(۵ نسخهٔ میانیِ ایجادشده توسط همین کاربر نشان داده نشد)
خط ۱:
خط ۱:
'''زرتشت'''، پيامبر ايراني بنيادگذار دين مزدايي، كه به نام خود او زرتشتي<sup>*</sup> نيز خوانده شده است و در دوران پيش از اسلام دين غالب بر ايرانيان بود.
[[پرونده:Gettingknow-zoroaster-biography-01.jpg|بندانگشتی|تصویر زرتشت، پیامبر ایرانی، قابل بازیابی از https://www.beytoote.com/religious/bozorgan-din/gettingknow5-zoroaster-biography.html]]
'''زرتشت'''، پیامبر ایرانی بنیادگذار [[مزدکی، آئین|دین مزدایی]]، که به نام خود او [[زرتشتی، دین|زرتشتی]]<sup>*</sup> نیز خوانده شده است و در دوران پیش از [[اسلام]] دین غالب بر ایرانیان بود.
نام وي (در يوناني، و پيرو آن در زبانهاي ديگر غربي، زوروآستر[1]) و در ''اوستا'' به صورت زَرِثُوشترَه [2]آمده كه احتمالاً به معناي «دارندة شتر زرين» است.<sup>1</sup>
نام وی (در یونانی، و پیرو آن در زبانهای دیگر غربی، زوروآستر[Zoroaster]) و در ''[[اوستا]]'' به صورت زَرِثُوشترَه [Zarathushtra]آمده که احتمالاً به معنای «دارنده شتر زرین» است<ref>بویس، مری. '''''تاریخ كیش زرتشت'''''. ترجمه همایون صنعتیزاده، تهران: توس، 1376، ص 256. </ref>.
دربارة زمان زرتشت تا مدتها اختلاف نظر بسيار بود و آن را از شش هزار تا ششصد سال پيش از ميلاد تخمين ميزدند، اما اينك بر پاية شواهد زبانشناختي، مردمشناختي و باستانشناختي (و به ويژه مقايسة ''گاثاها'' با ''ريگوده'') اكثر پژوهشگران، تاريخي ميان 1200 تا 1000 پيش از ميلاد را پذيرفتهاند.<sup>2</sup> دربارة زادبوم زرتشت نيز مباحثي وجود داشته و دارد و اگرچه انتساب زرتشت به غرب ايران، يا دقيقتر بگوييم آذربايجان، (كه در سنت زرتشتي و برخي متنهاي تاريخي آمده) به كلي رد شده است، همچنان بحث و استدلال بر سر چند نقطه در شرق، از جمله سيستان و خوارزم و بلخ ادامه دارد،<sup>3</sup> لكن شايد جايي در شمال خوارزم (شمال شرقي درياي خزر) به حقيقت امر نزديكتر باشد.
درباره زمان [[زرتشت]] تا مدتها اختلاف نظر بسیار بود و آن را از شش هزار تا ششصد سال پیش از میلاد تخمین میزدند، اما اینک بر پایه شواهد زبانشناختی، مردمشناختی و باستانشناختی (و به ویژه مقایسه ''گاثاها'' با ''ریگوده'') اکثر پژوهشگران، تاریخی میان 1200 تا 1000 پیش از میلاد را پذیرفتهاند<ref>آموزگار، ژاله، تفضلی، احمد. '''''اسطوره زندگی زرتشت'''''. تهران: كتابسرای بابل، 1372، ص 20 </ref><ref>مجتبائی، فتحالله. مقدمه بر '''''زرتشت، سیاستمدار یا جادوگر'''''. نوشته والتر برونو هنینگ، ترجمه كامران فانی، تهران: پرواز، 1365، ص 14-30. </ref>. درباره زادبوم [[زرتشت]] نیز مباحثی وجود داشته و دارد و اگرچه انتساب زرتشت به غرب ایران، یا دقیقتر بگوییم آذربایجان، (که در سنت زرتشتی و برخی متنهای تاریخی آمده) به کلی رد شده است، همچنان بحث و استدلال بر سر چند نقطه در شرق، از جمله [[استان سیستان و بلوچستان|سیستان]] و خوارزم و بلخ ادامه دارد<ref>مجتبائی، فتحالله. مقدمه بر '''''زرتشت، سیاستمدار یا جادوگر'''''. نوشته والتر برونو هنینگ، ترجمه كامران فانی، تهران: پرواز، 1365، ص21-23. </ref>، لکن شاید جایی در شمال خوارزم (شمال شرقی دریای خزر) به حقیقت امر نزدیک تر باشد.
