پرش به محتوا

فخر الدین عراقی: تفاوت میان نسخه‌ها

از ویکی ایران
Samei (بحث | مشارکت‌ها)
بدون خلاصۀ ویرایش
Samei (بحث | مشارکت‌ها)
 
خط ۱: خط ۱:
عراقی، فخرالدین (610-688ق / 1213-1289م)، عارف، ‌شاعر.
عراقی، فخرالدین (610-688ق / 1213-1289م)، عارف، ‌شاعر. شیخ فخرالدین ابراهیم بن بُزُرجمهر همدانی فراهانی، مشهور به عراقی.


شیخ فخرالدین ابراهیم بن بُزُرجمهر همدانی فراهانی، مشهور به عراقی.
در کُمجان (کُمیجان از توابع اراک امروز) زاده شد. خاندان او همه اهل علم بودند<ref>صفا، ‌ذبیح‌الله. '''''تاریخ ادبیات در ایران'''''. تهران: انتشارات فردوس، چ 11، 1373، ج 3، ‌ب 1، ص 567ـ570.</ref>.<sup>1</sup> در پنج سالگی به مکتب رفت و در مدت 9 ماه حافظ ''[[قرآن]]'' مجید شد. گویا صوتی خوش و بیانی نافذ داشت، به گونه‌ای که هرگاه ''[[قرآن]]'' را به آواز حزین می‌خواند، هر شنونده‌ای را بی طاقت می‌کرد<ref>محتشم (خزاعی)، ‌نسرین. مقدمه بر '''''مجموعه آثار فخرالدین عراقی'''''. تهران: زوّار، چ 1، 1372، ص هشت (سرآغاز).</ref>. پس از آن به تحصیل علوم روی آورد، چنان که گویند در هفده سالگی در بعضی از مدارس مشهور [[همدان]] به افادت مشغول بود<ref>جامی، عبدالرحمان. '''''نفحات الانس من حضرات القدس'''''. به كوشش محمود عابدی، تهران: انتشارات اطلاعات، ‌1375، ص 599.</ref>. بنابر برخی روایات روزی سرگرم درس در مدرسه بود که جماعتی از قلندران، ‌غزل خوانان و سماع کنان به مدرسه درآمدند. با شنیدن غزل آنان انقلابی در عراقی پدید آمد و پس از آنکه قلندران راه [[اصفهان]] را در پیش گرفتند، عراقی کتاب‌ها را به دور انداخت و همسفر آنان شد<ref>ظفری، ولی‌الله. «عراقی»، '''''‌نگرشی بر آثار عراقی'''''. تهران: انجمن آثار و مفاخر فرهنگی، 1376، ص 254.</ref>. صاحبان بعضی از روایات نیز عراقی را مرید مستقیم شهاب‌الدین عمر سهروردی (د 632ق / 1236م) شمرده و آورده‌اند که شهاب‌الدین به سبب گستاخی شاگردش از او رنجید و او را برای تأدیب به هندوستان نزد شیخ بهاءالدین زکریا مولتانی (د 666ق / 1268م) فرستاد<ref>صفا، ‌ذبیح‌الله. '''''تاریخ ادبیات در ایران'''''. تهران: انتشارات فردوس، 1373، ج 3، ‌ب 1،  ص 572 ـ573.</ref>. در آنجا به سلک مریدان بهاءالدین زکریا پیوست و از وی خرقه گرفت. سپس بهاءالدین دخترش را به نکاح او درآورد و عراقی از این پیوند صاحب پسری به نام کبیرالدین شد. پس از 25 سال بهاءالدین او را خلیفه خود خواند<ref name=":0">نفیسی، ‌سعید. مقدمه بر ''کلیات '''شیخ فخرالدین ابراهیم همدانی متخلص به عراقی'''''. تهران: سنایی، 1335، ‌ص ط (مقدمه).</ref>. چون مشایخ آن دیار با وی سازش نداشتند، از آنجا به قصد حج بیرون آمد و به عمّان و بحرین رفت و از آنجا به دیار روم شتافت و به خدمت شیخ صدرالدین قونیوی (د 673ق / 1274م) رسید<ref>شاهرودی (بیدار)، ‌اسماعیل. مقدمه بر '''''دیوان کامل شیخ فخرالدین عراقی'''''. ‌تهران: فخر رازی، چ 3، 1374، ص 8 (مقدمه ‌مصحح).