
 
10.    طه 20/122.
 
11.    دايرةالمعارف فارسي مصاحب. همانجا.


== مآخذ ==
<references />
== منبع اصلی ==
[https://icro.ir/ سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، مرکز مطالعات راهبردی روابط فرهنگی] (1398). دانشنامه ایران. تهران: [https://alhoda.ir/ موسسه فرهنگی هنری و انتشارات بین المللی الهدی]،


== نویسنده مقاله ==
اسدالله معظمی گودرزی
اسدالله معظمی گودرزی
[[رده:علوم اسلامی و حقوق فقهی]]

نسخهٔ کنونی تا ‏۶ مهٔ ۲۰۲۵، ساعت ۲۱:۴۷

حوّا، نخستین زن، زوجه آدم ابوالبشر (ام‌ البشر)، مادر قابیل، هابیل، شیث و همه آدمیان.

این نام، در قرآن نیامده است، اما در برخی از آیات، که از حضرت آدم(ع) نام برده شده است، با عناوینی چون «زوجک» از حوّا یاد شده است[۱] [۲]. در کتب تفسیر قرآن، آمده است که حوّا از ریشه «حیات» و به صورت محدود، از «الحوه» به معنی زندگی، گرفته شده است[۲]. در روایات آمده است که خداوند، پس از خلقت آدم، برای این‌که او تنها نباشد، او را به خوابی گران فرو برد و در این فاصله، حوّا را آفرید[۳]. درباره آفرینش حوّا، سه دیدگاه موجود است:

  1. خداوند، یکی از دنده‌های چپ آدم را برداشت، جای آن را با گوشت پر کرد و حوّا را از آن آفرید[۳]؛
  2. حوّا را از باقیمانده گل آدم آفرید[۳][۴][۵]؛
  3. خداوند، حوّا را از همه وجود آدم آفرید و او را زوجه آدم قرار داد[۳].

خداوند، ایشان را در بهشت عدن جای داده و از خوردن میوه درخت معرفت، ممنوع کرده بود،[۶] تا این‌که شیطان، که طبق روایات، به دهن یا شکم مار، فرو رفته بود، آن دو را فریب داد، پس همگی آن‌ها، از بهشت، اخراج شدند؛[۷] آدم به سرزمینی به نام سراندلیب (سیلان) افتاد، حوّا به جدّه، شیطان به بیسان (مسیان یا اُبُلِّه) و مار به اصفهان[۳]. سرانجام، آدم‌ پس از سال‌های دراز و توبه و تضرّع به درگاه الهی،[۸] در مُزدلفه و عرفات به حوّا رسید[۳].

نیز نگاه کنید به

مآخذ

  1. قرآن‌ کريم، النساء/ 4/ 1؛ الاعراف/ 7/189.
  2. ۲٫۰ ۲٫۱ خرمشاهی، بهاء الدین( 1377). دانشنامه قرآن پژوهی، تهران: انتشارات دوستان ـ ناهيد، ج1، ص967.
  3. ۳٫۰ ۳٫۱ ۳٫۲ ۳٫۳ ۳٫۴ ۳٫۵ مصاحب، غلامحسین. دایره المعارف فارسی. تهران: انتشارات فرانکلین، 1345، ج1، ص896.
  4. قرآن کریم، الزمر / 39/6
  5. دایره المعارف تشیع. ص6، 54، 544.
  6. قرآن کریم، البقره / 2/35؛ الاعراف 7/19؛ طه 20/117.
  7. قرآن کریم، طه 20/120.
  8. قرآن کریم، طه 20/122.

منبع اصلی

سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، مرکز مطالعات راهبردی روابط فرهنگی (1398). دانشنامه ایران. تهران: موسسه فرهنگی هنری و انتشارات بین المللی الهدی،

نویسنده مقاله

اسدالله معظمی گودرزی