در روايتهاي مزدايي دربارة شخصيت زرتشت باورهاي بسياري شكل گرفته است. گفته شده كه زرتشت از پدري به نام پوروشَسْپَ [3](از خاندان سپيتَمه[4]) و مادري به نام دوغدووا[5]، به دنيا آمد و از همان آغاز روحانيان كيش كهن، براي نابودي وي تلاش كردند كه همگي بي ثمر ماند.<sup>4</sup>
در روایتهای [[مزدکی، آئین|مزدایی]] درباره شخصیت زرتشت باورهای بسیاری شکل گرفته است. گفته شده که زرتشت از پدری به نام پوروشَسْپَ [Pourushaspa](از خاندان سپیتَمه[Spitama]) و مادری به نام دوغدووا[Dughdōvā]، به دنیا آمد و از همان آغاز روحانیان کیش کهن، برای نابودی وی تلاش کردند که همگی بی ثمر ماند<ref>'''''گزیدههای زادسپرم'''''. ترجمه محمدتقی راشد محصل، تهران: مؤسسه مطالعات و تحقیقات فرهنگی، 1366، ص 19 به بعد. </ref>.
ظاهراً زرتشت در پانزده سالگي به جرگة روحانيان راه يافت و پس از سالها مراقبه و تفكر در باب هستي، در سيسالگي به دعوت آغاز كرد. وي عليرغم چند سال تبليغ دين، جز پسر عمويش، ميديوماه[6]، پيروي نيافت و روحانيون دين بومي و مردم به دشمني با او برخاستند، پس از سرزمين خود هجرت كرد و به خوارزم رفت و در آنجا به دربار ويشتاسپ شاه راه يافت. (آثاري از اين مهاجرت را در ''گاثاها''، سرودهاي خود زرتشت، ميتوان مشاهده كرد). با گرويدن اين شاه و درباريانش به زرتشت، دين جديد استقرار يافت. اما اين رويداد دشمني همسايگان را برانگيخت و جنگهاي بسياري را به دنبال آورد. بنا بر روايات مزبور، زرتشت 77 سال زندگي كرد و به تبليغ دين خود پرداخت و سرانجام ظاهراً در يكي از جنگهاي ديني كشته شد.<sup>5</sup>
ظاهراً زرتشت در پانزده سالگی به جرگه روحانیان راه یافت و پس از سالها مراقبه و تفکر در باب هستی، در سیسالگی به دعوت آغاز کرد. وی علیرغم چند سال تبلیغ دین، جز پسر عمویش، میدیوماه[Mēdyōmāh]، پیروی نیافت و روحانیون دین بومی و مردم به دشمنی با او برخاستند، پس از سرزمین خود هجرت کرد و به خوارزم رفت و در آنجا به دربار ویشتاسپ شاه راه یافت. (آثاری از این مهاجرت را در ''گاثاها''، سرودهای خود زرتشت، میتوان مشاهده کرد). با گرویدن این شاه و درباریانش به زرتشت، دین جدید استقرار یافت. اما این رویداد دشمنی همسایگان را برانگیخت و جنگهای بسیاری را به دنبال آورد. بنا بر روایات مزبور، زرتشت 77 سال زندگی کرد و به تبلیغ دین خود پرداخت و سرانجام ظاهراً در یکی از جنگهای دینی کشته شد<ref>بویس، مری. '''''زرتشتیان: باورها و آداب دینی آنها'''''. ترجمه عسکر بهرامی، تهران: ققنوس، 1381، ص 43، 55، 56 </ref><ref>آموزگار، ژاله، تفضلی، احمد. '''''اسطوره زندگی زرتشت'''''. تهران: کتابسرای بابل، 1372، ص 53. </ref>.