</ref>. در قونیه، چنان که نوشته‌اند، ''فُصوص‌الحِکَم'' محیی‌الدین بن عربی (د 638ق / 1240م) را در مجلس درس آن استاد شنید و در اثنای آن ''لمعات'' را نوشت. هم در آنجا معین‌الدین پروانه (د 675ق / 1276م) وزیر سلاجقه، مرید عراقی شد و خانقاهی برای وی ساخت<ref>بیانی، مهدی. '''''کارنامه بزرگان ایران'''''. تهران: اداره کل انتشارات و رادیو، 1340، ص 311ـ312.</ref>. افزون بر این، عراقی در قونیه با بزرگان [[تصوف]] که در آن شهر گرد آمده بودند، مانند جلال‌الدین محمد مولوی<sup>*</sup> (د 672ق / 1273م)، شمس‌الدین ماردینی و سعید فرغانی و جز آنان معاصر و معاشر بود و مولوی توجه خاصی به وی داشت<ref>صفا، ‌ذبیح‌الله. '''''تاریخ ادبیات در ایران'''''. تهران: انتشارات فردوس، 1373، ج 3، ‌ب 1،  ص 574.</ref>. پس از مرگ معین‌الدین پروانه، عراقی به مصر رفت و سلطان مصر به سلک مریدان او درآمد. سپس رهسپار شام شد و 6 ماه در آنجا به سر برد. سرانجام در 687 یا 688ق / 1288 یا 1289م بیمار شد و پسرش را بر بالینش خواند و به او وصیت کرد و سپس درگذشت<ref name=":0" />. پیکرش را در صالحیه دمشق به خاک سپردند. از آثارش می‌توان ''دیوان شعر'' شامل حدود 5000 بیت در انواع شعر منظومه ''ده نامه'' یا ''عشاق نامه'' شامل 10 غزل و 10 مثنوی و رساله‌ ''لمعات'' را که از نفیس‌ترین کتاب‌های متصوفه به شمار می‌رود و بر آن شروح متعددی نوشته‌اند، ‌یاد کرد<ref>حکیمیان، ‌ابوالفتح. '''''فهرست مشاهیر ایران'''''. تهران: دانشگاه ملی ایران، 1357، ج 2، ص 226ـ 227.</ref>. ‌عراقی از محیی‌الدین عربی، احمد غزالی<sup>*</sup>، [[سنایی غزنوی]]<sup>*</sup>، ‌[[عطار نیشابوری]]<sup>*</sup>، فردوسی<sup>*</sup>، ‌[[ابوسعید ابوالخیر]]<sup>*</sup> و باباطاهر همدانی<sup>*</sup> متأثر بود. [[جامی|عبدالرحمان جامی]]<sup>*</sup> در ''اشعه اللمعات''، ‌[[حافظ شیرازی]]<sup>*</sup>، ‌شیخ محمود شبستری<sup>*</sup> در ''گلشن راز''، [[فرخی یزدی|فرّخی یزدی]]<sup>*</sup> و فخرالدین مزارعی نیز از او تأثیر پذیرفته‌اند<ref>«تأثیر پذیری عراقی از بزرگان ادب و عرفان همعصر، پیش و بعد از خود»، '''''نگرشی بر آثار عراقی'''''. تهران: انجمن آثار و مفاخر فرهنگی، 1376، ص 200، 202، 204، 206ـ208.</ref>. مهم‌ترین ویژگی زبان عراقی، سادگی، ‌روانی و طبیعی بودن آن است. او مانند مولوی و بسیاری از شاعران عارف مسلک بیش از لفظ به معنا توجه داشت<ref>صیادکوه، ‌علی‌اکبر. «نگاهی اجمالی به شیوه زبان و نحوه بیان عراقی»، '''''همان'''''، ص 58.</ref>. اشعار عراقی با مرور زمان به دورترین نقاط شبه قاره رخنه کرد و بسیاری از شاعران و عارفان مشهور شبه قاره در اشعار فارسی، اردو و پنجابی خود به وی تأسی می‌جسته‌اند. از این گروه می‌توان به خواجه میردرد دهلوی (د 1199ق / 1785م)، سیدعلی حیدر ملتانی (د 1177ق / 1763م)، پیر مهرعلیشاه گولروی و علامه اقبال لاهوری اشاره کرد<ref>اختر، محمدسلیم. '''''هفت گفتار درباره سنائی و عطار و عراقی'''''. تهران: دبیرخانه شورای گسترش زبان و ادبیات فارسی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، چ 1، 1375، ص 137ـ138.</ref>.