بنا بر همين روايات، زرتشت سه بار ازدواج كرد و صاحب سه پسر و سه دختر شد. كوچكترين دختر وي به نام پوروچيستا[7]، به همسري جاماسپ، وزير فرزانة ويشتاسپ در آمد؛ از اين زناشويي در ''گاثاها'' ياد شده است.<sup>6</sup>
بنا بر همین روایات، زرتشت سه بار ازدواج کرد و صاحب سه پسر و سه دختر شد. کوچکترین دختر وی به نام پوروچیستا[Pouruchistā]، به همسری جاماسپ، وزیر فرزانه ویشتاسپ در آمد؛ از این زناشویی در ''گاثاها'' یاد شده است<ref>Boyce, M. '''''Zoroastrianism,Their Religious Beliefs and Practices'''''. London: Routledge, 1979, PP. 18-19, 30-31</ref>.
تعليم زرتشت در ''گاثاها'' بر يكتاپرستي مبتني است؛ در نظر او فقط خداي واحد متعال (اهورا مزدا) قابل نيايش است، نه ساير خداياني كه آريائيان كهن ميپرستيدند. وي اين خدايان را دروغين خواند و آئينهاي عبادي مربوط به آنها را محكوم كرد. زرتشت از دو قطب در جهان مينو (جهان معنوي و مثالي) سخن گفت كه يكي به نيكي گرائيده (سپنته مينيو[8]) و ديگري به بدي (انگره مينيو[9])، و آدمي بايد جهت نيك را برگزيند تا نجات يابد. بعدها، در نظام ديني مزدايي، اهورا مزدا در مقابل انگره مينيو (اهريمن) قرار گرفت. زرتشت به وجودهايي الهي نيز قائل بود كه هر يك به اعتباري صفتي اصلي و مهم از ذات خداوند، و به اعتباري وجودي تعيين يافته و داراي تشخص محسوب ميشدند؛ اين وجودهاي ششگانه بعداً امشاسپندان نام گرفتند. زرتشت محاكمة روان را پس از مرگ و پاداش نيكي يا مكافات بدي براي روان را مطرح كرد و از آمدن منجياني كه جهان را تازه خواهند كرد، خبر داد.
تعلیم زرتشت در ''گاثاها'' بر یکتاپرستی مبتنی است؛ در نظر او فقط خدای واحد متعال (اهورا مزدا) قابل نیایش است، نه سایر خدایانی که آریائیان کهن میپرستیدند. وی این خدایان را دروغین خواند و آئینهای عبادی مربوط به آنها را محکوم کرد. زرتشت از دو قطب در جهان مینو (جهان معنوی و مثالی) سخن گفت که یکی به نیکی گرائیده (سپنته مینیو[Spenta Mainyu]) و دیگری به بدی (انگره مینیو[Angra Mainyu])، و آدمی باید جهت نیک را برگزیند تا نجات یابد. بعدها، در نظام دینی مزدایی، اهورا مزدا در مقابل انگره مینیو (اهریمن) قرار گرفت. زرتشت به وجودهایی الهی نیز قائل بود که هر یک به اعتباری صفتی اصلی و مهم از ذات خداوند، و به اعتباری وجودی تعیین یافته و دارای تشخص محسوب میشدند؛ این وجودهای ششگانه بعداً امشاسپندان نام گرفتند. زرتشت محاکمه روان را پس از مرگ و پاداش نیکی یا مکافات بدی برای روان را مطرح کرد و از آمدن منجیانی که جهان را تازه خواهند کرد، خبر داد. زرتشت خود را حافظ و حامی حیات میدانست و ازین روی با مراسم قربانی مخالفت کرد؛ وی همچنین آن مناسک آریائیان را که مشتمل بر مصرف شیره گیاه هئومه / سومه[Haoma / Soma] بود نکوهش کرد و با شراب هوم به شدت مخالفت نمود. اما نیایش در برابر آتش در آئین زرتشت باقی ماند و از آن روی که آتش نمادی از امشاسپند اشه و هیشته[Asha Vahishta] دانسته شد، تقدس یافت<ref>Boyce, M. '''''Zoroastrianism,Their Religious Beliefs and Practices'''''. London: Routledge, 1979, PP. 56</ref>.
زرتشت خود را حافظ و حامي حيات ميدانست و ازين روي با مراسم قرباني مخالفت كرد؛ وي همچنين آن مناسك آريائيان را كه مشتمل بر مصرف شيرة گياه هئومه / سومه[10] بود نكوهش كرد و با شراب هوم به شدت مخالفت نمود. اما نيايش در برابر آتش در آئين زرتشت باقي ماند و از آن روي كه آتش نمادي از امشاسپند اشه و هيشته[11] دانسته شد، تقدس يافت.
[https://icro.ir/ سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، مرکز مطالعات راهبردی روابط فرهنگی] (1398). دانشنامه ایران. تهران: [https://alhoda.ir/ موسسه فرهنگی هنری و انتشارات بین المللی الهدی]،
از آنجا كه حيات زرتشت را مجموعهاي از اساطير احاطه كردهاند، نميتوان با اطمينان كامل دربارة او سخن گفت. دربارة زمان و مكان زندگي زرتشت روايتهاي مختلفي وجود دارند. بر اساس اين روايات زمان زيستن زرتشت از شش هزار سال پ.م تا 600 پ.م متغير است اما بنا بر يافتههاي زبانشناسي و جامعهشناسي ديرترين زماني كه براي او ميتوان در نظر گرفت 1500-1700 پ.م و نزديكترين زمان 900-1000 پ.م مقارن با جدا شدن اقوام هندي و ايراني از يكديگر است.<sup>(1)</sup> بنا بر متون ديني زرتشتي و اوستا زادگاه اولية زرتشت ايران وئجه (ايران ويج) بوده كه روايتهاي مختلف مكانهاي گوناگوني از نواحي شرقي ايران در باختر (بلخ) تا غرب ايران در آتروپاتن(آذربايجان)را براي آن در نظر گرفتهاند اما در اينجا نيز با بهرهگيري از يافتههاي زبانشناسي ايرانويج را منطبق با خوارزم بزرگ واقع در شرق ايران ميدانند.<sup>(2)</sup> بنا بر روايات مختلف، روز ششم فروردين ماه، زادروز زرتشت است و زرتشتيان هر ساله اين روز را جشن ميگيرند. نام پدر زرتشت پورشسب (اسب خاكستري)، مادرش دغدو، پدربزرگش هيچتسپه و نام خاندانش سپيتمه (سپيدمان) بوده است.<sup>(3)</sup> چنانچه از اين نامها و نام زرتشت (دارندة شتر زرد) برميآيد، او به جامعهاي شباني تعلق داشته است. زرتشت در سن پانزده سالگي به مقام زوتر (روحاني كامل) رسيد و در سن سي سالگي از طريق بهمن (وهومنه) امشاسپند به همپرسي اهورا مزدا (خداي آيين زرتشتي) رفته و به پيامبري برگزيده شد.<sup>(4)</sup> زرتشت سه بار ازدواج كرده كه از زن اولش صاحب يك پسر و سه دختر و از زن دومش صاحب دو پسر شد. او در نهايت در سن 77 سالگي در آتشكدة بلخ به دست يكي از مخالفانش كه ظاهراً پيرو آيين مهرپرستي بوده، كشته شد.<sup>(5)</sup> آيين زرتشت از ميان خدايان آريايي تنها يك خدا يا همان اهورا مزدا (سرور دانا / سپنته مينو) را به عنوان خداي برتر معرفي ميكند و نيروهاي خير و ديگر خدايان سازگار با او را تحت عنوان امشاسپندان كه تعدادشان بنا بر روايتي هفت و بنا بر روايتي ديگر شش است، تحت فرمان اهورا مزدا قرار ميدهد و نيروهاي شر و خدايان مخالف با آموزههاي زرتشت تحت فرمان اهريمن (انگره مينو)، هماورد اهورا مزدا قرار ميگيرند. اساس كار جهان از ديدگاه زرتشت بر مبناي نبرد ميان نيروهاي خير و شر