در کُمجان (کُمیجان از توابع اراک امروز) زاده شد. خاندان او همه اهل علم بودند<ref>صفا، ‌ذبیح‌الله. '''''تاریخ ادبیات در ایران'''''. تهران: انتشارات فردوس، چ 11، 1373، ج 3، ‌ب 1، ص 567ـ570.</ref>.<sup>1</sup> در پنج سالگی به مکتب رفت و در مدت 9 ماه حافظ ''قرآن'' مجید شد. گویا صوتی خوش و بیانی نافذ داشت، به گونه‌ای که هرگاه ''قرآن'' را به آواز حزین می‌خواند، هر شنونده‌ای را بی طاقت می‌کرد<ref>محتشم (خزاعی)، ‌نسرین. مقدمه بر '''''مجموعه آثار فخرالدین عراقی'''''. تهران: زوّار، چ 1، 1372، ص هشت (سرآغاز).</ref>. پس از آن به تحصیل علوم روی آورد، چنان که گویند در هفده سالگی در بعضی از مدارس مشهور [[همدان]] به افادت مشغول بود<ref>جامی، عبدالرحمان. '''''نفحات الانس من حضرات القدس'''''. به كوشش محمود عابدی، تهران: انتشارات اطلاعات، ‌1375، ص 599.</ref>. بنابر برخی روایات روزی سرگرم درس در مدرسه بود که جماعتی از قلندران، ‌غزل خوانان و سماع کنان به مدرسه درآمدند. با شنیدن غزل آنان انقلابی در عراقی پدید آمد و پس از آنکه قلندران راه [[اصفهان]] را در پیش گرفتند، عراقی کتاب‌ها را به دور انداخت و همسفر آنان شد<ref>ظفری، ولی‌الله. «عراقی»، '''''‌نگرشی بر آثار عراقی'''''. تهران: انجمن آثار و مفاخر فرهنگی، 1376، ص 254.</ref>. صاحبان بعضی از روایات نیز عراقی را مرید مستقیم شهاب‌الدین عمر سهروردی (د 632ق / 1236م) شمرده و آورده‌اند که شهاب‌الدین به سبب گستاخی شاگردش از او رنجید و او را برای تأدیب به هندوستان نزد شیخ بهاءالدین زکریا مولتانی (د 666ق / 1268م) فرستاد<ref>صفا، ‌ذبیح‌الله. '''''تاریخ ادبیات در ایران'''''. تهران: انتشارات فردوس، 1373، ج 3، ‌ب 1،  ص 572 ـ573.</ref>. در آنجا به سلک مریدان بهاءالدین زکریا پیوست و از وی خرقه گرفت. سپس بهاءالدین دخترش را به نکاح او درآورد و عراقی از این پیوند صاحب پسری به نام کبیرالدین شد. پس از 25 سال بهاءالدین او را خلیفه خود خواند<ref name=":0">نفیسی، ‌سعید. مقدمه بر ''کلیات '''شیخ فخرالدین ابراهیم همدانی متخلص به عراقی'''''. تهران: سنایی، 1335، ‌ص ط (مقدمه).</ref>. چون مشایخ آن دیار با وی سازش نداشتند، از آنجا به قصد حج بیرون آمد و به عمّان و بحرین رفت و از آنجا به دیار روم شتافت و به خدمت شیخ صدرالدین قونیوی (د 673ق / 1274م) رسید<ref>شاهرودی (بیدار)، ‌اسماعیل. مقدمه بر '''''دیوان کامل شیخ فخرالدین عراقی'''''. ‌تهران: فخر رازی، چ 3، 1374، ص 8 (مقدمه ‌مصحح).</ref>. در قونیه، چنان که نوشته‌اند، ''فُصوص‌الحِکَم'' محیی‌الدین بن عربی (د 638ق / 1240م) را در مجلس درس آن استاد شنید و در اثنای آن ''لمعات'' را نوشت. هم در آنجا معین‌الدین پروانه (د 675ق / 1276م) وزیر سلاجقه، مرید عراقی شد و خانقاهی برای وی ساخت<ref>بیانی، مهدی. '''''کارنامه بزرگان ایران'''''. تهران: اداره کل انتشارات و رادیو، 1340، ص 311ـ312.</ref>. افزون بر این، عراقی در قونیه با بزرگان [[تصوف]] که در آن شهر گرد آمده بودند، مانند جلال‌الدین محمد مولوی<sup>*</sup> (د 672ق / 1273م)، شمس‌الدین ماردینی و سعید فرغانی و جز آنان معاصر و معاشر بود و مولوی توجه خاصی به وی داشت<ref>صفا، ‌ذبیح‌الله. '''''تاریخ ادبیات در ایران'''''. تهران: انتشارات فردوس، 1373، ج 3، ‌ب 1،  ص 574.</ref>. پس از مرگ معین‌الدین پروانه، عراقی به مصر رفت و سلطان مصر به سلک مریدان او درآمد. سپس رهسپار شام شد و 6 ماه در آنجا به سر برد. سرانجام در 687 یا 688ق / 1288 یا 1289م بیمار شد و پسرش را بر بالینش خواند و به او وصیت کرد و سپس درگذشت<ref name=":0" />. پیکرش را در صالحیه دمشق به خاک سپردند. از آثارش می‌توان ''دیوان شعر'' شامل حدود 5000 بیت در انواع شعر منظومه ''ده نامه'' یا ''عشاق نامه'' شامل 10 غزل و 10 مثنوی و رساله‌ ''لمعات'' را که از نفیس‌ترین کتاب‌های متصوفه به شمار می‌رود و بر آن شروح متعددی نوشته‌اند، ‌یاد کرد<ref>حکیمیان، ‌ابوالفتح. '''''فهرست مشاهیر ایران'''''. تهران: دانشگاه ملی ایران، 1357، ج 2، ص 226ـ 227.</ref>. ‌عراقی از محیی‌الدین عربی، احمد غزالی<sup>*</sup>، [[سنایی غزنوی]]<sup>*</sup>، ‌[[عطار نیشابوری]]<sup>*</sup>، فردوسی<sup>*</sup>، ‌[[ابوسعید ابوالخیر]]<sup>*</sup> و باباطاهر همدانی<sup>*</sup> متأثر بود. [[جامی|عبدالرحمان جامی]]<sup>*</sup> در ''اشعه اللمعات''، ‌[[حافظ شیرازی]]<sup>*</sup>، ‌شیخ محمود شبستری<sup>*</sup> در ''گلشن راز''، [[فرخی یزدی|فرّخی یزدی]]<sup>*</sup> و فخرالدین مزارعی نیز از او تأثیر پذیرفته‌اند<ref>«تأثیر پذیری عراقی از بزرگان ادب و عرفان همعصر، پیش و بعد از خود»، '''''نگرشی بر آثار عراقی'''''. تهران: انجمن آثار و مفاخر فرهنگی، 1376، ص 200، 202، 204، 206ـ208.</ref>. مهم‌ترین ویژگی زبان عراقی، سادگی، ‌روانی و طبیعی بودن آن است. او مانند مولوی و بسیاری از شاعران عارف مسلک بیش از لفظ به معنا توجه داشت<ref>صیادکوه، ‌علی‌اکبر. «نگاهی اجمالی به شیوه زبان و نحوه بیان عراقی»، '''''همان'''''، ص 58.</ref>. اشعار عراقی با مرور زمان به دورترین نقاط شبه قاره رخنه کرد و بسیاری از شاعران و عارفان مشهور شبه قاره در اشعار فارسی، اردو و پنجابی خود به وی تأسی می‌جسته‌اند. از این گروه می‌توان به خواجه میردرد دهلوی (د 1199ق / 1785م)، سیدعلی حیدر ملتانی (د 1177ق / 1763م)، پیر مهرعلیشاه گولروی و علامه اقبال لاهوری اشاره کرد<ref>اختر، محمدسلیم. '''''هفت گفتار درباره سنائی و عطار و عراقی'''''. تهران: دبیرخانه شورای گسترش زبان و ادبیات فارسی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، چ 1، 1375، ص 137ـ138.</ref>.<sup>14</sup>
== نیز نگاه کنید به ==
 