است<sup>(6)</sup> زرتشت با برخي از رسوم و آيينهاي رايج در ميان آرياييان از جمله خوردن گوشت و نوشيدن نوشابه سكرآور هوم و نيز برخي خدايان مرتبط با اين آيينها همچون ميترا كه مراسمهايش با زيادهروي در ميگساري و قربانيهاي خونين همراه بود، به مخالفت برخاست. اولين كسي كه به آيين او گراييد، پسر عمويش ميريوماه بود. اما تغييرات و نوآوريهاي زرتشت منجر به بروز مخالفتهايي با او و آيينش شد. خاندانهاي كوليها و كرپنها و نيز شخصي به نام بَندْوه از مخالفان زرتشت بودهاند كه در اشعارش (گاتها) از آنها نام ميبرد. او در چهل سالگي بر اثر اين دشمنيها به دربار كي گشتاسب، پادشاه سرزمين مجاورش پناه برد و با معالجة اسب مورد علاقة اين پادشاه، اعتماد او را به دست آورده و سپس پادشاه ملكة او هوتوسا و پسرش سپندياد (اسفنديار) را به دين خود فرا خواند.<sup>(7)</sup> در اثر گرويدن گشتاسب و اطرافيانش به آيين زردشت، پادشاهان سرزمينهاي مجاور با او به مخالفت برخاستند و در نهايت ارجاسب توراني به سرزمين گشتاسب يورش برد و جنگي ديني در ميان اين دو پادشاه درگرفت. در اين جنگ اسفنديار پسر گشتاسب، زرير برادر گشتاسب، جاماسب داماد زرتشت و بستور در نبرد با ارجاسب شركت داشته و در نهايت موفق به شكست او شدند.<sup>(8)</sup> برخي كي گشتاسب را با گشتاسب، پدر داريوش بزرگ هخامنشي يكي دانستهاند كه اين نظريه بنا به پارهاي دلايل رد شده است. پس از زرتشت دوباره عناصر و خدايان سنتي كه از سوي پيامبر طرد شده بودند، به مرور در آيينش راه يافتند. به عنوان مثال راهيابي هوم اما نه به عنوان نوشابهاي سكرآور، بلكه به عنوان شيرة گياهي مقدس و نيز ميترا نه به عنوان خدايي مستقل بلكه يكي از ايزدان تحت فرمان اهورا مزدا. در دوران هخامنشي و با ملحق شدن نواحي شرقي ايران به امپراطوري هخامنشي، آيين زرتشتي به مرور در امپراطوري نفوذ پيدا كرد و مغان كه از ديرباز وظيفة تبليغ دين و برگزاري مراسمهاي آييني را بر عهده داشتند، مسئول اشاعة اين آيين و اجراي مراسمهايش شدند. ظاهراً نظرية تعلق زرتشت به نواحي غربي ايران و آذربايجان در همين زمان اشاعه يافته است، چرا كه طايفة مغان متعلق به همين ناحيه بودهاند و براي كسب جايگاهي موجه در آيين زردشت، او را به اين ناحيه منسوب ميكردهاند.<sup>(9)</sup> كتاب اوستا كه امروزه مرجع پيروان آيين زرتشتي است، تركيبي از عناصر همگون زرتشتي و پيشزرتشتي است. نام اوستا، از زباني كه با آن به نگارش درآمده، به وديعت گرفته شده و از نظر زباني دو گويش قديم (گاهاني) و جديد است. بخش اول (گويش گاهاني) كه به صورت شعر هجايي به نگارش در آمده و زبان آن از نشر ساختار با زبان وداها، سرودهاي مقدس هند باستان (زبان سنسكريت)شباهت بسياري دارد، منسوب به زرتشت است و از اشعار او محسوب ميشود.