* [[تصوف]]
* [[سنایی غزنوی]]
* [[عطار نیشابوری]]
* [[جامی]]


== مآخذ ==
== مآخذ ==
# صفا، ‌ذبیح‌الله. '''''تاریخ ادبیات در ایران'''''. تهران: انتشارات فردوس، چ 11، 1373، ج 3، ‌ب 1، ص 567ـ570.
<references />
# محتشم (خزاعی)، ‌نسرین. مقدمه بر '''''مجموعه آثار فخرالدین عراقی'''''. تهران: زوّار، چ 1، 1372، ص هشت (سرآغاز).
 
# جامی، عبدالرحمان. '''''نفحات الانس من حضرات القدس'''''. به کوشش محمود عابدی، تهران: انتشارات اطلاعات، ‌1375، ص 599.
== منبع اصلی ==
# ظفری، ولی‌الله. «عراقی»، '''''‌نگرشی بر آثار عراقی'''''. تهران: انجمن آثار و مفاخر فرهنگی، 1376، ص 254.
[https://icro.ir/ سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، مرکز مطالعات راهبردی روابط فرهنگی] (1398). دانشنامه ایران. تهران: [https://alhoda.ir/ موسسه فرهنگی هنری و انتشارات بین المللی الهدی]،
# صفا، ‌ذبیح‌الله. '''''تاریخ ادبیات در ایران'''''. تهران: انتشارات فردوس، چ 11، 1373، ج 3، ‌ب 1،  ص 572 ـ573.
# نفیسی، ‌سعید. مقدمه بر ''کلیات '''شیخ فخرالدین ابراهیم همدانی متخلص به عراقی'''''. تهران: سنایی، 1335، ‌ص ط (مقدمه).
# شاهرودی (بیدار)، ‌اسماعیل. مقدمه بر '''''دیوان کامل شیخ فخرالدین عراقی'''''. ‌تهران: فخر رازی، چ 3، 1374، ص 8 (مقدمه ‌مصحح).
# بیانی، مهدی. '''''کارنامه بزرگان ایران'''''. تهران: اداره کل انتشارات و رادیو، 1340، ص 311ـ312.
# صفا، ‌ذبیح‌الله. '''''تاریخ ادبیات در ایران'''''. تهران: انتشارات فردوس، چ 11، 1373، ج 3، ‌ب 1،  ص 574.
# نفیسی. همانجا.
# حکیمیان، ‌ابوالفتح. '''''فهرست مشاهیر ایران'''''. تهران: دانشگاه ملی ایران، 1357، ج 2، ص 226ـ 227.
# «تأثیر پذیری عراقی از بزرگان ادب و عرفان همعصر، پیش و بعد از خود»، '''''نگرشی بر آثار عراقی'''''. تهران: انجمن آثار و مفاخر فرهنگی، 1376، ص 200، 202، 204، 206ـ208.
# صیادکوه، ‌علی‌اکبر. «نگاهی اجمالی به شیوه زبان و نحوه بیان عراقی»، '''''همان'''''، ص 58.
# اختر، محمدسلیم. '''''هفت گفتار درباره سنائی و عطار و عراقی'''''. تهران: دبیرخانه شورای گسترش زبان و ادبیات فارسی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، چ 1، 1375، ص 137ـ138.