<sup>(10)</sup> بخش دوم (گويش جديد) كه بعدها پيروان زرتشت با استناد به بخش اول كتاب به آن اضافه كردهاند. مطابق روايتهاي گوناگون كتاب كامل اوستا در دوران گشتاسب با خط زرين بر دوازده هزار پوست گاو به نگارش در آمده بود كه اسكندر مقدوني در حمله به ايران آن را به آتش كشيد. از اين رو زرتشتيان به او لقب گجستك (ملعون) دادند. اين كتاب پس از آن چهار مرتبه در دوران بلاش اول، پادشاه اشكاني (حك 78-51م)، اردشير بابكان نخستين پادشاه ساساني (241-226م) به دست موبد تنسر، شاهپور دوم پادشاه ساساني (379-310م) به توسط موبد مهراسپندان و مأمون خليفة عباسي (قرن 9م) به توسط موبد آذر فرنبغ گردآوري مجدد شد.<sup>(11)</sup> اوستاي دوران ساساني 21 نسك داشته كه به سه قسمت نسكهاي گاثانيك (امور مينوي)، داتيك (امور جهاني) و هات مانسريك (نيايشها و سرودهاي ديني) تقسيم ميشد. اوستاي كنوني كه يك سوم اوستاي ساساني است به پنج قسمت يسنا (گامان)، يشتها، ويسپرد، ونديداد و خرده اوستا تقسيم ميشود كه بخش آخر خلاصه و برگزيدهاي از كل اوستاي دوران ساساني است.<sup>(12)</sup> در اواخر قرن ششم م الفباي اوستاي كنوني از روي الفباي پهلوي ابداع شد و الفباي دين دبيره نام گرفت.<sup>(13)</sup> زرتشتيان براي جهان عمري دوازده هزار ساله قائلند كه به چهار دورة سه هزار ساله تقسيم ميشود. مطابق ديدگاه آنان زرتشت در پايان سه هزار سال سوم ظهور كرده و پس او سه منجي به نامهاي اوشيدر، اوشيدرماه و سوشيانت، هر يك به فاصلة هزار سال از ديگري ظهور خواهند كرد كه سوشيانت منجي واپسين است و در پايان دوران دوازده هزار سالة جهان ظهور خواهد كرد.<sup>(14)</sup>
رسميت يافتن دين زرتشتي در دورة ساسانيان (كه خود بر آمده از آتشكده بودند) بر گسترش آن افزود اما با ورود اسلام به ايران زرتشتيان به آيين جديد روي آوردند و معدودي در كرمان، يزد، تهران و چند شهر ديگر و نيز زرتشتياني كه به هند رفتند (پارسيان) و در برخي كشورهاي ديگر همچنان بر اين آيين هستند.
زرتشت، پیامبر ایرانی بنیادگذار دین مزدایی، که به نام خود او زرتشتی* نیز خوانده شده است و در دوران پیش از اسلام دین غالب بر ایرانیان بود.
نام وی (در یونانی، و پیرو آن در زبانهای دیگر غربی، زوروآستر[Zoroaster]) و در اوستا به صورت زَرِثُوشترَه [Zarathushtra]آمده که احتمالاً به معنای «دارنده شتر زرین» است[۱].
درباره زمان زرتشت تا مدتها اختلاف نظر بسیار بود و آن را از شش هزار تا ششصد سال پیش از میلاد تخمین میزدند، اما اینک بر پایه شواهد زبانشناختی، مردمشناختی و باستانشناختی (و به ویژه مقایسه گاثاها با ریگوده) اکثر پژوهشگران، تاریخی میان 1200 تا 1000 پیش از میلاد را پذیرفتهاند[۲][۳]. درباره زادبوم زرتشت نیز مباحثی وجود داشته و دارد و اگرچه انتساب زرتشت به غرب ایران، یا دقیقتر بگوییم آذربایجان، (که در سنت زرتشتی و برخی متنهای تاریخی آمده) به کلی رد شده است، همچنان بحث و استدلال بر سر چند نقطه در شرق، از جمله سیستان و خوارزم و بلخ ادامه دارد[۴]، لکن شاید جایی در شمال خوارزم (شمال شرقی دریای خزر) به حقیقت امر نزدیک تر باشد.