== نویسنده مقاله ==
ابوالقاسم رادفر
ابوالقاسم رادفر
[[رده:ادبیات و زبان شناسی]]
[[رده:ادبیات]]

نسخهٔ کنونی تا ‏۶ ژوئن ۲۰۲۵، ساعت ۱۱:۰۵

عراقی، فخرالدین (610-688ق / 1213-1289م)، عارف، ‌شاعر. شیخ فخرالدین ابراهیم بن بُزُرجمهر همدانی فراهانی، مشهور به عراقی.

در کُمجان (کُمیجان از توابع اراک امروز) زاده شد. خاندان او همه اهل علم بودند[۱].1 در پنج سالگی به مکتب رفت و در مدت 9 ماه حافظ قرآن مجید شد. گویا صوتی خوش و بیانی نافذ داشت، به گونه‌ای که هرگاه قرآن را به آواز حزین می‌خواند، هر شنونده‌ای را بی طاقت می‌کرد[۲]. پس از آن به تحصیل علوم روی آورد، چنان که گویند در هفده سالگی در بعضی از مدارس مشهور همدان به افادت مشغول بود[۳]. بنابر برخی روایات روزی سرگرم درس در مدرسه بود که جماعتی از قلندران، ‌غزل خوانان و سماع کنان به مدرسه درآمدند. با شنیدن غزل آنان انقلابی در عراقی پدید آمد و پس از آنکه قلندران راه اصفهان را در پیش گرفتند، عراقی کتاب‌ها را به دور انداخت و همسفر آنان شد[۴]. صاحبان بعضی از روایات نیز عراقی را مرید مستقیم شهاب‌الدین عمر سهروردی (د 632ق / 1236م) شمرده و آورده‌اند که شهاب‌الدین به سبب گستاخی شاگردش از او رنجید و او را برای تأدیب به هندوستان نزد شیخ بهاءالدین زکریا مولتانی (د 666ق / 1268م) فرستاد[۵]. در آنجا به سلک مریدان بهاءالدین زکریا پیوست و از وی خرقه گرفت. سپس بهاءالدین دخترش را به نکاح او درآورد و عراقی از این پیوند صاحب پسری به نام کبیرالدین شد. پس از 25 سال بهاءالدین او را خلیفه خود خواند[۶]. چون مشایخ آن دیار با وی سازش نداشتند، از آنجا به قصد حج بیرون آمد و به عمّان و بحرین رفت و از آنجا به دیار روم شتافت و به خدمت شیخ صدرالدین قونیوی (د 673ق / 1274م) رسید[۷]. در قونیه، چنان که نوشته‌اند، فُصوص‌الحِکَم محیی‌الدین بن عربی (د 638ق / 1240م) را در مجلس درس آن استاد شنید و در اثنای آن لمعات را نوشت. هم در آنجا معین‌الدین پروانه (د 675ق / 1276م) وزیر سلاجقه، مرید عراقی شد و خانقاهی برای وی ساخت[۸]. افزون بر این، عراقی در قونیه با بزرگان تصوف که در آن شهر گرد آمده بودند، مانند جلال‌الدین محمد مولوی* (د 672ق / 1273م)، شمس‌الدین ماردینی و سعید فرغانی و جز آنان معاصر و معاشر بود و مولوی توجه خاصی به وی داشت[۹]. پس از مرگ معین‌الدین پروانه، عراقی به مصر رفت و سلطان مصر به سلک مریدان او درآمد. سپس رهسپار شام شد و 6 ماه در آنجا به سر برد. سرانجام در 687 یا 688ق / 1288 یا 1289م بیمار شد و پسرش را بر بالینش خواند و به او وصیت کرد و سپس درگذشت[۶]. پیکرش را در صالحیه دمشق به خاک سپردند. از آثارش می‌توان دیوان شعر شامل حدود 5000 بیت در انواع شعر منظومه ده نامه یا عشاق نامه شامل 10 غزل و 10 مثنوی و رساله‌ لمعات را که از نفیس‌ترین کتاب‌های متصوفه به شمار می‌رود و بر آن شروح متعددی نوشته‌اند، ‌یاد کرد[۱۰]. ‌عراقی از محیی‌الدین عربی، احمد غزالی*، سنایی غزنوی*، ‌عطار نیشابوری*، فردوسی*، ‌ابوسعید ابوالخیر* و باباطاهر همدانی* متأثر بود. عبدالرحمان جامی* در اشعه اللمعات، ‌حافظ شیرازی*، ‌شیخ محمود شبستری* در گلشن راز، فرّخی یزدی* و فخرالدین مزارعی نیز از او تأثیر پذیرفته‌اند[۱۱]. مهم‌ترین ویژگی زبان عراقی، سادگی، ‌روانی و طبیعی بودن آن است. او مانند مولوی و بسیاری از شاعران عارف مسلک بیش از لفظ به معنا توجه داشت[۱۲]. اشعار عراقی با مرور زمان به دورترین نقاط شبه قاره رخنه کرد و بسیاری از شاعران و عارفان مشهور شبه قاره در اشعار فارسی، اردو و پنجابی خود به وی تأسی می‌جسته‌اند. از این گروه می‌توان به خواجه میردرد دهلوی (د 1199ق / 1785م)، سیدعلی حیدر ملتانی (د 1177ق / 1763م)، پیر مهرعلیشاه گولروی و علامه اقبال لاهوری اشاره کرد[۱۳].

نیز نگاه کنید به

مآخذ

  1. صفا، ‌ذبیح‌الله. تاریخ ادبیات در ایران. تهران: انتشارات فردوس، چ 11، 1373، ج 3، ‌ب 1، ص 567ـ570.
  2. محتشم (خزاعی)، ‌نسرین. مقدمه بر مجموعه آثار فخرالدین عراقی. تهران: زوّار، چ 1، 1372، ص هشت (سرآغاز).
  3. جامی، عبدالرحمان. نفحات الانس من حضرات القدس. به كوشش محمود عابدی، تهران: انتشارات اطلاعات، ‌1375، ص 599.
  4. ظفری، ولی‌الله. «عراقی»، ‌نگرشی بر آثار عراقی. تهران: انجمن آثار و مفاخر فرهنگی، 1376، ص 254.
  5. صفا، ‌ذبیح‌الله. تاریخ ادبیات در ایران. تهران: انتشارات فردوس، 1373، ج 3، ‌ب 1، ص 572 ـ573.
  6. ۶٫۰ ۶٫۱ نفیسی، ‌سعید. مقدمه بر کلیات شیخ فخرالدین ابراهیم همدانی متخلص به عراقی. تهران: سنایی، 1335، ‌ص ط (مقدمه).
  7. شاهرودی (بیدار)، ‌اسماعیل. مقدمه بر دیوان کامل شیخ فخرالدین عراقی. ‌تهران: فخر رازی، چ 3، 1374، ص 8 (مقدمه ‌مصحح).
  8. بیانی، مهدی. کارنامه بزرگان ایران. تهران: اداره کل انتشارات و رادیو، 1340، ص 311ـ312.
  9. صفا، ‌ذبیح‌الله. تاریخ ادبیات در ایران. تهران: انتشارات فردوس، 1373، ج 3، ‌ب 1، ص 574.
  10. حکیمیان، ‌ابوالفتح. فهرست مشاهیر ایران. تهران: دانشگاه ملی ایران، 1357، ج 2، ص 226ـ 227.
  11. «تأثیر پذیری عراقی از بزرگان ادب و عرفان همعصر، پیش و بعد از خود»، نگرشی بر آثار عراقی. تهران: انجمن آثار و مفاخر فرهنگی، 1376، ص 200، 202، 204، 206ـ208.
  12. صیادکوه، ‌علی‌اکبر. «نگاهی اجمالی به شیوه زبان و نحوه بیان عراقی»، همان، ص 58.
  13. اختر، محمدسلیم. هفت گفتار درباره سنائی و عطار و عراقی. تهران: دبیرخانه شورای گسترش زبان و ادبیات فارسی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، چ 1، 1375، ص 137ـ138.

منبع اصلی

سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، مرکز مطالعات راهبردی روابط فرهنگی (1398). دانشنامه ایران. تهران: موسسه فرهنگی هنری و انتشارات بین المللی الهدی،

نویسنده مقاله

ابوالقاسم رادفر