در روایتهای مزدایی درباره شخصیت زرتشت باورهای بسیاری شکل گرفته است. گفته شده که زرتشت از پدری به نام پوروشَسْپَ [Pourushaspa](از خاندان سپیتَمه[Spitama]) و مادری به نام دوغدووا[Dughdōvā]، به دنیا آمد و از همان آغاز روحانیان کیش کهن، برای نابودی وی تلاش کردند که همگی بی ثمر ماند[۵].
ظاهراً زرتشت در پانزده سالگی به جرگه روحانیان راه یافت و پس از سالها مراقبه و تفکر در باب هستی، در سیسالگی به دعوت آغاز کرد. وی علیرغم چند سال تبلیغ دین، جز پسر عمویش، میدیوماه[Mēdyōmāh]، پیروی نیافت و روحانیون دین بومی و مردم به دشمنی با او برخاستند، پس از سرزمین خود هجرت کرد و به خوارزم رفت و در آنجا به دربار ویشتاسپ شاه راه یافت. (آثاری از این مهاجرت را در گاثاها، سرودهای خود زرتشت، میتوان مشاهده کرد). با گرویدن این شاه و درباریانش به زرتشت، دین جدید استقرار یافت. اما این رویداد دشمنی همسایگان را برانگیخت و جنگهای بسیاری را به دنبال آورد. بنا بر روایات مزبور، زرتشت 77 سال زندگی کرد و به تبلیغ دین خود پرداخت و سرانجام ظاهراً در یکی از جنگهای دینی کشته شد[۶][۷].
بنا بر همین روایات، زرتشت سه بار ازدواج کرد و صاحب سه پسر و سه دختر شد. کوچکترین دختر وی به نام پوروچیستا[Pouruchistā]، به همسری جاماسپ، وزیر فرزانه ویشتاسپ در آمد؛ از این زناشویی در گاثاها یاد شده است[۸].
تعلیم زرتشت در گاثاها بر یکتاپرستی مبتنی است؛ در نظر او فقط خدای واحد متعال (اهورا مزدا) قابل نیایش است، نه سایر خدایانی که آریائیان کهن میپرستیدند. وی این خدایان را دروغین خواند و آئینهای عبادی مربوط به آنها را محکوم کرد. زرتشت از دو قطب در جهان مینو (جهان معنوی و مثالی) سخن گفت که یکی به نیکی گرائیده (سپنته مینیو[Spenta Mainyu]) و دیگری به بدی (انگره مینیو[Angra Mainyu])، و آدمی باید جهت نیک را برگزیند تا نجات یابد. بعدها، در نظام دینی مزدایی، اهورا مزدا در مقابل انگره مینیو (اهریمن) قرار گرفت. زرتشت به وجودهایی الهی نیز قائل بود که هر یک به اعتباری صفتی اصلی و مهم از ذات خداوند، و به اعتباری وجودی تعیین یافته و دارای تشخص محسوب میشدند؛ این وجودهای ششگانه بعداً امشاسپندان نام گرفتند. زرتشت محاکمه روان را پس از مرگ و پاداش نیکی یا مکافات بدی برای روان را مطرح کرد و از آمدن منجیانی که جهان را تازه خواهند کرد، خبر داد. زرتشت خود را حافظ و حامی حیات میدانست و ازین روی با مراسم قربانی مخالفت کرد؛ وی همچنین آن مناسک آریائیان را که مشتمل بر مصرف شیره گیاه هئومه / سومه[Haoma / Soma] بود نکوهش کرد و با شراب هوم به شدت مخالفت نمود. اما نیایش در برابر آتش در آئین زرتشت باقی ماند و از آن روی که آتش نمادی از امشاسپند اشه و هیشته[Asha Vahishta] دانسته شد، تقدس یافت[۹].